در تاریخ : یکشنبه, ۱ دی ۱۳۸۷
موضوعات : اقتصادی , مقالات
«آمار و محاسبات نشان میدهد، بر اساس خط فقر مطلق ۲ هزار کیلوکالری در روز، بسته به اینکه از چه روشی برای تخمین فقر مطلق استفاده کنیم، ۲۹ تا ۵/۳۲ درصد از جمعیت کشور در زیر خط فقر مطلق قرار دارند که این درصد بیش از ۲۰ میلیون نفر از جمعیت کشور را شامل میشود که این موضوع سهم مصرف کالاهای اساسی در سبد مخارج خانوارهای فقیر بر اساس طبقهبندی مشاغل را تایید میکند.»
اینها را حسین راغفر، پژوهشگر حوزه رفاه و تامین اجتماعی در گفتوگو با اعتماد ملی، اعلام کرد و در ادامه به بررسی دیگری در مورد نسبت سهم کالاه «۳۴/۳۵ درصد از سبد مصرفی خانوارهای فقیری که در «بخش خصوصی غیررسمی» شاغل هستند، صرف غذا میشود. همچنین ۳۹/۳۵ درصد از سبد مصرفی این خانوارها صرف مسکن میشود، یعنی ۷۱ درصد از کل مخارج چنین خانوارهایی صرف غذا و مسکن میشود، این در حالی است که ۳ درصد مخارج آنها صرف «تعلیم و تربیت» و حدود چهار درصد صرف «بهداشت» میشود.»
شاغلان بخش خصوصی غیررسمی؛ فقیرترین شاغلان
به گفته این پژوهشگر، براساس آمارهای مرکز آمار ایران، ۲۰ درصد از کل مشاغل کشور در قالب بخش عمومی ارائه میشود. درصد مشاغلی که از سوی بخش خصوصی عرضه میشود، ۷۶ درصد است که چهار درصد مابقی نیز مربوط به کسانی است که با دریافت بهره مالکانه و یا اجاره ارتزاق کرده و زندگی خود را میگذرانند.
بنابر اظهارات او که از تحلیل آمارهای مرکز آمار ایران به دست آمده است در رتبهبندی فقرا، بخش خصوصی غیررسمی بیشترین سهم و بخش عمومی رسمی نیز کمترین سهم را به خود اختصاص دادهاند. راغفر به توزیع ۲۰ درصدی مشاغل از سوی بخش عمومی در کشور اشاره کرد: «سه درصد از شاغلان این بخش، در بخش عمومی غیررسمی و ۱۷ درصد در بخش رسمی فعالیت دارند.» او با اظهار تعجب از اینکه سه درصد از نیروی شاغل کل کشور که تحت پوشش عمومی (دولت، شهرداریها و صندوقهای بیمهای) قرار دارند، فاقد بیمههای تامین اجتماعی هستند، ادامه داد: ۲۲ درصد از جمعیت یادشده در شهرها و یک درصد نیز در روستاها به سر میبرند.»
استادیار دانشگاه الزهرا، درباره ۷۶ درصد از مشاغلی که به واسطه حضور بخش خصوصی در کشور عرضه میشود، تصریح کرد: ۴۰ درصد از ۷۶ درصد مشاغل بخش خصوصی، غیررسمی هستند.
فقر بیش از ۳۰ درصد از مردان و حدود ۴۹ درصد از زنان سرپرست خانوار
پژوهشگر حوزه رفاه و تامین اجتماعی با بیان اینکه حدود ۵/۹۰ درصد از کل خانوارهای کشور مرد سرپرست خانوار و ۵/۹ درصد زن سرپرست خانوار هستند، گفت: « ۳۰ درصد از مردان سرپرست خانوار و ۴۹ درصد از زنان سرپرست خانوار کشور، فقیر هستند.» این پژوهشگر حوزه رفاه به نکته دیگری اشاره کرد: ۴۵۵ درصد از تعداد زنان سرپرست خانوار شهری فقیر هستند که این رقم در میان جامعه آماری ۷۵/۹۰درصدی مردان سرپرست خانوار شهری به ۳۰ درصد میرسد، این در حالی است که ۳۰ درصد از زنان سرپرست خانوار روستایی، در فقر به سر میبرند که این عدد در میان جامعه ۹۰ درصدی مردان سرپرست خانوار روستایی به ۳۱ درصد میرسد.» او با بیان اینکه ۷۵/۹۰ درصد از مردان سرپرست خانوار شهری و مابقی روستایی هستند، یادآور شد: ۵۱۱/۹ درصد از خانوارهای کل کشور زن سرپرست هستند که ۸۵/۴۸ درصدشان فقیرند. همچنین ۴۹/۹۰ درصد از کل جمعیت کشور را مردان سرپرست خانوار تشکیل میدهند که ۳۵/۳۰ درصد آنها فقیر هستند.» این پژوهشگر تاکید کرد: «بنابراین فقر زنان سرپرست خانوار، ۶/۱ برابر فقر مردان سرپرست خانوار است.»
