در تاریخ : سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۸۷
موضوعات : اقتصادی , مقالات
روزنامه آلمانی تاگس اشپیگل چگونگی حیف و میل کردن و هدر رفتن ثروت سرشار نفت کشورهای خاورمیانه را مورد ارزیابی قرار داد.
به گزارش "الف"، روزنامه آلمانی تاگس اشپیگل در تحلیلی به قلم "کنت پولاک" عضو ارشد مشاوران "مرکز سیاست خاورمیانهای" و موسسه بروکینز با انتقاد از حیف و میل درآمدهای ناشی از افزایش قیمت نفت در کشورهای نفت خیز خاورمیانه، این کشورها را نسبت به نتایج سیاستهای غلط اقتصادی شان که باعث تیره روزی و افزایش فقر در این جوامع می شود، هشدار داد.
کنت پولاک در این مقاله می نویسد: ممکن است فکر کنید که نفت ۱۴۰ دلاری اگر حداقل برای یک منطقه از جهان خوب بوده باشد آن منطقه جایی نیست جز خاورمیانه. اما باید گفت که این ناحیه جزو مناطقی است که بیشتر رنج را از بابت افزایش قیمت نفت متحمل شده است. به همان دردناکی رکورد اقتصادی آمریکا که با افزایش قیمتهای نفت آغاز شده است.
این عضو ارشد مشاوران مرکز سیاست خاورمیانه ای موسسه بروکینز ادامه داد: باید این مساله را در نظر گرفت که وقتی پول نفت بدون دقت و ملاحظه سرمایه گذاری شود، این نوع سرمایه گذاری نه تنها تاثیر اندکی از خود را نشان می دهد بلکه حتی می تواند موجب بروز مشکلاتی نیز شود. با وجودی که به نظر می رسد از منظر اقتصاد کلان مولفه هایی چون تولید ناخالص داخلی، توازن تجاری و سرمایه گذاریهای خارجی، همگی در این منطقه بگونه ای فزاینده در حال رشد و پیشرفت است، اما بیکاری و کم کاری در این منطقه افزایش یافته و همزمان تورم نیز بسرعت در حال صعود است. به همین علت است که مسائل و مشکلات مهمی در سطح اقتصاد کلان قابل شناسایی است که تصویر امیدبخش زرورق اقتصاد کلان این منطقه را دروغی آشکار می نمایاند.
به اعتقاد کنت پولاک، بسیاری از سرمایه ها و پولهای کشورهای خاورمیانه در طرحهایی سرمایه گذاری می شوند که بجای آنکه مزایای سیاسی و اقتصادی بلندمدتی را برای کشورهای منطقه در بر داشته باشند، تنها سود و منفعتی زودهنگام را نصیب سرمایه گذاران می کنند.
تاگس اشپیگل با اشاره به اینکه بخش عظیمی از این پولها بجای بکار گیری در صنایع اشتغال زا، در بخشهای غیر مولد نظیر خرید و فروش مستغلات و یا تصفیه و پالایش نفت جریان پیدا کرده اند اضافه کرد: در این میان حتی نیروهای کار این منطقه نیز بجای بخدمت گرفتن نیروهای بومی از جنوب آسیا و آسیای جنوب شرقی وارد و بکارگیری می شوند.
کنت پولاک در بخشی از این مقاله با اشاره به سیاست کشورهای غربی و بویژه آمریکا برای عدم وابستگی به نفت خام ، خاطر نشان کرد: گرچه می توان گفت هر بشکه نفت خام به ارزش ۱۴۰ دلار دست کم از یکطرف می تواند برای بخشی از دنیا یعنی خاورمیانه بعنوان یک مزیت مطرح باشد و از طرف دیگر مایه رکود و کسادی امریکایی ها شود، اما در هر صورت همین امریکایی ها دیگر متقاعد شده اند که باید وابستگی به نفت خام را کاهش داد که این مساله در بلند مدت برای اقتصاد محیط زیست و امنیت ملی غرب دستاورد بزرگی به حساب خواهد آمد.
