نگاه نو » بنجامین اسکینر: هرگز این اندازه برده در تاریخ بشر وجود نداشته است
بنجامین اسکینر: هرگز این اندازه برده در تاریخ بشر وجود نداشته است

در تاریخ : پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۸۷

موضوعات : حقوق بشر

image 

در‌هائیتی بهای یک دختر ۵۰ دلار است. در هند برده داری مبتنی بر بدهی مالی (Schuldknechte) وجود دارد که حتی به نسل‌های بعدی تسری داده می‌شود. روزنامه‌نگار آمریکایی ای. بنجامین اسکینر یک سال تمام در سرتاسر جهان بازارهای برده را مورد بررسی دقیق قرار داده است. ولت آن لاین با او در باره برده فروشان سنگدل و ستمگری‌هایی که از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شود به گفتگو نشسته است.

برگردان: علی‌محمد طباطبایی/ نقل از سایت ایران امروز

ولت آن لاین: فوتبالیست پرتغالی کریستیانو رونالدو همین تابستان گفته بود: «من یک برده‌ی نوع جدید هستم.» شما هم با این اظهار نظر او موافقید؟

اسکینر: این آقا در منچستر یونایتد چقدر درآمد دارد؟ هر هفته در حدود ۲۵ هزار دلار، بله؟

ولت آن لاین: ظاهراً هشت برابر آن.

اسکینر: این که هرکس هر سخن بامزه‌ای که می‌خواهد بگوید از نظر من هیچ مانعی ندارد. لیکن باید بدانیم که نابجا بکاربردن واژه‌ها گاهی می‌تواند باعث ناچیز نشان دادن درد و رنج میلیون‌ها انسان شود. منظور من در اینجا نه فقط کسانی هستند که مزد اندکی دریافت می‌کنند و نیروی کارشان استثمار می‌گردد، بلکه من از برده‌های واقعی سخن می‌گویم.

ولت آن لاین: و منظور شما؟

اسکینر: انسان‌هایی که با فریب و تهدید به خشونت، مجبور به کارکردن می‌شوند و مزدی که دریافت می‌کنند فقط برای زنده ماندن آنها کفایت می‌کند.

ولت آن لاین: تعدا کسانی که واقعاً و نه استعاری در وضعیت بردگی به سر می‌برند چقدر است؟

اسکینر: برآوردهای قابل قبول از حداقل ۱۲ میلیون سخن می‌گویند. این عدد از گزارش سازمان جهانی کار اجباری (ILO) به دست آمده است. دیگر متخصصین برجسته از ۲۷ میلیون سخن می‌گویند. در هرحال در یک چیز تردیدی وجود ندارد: هرگز تا این اندازه برده در تاریخ بشر وجود نداشته است.

ولت آن لاین: این برآوردها قطعی است؟

اسکینر: بله. این را هم اضافه کنم که تعداد برده‌ها به ازاء جمعیت فعلی جهان درمقایسه با گذشته کمتر است. اما به طور کل در مورد اعداد باید محتاط بود. دولت دهلی تعداد برده‌های هند را رسماً ۲۰۰ هزار برآورد کرده است و این در حالی است که ایالت تامیل نادو تعداد آنها را دو میلیون می‌داند. موجه ترین آمارها تعداد برده‌های هند را حداقل دومیلیون می‌داند.

ولت آن لاین: این انسان‌ها مجبور به انجام چه نوع کارهایی می‌شوند؟

اسکینر: بستگی دارد. غالباً انجام کارهای خانه است یا مثلاً روابط جنسی مانند کودکان برده در‌هائیتی یا اقلیت‌های برده شده در سودان. در هند مسئله به ویژه حاد است. در آنجا ما شاهد نوعی کاربردگی وراثتی هستیم که ریشه آن پولی است که در چند نسل پیش به وام گرفته شده بوده. در گونو (Gonoo) و در یک کارگاه سنگ شکنی من با فردی روبرو شدم که او و خانواده اش روزانه ۱۴ ساعت سنگ‌ها را خرد می‌کردند. پدر بزرگ او وامی به ارزش ۶۲ سنت آمریکا گرفته بود تا جهیزیه مادر آن فرد را بپردازد. پس از گذشت سه نسل و سه صاحب برده، آن خانواده هنوز هم در وضعیت بردگی به سر می‌برد. بردگی مبتنی بر قرض از ۱۹۷۶ در هند غیر قانونی است، اما من از این که می‌دیدم هنوز هم این روال ادامه دارد به شدت یکه خوردم. در اوتار پرادش و یا در بیهار شما یک روستای کامل را می‌بینید که همگی در این شیوه به عنوان برده کار می‌کنند.