بیش از ۸۶ درصد شاغلان بخش عمومی و خصوصی غیررسمی فقیر هستند
این پژوهشگر، در ادامه وارد بحث فقر مشاغل غیررسمی در بخشهای عمومی و خصوصی شد و با یادآوری مباحثی چون غیررسمی بودن سه درصد از مشاغل عمومی و میزان ۴۰ درصدی آن در بخش خصوصی کل کشور، خاطرنشان کرد: ۲۵۵/۸۶ درصد فعالان بخش غیررسمی شاغل در دو بخش عمومی و خصوصی، فقیر هستند. این عده که شامل دستفروشان، رانندگان غیررسمی تاکسیها (مسافرکشها) و… میشوند، فاقد هر نوع پوشش بیمهای بوده، بنابراین درصد وسیعی از فقرا، در بخش شاغلان غیررسمی جای میگیرند و این امر به نوبه خود نشاندهنده، آسیبپذیر بودن چنین مشاغلی در برابر فقر است.» راغفر این موضوع را از دریچه دیگری مورد بررسی قرار میدهد: «هرچند بر اساس این آمار نمیتوان دهکهای درآمدی را شناسایی کرد اما این اعداد نشان میدهد ۴۳ درصد از مشاغل کل کشور، غیررسمی هستند و ۲۵/۸۶ درصد کسانی که دارای مشاغل غیررسمی بخش خصوصیاند، فقیر هستند، بنابراین شناسایی فقرا کار پیچیدهای است که روش اتخاذشده از سوی دولت به هیچوجه پاسخگو نیست.»
او اضافه کرد: «یکی از دلایلی که گفته میشود، سیاستهای دولت برای نقدی کردن یارانهها نمیتواند با موفقیت همراه باشد، همین است چرا که حدود۵۰ درصد از جمعیت شاغل کشور فاقد هر نوع آمار ثبتی به صورت رسمی هستند، یعنی قابل شناسایی نیستند تا دولت بخواهد پرسشنامه ارائه و جواب دریافت کند یا آنکه از جای دیگری سابقهشان را استخراج کند. لذا این موضوع یکی از دلایل بسیار مهم شکست سیاستهای پرداخت نقدی یارانهها است.» او با اذعان به اینکه ۷۵/۱۳ درصد از کسانی که دارای شغل رسمی هستند، صرفنظر از اینکه در بخش خصوصی یا دولتی کار میکنند فقیرند، گفت: «این آمار نشان میدهد، شغل رسمی و پوششهای بیمهای تا چه اندازه دارای اهمیت است و به نوعی باعث امنیت اقتصادی و اجتماعی افراد و خانوارها میشود.»
راغفر، سهم غذای شاغلان «بخش خصوصی رسمی» از سبد مصرفی خانوارها را اینگونه اعلام کرد که ۷۴/۲۷ درصد از سبد این خانوارها صرف غذا میشود، یعنی مخارج غذای این افراد از سبد مصرفی ۵/۷ درصد کمتر از بخش خصوصی غیررسمی است. همچنین سهم «مسکن» شاغلان بخش خصوصی رسمی از سبد مصرفی خانوار نیز حدود ۳۰ درصد، «آموزش» ۱/۱ درصد و سهم «بهداشت» آنها نیز ۲/۹ درصد است.
پژوهشگر حوزه رفاه و تامین اجتماعی در تحلیل آمارهای یادشده گفت: «این آمارها نشان میدهد، خانوارهای فقیر کمترین سهم آموزشی را در سبد مصرفی به خود اختصاص میدهند. همچنین علیرغم بعد جمعیتی این خانوارها که احتمالا تعداد فرزندان آنها بیشتر است، سهم فرزندان آنها که به مدرسه نمیروند، بیشتر از سایر گروهها است و دلیل این امر هزینهبر بودن آموزش است، این در حالی است که این خانوارها نسبت به سایر گروهها بالاترین هزینه بهداشت را به خود اختصاص دادهاند، به طوری که حدود چهار درصد از مخارج خانوارهای شاغل در بخش خصوصی غیررسمی صرف بهداشت میشود که در مقایسه با ۲/۹ درصد سهم بهداشت شاغلان بخش خصوصی رسمی یا ۲۶/۲ درصد بخش عمومی رسمی قابلتامل است.»
بنابر اظهارات راغفر، به بیان دیگر چنین خانوارهایی در معرض سوءتغذیه و بیماریهای بیشتری قرار دارند.
استادیار دانشگاه الزهرا، با بیان اینکه با عمل به قانون اساسی یعنی ارائه آموزش و پرورش و بهداشت رایگان برای فقرا، بخش قابلتوجهی از هزینههای خانوارهای فقیر صرفهجویی میشود، افزود: «بدین ترتیب دولت میتواند این روش را جایگزین پرداختنقدی یارانهها کند چرا که با پرداخت نقدی و ایجاد تورم و از آنجایی که قدرت چانهزنی این قشر برای افزایش دستمزدهایشان به مراتب پایینتر از سایر گروهها است، بیشترین آسیب به فقرا وارد میشود.»
