در تاریخ : پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۸۹
موضوعات : سیاسی , مقالات

جنگی به قدمت سه دهه
معارضه با نظام یک سابقه سی ساله در این انقلاب دارد، چیز جدیدی نیست؛ اشکال معارضه گوناگون بوده است، اما همیشه بوده است، شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعیت ما در داخل بوده؛ هرجا احساس کردند و هروقت احساس کردند، می توانند حضور قوی تری پیدا کنند، ضربه ای را که می توانستند – به خیال خود – وارد کردند.
مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، ۴/۶/۸۸
از زمان استقرار جمهوری اسلامی، ایالات متحده آمریکا و قدرت های غربی رویکرد براندازی و تغییر نظام سیاسی ایران را در پیش گرفتند. پی گیری این هدف با دو شیوه صورت گرفت: شیوه اول؛ به کارگیری قدرت سخت بود که طراحی کودتا، حمایت و تحریک جنگ داخلی، تحمیل و حمایت از جنگ هشت ساله عراق علیه ایران و نیز وضع تحریم های اقتصادی سنگین را به اجرا درآورد. شیوه دوم که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مورد توجه قرارگرفت و پس از حوادث یازده سپتامبر ۲۰۰۱ جدیت بیشتری یافت، استفاده از قدرت نرم و توسل به «براندازی نرم» می باشد.
پیامدهای ناگوار به کارگیری قدرت سخت در جنگ افغانستان و عراق از یک سو و تجربه های موفق انقلاب های رنگی در کشورهای پساکمونیستی از سوی دیگر، ایالات متحده و دیگر قدرت های غربی را در توسل به شیوه نرم براندازی علیه جمهوری اسلامی مصمم تر نمود.
دخالت آشکار و حمایت قدرت های سلطه جوی غربی از راه اندازی «کودتای مخملی»۱۴ در ایران که درپی حوادث بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صورت گرفت، امیدواری آن ها به شیوه های براندازی نرم را نشان می دهد.
مروری بر آن چه طی این سال ها از ناحیه غربی ها در قبال جمهوری اسلامی ایران رقم خورده است، جای هیچ گونه انکاری نسبت به عزم راسخ دنیای غرب در تلاش برای براندازی مسالمت آمیز نظام اسلامی باقی نمی گذارد.
جین شارپ۱۵ که وی را پدر انقلاب های رنگین۱۶ خوانده اند در یکی از مصاحبه های خود۱۷ ضمن تأکید براین که، دولت ایالات متحده آمریکا بایستی بودجه ای را برای حمایت از چنین اقدام هایی در ایران اختصاص دهد، درخصوص میزان تأثیرگذاری کتابی که در این رابطه به رشته تحریر در آورده بود۱۸ در فرآیند تحول های سال های اخیر ایران می گوید:
»کار ما اثر بسیار مهمی در ایران داشته است. البته متأسفانه هنوز حرکتی کاملاً موفقیت آمیز نداشته است…. این کار خطرناکی است ولی مردم به اندازه کافی شجاع بودند که این امور را انجام دهند.»
علاوه بر زمینه سازی تئوریک بنیادهای غربی برای بستر سازی ایجاد دگرگونی در نظام ایران، سایر مؤلفه های ضروری برای ایجاد هرنوع اقدام تحول آفرین نیز در دستور کار غرب قرار گرفته است. به این نمونه دقت کنید؛ «جوزف بایدن»۱۹ سناتور و رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا ومعاون اوباما، در یکی از سخنرانی های خود در سال ۲۰۰۳ میلادی، تصریح می کند:
«دولت بوش باید به تمام سازمان های غیر دولتی اجازه بدهد که به گروه های ایرانی مرتبط با جامعه مدنی، حقوق بشر، فرهنگی و خواهان دموکراسی کمک مالی کنند.» تنها اندکی پس از اظهارنظر «بایدن» در بیست و پنجم دی ماه سال ۱۳۸۱ (۱۵ ژانویه ۲۰۰۳) کمیسیون بودجه سنای آمریکا مبلغ ۱۰ میلیون دلار را به این امر اختصاص داد.
