در تاریخ : پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۸۹
موضوعات : فیلم و مصاحبه ها , مصاحبه ها
بایگانی ها و نظرات در دسترس است
......................................................................
مستند پایانی بر پایان
انقلاب ایدئولوژیک باند رجوی در (20) قسمت
مجموعه اسناد جاسوسی باند رجوی برای صدام (17) قسمت
مصاحبه های سعید شاهسوندی (199) قسمت
مصاحبه های محمد حسیبی (126) قسمت
مصاحبه های ابوالحسن بنی صدر (56) قسمت - کامل
سخنرانی های مرتضی محیط (200) قسمت
صفحه انگلیسی
همزاد گرگها
شعار : ناموس ناموس مسعود بی...
در باره:مصاحبه های محمد حسیبی – قسمت ۱۲۵
.............................................................
احسان : بله جمهوری مقدس اسلامی ایران از روزی که شاه رفت, جنایتکاران و مفسدانی که مثل زهر در جامعه ایران بودند را اعدام کرد. بعضی هایشان هم مثل منافقین متأسفانه موفق به فرار شدند. درستش این بود که جمهوری اسلامی هم به کشورهای غربی از جمله آمریکا حمله می کرد و در صورت لزوم مثل آمریکا 6% مردم آمریکا را می کشت (یعنی 18 میلیون آمریکاییدر باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه
.............................................................
مریم : من ضعفی ندارم که بخواهم دروغ بگویم . از روزیکه شاه رفت رژیم جمهوری اسلامی اعدام کرئد و این کاملا روشن و وواضح است . هر کس هم اذنتقادی کرد به او گفتند از منافقین هستی . با این حرف هم اقای رجوی مطرح شد و هم ترس جمهوری اسلامی به انها . همین اخرین حمله چقدر مسعود رجوی را شارژ کرد که گوئی ایندر باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه
.............................................................
احسان : شما از شخص رجوی دفاع نمی کنید, ولی از افرادی که اعمال و یا شخصیتی مثل رجوی دارند, حمایت می کنید. دروغ های آنان را بازگو می کنید و طرز تفکر او را از خودتان ارائه می دهید. مسئله هیچوقت شخص نیست, بلکه کردار و منش انسانها مد نظر است. جمهوری اسلامی ایران مردمی ترین دولت روی زمین است, به همین دلیل هم موفق بودهدر باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه
.............................................................
احسان : چه عکس های باحالی... مرسی... فکر می کردم فقط در فیلم ها رئیس جمهور آمریکا را اینطور نشان می دهند... نگو واقعاً اینطور است... به قول اینترنتی ها: لووووووووووولدر باره:ادب در نشستن یک جنایتکار جنگی
.............................................................
حمید : ماشاألله نظر دهنده بالایی که از هر چی بدش میاد انجام داده هم نصیحت کرده هم امر کرده هم فرمایش و خرده فرمایش بعد میگه از این عادات ایرانی بدم میاد تازه معتقده که ایرانی ها عقب تر از خارجی ها هستند احمد جان به نظرم به نصحیتی که خودت کردی گوش کن و برو زندگیتو بکن بابا آفرین در ضمن لازم نیست راجع بهدر باره:ادب در نشستن یک جنایتکار جنگی
.............................................................
Ahmad : Agha jan shoma ki hasty ke baraye digeran mikhai tasmim begiri va y ainke be digeran yad bedy ke chetor raftar konan, in che farhangi darid somaha iraniha ke adat darid hamdigaro mahkom konid be hamdige nasihat koni, be ham dige amr konid. shoma az obama az nazare farhangi aghabtar hasyt aziz, zandagi khodeto bekon chekar dary ke digeran chetori mishinan. man az in farhangeدر باره:ادب در نشستن یک جنایتکار جنگی
.............................................................
مریم : اینطوری از گفته های شما بر میاد نشان میدهد که من همه حرفهایم به سود مجاهدین است . دوست عزیز اقای رجوی کل خانواده ما را زیرو کرده و من و مردم ایران فاتحه ایشان را خوانده ائیم .همان فیلمهائی که توی همین صفحه هست به روشنی همه چیز را نشان میدهد و اجازه نمیدهد کسی در این فیلمها شک و تردید داشته باشددر باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه
.............................................................
احسان : زورگویی فقط با چماق ممکن است؟ با ژ3 و کلاشینکف نمی توان زور گفت؟ با فرستادن بچه های زیر هژده سال که همه شان مسلح هستند, به قصد کشتن کسانی که با منافقین همفکر نیستند, این زورگویی و ضد آزادی بودن نیست؟ آیا اگر من خواستم شما را صرفاً به خاطر داشتن عقیده ای بکشم, شما باید دست رو دست بگذاری و به من "آزادی"در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه
.............................................................
مریم : هر کس برداشتی از ازادی دارد .. من هم میدانم ازادی نه زور است و نه چماق به دست گرفتن و بر سر مردم زدن چه میخواهد هرحکومتی باشد و چه اپوزسیون . ازادی یعنی حضور من و شما و مردم در تعینن سرنوشت خودشان . اگر کسی میگوید ما مخالف کل نظام هتستیم باید جمهوری اسلامی او را بکشد؟ یادر باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه
.............................................................
