“ بنام خدا ”
گفتگوبا مادر و خواهر یکی از اعضای رده بالا مجاهدين
گفتگوي نماينده انجمن نجات اصفهان با مادرو خواهر يكي از اعضاي رده بالا مجاهدين درمنزل آنها كه با كاروان خانواده ها از سوي انجمن به عراق رفتند و دراردوگاه اشرف با فرزندش ملاقات كرد.
صداي اين مادر، مثل شكستن برگهاي خشك، ازگلويش بيرون مي آمد ،بيجان و حيران بود
،انگارحال خود را نمي دانست ، تحمل رنج سينه اش براحساساتم سخت بود ، بي تابيم بي
تاب شده بود 000 فرا رويم دو زن ريش شده از فراق و طويل 000 تا چه زماني مي بايستي
اين قسم پريشاني دلتنگي و نگراني را به دوش كشند ؟ مادر را قبلا هم ديده بودم ، اما
اين بار خيلي بي قرار تر بنظر مي رسد 0 بارآخرين گفته بود خيلي سال ا ست از مرتضي
خبري ندارم ، فكرنمي كنم زنده باشد ، درترديد بود حرفهايش سوزآن مي زد كه ما قصد
داريم به اهداف خودمان برسيم و گرنه اوحتي زنده نيست 0حا ج خانم چشمتان روشن ،
زيارتتان هم قبول ، بالاخره بعد از اين همه سال 000 خواهر بي قرار تر بود : شما
نمي توانيد درك كنيد پس از 22 سال برادرم را ديدم ، تمام وجودم را تشنج گرفت و
بيحال افتادم ...منگ بودم ، گوشهايم تير مي كشيد ، چگونه
براندازشان نمايم ، مويرگهاي زير چشم وپوست نازك روي گونه هاي نحيف اندوه بزرگشان
را زار مي زد0
ديدگانم تند تند مي سوخت و از اشك پر مي شد ، مثل اين بود كه ميان امواج خون دل
شناورم ، در ميان آن مايع سنگين نمي توانستم به ساحل نجات برسم ، دردمندانه سخن مي
گفتند و حافظه ام نمي دانست آن الفاظ وكلمات مخزون را تحمل كند . دختر كه معناي يك
خواهر رنج كشيده را تصويركرده بود ، هرچند گاه به ملامت خود نيز مي پرداخت 0 پرسيدم
چرا ؟ گفت : دين و دين خود را انجام نداده ام 0
راز ملامتش را يافتم : اي هم كيش ، شما كه هيچ ، ماها كه با روي زشت و ناصالح
سازمان مستقيما درگير شده بوديم نيزماهها وماهها با خود كلنجار مي رفتيم كه نكند
دراشتباه بسر مي بريم 0 شخص خود من از سال 68 مسلئه دار بودم ، اما بخود نهيب مي
زدم كه مي خواهي از مسئوليت سرباز زني ؟ با چه مصيبتي خود را به آن طرف مرزهاي
رسانيدم ساعتها با نماينده سازمان در تركيه صحبت كردم ، او اقرار كرد من صلاحيت
پاسخگوئي ندارم 0با سازمان مكاتبه كن ، نامه هايم را پاسخ ندادند 0 گفتم به سازمان
نرسيده است ! با اينكه چند شماره ايران زمين برايم پست كرده بودند و با ريسك بزرگي
به عراق رفتم تا چهره به چهره عزيزترين هايم از ترديد نجات يابم 0اما سازمان بكرات
مرا به زندانهاي كثيف وقرون وسطائي صدام فرستاد ، تا له شوم ، تا
هويت خودم را حتي فراموش كنم ، باز فكر مي كردم
اشتباهي شده است ، باور نمي كردم مهر تابان ، مريم پاك ،
بتواند يك زن ايراني هم مرامش را در كشور غريب از طريق
گرسنگي و آزار و كودكان نحيفش شكنجه نمايد ، كه
هوادار مجاهد خلق را حدود 70 روز در بند فاحشه هاي وحشي و
پر از شپش عراقي زنداني نمايد 0 كه وقتي فرياد مي زند 0 به
چه گناهي زنداني هستم ؟ به چه گناهي بايد سه دختر 12
تا 7ساله ام در كردستان عراق بدون سرپرست بمانند ؟! به چه
گناهي دو دختر كوچكم را گرسنگي مي دهيد؟ به سلول
قهوه اي و تاريك ، به سلولهاي كثيف و گرم انداخته
ايد ، پاسخي نشنود و در بيدادگاه سه دقيقه اي عراقي به 6
سال حبس محكوم نمايد 0 مادرگفت: ما
جراي شما را براي دخترم تعريف كرده ام 0
گفتمش : وقتي مرتضي را ديديد وقتي گفت ما اين لباس و
جنگ را براي احياي اسلام برتن كرده ايم ، قصه مرا نپرسيديد؟
اين بار با لحني عصبي گفت : صد ماشاءالله
اين خواهر هاي محترم كه مجال نمي دادند دسته دسته مي آمدند