نویسنده این تحلیل با اشاره به اینکه امروز منطقه حاورمیانه نوعی جهش اقتصادی را تجربه می کند که در عین حال عمیقا با مسائل سیاسی اقتصادی و اجتماعی ریشه دار مرتبط شده است، افزود: پیدایش و ظهور گروههای تروریستی همچون گروه القاعده در نتیجه رویارویی با چنین مسائلی است در واقع درست است که مردم این منطقه به آینده امیدوارند اما همزمان این خطر نیز وجود دارد که سرریز شدن درآمدهای سرشار نفتی به این منطقه موجبات بی ثباتی و ناپایداری آنرا افزایش دهد.
کنت پولاک در ادامه این تحلیل خود افزود: در سالهای۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی و درحین نخستین جهش بزرگ اقتصادی در این منطقه، تولید کنندگان نفت بیشترین بخش ثروت خود را حیف و میل کردند و هدر دادند. آنها چندین نظام رفاهی بسیار گسترده را در جوامع خود پدید آوردند که تامین بهداشت و سلامتی مردم را بهبود می بخشید. همین موضوع حتی دلیلی بر رشد انفجارگونه جمعیت ظرف ۳۰ سال گذشته در این منطقه شد. علاوه بر این آنها در طول این مدت سرمایه های خود را از کشورشان خارج کردند. در واقع این جماعت برای توسعه یا حتی تنوع و دگرگونی اقتصاد خود هیچ کاری نکردند.
این تحلیلگر مسایل اقتصادی افزوده است: درست زمانی که جهش اقتصادی در سالهای ۹۰ میلادی برای کشورهای نفت خیز خاورمیانه رو به افول نهاد، مشکلات و مسائل اقتصادی به همراه نارضایتی سیاسی، ترور و شورش و طغیان گریبانشان را گرفت. اما در این میان چند تولید کننده نفت خام منطقه بودند که هوشمندانه رفتار کردند. آنها میلیاردها میلیارد دلار در کشورهای خودشان سرمایه گذاری کردند، صنایع را گسترش دادند، راه سازی و جاده سازی کردند، کارخانه ها را احیا کردند و از همه مهمتر مشارکت اجتماعی را در میان مردم خود افزایش دادند.
پولاک در ادامه می افزاید: این امر موجب شد تا نخبگان منطقه و بسیاری دیگر از دنیای سرمایه از پیدایش عصر نوینی در خاورمیانه سخن به میان آورند. چرا که درآمدهای جدید نفتی این توان و ظرفیت را دارند که اقتصاد منطقه را متحول، فرصتهای شغلی را برای همگان ایجاد و کشورهای نفت خیز را به ابرقدرت اقتصادی جهان تبدیل کنند.
این مقاله در بخش دیگری با اشاره به افزایش شدید تورم در کشورهای نفت خیز خاورمیانه نوشته است: صعود بهای انرژی و گسیل درامدهای نفتی، منطقه را به تورم قیمتها دچار کرده است بطوری که بعنوان مثال در قطر نرخ تورم به ۱۴ درصد افزایش یافته است. این رقم ۲٫۶ درصد بیش از سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ در این کشور بوده است.
تاگس اشپیگل می نویسد: مثل همیشه طبقات متوسط و پایین جوامع این منطقه از تورم و افزایش قیمتها رنج می برند و حتی در چند کشور عربی تورم طبقه متوسط جامعه را از بین برده و به بخشی از فقرا و محرومان تبدیل کرده است. بسیاری از این تهیدستان بعنوان نیروهای ضد دولتی در صدد سقوط حکومتهای خود برمی آیند.
پولاک با اعلام اینکه افزایش جهانی هزینه های زندگی منطقه خاورمیانه را نیز تحت تاثیر قرار داده است تصریح کرد: به همین منظور در مبارزه با تاثیرات تورم دولتهای عربستان سعودی، قطر، عمان و امارات متحده عربی، حقوق و مستمری کارمندان خود را از ۱۵ تا ۷۰ درصد افزایش داده اند. درست است که این افزایش در کوتاه مدت می تواند کمک حال باشد اما با توجه به آنکه تورم روز به روز بیشتر می شود نمی تواند در مشکلات ساختاری عرصه اقتصاد تغییری ایجاد کند.