احسان : در مورد مواد مخدر من هم در این سایت و هم در جاهای دیگر بارها و بارها این موضوع را تکرار کرده ام و دوباره تکرار می کنم که پول و زمین کشت و هر شیء دیگری در این دنیا از خود هیچ اختیار عملی ندارند, بلکه این انسان است که تصمیم می گیرد با اشیائی که در اختیار دارد چه کند. اگر کسی پولش, توانش,در باره:فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه
.............................................................
مریم : خبرها حاکی از حضور کشتی انگلیس در تنگه هرمز و اعتراض روسیه برای تهدیهای امریکا به ایران و اظطراب نمایشی امریکا از حمله اسرائیل به ایران . تحریم فروش نفت ایران صد در صد اروپا را اماده برای ورشکستگی اقتصادی جبران ناپذیر اماده میکند . از طرفی هم باید منتظر بود ایا هدف براه انداختن جنگ سوم جهانی استدر باره:زنان اردوگاه بدنام اشرف، بردگانی تحت استثمار وحشتناک فکری و فیزیکی
.............................................................
اولاً که القاعده و یا هر سازمان تروریستی که تا کنون در غرب مرتکب عملیات تروریستی شده است, توسط سازمان های اطلاعاتی غرب
۱٫ برای شان عضو گیری شده است
۲٫ مسلح شده است
۳٫ مورد حمایت مالی قرار گرفته است
۴٫ برای آنها مستقیم و یا غیر مستقیم تبلیغ کرده اند
به همین دلیل هم مسئله تروریسم, مشکل اصلی غرب با اسلام نیست, بلکه مسئله خیلی اساسی تر و ریشه ای تر است.
در هر سیستم و ساختار اجتماعی, اعضای تعامل کننده در آن ساختار اجتماعی, ارزش ها و ضد ارزش هایی را با هم معامله می کنند. یعنی مقوله هایی هستند که ارزش به حساب می آیند و مقوله هایی هستند که ضد ارزش به حساب می آیند و اعضای آن ساختار سعی دارند در تعامل با یک دیگر, ارزش های بیشتری را تصاحب کنند و حدالامکان ضدارزش هایی را از خود بزدایند و به دیگران واگذار کنند یا از بین ببرند.
(در ضمن بر خلاف باور مارکسیسم که “تملک” و “تصاحب” را باعث به وجود آمدن طبقه در جامعه می داند, این وجود “ارزش” و “ضد ارزش” در یک ساختار اجتماعی است که طبقه را در یک ساختار اجتماعی به وجود می آورد. اگر امکان تملک و تصاحب ارزش را در یک ساختار اجتماعی از اعضای آن ساختار بگیریم, آن ساختار از بین می رود چون اعضای آن ساختار دیگر دلیلی برای تعامل با یکدیگر ندارند. به همین دلیل هم تشکیل یک”جامعه بی طبقه” از طریق “صلب امکان تصاحب ارزش ها” که خواست کمونیسم و مارکسیسم است, چیزی جز یک باور به ظاهر زیبا که فقط به از بین بردن ساختار اجتماعی می انجامد , نمی باشد. در جای دیگر مفصل تر توضیح خواهم داد. اما اینجا به موضوع دیگری می خواهم بپردازم)
حال این تعامل و معامله ارزش ها و ضدارزشها به اینجا می انجامد که آن ساختار اجتماعی در آن زمینه تعامل رشد می کند. مثلاً تعامل انسانها در آموزش و پرورش, باعث می شود که جامعه در زمینه علمی پیشرفت کند. در هر زمینه دیگری هم که انسانها در آن باهم بر سر ارزشی تعامل می کنند, چنین است.
حال رشد این ارزشها و پیشرفت در آن زمینه, در صورتی تظمین می شود, که مراحل جدیدی که به دست می آیند, توسط اعضای آن ساختار حفظ شوند. مثلاً اگر علوم کسب شده, با تعلیم دانشمندان و مهندسان و پزشکان و با نوشتن کتاب و غیره, حفظ نشوند, پیشرفت علم در آن کشور از حرکت باز می ایستد. همینطور فرض کنید, در زمینه اقتصاد و تولید, اگر محصولات کار از بین بروند, اقتصاد از رشد باز می ایستد و یا اگر در زمینه فرض کنید مذهب ارزشهایی که خلق می شوند, حفظ نشوند, آن دین از بین میرود.
حالا به اصل موضوع می رسیم.
۱٫ تمامی ساختارهای اجتماعی, بدون توجه به اینکه چه چیزی در آن ساختار و تشکیلات ارزش و چه چیزی ضدارزش است, مشروط به این است که انسانهایی وجود داشته باشند که این امکان وجود داشته باشد, که ساختار های مختلف اجتماعی اصلاً عضو داشته باشند که بخواهند از آن ارزش هایی که تبلور پیدا کرده اند, پاسداری کنند. به همین دلیل مسئله “تولید مثل” و “زاد و ولد” و “خانواده” به عنوان پایه ای ترین “ارزش” در یک جامعه مطرح می شود.