ولت آن لاین: از زمان پایان جنگ اول جهانی قراردادها و قطعنامه‌های بیشماری برای محو برده داری به امضا رسیده است، از آن جمله بیانیه حقوق بشر در ۱۹۴۸. ۲۷ سال پیش موریتانی به عنوان آخرین کشور جهان برده داری را ممنوع ساخت. آیا تمامی این سندها صرفاً حیف و میل کاغذ بود و بس؟

اسکینر: خیر. قوانین مهم‌اند. آنها وظایف دولت‌ها را شرح می‌دهند. ولی ما نمی‌توانیم به آنها اطمینان کافی داشته باشیم. دموکراسی‌های قابل اعتماد مانند آنچه در ایالات متحده یا آلمان وجود دارد باید برای به اجرا درآوردنشان به اعمال فشار بپردازند. شرکت‌های تجاری و تولیدی باید دقت به خرج دهند تا هیچ گونه محصولی که حاصل کار برده‌ها است وارد زنجیره ارسالی به آنها نباشد. و همگی باید از نمایندگان جامعه مدنی که برنامه‌های کمکی آنها برای محو بردگی موفق از آب درآمده است حمایت کنند.

ولت آن لاین: مثلاً؟

اسکینر: نمونه اش سازمان‌هایی مانند «برده‌ها را آزاد کنید» (Free The Slaves). این ان جی او به کمک اعضایی که در محل‌های مورد نظر دارد نه فقط برای آزادی برده‌ها تلاش می‌کند که همچنین برای اعاده حیثیت از آنها. آنها برای کسانی که از قید بردگی آزاد شده‌اند حقوق انسانی شان را توضیح می‌دهند و دسترسی آنها به فراگرفتن حرفه جدید و دریافت وام برای ایجاد یک زندگی جدید را فراهم می‌کنند. در هندوستان این قبیل سازمان‌ها حق و حقوقی را که برده‌های مقروض در اجاره نامچه‌ها دارند توضیح می‌دهند. فردی مانند همان گونو به این ترتیب از حق انتخاب میان ترک آن کارگاه سنگ کوبی و ادامه کارش برخوردار میگردد، با این تفاوت که پس از آن وی دیگر می‌تواند محصول کارش را برای خودش نگه دارد.

ولت آن لاین: اولین برده‌ای که به او برخوردید چه کسی بود؟

اسکینر: نام او مختار بود، فردی که پیشتر از آن در موریتانی برده بود. ۱۵ سال قبل او موفق به فرار گردید، ابتدا به سنگال، سپس به لیبی که در آنجا موفق به تحصیل در رشته پزشکی گردید. من او را در نیویورک ملاقات کردم. وی در آنجا یک سازمان ضد برده داری را اداره می‌کرد. شخصیت وی مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌داد: انسانیت او را به زور از او جدا کرده بودند و با این وجود موفق به فرار شده و حتی توانسته بود یک زندگی جدید برای خودش بوجود آورد و برای آزادی دیگران مبارزه کند. تصمیم قطعی او برای مبارزه همراه با آرامش خاطری که داشت مرا به یاد فردریک دوگلاس می‌انداخت.

ولت آن لاین: منظورتان همان برده مشهور آمریکایی و طرفدار الغای برده داری است؟

اسکینر: بله. مختار برایم روشن ساخت که تحمل برده بودن برای یک انسان تا چه اندازه دشوار است و حتی پس از این دوره تا چه اندازه چالش بزرگی است که ذهن یک برده پیشین بتواند از شر آن خلاصی یاب. گاندی جایی گفته بود: در همان لحظه‌ای که یک برده تصمیم می‌گیرد دیگر برده نباشد زنجیرهای او نیز از همان وقت از هم می‌گسلند. به باور من برای میلیون‌ها برده این چندان کار ساده‌ای نیست.