افزایش «سهم غذا» در سبد خانوار، «شدت فقر» را بیشتر میکند
پژوهشگر حوزه رفاه و تامین اجتماعی با استناد بر فرض وجود ارتباط معکوس و وارونهای میان سهم غذا در سبد خانوارها و شدت فقر خانوارها گفت، میتوان فقر گروههای مختلف درآمدی – شغلی را رتبهبندی و تایید کرد. «هرچه سهم غذا در سبد خانوار بیشتر باشد، شدت فقر این خانوارها بیشتر میشود. همچنین بر اساس این نظریه، محاسبات نشان میدهد، خانوارهای شاغل شهری در بخش «خصوصی غیررسمی»، بالاترین میزان سهم غذا را از کل مخارجشان دارند و این رقم ۳۵/۳۴ درصد از سبد مصرفی آنها را تشکیل میدهد. همچنین گروههای اجارهبگیر و کسانی که از درآمدهایی مثل پساندازهایشان در شهرها ارتزاق میکنند با ۸۵/۳۱ درصد در مرتبه بعدی طبقهبندی فقر برحسب شغل سرپرست خانوار جای میگیرند که درصد زیادی از مخارجشان صرف غذا میشود.» وی با این گفته که پس از گروههای یادشده، بخش «عمومی غیررسمی شهری» با ۴۵/۲۹ و بخش خصوصی رسمی شهری با ۷۴/۲۷ درصد در مرتبه دیگر این طبقهبندی قرار دارند، اظهار کرد: «بیشترین فقرای شاغل شهری در بخش خصوصی غیررسمی و کمترین آنها در بخش عمومی رسمی جای گرفتهاند.»
راغفر اضافه کرد: «همچنین خانوارهای فقیر شاغل در بخش «خصوصی رسمی روستایی»،۷۱/۳۶ درصد از کل مخارج خود را صرف غذا، ۳/۲۱ درصد صرف مسکن، ۲۹/۲۳ درصد صرف آموزش و پرورش و ۴۷/۲ درصد نیز صرف بهداشت میکنند. این امر همچنین نشان میدهد، اینها گروههای برخوردارتر هستند و به مساله آموزشوپرورش فرزندان توجه دارند اما باز هم بیانگر این مطلب است که آموزشوپرورش، سهم بزرگی از سبد مصرف خانوارها را به خود اختصاص داده است.»
پژوهشگر حوزه رفاه و تامین اجتماعی گفتههای خود را اینبار با تشریح وضعیت سبد مصرفی خانوارهای شاغل در بخش «خصوصی غیررسمی روستایی» دنبال کرد: ۴۴۴/۴۶ درصد از کل مخارج سبد مصرفی این خانوارها برای تهیه غذا مصرف میشود.» او با توضیح نسبت سهم کالاهای اساسی در سبد مصرفی خانوار در میان مشاغل کل کشور، سهم غذا را در میان مشاغل بخش خصوصی غیررسمی کشور، ۲۲/۳۹ درصد، سهم مسکن را ۲/۳۰ درصد، سهم آموزشوپرورش را ۱/۴ درصد و سهم بهداشت را ۴ درصد اعلام کرد.
این پژوهشگر ادامه داد: «آمارها گویای این واقعیت است که پایبندی دولت برای فراهم کردن آموزشوپرورش و بهداشت رایگان برای فقرای کشور باعث صرفهجویی هشت درصدی از کل مخارج خانوارهای فقیر شاغل در بخشهای غیررسمی میشود.»
منبع: روزنامه اعتماد ملی












shomaha mardom iran ra nabod kardin
برویم چند تا خمپاره بزنیم, یا خودمان را بکشیم, تا فقرا ثروتمند شوند. آقای مرتضی, خط فقر تعاریف مختلف دارد و بر اساس استاندارد زمانی و مکانی خودش تعیین می شود. کسانی که امروز فقیر به حساب می آیند, ۲۰۰ سال پیش جزء ثروتمندان حساب می شدند. کسی که ۲۰۰ سال پیش برای خودش صاحب خانه ای بود, ثروتمند به حساب می آمد ولو اینکه برای خودش ارابه یا قاطر برای سفر کردن هم نداشت و امکان رفتن به مدرسه یا مکتب هم نداشت و حتی ثروتمندان برق و آب روان نداشتند. ولی امروز کسانی که به عنوان فقیر به حساب می آیند, به مدرسه می روند, آب و برق دارند, حتی بعضاً ماشین خودشان را دارند, لباس دارند, غذا دارند, از بیمارستان و مراکز بهداشتی و امدادی برخوردارند و جاده جلوی خانه شان آسفالت شده است. شما بهتر است اول کمی علم خود در زمینه اقتصاد را بالا ببری به جای اینکه از روی احساسات عکس العمل نشان بدهی و اجازه بدهید که مواجب بگیران آمریکا و صهیونیسم از شما برای اهداف قدرت طلبی شان سوءاستفاده کنند.