نویسنده کتاب جدید الانتشار راهبرد بزرگ امریکا برای خاورمیانه در ادامه به نقش کارگران خارجی در کشورهای عربی اشاره و تصریح کرد: اساسا کشورهای عربی بعلت آنکه این نیروهای کاری در مقایسه با نیروهای بومی اکثرا ارزانتر و با پشتکار هستند، بطور چشمگیری به وجودشان وابسته شده اند. با اینحال نارضایتی این کارگران با توجه به رفتارهای کارفرمایان بوضوح از رخسارشان پیداست. همین نیروهای ارزان قیمت خارجی که در کشورهای کوچک خلیج فارس ۸۰ تا ۹۵ درصد نیروی کار بخش خصوصی را به خود اختصاص داده اند، بتازگی در بحرین و امارات متحده عربی در مقابله با تحلیل درآمدهای ناشی از تورم، اعتصاباتی را به راه انداخته اند.
تاگس اشپیگل می افزاید: اینکه کارگران خارجی حدود ۴۰ درصد از جمعیت شبه جزیره عرب را تشکیل می دهند، با توجه به وجود مناقشات کارگری مساله ای نگران کننده است. همزمان ثروتمندان منطقه به شیوه ای وقیحانه و شرم آوری، چه مشروع و چه نامشروع از ناحیه درامدهای غیر منتظره نفتی به ثروتی هنگفت دست پیدا کرده اند. اما زمانی که این پولها در جامعه به جریان می افتند اغلب یک بی توازنی اجتماعی خطرناک اتفاق می افتد.
این روزنامه چاپ آلمان با اشاره به اینکه ظاهرا برخی از رهبران منطقه از این مشکلات اقتصادی درسهایی گرفته اند، نوشت: بعنوان مثال ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی نشان داده است که درک روشنی از آنچه که در بلندمدت به نفع کشورش است پیدا کرده است. او با پمپاژ پول به مجموعه ها و شهرهای اقتصادی عربستان در تلاش است مراکز بسیار ایده الی را برای جذب سرمایه و استفاده از نیروهای کار عرب بوجود آورد و به این واسطه مردمش را از افسردگی و ناامیدی خطرناکی که آنها را عذاب می دهد برهاند. پادشاه عربستان همچنین در حوزه آموزش به تاسیس دانشگاه ملک عبدالله اقدام کرده است تا با جمع کردن استادان مجرب از سراسر دنیا یکسری برنامه های آموزشی با محوریت علوم طبیعی، فناوری، ابداع و نواوری برای عربستان سعودی، طراحی و توسعه یابد.
این تحلیلگر مسایل اقتصادی در پایان مقاله خود، نکاتی را به سران کشورهای نفت خیز خاورمیانه برای توصیه می کند. وی می گوید: نخستین اقدام ای است که صندوقهای مالی دولتی و سرمایه گذاریهای بخش خصوصی برای ایجاد صنایع مولد به خدمت گرفته شوند تا علاوه بر تولید سود سرشار، اشتغالزایی هم ایجاد کنند و هم طبقه کارگری مستعد کار را رشد و پرورش دهند. این بدان معناست که سرمایه گذاریهای منطقه ای بعنوان شکل هوشمندانه ای در توزیع رفاه بکار گرفته شوند گرچه با اعمال این سیاست بی شک از میزان سودهای واصله قبلی کسر می شود اما با این حال در سالهای بعد کشور از یکسری مزایای بی شمار سیاسی برخوردار خواهد شد در این میان چنانچه براندازیهای داخلی این کشورها برچیده و بخش عظیمی از نارضایتی ها و ناامیدی ها حذف شوند، دستاورد خیرخواهانه قابل توجهی را برای دنیایی که احتمالا همچنان تا دهها سال دیگر به نفت خاورمیانه وابسته اند به ارمغان خواهد آورد.