ولت آن لاین: چه چیزی است که در آزادی برده‌ها دشوار است؟

اسکینر: برای مثال همین گونو را از آن کارگاه سنگ شکنی در هند در نظر گیریم. کمی قبل از این که من با او ملاقات کنم اربابش در رابطه به یک جنایت خود را پنهان ساخته بود. من از او پرسیدم: چرا فرار نمی‌کنی؟ و او پاسخ داد: کجا بروم؟ چه بخورم؟ من تمامی زندگی ام را به عنوان یک برده گذرانده ام، و این سرنوشت کودکان من نیز خواهد بود. در اوایل قرن بیستم بازمانده‌های برده داری ایالات متحده سخنان مشابهی تعریف کرده بودند: هنگامی که یانکی‌ها به آنها گفتند «حالا همه شما آزادید!» کمترین تصوری از این وضعیت جدید خود نداشتند. آنها از نسل دوم و سوم برده‌هایی که در زمین‌های بزرگ کار می‌کردند بودند. هویت آنها به کل از میان برده شده بود. آنها نمی‌دانستند که چگونه باید روی پای خود به زندگی ادامه دهند. آنها هیچ دوره‌ی آموزشی ندیده بودند، امکان گرفتن وام بانکی را نداشتند و حق و حقوق انسانی خود را نمی‌شناختند.

ولت آن لاین: تفاوت میان برده‌های جدید و قدیمی چیست؟

اسکینر: از آنجا که برده داری رسماً در همه جا ممنوع است، حالا باید با فریب مردم را برده کرد: برده داران وعده‌ی آینده بهتر در شهر یا کشورهای غربی را می‌دهند، نزول خوارها در برابر وام‌های اندک بهره‌های کلان طلب می‌کنند.

ولت آن لاین: در حال حاضر بهای یک برده چقدر است؟

اسکینر: در این خصوص خیلی چیزها عوض شده است. در سال ۱۸۵۰ می‌شد یک مرد سالم را با ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار خرید. و اگر چه به هیچ وجه نمی‌خواهم جنایت برده داری در قرن ۱۹ را کوچک جلوه دهم، اما به این نتیجه گیری می‌رسم که: آن زمان ارباب‌ها برده‌های خود را به عنوان سرمایه‌های ارزشمند می‌نگریستند. امروز با آنها مانند کالاهای یکبار مصرف رفتار می‌شود. در سال ۲۰۰۵ من در‌هایئتی، یعنی مکانی با فاصله‌ی سه ساعت با هواپیما از نیویورک، می‌توانستم یک دختر کوچک را با ۵۰ دلار بخرم. او هم کارهای خانه مرا می‌بایست انجام دهد و هم در خدمت نیازهای جنسی ام باشد.

ولت آن لاین: و شما چه کردید؟

اسکینر: من او را نخریدم. من همیشه این عقیده راسخ را داشته ام که نباید برای زندگی انسانی پولی پرداخته شود. در جنوب سودان هنگامی که گروهی از مسیحیان اوانگلیک به نام همبستگی جهانی مسیحیان (CSI) دست و دل بازانه کسانی را که به ظاهربرده بودند برای آزاد کردن می‌خریدند من آنجا بودم. و حد اقل از آن زمان من این عمل را به عنوان شیوه‌ای واقعاً پرسش برانگیز می‌دانم.

ولت آن لاین: به چه علت؟

اسکینر: من کاملاً مجاب شده ام که خریدن برده‌ها برای آزاد ساختنشان به سهم خود تجارت برده را رونق می‌دهد. در سودان اوضاع به ویژه پیچیده بود: در خریدن برده‌ها برای آزادکردنشان یکی از طرف‌های درگیر در جنگ داخلی دخالت داشت، یعنی گروه شبه نظامی جنوب سودان به نام SPLM. در طی هشت سال سازمان همبستگی جهانی مسیحیان ظاهراً ۸۷ هزار برده را خریده و آزاد کرده بود و برای این کار سه میلیون دلار پولی که به عنوان کمک به این سازمان پرداخته شده بود را به مصرف رساند. در آن سال (۲۰۰۳) این بالاترین منبع درآمد SPLM بود آنهم در حالی که در کشور مذاکرات صلح ادامه می‌یافت! این مبلغ می‌توانست رفاه اقلیت‌های مورد نظر را برای مدت یک دهه تامین کند و آنها را در برابر برده داری مصون سازد. لیکن به جای آن این پول صرف هزینه جنگ داخلی گردید. اما مضحک ترین نکته این داستان: آزادکنندگان سوئیسی تقریباً هیچ گونه نظر اجمالی در مورد تجارت واقعی برده در آن سرزمین نداشتند، بلکه اطلاعات خود را از خود SPLM دریافت می‌کردند.

