در تاریخ : سه شنبه, ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
موضوعات : سیاسی , مقالات
مثل بسیاری دیگر از رفتارهای منافقین ، سوء استفاده از نام کارگران نیز یکی از حربه هایی است که زوج منافق – مسعود و مریم رجوی – بارها از آن استفاده ابزاری کرده اند . درست مثل سوء استفاده از نام دانشجویان ، معلمان، بازاریان، زنان، دانش آموزان و در یک کلام سوء استفاده از نام مردم .البته این موارد چیز تازه ای نبوده که این فرقه در پیش گرفته است . در این فرقه در حالی که زنان از مادر شدن منع می شوند و فرزندانشان از آنان جدا می شوند دم از حقوق زنان زده می شود! در حالی که دانش آموزان و معلمان زیادی توسط همین منافقین ترور شده اند ، از حقوق معلمان و دانش آموزان سخن به میان می آید و در حالی که با مرور لیست شهدای ترور به نام های زیادی از بازاریان و دانشجویان بر می خوریم به راحتی قابل پیش بینی است که منافقین در مناسبت های مربوط به معلمان و دانش آموزان و دانشجویان با چه تمهیدی تلاش می کنند از جریانات و مناسبت ها نهایت سوء استفاده را انجام دهند!
امسال نیز همانند تمام سال های گذشته "تجمعات صنفی کارگران"، در رسانه های منافقین "تجمعات سیاسی" عنوان شده است تا راه برای بهره برداری سیاسی این فرقه از مسائل داخلی کشورمان فراهم باشد ، غافل از اینکه دست این فرقه سال هاست که برای مردم ما رو شده است .
شاید در قدم اول نقل قول یکی از جداشدگان از این فرقه برای یادآوری گذشته ها و اینکه این فرقه چه ها که با کارگران نکرده است خالی از لطف نباشد :
" ممکن است مجاهدین خود را به فراموشکاری زده باشند ولی مگر کارگران کارخانجات صنایع جانبی نیشکر هفت تپه و من یادمان میرود که چگونه همین مریم رجوی و مشاور ارشدش مهوش سپهری (نسرین) فرمان قتل سه کارگر این کارخانجات را صادر کرده اند ؛ کارگرانی که جرمشان این بود که اجازه نمیدادند تیم چریکی مجاهدین برای ورود به شهر و خمپاره گذاری از زمینهای این کارخانه عبور کنند ؛ مجاهدین میتوانستند دور بزنند اما مشاور خانم رجوی از قول ایشان در بیسیم”مارتا “فریاد سر داد هرکس جلوی تیم مجاهد را بگیرد دشمن است حالا میخواهد کارگر باشد یا بچه مدرسه ای آنها را بکشید و راهتان را ادامه دهید ."(1)
از این دست جنایت های سازمان تروریستی منافقین تا کنون کم اتفاق نیفتاده و چه بسا اگر سلاح و تفنگ آنها توسط آمریکا گرفته نمی شد باز هم راه برای جنایتکاری منافقین باز می بود و شاهد جنایت های بیشتری از جانب منافقین می بودیم .
برای آنکه بدانیم اسطوره های تروریسم – مسعود و مریم رجوی – در گذشته خود و اینکه با کارگران این مرز و بوم – که امروز سنگ آنها را به سینه می زنند – چه کرده اند ، به آماری اشاره می شود که برای اولین بار توسط هابیلیان منتشر می شود .
منافقین در میان جنایت های بی شمار خود ۱۱۹۲ کارگر را در گوشه و کنار این مرز و بوم به شهادت رسانده اند اما امروز به راحتی دم از حقوق کارگران می زنند و دانستن اینکه جرثومه فساد و تباهی منافقین – مریم رجوی – در دفاع از حقوق کارگران چه می گوید واقعا نشان دهنده بی شرمی این تروریست "نشان دار" است : " خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، با درود به کارگران به پاخاسته، مجامع بین المللی مدافع حقوق بشر و مدافع حقوق کارگران و سندیکاها و اتحادیه های بین المللی کارگری را به محکوم کردن، سرکوب کارگران محروم ایران و مداخله فوری برای آزادی دستگیرشدگان به ویژه زنان فرا خواند. " (2)
شاید نام و نشان برخی از جنایت های منافقین در حق کارگران، یادآوری خوبی برای همسر سرکرده منافقین باشد . مسلما مریم رجوی که در دهه ششم عمرش به سر می برد با اینکه پیر و فرتوت شده اما بعید است حداقل چند مورد از این جنایت ها را به خاطر نیاورد:
۱ – حسین صفایی مجردونان در اول دی ماه هزار و سیصد و سی و دو به دنیا آمد. وی دارای تحصیلات ابتدایی و لوله کش ساختمان بود.حسین متاهل،دارای دو فرزند، و در تهران سکونت داشت.وی سرانجام در پانزدهم مرداد ماه هزار و سیصد و شصت در خیابان اردیبهشت تهران توسط عناصر تروریستی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) مورد سوء قصد واقع شد و جان سپرد.
۲ – عزت الله هیزمی آرانی در پنجم مهر ماه هزار و سیصد و دوازده به دنیا آمد.وی دارای تحصیلات ابتدایی و تعمیر کار چراغ پریموس بود. عزت الله متاهل، دارای چهار فرزند و در تهران سکونت داشت. وی سرانجام در بیست و هشتم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و شصت وسه درخیابان قصر الدشت تهران توسط عناصر تروریستی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) مورد سوء قصد واقع شد و جان سپرد.