و به ما تبريك مي گفتند نگذاشتند پسرم را درست ببينم 0
گفتمش : حالا چون پسر شما رده بالا داشته محترمانه
تر كنترل شديد ، يك خانوادها ميگويند ده نفر دور ما حلقه مي
زدند و خيلي علني به حرفهايمان گوش مي دادند ،
ميدونيد اين چه معنايي دارد؟ رجوي بهتر از هر كسي
خيانت خود را مي شناسد ، و به هيچكس اعتماد هم ندارد چرا
خوب مي داند از درون بدست همين نيروها متلاشي خواهد
شد 0مادرگفت : نه بابا اين پسر من بر نخواهد گشت ،
مگر حرفهاي ما به گوشش مي رود ؟
گفتمش مادر اينگونه دلسردانه تحليل نكنيد ، اگر سازمان به
نيروي خو مطمئن بود از ملاقات استقبال مي كرد ،چنانچه
بار اول با همه پرخاشگري هاي اوليه پس از اين دست و
آن دست كردن و زمان كشتن با هدف اينكه از آن جلسه بهره بري
كند به ملاقات تن داد ، ساز و آواز ، بساط رقص راه
انداخت ، عباس داوري كلي حرفي زد ، حتي شب را اجازه
داد خانواده ها دور هم باشند ، البته در كنار و تحت كنترل
مستقيم نيروهاي محافظش ، اما بار دوم عصبي تر
برخورد كرد طول ملاقات را هم كوتاهتر كرد بعد هم ضمن
متهم كردن تعدادي از خانواده ها به جاسوسي به نيروها گفته
بود هر خانواده براي اقدام به اين سفر رشوه 15
ميليوني دريافت كرده اند 0
آيا مي دانيد چرا چند نفر از كسانيكه قبلا ملاقات داشته اند
اين بار چگونه با روي سرد و حتي پرخاش به خانواده در
ملاقات حاضر شده بودند ؟ به نظر شما اين بچه هايي كه
پر از عاطفه وعشق به آرمانهاي ملي و مذهبي بوده اند ،
بايستي اين همه بي محبت باشند ؟
همه مي گفتند
حركات و حرفهايشان تصنعي بود ، مثل اين بود كه سحت مي ترسند
، و معلوم بودكه اين افراد بين دو ملاقات
بيشتر از سايرين تحت فشار بوده اند وانگار وادار بوده اند كه به اين شكل با
خانواده برخورد كنند 0 خواهر رنج كشيده بكبار ه به
استدلالهاي خودش در توجيه سازمان پرداخت : سازمان
ديندار است ، مسعود از 17 سالگي قرآن را از بر بوده
است 0 دلم نيامد بگويم يزديد نيز از بر بود 0 اما
گفتم : كودكان 6 ساله هم مي توانند 0 ناليد : برادرم
اسوه خوبي بود هركسي او را مي شناخت احترام زيادي برايش
قائل بود 0
درد وجود مرا گرفت : خوبترين بچه ها را شكار كردند ، بغضش
تركيد، دين زايل شد ،فساد بيداد كرده است 0 قلبم چليده شد :
چه كسي مي تواند چراغ روشن را از روح من بگيرد ؟! اي زن
نيكو دل ،چرا فساد بيداد كرده ؟ چه كسي مسئول است؟
سينما ، راديو ، تلويزيون ، معضل آهنگهاي مجاز و
غيرمجاز ،هنر ، نمايشات ، مدرسه ، دانشگاه ، كوجه ، خيابان
، مطبوعات داخلي كدام يك از ظواهر جامعه اصراري بر اشاعه
فساد نموده است ؟ چشمان معصومش برقي زد : از فقر ،
از فقر گفتمش يك هفته است از آن طرف آب آمده ام
اسلو ، پايتخت ثروتمند ترين كشور اروپائي است 0 نعمت
از سرو روي اين مملكت مي بارد ، باران ، آب ، چمنزار ، درخت
،چوب ، ماهي ، گوشت قرمز ، صنعت ، تازه نفت و گاز هم
دارد وجمعيت آن اندازه كرج است ، اگربدانيد چه خبر بود ؟ آيا فساد و اعتياد
بسياري از جوانان آن بدليل فقر است ؟ كاش آنهائي كه
آمارهاي ياس آور انتشار مي دهند 000 حرفم را قطع كرد : آنها
از همه چيز خبر دارند ، آمارهاي دقيق دارند 0
بله آنقدر آمارشان دقيق عمل مي كند كه نتيجه و
تعبيرش عنصر ياس ، خودباختگي ، نااميدي و نديدن زيباييها و
نكات ارزنده خودي است 0
مثل اينكه ايران فقط جهنم است و آن طرف فقط شادي و خوشبختي
، آن چيزي كه شما درايران اشاعه فساد و تباهي مي بينيد
دراروپا مثل يك واقعيت غيرقابل گريز براي خانواده ها محسوب
مي شود 0 دختر ايراني 17 ساله كه همسايه فرزندم بود