ولت آن لاین: آیا هرگز این فکر به سر شما نیفتاد که برای خریدن و آزاد کردن انسان از وضعیت بردگی عملاً دست به کار شوید؟

اسکینر: چرا، البته. غالباً زن جوانی در یک فاحشه خانه در بوخارست به خاطرم می‌آید. شخصی سعی کرده بود نشانه سندرم داون (Downsyndroms) را روی صورت او جوری آرایش کند که دیده نشود، اما این زن جوان چنان به شدت می‌گریست که جوی‌های کوچکی به رنگ سیاه از اشک چشمان او همراه با ریمل مژگانش از گونه‌هایش پائین می‌ریختند. بر روی یک دستش جای زخم‌هایی دیده می‌شد که بعضی از آنها کاملاً تازه بودند و ظاهراً به نظر می‌رسید که چندین بار تلاش کرده بود خود را به قتل برساند تا مگر به این ترتیب از شر تجاوزات جنسی روزانه خلاصی یابد. دلال محبت او برای هر بار ده دلار کاسبی می‌کرد. می‌توانستم او را آزاد کنم، مثلاً در مقابل تعویض او با یک ماشین دست دوم، آنهم در مکانی که فقط سه ساعت با‌هاپیما از اینجا فاصله دارد.

ولت آن لاین: شما چه کردید؟

اسکینر: من به پلیس مراجعه کردم و موضوع را به اطلاع آنها رساندم. اما کارمندی که در آنجا بود چنین گفت: « این‌ها کولی‌اند و سرشتشان و قوانینشان با ما فرق دارد. ما در گروه ضربت خود که به کار فروش انسان می‌پردازد فرد کولی نداریم که بتوانیم به درون این گروه نفوذ کنیم.» من حتی از طریق وزارت امور خارجه خود نیز سعی کردم، اما کار ثمربخشی انجام نشد. اتحادیه اروپا باید اکنون نیز همانقدر که قبل از پذیرش رومانی به آن کشور فشار وارد می‌ساخت رفتار کند.

ولت آن لاین: آیا عضویت در اتحادیه اروپا می‌توانست به نوعی بر سرنوشت این زن تاثیر مثبتی بگذارد؟

اسکینر: به روشنی نمی‌توان دانست. چند ماه پیش از پلیس در این خصوص سوال کردم اما خبر تازه‌ای نبود. فکر سرنوشت این زن مرا رها نمی‌کند.

ولت آن لاین: از قرار معلوم یک بار شما در‌هائیتی از نقش یک خبرنگار نظاره گربیرون آمدید.

اسکینر: این یک مورد ویژه بود. به جای آن که آن دختر را به بهای ۵۰ دلار بخرم، تصمیم گرفتم این مسئله را مورد بررسی قرار دهم که این بچه‌ها از کجا می‌آیند و چگونه سرنوشت آنها به برده فروشان ختم می‌شود. من به یک روستای بسیار دورافتاده به نام برسیلین رفتم. تقریباً تمامی خانواده‌ها حد اقل یکی از کودکان خود را به یک فرد بیگانه سپرده بودند.

ولت آن لاین: انگیزه آنها از این کار چه بود؟

اسکینر: تصمیمی که این انسان‌ها در برابر اتخاذ آن قرار گرفته اند، حقیقتاً بسیار اهریمنی است. ما در غرب به سهولت می‌توانیم بگوئیم: یا مرگ یا آزادی. بله، این اصلی بسیار زیبا است، اما وقتی پای جان یک کودک در میان است دیگر فایده ندارد. پرسش اصلی این است: آیا باید شاهد آن باشم که چگونه کودک من از گرسنگی یا بیماری جان می‌دهد؟ یا بلکه باید به وعده‌های تاجر برده دلم را خوش کنم که قول می‌دهد به کودکم مرتب غذا بدهد و او را به مدرسه بفرستد؟

ولت آن لاین: شما چگونه وارد این جریان شدید؟

اسکینر: یک روز مادری به من چنین گفت: دختر من از سه سال پیش به عنوان برده‌ی خانگی در پورتوپرینس نگهداری می‌شود. من باید او را از این وضعیت نجات دهم. من او را به آن شهر همراهی کردم. ما نزد زنی رفتیم که کودک را از او گرفته بود و او را به کارهای سخت وامی داشت. هنگامی آن دختر را که نامش کامسس بود در مکان مطمئنی قرار دادیم من به مادرش قول دادم که هزینه تحصیل او را تقبل کنم. سالیانه در حدود ۸۴ دلار. مسئله تعین کننده در این قضیه این بود: به هیچ وجه هزینه زیادی به کسی تحمیل نمی‌شود اگر خواسته باشد انسان دیگری را از وضعیت بردگی نجات دهد. و البته از نظر اقتصادی نیز باصرفه است.