«میچ مک کانل»۲۰ سناتور جمهوری خواه آمریکا در نطق خود خطاب به رییس مجلس سنا با اشاره به ضرورت تقویت «دکترین جنگ نرم و مبارزه بدون خشونت» تأکید کرد:
«آقای رییس! هم اکنون زمینه های تغییر سیاسی و اقتصادی در ایران وجود دارد. وظیفه ما این است که بفهمیم چگونه از موقعیت استفاده کنیم. به نظر من حمایت های مالی از فعالیت های مفید زیر به جاست: حمایت های مالی از برنامه های رادیو و تلویزیونی ایرانی، حمایت مالی از چاپ نشریه های سیاسی ایرانی، حمایت مالی از ایجاد سایت های اینترنتی، حمایت مالی از اشاعه اطلاعاتی درباره دموکراسی، روش های مبارزه بدون خشونت و سکولاریسم.»
واکاوی انقلاب های مخملی
الف- اهداف انقلاب مخملی
به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های مخملی در کشورهای هدف را در چارچوب حوزه های زیر می توان بررسی کرد:
۱- تسلط بر مناطق ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی
۲- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن
۳- حذف یا مهار نظام های چالش گر و موانع نظام هژمونیک آمریکا
۴- ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاور میانه و آسیای مرکزی
۵- همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا
۶- مهار بیداری اسلامی ۲۱
ب- ویژگی های مشترک انقلاب های مخملی
۱- راهپیمایی خیابانی و عدم استفاده از ابزارهای خشونت آمیز (به جز قرقیزستان)
۲- شعارهای مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم
۳- ثقل زمانی انقلاب های رنگی در انتخابات و ادعای تقلب درآن با دو هدف ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن با حضور ناظرین بین المللی
ج- پیشینه شناسی و تحلیلی بر راهبرد انقلاب های مخملی:
«یوری تسیوفسکی» کارشناس خاور شناس روسی می گوید:
«انقلاب مخملی یا به عبارت دیگر تغییر رژیم ها در فضای خاور دور و نزدیک از راه های مختلفی می تواند صورت گیرد. در سال های اخیر به اصطلاح دموکراتیزه کردن این منطقه هرچه آشکارتر ظاهر می شود. به این نحو که آمریکایی ها به رژیم های حاکم پیشنهاد می کنند کمک های خیریه از جانب سازمان های غیر دولتی در زمینه های آموزشی، بهداشت و فرهنگ و غیره را بپذیرند. این سازمان ها با گذشت زمان به مراکز اعمال نفوذ و تأثیر گذاری تبدیل شده و آن ها نیروهای ناراضی و مخالف را از راه رساندن کمک های مالی سخاوتمندانه به لطمه وارد کردن به مبانی ایدئولوژیک رژیم های حاکم در زیر پرچم مبارزه به خاطر دموکراسی و حقوق بشر تشویق می کنند. پس از مدتی سفارت خانه و کنسول گری ایالات متحده نیز به این فعالیت می پیوندند آن ها به گروه بندی های ناراضی کمک های مالی رسانده و به اصطلاح رژیم های نامساعد فشار سیاسی وارد می آورند. سپس اپوزیسیون به اجرای حرکات اعتراضی تحریک می شود. نمونه های گرجستان، اوکراین و قرقیزستان نشان می دهد که این کار چگونه صورت می گیرد.۲۲»
«نیکولای لئونوف»۲۳، نماینده مستقل مجلس دومای دولتی روسیه نیز فساد گسترده در دولت و بی اعتباری ناشی از آن، وجود اپوزیسیون قوی و حمایت مالی خارجی را از جمله شرایط لازم برای وقوع انقلاب های مخملی می داند. بنابراین به گمان وی سه عنصر و یا شرط برای بروز چنین انقلاب هایی از این جنس الزامی است:
«۱- اولین شرط حتمی برای بروز چنین انقلاب و توفیق آن وجود دولت و یا حکومتی است که خود را در انظار مردم برملا و رسوا کرده است. یعنی دولت مقصر در اثر فشار دیگر جناح ها مانند قوم و خویش بازی، اعتبار و حیثیت خود را در انظار ملت خود ازدست داده است؛
۲- عنصر دوم ضروری برای برپا شدن انقلاب ملایم، وجود اپوزیسیون متشکل و هدف مند است که یک سلسله خواست های برنامه ای به سود جامعه را دارا می باشد؛
۳- عنصر سوم، وجود یک نوع حمایت مالی از خارج است.۲۴»
تجربه انقلاب های مخملی در اروپای شرقی، آسیای مرکزی و خاورمیانه
۱- چک اسلواکی:
چنان چه گفته شد واژه انقلاب مخملی نخستین بار از سوی واسلاوهاول، رهبر مخالفان حکومت وقت چک اسلواکی به ادبیات سیاسی واردشد. در سال ۱۹۸۹ طی یک دوره شش هفته ای، مخالفان حکومت با انجام سلسله اقدام هایی زنجیره ای خواستند رژیم های حاکم را سرنگون کرده و قدرت را در دست گیرند.
