در تاریخ : چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
موضوعات : اسناد
"وین مدسن " روزنامهنگار، محقق و نویسنده مشهور آمریکایی موفق شده است پروندههایی از سازمان سیا را بهدست بیاورد که بیانگر ارتباط این سازمان با نهادها و شخصیتهایی است که نقش مهمی در زندگی "باراک اوباما " رئیسجمهوری آمریکا، مادر، پدر، مادربزرگ و پدرخوانده او داشتهاند.
پایگاه خبری – تحلیلی "ولترنت " در اولین بخش از گزارش خود در این رابطه به بررسی ارتباطات بین باراک اوبامای پدر و عملیاتهای تحت حمایت سازمان سیا در کنیا به منظور مقابله با تاثیرات رو به افزایش شوروی و چین در میان دانشجویان میپردازد. عملیاتهایی که در سطح بالاتری به دنبال ایجاد شرایطی برای جلوگیری از ظهور سران مستقل آفریقایی بودند.
مدسن در گزارش خود مینویسد: رئیسجمهور اوباما در سال ۱۹۸۳ شغلی در شرکت "بیزینس اینترنشنال " داشت. این شرکت یکی از پوششهای سازمان سیا بود که با برگزاری سمینارهای مختلف، سران قدرتمند جهان را دعوت میکرد و از روزنامهنگاران نیز به عنوان مامورانش در خارج کشور بهره میگرفت.
بر اساس این گزارش، کار اوباما مرتبط با فعالیتهای جاسوسی سیا بود که توسط "استنلی آن دانهام " مادر باراک و پس از کودتای اندونزی در دهه ۶۰ میلادی به سود تعدادی از سازمانهای عملیاتی تحت پوشش سازمان سیا اجرا میشد. از جمله این سازمانها "مرکز شرق – غرب " دانشگاه هاوایی، "آژانس توسعه بینالملل آمریکا " و "بنیاد فورد " بودند.
این گزارش میافزاید: دانهام سال ۱۹۶۵ با "لولو سوئتورو " پدرخوانده اوباما در مرکز شرق – غرب آشنا میشود و با او ازدواج میکند؛ سوئترو همان سال به اندونزی فراخوانده میشود تا به عنوان یک افسر ارشد ارتش و معاون ژنرال "سوهارتو " و سازمان سیا در براندازی خونین رئیسجمهور "سوکارنو " کمک کند.
اما باراک اوبامای پدر در سال ۱۹۵۹، با دانهام در کلاس زبان روسی دانشگاه هاوایی آشنا میشود. این کلاسها بخشی از برنامهای بود که ۲۸۰ دانشجوی آفریقای شرقی به ایالات متحده آورده میشدند تا در دانشکدههای مختلف حضور پیدا کنند.
روزنامه رویترز طی گزارشی در ۱۲ سپتامبر ۱۹۶۰ تصریح کرد که برنامه مذکور بهواسطه بورسیههای تحصیلی که از سوی بنیاد "جوزف کندی " اعطا شدند، برگزار میشد.
مدسن توضیح میدهد: برنامه انتقال دانشجویان آفریقایی به دانشگاههای آمریکا در حقیقت عملیاتی از سوی سازمان سیا و با هدف آموزش و تعلیم ماموران آینده این سازمان برای تاثیرگذاری در آفریقا بود. زیرا آفریقا در آن زمان تبدیل به صحنه نبرد بین ایالات متحده و اتحاد شوروی و چین شده بود تا بر کشورهای تازه به استقلال رسیده این قاره تاثیر بگذارند.
این در حالی بود که برنامه انتقال دانشجویان آفریقایی به آمریکا از سوی "ماسیندا مولیرو " معاون رهبر "اتحادیه دموکراتیک آفریقاییهای کنیایی " محکوم شد. از سوی دیگر حزب "اتحادیه ملی آفریقاییهای کنیایی " به رهبری "تام امبویا " از این برنامه حمایت میکرد.
تامامبویا یک ملیگرا و رهبر کارگری بود که اوبامای پدر را برای استفاده از بورسیه تحصیلی دانشگاه هاوایی انتخاب کرد.
اوبامای پدر هم که با یک زن کنیایی ازدواج کرده بود و فرزند کوچکی هم داشت، دوم فوریه ۱۹۶۱ در "مائویی " با دانهام ازدواج کرد و مدتی بعد باراک اوباما از این زوج به دنیا آمد.