ولت آن لاین: از چه جهت؟

اسکینر: در مقیاس جهانی به طور متوسط حدود ۴۰۰ دلار هزینه برمی‌دارد که برده‌ها را از طریق قانونی آزاد و آنها را پس از آن به مدت چند سالی همراهی کنیم. اگر برفرض محتمل ۲۷ میلیون برده در جهان وجود داشته باشد، هزینه آزادسازی آنها تقریباً ده یا یازده میلیارد دلار خواهد بود و این نزدیک به همان مبلغی است که آمریکا سالیانه در عراق هزینه می‌کند. و البته این پول سرمایه گذاری خوبی خواهد بود: اهل فن برآورد می‌کنند که این برده‌های آزاد شده حتی چنانچه پس از بهبودی در سطح یک فقر نسبی روزی دو دلار به زندگی ادامه دهند، به عنوان مصرف کننده سهمی برابر ۲۲ تا ۲۳ میلیارد دلار در اقتصاد جهانی خواهند داشت.

ولت آن لاین: شما با برده فروشان و صاحبان برده‌ها نیز صحبت کرده اید. آیا قصد شما دفاع از خودتان بوده؟

اسکینر: خیلی از آنها آشکارا می‌گویند که مسئله بر سر پول زیاد است، اما بعضی دیگر خودشان هم از برده‌ها کامیاب می‌شوند. در‌هائیتی یک تاجر برده به من چنین تعریف کرد: «من این کودکان را از فقر یاس آور نجات داده و برای آنها در یک خانواده‌ای که وضع مالی بهتری دارد جایی پیدا می‌کنم.» اما بلافاصله همین شخص از من پرسید که آیا من مایلم آن کودکی را که می‌خواست به بهای ۵۰ دلار به من بفروشد به عنوان شریک ـ منظورش شریک جنسی بود ـ داشته باشم. سرپوش‌های انسان دوستانه‌ی تجار برده وقتی مسئله بر سر کار و کسب است خیلی زود کنار می‌روند.

ولت آن لاین: تجارت برده در سرتاسر جهان سالیانه مبلغی در حدود ۳۲ میلیارد دلار است. آیا از این نمی‌ترسید که وقتی شما این برده فروشان را چنین بی آبرو می‌کنید برای شما دردسرساز شوند؟

اسکینر: چرا. مثلاً در ترکیه، من از کارمند یک دفترمسافرتی فرودگاه پرسیدم که کجا می‌توانم یک زن برای خودم بخرم. او مرا برای خرید زنی به بهای ۱۰۰ دلار نزد مردی برد که به جرم تجارت انسان به زندان افتاده و تازه آزاد شده بود. هنگامی که روبروی او قرار گرفتم به سرعت برایم روشن شد که او اعتمادی به من ندارد. این فکر که ممکن است او هر لحظه اسلحه‌ای را به روی من بکشد شدیداً مرا به وحشت انداخت. اما حادثه‌ای روی نداد. در پایان معامله او به من زمینی را بر روی بام خانه اش نشان داد که در آن ماریجوانا کاشته بود. من گفتم: آه، این که همان کار قبلی خودم است. و این گذشته‌ی مجرمانه‌ای که برای خودم ساخته بودم او را آرام کرد.