۲- صربستان، انقلاب بولدزر:
در ۵ اکتبر ۲۰۰۰ میلادی، اسلودان میلوشوویچ۲۵، رییس جمهور وقت صربستان در میان تظاهرات و اعتراض های صدها هزار نفر دربلگراد مجبور به استعفا شد۲۶٫ مردم با بولدزر به ساختمان مرکزی رادیو و تلویزیون دولتی حمله کرده و آن را خراب کردند به همین دلیل «انقلاب بولدزر» نام گرفته است.
۳- گرجستان، انقلاب گل رز۲۷:
با فروپاشی شوروی سابق، آمریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی؛ یعنی سپر دفاعی هارتلند۲۸ نفوذ یافتند. پس از آن، توسعه نفوذ در حلقه دوم در دستور کار آمریکا قرار گرفت. برای این منظور، نفوذ در گرجستان اولویت اول را داشت. آمریکا و متحدان اروپایی اش از طریق بنیاد سوروس۲۹ و مؤسسه های به ظاهر غیر دولتی، به ساماندهی یک انقلاب رنگی در گرجستان پرداختند تا سلطه ناتو به گرجستان به عنوان حیاط خلوت روسیه، گسترش یابد.
در انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۰۳، بنیاد سوروس پیشاپیش پیروزی ائتلاف تروئیکا را اعلام نمود. اما پس از انتخابات، نتایج شمارش آرا، پیروزی «ائتلاف گرجستان نو » را نشان می داد. ائتلاف تروئیکا به نتیجه انتخابات اعتراض کرده و دولت را متهم به تقلب نمود۳۰٫ اعتراض های مخالفین منجر به سرنگونی دولت شواردنادزه۳۱ گردید. تظاهرات کنندگان طبق برنامه، به پلیس و ارتش، گل رز اهدا می کردند، درنتیجه این تحولات، «انقلاب گل رز» نام گرفت.
۴- اوکراین، انقلاب نارنجی۳۲:
در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۴ اوکراین، هیچ یک از نامزدها حد نصاب لازم را نیاوردند و انتخابات به دور دوم کشید. نتایج دور دوم، پیروزی «یانوکویچ»۳۳ – هوادار روسیه – را نشان می داد، اما «یوشنکو»۳۴ نامزد طرفدار آمریکا نتیجه را نپذیرفت و اعلام کرد تقلب شده است. به دنبال تظاهرات معترضین، کشور اوکراین در شرایط فوق العاده ای قرار گرفت. درنهایت، انتخابات باطل شد و در انتخابات مجددی که با حضور ناظران بین المللی برگزارشد، یوشنکو پیروز شد. متحصنین و تظاهرات کنندگان، تی شرت و بازوبند نارنجی بر تن داشته و پرچم های نارنجی رنگ با خود حمل می کردند.
۵- قرقیزستان، انقلاب لاله ۳۵:
انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۵ قرقیزستان پس از ردصلاحیت نامزدهای مخالف دولت برگزار شد. مخالفان عسکرآقایف۳۶ پس از اعلام نتیجه انتخابات، علیه آقایف متحد شدند. با گسترش اعتراض ها، آقایف متواری و جابه جایی قدرت در این کشور با حمایت و سازماندهی آمریکا صورت پذیرفت، این انقلاب به واسطه وقوع در فصل بهار، عنوان «انقلاب لاله» گرفت.