: ميگفت دركلاس و مدرسه اش كه دريك شهركوچك 15000 نفري واقع بود حدود 10
مورد دخترهايي بودند كه بدون ازدواج يا
باردارند يا صاحب فرزند و اين افراد تا وقتيكه ديپلم
نگرفته اند مي توانند كناردختر بچه هاي ديگر به مدرسه بروند ، دختر
19ساله اي كه دو بچه دارد ووجود افراديكه گاه تا سه
فرزند دارند اما هنوز ازدواج نكرده اند مثل يك آمار قانوني
بصورت پرسشنامه در زايشگاهها وادارات مختلف
مطرح مي شوند 0
وقتي نوه ام بدنيا آمد چندين بار از ما سئوال شد آيا پدر
بچه معلوم است ؟ آيا ازدواج كرده ا ند؟
دختركان 17 ساله ما وقتي به مدرسه مي روند
بايد در كيف مدرسه ايشان لقمه و تغذيه بگذاريم ويك
دخترك 14 ساله اروپائي حتي به مادرش خبر نمي دهدكه با چه
كسي زندگي مي كند ؟ اين آمار گيرها بروند ريشه پديده
هاي فراگير اروپايي را بررسي نمايند ، آمريكا كه
ديگر هيچ ؟!000
نمي خواستم غيرت اين زن محجوب را بيا زارم ، اما مي خواستم
درست نگاه كردن را معني كنم 0
به او گفتم : نسل ما افراط كرده است ومتاسفانه فرهنگ انقلابي بوي خون و شورش
برداشته بود 0شايد هم رسالت خطير تري برعهده دارند 0
قرآن كريم مي فرمايد : پيامبران چون شما وبه امرار معاش مي پردازند ودر ميان مردم
مشي ميكنند 0 يعني چه ؟ هنر ايمان ترسيم زيبايي و
سلامت روابط انساني ( حسن سلوك و كسب حلال ،
همسرخوب ، فرزند خوب ، برادر ، خواهر ، همسايه خوب و
000) در ميان مردم است 0در ميان تاريكي و جهل چراغ اخلاق
رفتار و تفكر سالم را روشن نگهداشتن 000
طبق اصل سرايت اجتماعي ، خوبي و نيكي را انشتار دادن
هيچ پيامبر و پيشوايي به برپائي تشكيلات نظامي و حزب و دارو
دسته نپرداخته كه به صرف عمليات نظامي ،
حكومتي را ساقط نمايد و حكومت الهي برپا نمايد 0
پيامير اكرم درفتح مكه ( پايگاه قدرتمند شركت و ظلم
) بدون سلاح و جنگ بدون ريختن قطره اي خون به مكه وارد شدند
از راه قلبها و تسليم روانها در مقابل چراغ
هدايتي كه پيامبر برافروختند 0
خوبست دو باره به سيره و تاريخ اسلام توجهي نمائيم سپس گفتم
: مادرجان شما شاهد بوديد كه پسرك جوان مجيد اميني را
چگونه بازگرداندند 0چرا ؟
مادر به نرمي گفت : آخر نميشه باين راحتي ، بايد از مرحله
اي بگذرد ، خوب نمي شود سازمان لطمه مي بيند 0
سينه ام جوشيد : بله درمرام سازمان و تشكيلات نظامي
در ست است ،اما در مرام پيشوائي اسلامي نمي گنجد ، وقتي
طلحه و زبير مي خواستند اجازه خروج بگيرند 0
امام علي اجازه فرمودند ، همه گفتند : يا علي همه
ميدانيم آنها به قصد فتنه مي روند0چرا اجازت مي فرمائيد؟!! فرمودند : به هيچ مصلحتي
نمي شود حق آزادي انساني را نقض كرد 0شب عاشورا امام حسين (ع) عبا روي
سرانداخت و فرمود اي ياران من ولايت را از گردن شما بر مي گيرم از تاريكي شب
بهره بريد ، جان خود را نجات بخشيد . شما از نزديك حصارهاي اطراف قرارگاه رجوي را
ديديد نگهبانان برج و بارو را و افراد مسلح آمريكائي را در حمايت از قرارگاه 000آيا
نبايد از اين شرم و ننگ بر دامان يكايكمان فرياد كنيم ؟ ميگويد عاشورائيم ؟!چگونه
وقتي از حيث ظاهر و باطن كاملا نامتجانس هستند 0 در كاروان حسين وظايف انساني جاري
بود ،يك گروه دعوت شده براي احياي اصول و روابط خالص مكتبي ! كدامين مسئوليتهاي
فردي و اجتماعي تعطيل شده بود 0 جنگ روش قديم تر انسان است انساني كه به قعر تاريخ
تباهي و عدم شناخت از رسالت خود مبتلا است 0 كداميك از ائمه و پيشوايان ما براي جنگ
زمينه ساز ي ميكند ( مثل دو سال واندي كه رجوي درجامعه حضورداست ) و به شعله جنگ
افروزي را دامن مي زند ؟!