ولت آن لاین: کتاب شما در باره‌ی برداری در بسیاری از قسمت‌هایش به نوشتاری مبارزه جویانه شباهت دارد. آیا مخصوصاً می‌خواستید با طرفداران الغای بردگی چشم و هم چشمی کرده باشید؟

اسکینر: من حقیقتاً خودم را از همین سنخ می‌دانم. خانواده من در اصل با کشتی مشهور « می‌فلاور » به آمریکا آمده بودند. آنها عضو فرقه مسیحی کویکر بودند که فکر می‌کردند در هر انسانی اخگری از خداوند وجود دارد. آنها خیلی زود به این نتیجه رسیدند که برده داری عمل بسیار زشتی است. من در کلاس‌های دینی کویکر‌ها مطالب بیشتری از فردریک دوگلاس و‌هاریت توبمن در باره مسیح و موسی آموختم. اما دقیقاً همان هنگام که انسان در آن فاحشه خانه در بوخارست باشد و همان زنی را که دچار عقب ماندگی ذهنی نیز بود در برابر خود داشته باشد تازه خواهد فهمید که سخن گفتن از مبارزه با برده داری تا چه اندازه اهمیت دارد تا شاید به این ترتیب این انسان‌ها بیش از این در سکوت خود مجبور به تحمل درد و رنج نباشند.

ولت آن لاین: تاریخ کشور شما با برده داری کاملاً پیوند خورده است. آیا آمریکا اکنون با این انتخاب رئیس جمهور جدید باراک اوباما از گناه سنتی خود آزاد شده اند؟

اسکینر: به طور کامل که خیر. این در واقع انتخاب مردی بود که خواهان انجام تغییرات بزرگی است که مردم آمریکا آنها را مقدور می‌دانند. اما مسائل و مشکلات ما به این ترتیب کمتر نشده است: چه پیامدهای دیرهنگام حاصل از برده داری و چه باری که در شکل‌های نوین برده داری با آنها روبرو هستیم. ما نیز اکنون در آمریکا تهاجمی ترین نوع قوانین بر ضد برده داری را داریم. و با این وجود درست در همین لحظه‌ای که با هم سخن می‌گوئیم دو انسان جدید به بردگی درآمده‌اند.

ولت آن لاین: از دست اوباما در این خصوص چه کاری بر می‌آید؟

اسکینر: در این باره می‌توانم ساعت‌ها برای شما سخن گویم، هرچند خلاصه‌ی آنها چنین خواهد بود: نبرد با برده داری باید بخشی از یک نبرد دیگر باشد که اوباما وعده آن را داده بود، یعنی هنگامی که گفت «من می‌خواهم با سرمایه گذاری در انسانیت مشترکمان امنیت مشترکمان را افزایش دهم.» فقط کافی است که به وعده‌ی خود پایبند بماند.

http://www.welt.de/politik/article2759571/Noch-nie-gab-es-so-viele-Sklaven-wie-heute.html

 



نظرات برای این مطلب فعال نیست.

برگزیدها

بایگانی ها و نظرات در دسترس است

......................................................................

مستند پایانی بر پایان

انقلاب ایدئولوژیک باند رجوی در (20) قسمت

مجموعه اسناد جاسوسی باند رجوی برای صدام (17) قسمت

مصاحبه های سعید شاهسوندی (199) قسمت

مصاحبه های محمد حسیبی (126) قسمت

مصاحبه های ابوالحسن بنی صدر (56) قسمت - کامل

سخنرانی های مرتضی محیط (200) قسمت

صفحه انگلیسی

همزاد گرگها

شعار : ناموس ناموس مسعود بی...

Meta

آخرین نظرات

sattar : ba salam b aghaye baghalnejad be rahetan edame dahid khoda poshte panahetan bashad

در باره:مصاحبه های محمد حسیبی – قسمت ۱۲۵

.............................................................

احسان : بله جمهوری مقدس اسلامی ایران از روزی که شاه رفت, جنایتکاران و مفسدانی که مثل زهر در جامعه ایران بودند را اعدام کرد. بعضی هایشان هم مثل منافقین متأسفانه موفق به فرار شدند. درستش این بود که جمهوری اسلامی هم به کشورهای غربی از جمله آمریکا حمله می کرد و در صورت لزوم مثل آمریکا 6% مردم آمریکا را می کشت (یعنی 18 میلیون آمریکایی

در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه

.............................................................

مریم : من ضعفی ندارم که بخواهم دروغ بگویم . از روزیکه شاه رفت رژیم جمهوری اسلامی اعدام کرئد و این کاملا روشن و وواضح است . هر کس هم اذنتقادی کرد به او گفتند از منافقین هستی . با این حرف هم اقای رجوی مطرح شد و هم ترس جمهوری اسلامی به انها . همین اخرین حمله چقدر مسعود رجوی را شارژ کرد که گوئی این

در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه

.............................................................