تلاش برای انقلاب مخملی در برخی دیگر از کشورها نیز صورت گرفته و برخی از آن ها نتایج مورد نظر غرب را به دنبال نداشته، برخی نیز چندان قابل توجه نبوده است. ۳۷:
۱۴ .انقلاب مخملی ( velvet revolution )، یا انقلاب رنگی یا انقلاب گلی، نوعی انقلاب بدون خونریزی است و به تغییر و تحولاتی گفته می شود که تا امروز در برخی از کشورهای
باقی مانده از بلوک شرق اتفاق افتاده و هیئت حاکمه این کشور ها، جای خود را به حکومت های طرفدار غرب داده اند. این اصطلاح را برای اولین بار واسلاو هاول، رئیس جمهور سابق چک، که در آن زمان رهبر مخالفان آن کشور بود، بر سر زبان ها انداخت. براساس طرح خاورمیانه بزرگ، ایالات متحده می کوشد که کودتاهای مخملی را در این منطقه نیز به راه اندازد. کودتاهای مخملی، واجد ویژگی های پیوسته و همگون در علل و شکل تحولات می باشند. تمامی آنها، به جز قرقیزستان، بدون استفاده از ابزارهای خشونت آمیز و طی راهپیمایی های خیابانی، به پیروزی رسیدند. تمام این تحرکات با شعارهای مبنی بر ایدئولوژی لیبرالیسم انجام گرفتند و نقش دانشجویان و نهادهای غیر دولتی ( NGOs ) در بروز آنها پررنگ بود؛ تحرکات سیاسی ای که منجر به کودتاهای مخملی شده، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، مورد حمایت آمریکا و اروپای غربی است. از نمونه های برجسته این کودتاهای آمریکایی، می توان به انقلاب پنجم اکتبر ۲۰۰۰ در صربستان، انقلاب گل رز ۲۰۰۳ در گرجستان، انقلاب نارنجی ۲۰۰۴ در اوکراین، انقلاب گل لاله ۲۰۰۵ در قرقیزستان اشاره کرد. بنیاد جورج سوروس (بنیاد جامعه باز)، بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی، بنیاد کارنگی، مرکز بین المللی محققان وودرو ویلسون و صندوق آلمانی مارشال، از جمله اهرم های فشار برای انجام چنین کودتاهایی هستند که زیر نظر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، فعالیت می کنند. پیام فضلی نژاد، شوالیه های ناتوی فرهنگی، انتشارات کیهان، دی ۱۳۸۶، صفحه ۶۷
Gene Sharp15
Clausewits of Nonviolent Warfare16
.17مصاحبه ی نشریه بوستون گلوب با جین شارپ، ۲۹می۲۰۰۵
http://www.boston.com/news/globe/ideas/articles/2005/05/29/war_by_other_means?pg=full
18 .نام این کتاب »از دیکتاتوری تا دموکراسی« ( From Dictatorship to Democracy ) است که در سال ۱۹۹۳ انتشار یافته است .
Joseph Biden19
Mitch McConnell 20
21 . رضا سراج، آشوب گران چه می خواهند؟، به دنبال انقلاب مخملی در ایران، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران( wwwi.rdc.ir )
22 . رادیو مسکو (www.vor.ru) ، ۱۵/۱/۱۳۸۴
Nicolay Leonov23
24 . همان، ۲۰/۱/۸۴
Slobodan Milo?evic 25
wwww.ikipedia.org26
Rose Revolution27
28 . «هلفورد جان مکیندر» جغرافی دان بریتانیایی در سال ۱۹۰۴ میلادی نظریه ی تصرف قلب جهان ( Heart Land ) را مطرح کرد. وی این نظریه را در مقاله ای با عنوان « The Geographical Pivot of History » در ژورنال « The Geographical » منتشر کرد. او سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا را جزیره جهانی ( World Island ) نام گذاری کرد و محور مرکزی این جزیره جهانی را به عنوان «هارتلند» (قلب جهان) نامید. از دیدگاه این جغرافی دان، «هارتلند» عبارت است از منطقه گسترده ای که از شرق به سیبری غربی؛ و از غرب به رودخانه »ولگا« در روسیه؛ و از شمال به اقیانوس منجمد شمالی؛ و از جنوب به ارتفاع های هیمالیا و ارتفاع های ایران و ارتفاع های مغولستان محدود می گردد. «سر مکیندر« پس از چندی، دامنه غربی «هارتلند» را تا حدود کشورهای اروپای شرقی توسعه داد. بر این اساس، «قلب جهان» منطقه وسیعی است که شامل بخش بزرگی از ایران، افغانستان، آسیای میانه و بخش مهمی از روسیه می شود و دریای خزر در میان آن جای دارد.
وی در سال ۱۹۱۹ اعلام داشت: «هر قدرتی که بر اروپای شرقی دست یابد، بر «هارتلند» تسلط می یابد، و هرکس بر هارتلند تسلط یابد، بر «جزیره ی جهانی» حاکم خواهدشد؛ و هرکس بر جزیره جهانی حاکم شود، فرمانروای همه جهان خواهد بود.» http://www.military.ir/modulesphp?name=Forumsfile=viewtopicp=92166
29 Soros Foundation با نام اصلی بنیاد جامعه باز OSI – Open Society Institute
30 . رضا سراج، پیشین
Eduard Shevardnadze31 Orange Revolution32
Viktor Yanukovych33 Viktor Yushchenko34
Tulip Revolution35 Askar Akayev 36