گزارش رویترز به نقل از مولیرو مینویسد: اتحادیه دموکراتیک آفریقاییهای کنیایی نمایندهای را به ایالات متحده فرستاد تا در مورد دانشجویان کنیایی که "هدایایی " را از آمریکاییها دریافت کرده بودند، تحقیق کند و مطمئن شود که هدایای دیگری که به این دانشجویان اعطا میشود از سوی افرادی باشد که واقعا به توسعه کنیا علاقهمند هستند.
این گزارش میافزاید: امبویا بعد از آنکه پیشنهاد بورسیه ۱۰۰ هزار دلاری وزارت خارجه آمریکا را رد کرد، پیشنهاد مشابهی را از سوی بنیاد کندی دریافت کرد و آن را پذیرفت.
مدسن مینویسد: واضح است که امبویا نگران آن بود که دریافت مستقیم کمک از سوی ایالات متحده میتواند موجب ظنین شدن سیاستمداران کمونیست کنیا شود که همان موقع نیز به روابط امبویا با سیا مشکوک بودند.
بر اساس این گزارش، پروژه انتقال دانشجویان آفریقایی از سوی بنیاد کندی و بنیاد دانشجویان آفریقایی – آمریکایی تهیه شد. و در سال ۱۹۵۹ توسط امبویا سازمان دهی شد تا دانشجویانی از کنیا، اوگاندا، تانگانیکا، زانزیبار، رهودیسیای شمالی و جنوبی و نیاسالند به آمریکا فرستاده شوند.
گزارش رویترز همچنین میافزاید: مولیرو این اتهام را مطرح کرد که آفریقاییها بهواسطه برنامه اعزام دانشجویان منتخب به دانشگاههای آمریکا "آسیب دیده و تلخی کشیدهاند. "
وی اظهار داشت: امتیازاتی به دو قبیله بزرگ کنیا یعنی "کیکویو " و "لو " ارایه شد و در حالی که بسیاری از دانشجویان در امتحانهای ورودی ناموفق بودند، برخی از آنها گواهینامه درجه یک اخذ کردند.
این گزارش میافزاید: اوبامای پدر یکی از دوستان "امبویا " و اهل قبیله لو بود. بنابراین بعد از آنکه امبویا در سال ۱۹۶۹ ترور شد، اوبامای پدر در دادگاه شهادت داد و ادعا کرد که وی به دلیل شهادتش در دادگاه هدف تلاشها برای ترور قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، اوبامای پدر که سال ۱۹۶۲ دانشگاه هاوایی را ترک کرد و به هاروارد رفت، در سال ۱۹۶۴ از دانهام طلاق گرفت و با " روث نیدساند " یکی از دانشجویان یهودی – آمریکایی هاروارد ازدواج کرد و به همراه وی به کنیا بازگشت.
این گزارش با بیان آنکه اوباما و نیدساند هم در حالی که دو فرزند پسر داشتند، کمی بعد از هم طلاق گرفتند، میافزاید: اوباما برای وزارتخانههای حمل و نقل و دارایی و همچنین یکی از شرکتهای نفت کنیا کار کرد و در نهایت در سال ۱۹۸۲ طی یک تصادف در حین رانندگی درگذشت.
در مراسم به خاکسپاری او بسیاری از سیاستمداران برجسته کنیا از جمله "رابرت اوکو " که بعدها وزیر خارجه شد و در سال ۱۹۹۰ به قتل رسید، حضور داشتند.
پروندههای سیا نشان میدهند که امبویا یکی از مامورین تاثیرگذاری مهم سازمان سیا بود که نه تنها در کنیا، بلکه در کل آفریقا فعالیت میکرد.
طبق یکی از "خلاصه وضعیتهای اطلاعاتی هفتگی " سیا به تاریخ ۱۹ نوامبر ۱۹۵۹، امبویا در دومین "کنفرانس خلق کل آفریقا " در تونس برای بازرسی افراطگرایان مورد استفاده قرار گرفت.
در بخشی از این گزارش آمده است: اختلافات جدی بین "کوام انکروما " نخستوزیر غنا و امبویا ملیگرای کنیایی که دسامبر گذشته در بررسی افراطگرایان اولین نشست کنفرانس خلق کل آفریقا در عکا همکاری موثری کرد، بهوجود آمده است.
مدسن توضیح میدهد: عبارت "همکاری موثر " اشاره به آن دارد که امبویا با سیا همکاری میکرده است. در حقیقت در جریان همین همکاری با سیا در عکا و تونس بود که امبویا پدر رئیسجمهور آمریکا را برای دریافت بورس تحصیلی و اعزام به دانشگاه هاوایی انتخاب کرد. یعنی جایی که وی با مادر رئیسجمهور اوباما ازدواج کرد.