احسان : شما از شخص رجوی دفاع نمی کنید, ولی از افرادی که اعمال و یا شخصیتی مثل رجوی دارند, حمایت می کنید. دروغ های آنان را بازگو می کنید و طرز تفکر او را از خودتان ارائه می دهید. مسئله هیچوقت شخص نیست, بلکه کردار و منش انسانها مد نظر است. جمهوری اسلامی ایران مردمی ترین دولت روی زمین است, به همین دلیل هم موفق بوده

در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه

.............................................................

احسان : چه عکس های باحالی... مرسی... فکر می کردم فقط در فیلم ها رئیس جمهور آمریکا را اینطور نشان می دهند... نگو واقعاً اینطور است... به قول اینترنتی ها: لووووووووووول

در باره:ادب در نشستن یک جنایتکار جنگی

.............................................................

حمید : ماشاألله نظر دهنده بالایی که از هر چی بدش میاد انجام داده هم نصیحت کرده هم امر کرده هم فرمایش و خرده فرمایش بعد میگه از این عادات ایرانی بدم میاد تازه معتقده که ایرانی ها عقب تر از خارجی ها هستند احمد جان به نظرم به نصحیتی که خودت کردی گوش کن و برو زندگیتو بکن بابا آفرین در ضمن لازم نیست راجع به

در باره:ادب در نشستن یک جنایتکار جنگی

.............................................................

Ahmad : Agha jan shoma ki hasty ke baraye digeran mikhai tasmim begiri va y ainke be digeran yad bedy ke chetor raftar konan, in che farhangi darid somaha iraniha ke adat darid hamdigaro mahkom konid be hamdige nasihat koni, be ham dige amr konid. shoma az obama az nazare farhangi aghabtar hasyt aziz, zandagi khodeto bekon chekar dary ke digeran chetori mishinan. man az in farhange

در باره:ادب در نشستن یک جنایتکار جنگی

.............................................................

مریم : اینطوری از گفته های شما بر میاد نشان میدهد که من همه حرفهایم به سود مجاهدین است . دوست عزیز اقای رجوی کل خانواده ما را زیرو کرده و من و مردم ایران فاتحه ایشان را خوانده ائیم .همان فیلمهائی که توی همین صفحه هست به روشنی همه چیز را نشان میدهد و اجازه نمیدهد کسی در این فیلمها شک و تردید داشته باشد

در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه

.............................................................

احسان : زورگویی فقط با چماق ممکن است؟ با ژ3 و کلاشینکف نمی توان زور گفت؟ با فرستادن بچه های زیر هژده سال که همه شان مسلح هستند, به قصد کشتن کسانی که با منافقین همفکر نیستند, این زورگویی و ضد آزادی بودن نیست؟ آیا اگر من خواستم شما را صرفاً به خاطر داشتن عقیده ای بکشم, شما باید دست رو دست بگذاری و به من "آزادی"

در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه

.............................................................

مریم : هر کس برداشتی از ازادی دارد .. من هم میدانم ازادی نه زور است و نه چماق به دست گرفتن و بر سر مردم زدن چه میخواهد هرحکومتی باشد و چه اپوزسیون . ازادی یعنی حضور من و شما و مردم در تعینن سرنوشت خودشان . اگر کسی میگوید ما مخالف کل نظام هتستیم باید جمهوری اسلامی او را بکشد؟ یا

در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه

.............................................................

احسان : در مورد مواد مخدر من هم در این سایت و هم در جاهای دیگر بارها و بارها این موضوع را تکرار کرده ام و دوباره تکرار می کنم که پول و زمین کشت و هر شیء دیگری در این دنیا از خود هیچ اختیار عملی ندارند, بلکه این انسان است که تصمیم می گیرد با اشیائی که در اختیار دارد چه کند. اگر کسی پولش, توانش,

در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه

.............................................................

مریم : خبرها حاکی از حضور کشتی انگلیس در تنگه هرمز و اعتراض روسیه برای تهدیهای امریکا به ایران و اظطراب نمایشی امریکا از حمله اسرائیل به ایران . تحریم فروش نفت ایران صد در صد اروپا را اماده برای ورشکستگی اقتصادی جبران ناپذیر اماده میکند . از طرفی هم باید منتظر بود ایا هدف براه انداختن جنگ سوم جهانی است

در باره:زنان اردوگاه بدنام اشرف، بردگانی تحت استثمار وحشتناک فکری و فیزیکی

.............................................................