<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نگاه نو &#187; اجتماعی</title>
	<atom:link href="http://www.negaheno.net/category/maghalat/ejtemai/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.negaheno.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 18:34:18 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.2</generator>
<image>
  <link>http://www.negaheno.net</link>
  <url>http://www.negaheno.net/wp-content/themes/Wordpress_Magazine/images/favicon.ico</url>
  <title>نگاه نو</title>
</image>
		<item>
		<title>متن کامل گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس درباره فتنه ۸۸</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Dec 2011 16:55:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/</guid>
		<description><![CDATA[به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حسین فدایی نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه)، چکیده گزارش کمیسیون متبوعش درباره رسیدگی به حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ که منجر به شکل‌گیری جریان فتنه شد، را قرائت کرد. متن کامل این گزارش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/12/image17.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-9592"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حسین فدایی نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه)، چکیده گزارش کمیسیون متبوعش درباره رسیدگی به حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ که منجر به شکل‌گیری جریان فتنه شد، را قرائت کرد.     <br />متن کامل این گزارش به شرح ذیل است:      <br />۱- مقدمه:      <br />با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، غرب که الگویی انقلاب اسلامی را به عنوان گفتمانی در مقابل لیبرال دموکراسی می‌دانست، به طور همه جانبه سعی در مخدوش کردن وجهه این نظام نو پا داشت تا مانع از الگودهی ملت ایران به دیگر ملت‌های جهان، برای شکستن ساختار از پیبش طراحی شده نظم جهانی شود؛ اما شکست‌های پی در پی نظام سلطه از جمهوری اسلامی ایران طی ۳۲ سال گذشته و پیشرفت‌های چشم‌گیر ایران در این مدت، منجر به طراحی و اجرای شیوه‌های نوین در مواجهه با ایران شد.      <br />پیشرفت در عرصه‌های گوناگون علم و فناوری، تثبیت راهبرد تهاجمی در سیاست خارجی و انفعال کشاندن قدرت‌های استکبار، عدم تمکین ایران در قبال فشارهای بیرونی، تلاش برای گسترش هر چه بیشتر جبهه مبارزه علیه رژیم غاصب صهیونیستی قدرت‌های استکبار به ویژه آمریکا را به تلاش برای تلفیق گزینه‌های سختف نیمه سخت و نرم علیه ایران وادار کرد به این امید که بتوانند پروژه تغییر فتار نظام ما را به عنوان گام اول پروژه تغییر به ثمر برسانند.      <br />تجربه دوران حاکمیت جریان دوم خرداد که جورج بوش پسر هنگام ترک کاخ سفید آن را دورانی خوش خواند و از بابت به پایان رسیدن آن ابراز تاسف کرد، آمریکا و متحدانش را به این نتیجه رساند که بهترین و کوتاه‌ترین روش برای ایجاد تغییر در رفتار ایران اسلامی سرمایه‌گذاری بر روی جریان ساختار شکن و غرب‌گرای داخل ایران است که در طول دوران گفتمان اقتصادی و گفتمان سیاسی خود به خوبی نشان داده بود، روش‌ها و اهداف خود را کاملاً بر مطلوب‌ها و نیازهای غرب منطبق کرده است. به همین دلیل بود که بلافاصله پس از به پایان رسیدن دولت اصلاحات، فرآیند‌های ذیل شتابی فزاینده گرفت:      <br />۱- فراخوان مراکز تصمیم‌سازی برای تهیه راهبردهای عملیاتی علیه ایران      <br />۲- تصویب بودجه ویژه برای حمایت از اپوزیسیون      <br />۳- ایجاد و تقویت ساختارها و شیوه‌های رسانه‌ای جدید برای ایجاد، هدایت و تغذیه آشوب داخلی (که بی‌بی‌سی فارسی در رأس آنها قرار داشت)      <br />۴- تصویب قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران      <br />۵- فعال شدن سرویس‌های اطلاعاتی برای تحقق دو پروژه اپوزیسیون واحد با برداشتن مرزهای