یکی دیگر از خلاصه وضعیتهای اطلاعاتی هفتگی سیا به تاریخ ۳ آوریل ????تصریح میکند که امبویا "به نظر میرسد که همچنان امیدبخشترین رهبر آفریقایی باشد. "
در گزارش سری دیگری از سیا به تاریخ ۱۸ دسامبر ۱۹۵۸، امبویا ملیگرای کنیایی، یک "رئیس جوان متحرک و قادر " حزب "مجمع خلق " نامیده میشود که رقیبی برای "افراطیگرایانی " همچون انکرومای تحت حمایت نمایندگان چین و شوروی بود.
همچنین گزارش سری دیگری از سازمان سیا در مورد کنفرانس خلق کل آفریقا در سال ۱۹۶۱، به تاریخ اول نوامبر ۱۹۶۱ نشان میدهد که محافظهکاری امبویا دقیقا در تضاد با سیاستهای چپگرایانه انکروما و دیگر همفکران او بود.
بر اساس این گزارش، حامیان کمونیستی که در کمیته هدایت کنفرانس خلق کل آفریقا در سال ۱۹۶۱ و در قاهره انتخاب شدند، عبارت بودند از "عبدولی دیالو " دبیر کل کنفرانس خلق کل آفریقا از سنگال، "احمد بورمندجل " از الجزیره، "ماریو د اندراد " از آنگولا، "انتائو موخل " از باسوتولند، "کینگو ابل " از کامرون، "آنتونی کیووا " از کنگو، "کوجو بوتسیو: از غنا، "اسماعیل توره " از گینه، "دوسمو جانسون " از لیبری "، "مودیبو دیالو " از مالی، "محجوب بن صدیق " از مراکش، " جیبو باکاری " از نیجر، "تونجی اوتگبیا " از نیجریه، "کانیاما چیوم " از نیاسالند، "علی عبدالهی " از سومالی، "تنیسون ماکیاوان " از آفریقای جنوبی و "محمد فواد جلال " از جمهوری متحده عربی؛
اما تنها اشخاصی از حاضرین در کنفرانس قاهره که از سوی سیا مورد توجه قرار گرفتند، امبویا بود که ظاهرا به عنوان خبررسان این سازمان کار میکرد و همچنین "جاشوا انکومو " از رهودسیای جنوبی، "موناکا " از تانگانیکا ، "عبدالمجید شاکر " از تونس و "جان کاکونگ " از اوگاندا؛
این گزارش ادامه میدهد: انکروما در سال ۱۹۶۶ و هنگامی که در حال بازدید از چین و ویتنام شمالی بود، بهطور ناگهانی و در نتیجه کودتای تحت حمایت سیا، از قدرت برکنار شد.
یک سال پس از آن نیز، سازمان سیا بهواسطه یک کودتای دیگر که مرتبط با خانواده رئیسجمهور اوباما و اقوام مادری او میشد، سوکارنو را برکنار کرد.
در واقع این ظن وجود دارد که امبویا در سال ۱۹۶۹ و بهدست مامورین چینی که در احزاب ضد امبویای دولت رئیسجمهور جومو کنیاتا فعالیت میکردند ترور شد تا یک رهبر سیاسی برجسته حامی آمریکا از بین برود.
در پی مرگ امبویا، تمامی سفارتخانهها در نایروبی به جز سفارت جمهوری خلق چین، پرچم خود را به حالت نیمه برافراشته درآوردند.
این گزارش ادامه میدهد: تاثیرگذاری امبویا در دولت کنیا تا مدتها پس از مرگش و تا زمانی که اوبامای پدر زنده بود، ادامه داشت.
در سال ۱۹۷۵ و بعد از قتل "جوسیا کاریوکی " یکی از سیاستمداران اتحاد ملی آفریقایی های کنیایی و کسی که به همراه امبویا و اوباما اتحاد ملی را تشکیل داد، کنیاتا سه وزیر سرکش کابینه خود را که روابط شخصی با کاریوکی و یا امبویا داشتند عزل کرد.
مدسن میافزاید: این اطلاعات در یادداشتهای کارکنان سیا در خاورمیانه، آفریقا و آسیای جنوبی آمده است.
طبقهبندی اطلاعات موجود در این گزارشها نشان میدهد که آنها از آژانس امنیت ملی کنیا بهدست آمدهاند و مهمتر آنکه هیچگاه کسی به قتل کاریوکی متهم نشد.