۳ – محسن جهان پور درروز بیست وششم اسفندماه سال هزار و سیصد و چهل وپنج در تهران به دنیا آمد و تا دوره ابتدایی به تحصیل پرداخت. وی تراشکار بود ودر تهران سکونت داشت تا اینکه در بیست و دوم فروردین ماه هزار و سیصد و شصت و یک در دوراهی قپان تهران مورد سوء قصد نیروهای سازمان مجاهدین خلق(منافقین) قرار گرفت و به شهادت رسید.

۴ – شهید علی اصغر نیکدل در سال ۱۳۱۳ در شهر تبریز متولد شد . از همان دوران کودکی به سختی صحبت می کرد و تقریبا لال بود . به خاطر فقر مالی خانواده از نعمت سواد محروم ماند . پس از فوت پدرش ، جهت امرار معاش خانواده به تهران رفت و در خیابان ناصر خسرو به کار در کفاشی مشغول و درآمد حاصل از این کار را خرج خانواده می کرد . در یکی از همین روزها و زمانی که در خیابان ناصر خسرو در تاریخ ۹/۷/۱۳۶۱ مشغول به کار بود بر اثر انفجار بمبی که به دست اعضای سازمان منافقین کار گذاشته شده بود ، در حالی که تمام بدنش در اثر ضایعات ناشی از انفجار سوخته و متلاشی شده بود به فیض عظیم شهادت نائل گردید .

۵ – عباس بنایی در سال ۱۳۳۲ در شهر یزد ، در خانواده ای متوسط چشم به جهان گشود . پس از پایان تحصیلات ابتدایی مجبور به ترک تحصیل گردید و به کار پرداخت .
پس از تجاوز ددمنشانه ارتش مزدور صدام به خاک میهن اسلامی مشتاقانه خواهان عزیمت به جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید ، و از آنجا که پیشه اش خیاطی بود در پادگان ابوذر سرپل ذهاب به کار پرداخت و برای همرزمانش دوزندگی می کرد .
پس از یک ماه ، هفت روز مرخصی گرفت . هفت روز مرخصی شهید در شرف اتمام بود و او برای عصر جمعه آماده برگشتن به جبهه بود ، اما آنچه در جبهه های نبرد علیه متجاوزین بعثی انتظارش را می کشید در جبهه داخلی و در مغازه خیاطی به سراغش آمد . صبح روز چهارشنبه دو نفر از منافقین به مغازه خیاطی که شهید در آن کار می کرد وارد می شوند و ناگاه او و یکی دیگر از کارکنان خیاطی را هدف گلوله قرار می دهند و با به شهادت رساندن عباس بنایی از محل ارتکاب این جنایت می گریزند .
مسلما برای یادآوری جنایت های گذشته، همین تعداد کافی است و منافقین نیز باید به خوبی متوجه شده باشند که نباید سنگ کسانی را به سینه بزنند که ۱۱۹۲ نفر از آنها را به شهادت رسانده اند .
پی نوشت:
۱ – کانون وبلاگ نویسان ایران – بهزاد علیشاهی
۲ – سایت های منافقین