۲٫ از لحاظ علم آمار ریاضی, یک ساختاری که رشدش از عدد یک ممیز شش دهم (عدد نسبت طلایی) پایین تر بیاید, بی برو برگرد (تأکید روی این کلمه “بی برو برگرد” است) در دراز مدت, از بین میرود.
به همین دلیل در زمینه زاد و ولد, اگر میزان زاد و ولد به زیر یک ممیز شش دهم بچه برای هر جفت برسد, آن ساختار از بین می رود. حال چون این فرهنگ است که مسائل زناشویی و بدینوسیله مسئله زاد و ولد را تعین می کند, در حقیقت اینجا میزان زاد و ولد یک فرهنگ مطرح می شود و نه میزان زاد و ولد در یک کشور.
حال واقعیت اینجاست که در اکثر کشورهای غربی میزان زاد و ولد به زیر آن عدد یک ممیز شش دهم رسیده است. ولی این آمار مربوط به همه فرهنگهای مختلف که در جوامع غربی وجود دارند, می شود, چون آمار را در رابطه با یک کشور می دهند و نه در رابطه با یک فرهنگ خاصی که در آن کشور وجود دارد. ولی کسانی که آمار کشورهای غربی را ارائه میدهند, می دانند که تنها فرهنگی که در غرب میزان زاد و ولد در آن, بالای یک ممیز شش دهم است, فرهنگ اسلامی است. یعنی در دراز مدت, کسانی که بر اساس فرهنگ اسلامی زندگی می کنند, تنها کسانی هستند که در اروپا باقی خواهند ماند و مابقی فرهنگ ها, حال دیرتر و یا زودتر, “بی برو برگرد” در اروپاه از بین خواهند رفت. و این علت اصلی خصومت آنها با دین اسلام و به خصوص با جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها جمهوری اسلامی است و به همین دلیل هم سعی می کنند که بر خاور میانه تسلط پیدا کنند که به خیال خام خود بتوانند از این طریق دین اسلام را تصاحب کنند, چون جمهوری اسلامی ایران کانون قدرت فرهنگی جهان اسلام است.
شاید علت اصلی اینکه در چند صده گذشته شرق در زمینه علمی از غرب عقب ماند, این بوده است که در زمینه رشد علمی, آنطور که می بایست فعالیت و تبلیغ نشد و این باعث شد که کشورهای شرقی در زمینه علمی عقب بمانند. این مسئله را هم اضافه کنم که تا وقتی که ضریب رشد یک ساختار اجتماعی بین یک ممیز شش دهم و دو باشد, خطر انقراض و از بین رفتن هنوز وجود دارد و آن ساختار به سمت نابودی حرکت می کند, ولی قابل درمان و بازسازی است. اما وقتی زیر آن عدد بیاید, دیگر نمی توان کاری کرد مگر با تغییر دادن اساسی ارزش ها و ضد ارزش ها و در حقیقت تغییر فرهنگ و قوانین حاکم بر آن ساختار اجتماعی. هر چه قدر هم ضریب بالاتر از عدد دو باشد که خوب رشد هم زود تر و شگفت انگیز تر است.
ربط این مقوله با نسبت طلایی در این است که شما اگر دو عدد دلخواه را باهم جمع بزنید و عدد بعدی را از جمع دو عدد قبلی درست کنید, نسبت آن دو عدد آخری که حساب کرده اید به عدد نسبت طلایی نزدیکتر می شود. مثلاً اگر بگوییم شما دو عدد ۳ و ۷ را انتخاب کنید, این اعداد را به دست می آورید. ۳, ۷, ۱۰, ۱۷, ۲۷, ۴۴, …. و اگر تناسب ها را حساب کنید, یعنی ۷ تقسیم بر ۳, بعد ۱۰ تقسیم بر ۷, بعد ۱۷ تقسیم بر ۱۰ … و همینطور ادامه بدهید, خواهید دید که این عدد به عدد نسبت طلایی نزدیکتر میشود.
رابطه این مسئله با انقراض نسل و ساختار اجتماعی در این است که وقتی تناسب دو نسل که پشت سر هم می آیند, کمتر از نسبت طلایی باشد, نشان می دهد که نسل تازه,کمتر از دو نسل گذشته به آن اضافه شده است و این به این معنی است که منابعی که به خاطر گذشت زمان از دست رفته اند, نه تنها جایگزین نشده اند بلکه حتی دو نسل گذشته هم جایگزین نشده است, یعنی به طور مشخص تعداد نسل سوم از تعداد نسل اول کمتر است و این یعنی نسل سوم حد اکثر می تواند به اندازه نسل اول پیشرفت کند و هیچ میزانی از پیشرفت نسل دوم را نمی تواند تصاحب کند و این یعنی اینکه در نسل چهارم, دیگر اثری از ارزشهایی که در نسل دوم کسب شده بودند, وجود نخواهد داشت و این چیزی نیست جز “نابودی بی برو برگرد”