حسين (ع ) علي اصغر را نهال كوچك زندگي را چون سبزري و سفيدي پيام عشق و دوستي بر
دست مي گيرد 0 اما رجوي در مقدمه جنگ افروزي اش نشريه هاي سراسر تحريك آميز و اهانت
بار به دست دختر بچه ها و پسر بچه ها كم سن و سال ميدهد تا آتش به جامعه زند 0 حسين
روش زندگي و سلامت نهيب مي زند ورجوي چه رنگها و بازيها سازميكند ،انگارر خداوند
الموت است فرقه اش را فقط به جنگ مي خواند 0 ازدواج , طلاق ، روابط خانواده گي و
همه مشي و روش طبيعي زندگي را منكر مي شود 0
آيا آگر قرآن را ازبردارد نخوانده كه : پيامبران بشري چون شما هستند درميان شما
زندگي مي كنند و به امرار معاش مي پردازند 0 فرقه رجوي بچه ها را از مردم گرفته و
درمحصور تشكيلات فقط به مهره جنگ و نفرت بي اساس مبدل ساخته چرا چرا ؟
به اميد
حكومت ؟ يعني كسب حكومت محور اصلي محسوب مي شود ؟ ! پس چرا امام علي (ع) درمقابل
هجوم مردم در بيعت با او در خطبه اش فرموده است : اگراين خواسته مريضانه شما نبود
،افسارحكومت را به گردن شترش رها مي كردم ؟ چرا ؟ گيرم رجوي فهيمتر از پيامبران
خداست ، عادلتر و فهيمتر و شجاعتر از شير خدا علي (ع) است 0بايد پرسيد توكه 22سال
از جامعه جدا بوده اي براي برپايي يك روش راستين حكومتي ،چه زمينه اي مهيا كرده اي
تو حتي بدرستي جامعه ايران را نمي شناسي ، اصولا ضامن اجرايي و پشتوانه قوانين
اسلام را چه ميداني ؟ شايد ديكتاتوري پرولتري اين تئوري در پروسه تاريخ عملا در
شوروي و چين شكست خورده است 0 آيا اين فرمايش پيامبراكرم براي رجوي قابل درك نمي
باشد ؟ “ من نيامده ام مگر براي مكارم اخلاق ”از اين روست كه پيشوايان ما پس از
رحلت پيامبر(ص) پيش از اينكه بدنبال حكومت باشند به پرورش مردم و احياي اصول و روح
دينداري مي پرداخته اند و تا آخرين دم فرصت چراغ عشق و هدايت را با اعمال وكردار
خود در ميان مردم روشن نگه مي داشته اند 0دردا دردا كه زخم خيانت برگرده امان
نشاندند به داعيه سلاله نور ،چون ضحاكان ستمگر ، معزة تفكر و اعتقادات دهها هزار
جوان را نشانه گرفتند وبدست همان كساني كه طالب مكتب محمد (ص) بودند ، بجاي سبزي
شادي ،نان و محبت ، ناامني تفرقه و خشنونت پديد آوردند 0
و پيش از همه چشم براه ماندگان را دردادگاهي كه حاكم آن بي رحمتر و پليدتر از“ما
كياول ” است به رنج فزاينده اي محكوم نمودند 0 بعبارتي محكومين : پدران ومادران
سالخورده و وابستگان ، دليل محكومیت : حكومت رجوي محقق نگشته است 0
مدت محكوميت : تاكنون 22 سال است اما همواره تا 2 ماه ديگر 000
موضوع مطالبات : حكومت ايران
ابزار و لوازم : جوانان و هواداران پرشور سابق , ميانسالان بيرمق و خاكستر نشين امروزي !!!
به اميد تلاشي سازمان رجوي به دست نيروهاي از دام رهيده و بپا خاسته از درون سازمان 0