میان گروه‌های مختلف اپوزیسیون) و اپوزیسیون حرفه‌ای، که اصلاح‌طلبان غرب‌گرا در سال ۸۴ فقدان آنها را جزو ضعف‌های اساسی خود اعلم کرده بودند؛ و گنجاندن آن در قالب پروژه شبکه‌سازی در محیط‌های واقعی و مجازی      <br />۶- تقسیم کار میان کشورهای غربی بای برقراری پیوند‌های پنهان با اپوزیسیون داخلی      <br />۷- برنامه‌ریزی برای تبدیل انتخابات به هسته مرکزی یک فرآیند کودتای مخملی      <br />اگر چه بسیاری از این فرآیندهای از سال‌ها قبل آغاز شده بود و عمر برخی از آنها به بیش از ۲۰ سال می‌رسید، اما در این تردیدی نیست و مجموعه اطلاعات موجود هم نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی اصلی برای تبدیل این پروژه‌ها‌ به فتنه داخلی پس از سال ۱۳۸۴ اوج گرفته است.      <br />این گزارش تلاش می‌کند چگونگی تکمیل این پروژه‌ها و تبدیل آن به یک فتنه سیاسی و اجتماعی را به استناد به اطلاعات معتبر واکاوی کند و روایتی دقیق از چگونگی مهار این فتنه عمیق ارائه نماید.      <br />۲- بررسی علل و عوامل و ریشه‌یابی جریان فتنه      <br />آن چه فردای پس از انتخابات سال ۸۸، را رقم زد فرصتی بود که از سال‌ها و با برنامه‌ریزی مدون و منسجم بیگانگان و طمع و همراهی عناصر فریب خورده داخلی فراهم آمد. فضای مطلوب سوء استفاده بیگانگان از طریق حاکم شدن فضای غیر عقلانی و تهییج احساسات، نادیده گرفتن تذاکرات مقام معظم رهبری و قواعد و اخلاق انتخاباتی و مصالح انقلاب مهیا شد تا دشمنان به پیاده‌سازی سناریوی از پیش تعیین شده خویش بپردازند.      <br />در این راستا می‌توان به عوامل خارجی و داخلی مؤثر در این حوادث اشاره کرد:      <br />الف: زمینه‌ها و عوامل خارجی      <br />مجموعه اسناد و مطالعات موجود نشان می‌دهد به طور کلی راهبرد غرب در قابل ایران اسلامی مبتنی بر این پیش فرض است که در نهایت هر نوع سناریوی براندازانه علیه ایران باید راهی به داخل ایران بیابد و هدف از مجموعه فشارهای بین‌المللی بر ایران نیز در نهایت چیزی جز اثرگذاری بر داخل ایران و فعال کردن مجموعه نیروهای غرب‌گرا &#8211; که همواره نسبت به اکثریت مطلب مردم، اقلیتی بسیار کوچک محسوب می‌شده‌اند- نبوده است. یکی از عوامل زمینه‌ساز فتنه ۸۸ در زمانی به مدت دو دهه بویژه از سال ۱۳۸۴ به این سو، در قالب ساز و کارهای زیر صورت گرفته است:      <br />۱- برقراری ارتباطات پنهان      <br />۲- کمک مالی      <br />۳- حمایت علنی در چارچوب پروژه‌های دیپلماسی عمومی      <br />۴- فشار به نظام جمهوری اسلامی به منظور ایجاد فضای مانور برای جریان غرب‌گرا در داخل      <br />۵- شبکه‌سازی اجتماعی در حوزه‌های مجازی و حقیقی      <br />در عین حال نکته مهم و برجسته در این میان این است که غرب برای کلید زدن پروژه‌ خود به آماده شدن مجموعه‌ای از شرایط داخلی نیاز داشت و به منظور هر چه کامل‌تر کردن این پروژه از پیش برنامه‌ریزی شده، انتخابات را به عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط قوت جمهوری اسلامی هدف قرار داد.      <br />بررسی دقیق و موشکافانه فتنه ۸۸، نشان می‌دهد عملکرد و سخنان سران داخلی و خارجی فتنه، الگوبرداری کامل دقیق از تئوری‌های از پیش طراحی شده انقلاب‌های مخملی در مراکز تولید توطئه سیستم‌های جاسوسی خارج از کشور از جمله تئوری مبارزات خشونت پرهیز و روش‌های مسالمت‌آمیز نافرمانی مدنی کسانی چون جین شارپ بوده است که در تمام نمونه‌های قبلی خود از جمله موارد اجرا شده در اروپای شرقی و آسیای میانه -به صورت &quot;انتخابات محور&quot; عمل کرده است.      <br />مطابق اسناد موجود، کشورهای غربی و در رأس آنها دولت آمریکا بر مبنای مجموعه‌ کدهایی که از داخل ایران دریافت کردند به این نتیجه رسیدند که مقطع انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در سال ۸۸ بهترین فرصت برای اجرای کودتای مخملی در ایران است که در مقاطعی چون سال‌های ۷۶، ۸۰ و ۸۴ شرایط را برای اجرای آن مناسب ندیده بودند.      <br />عوامل زیر در متقاعد شدن نظام سلطه به اینکه سال ۸۸ مناسب‌ترین زمان برای اجرای کودتای مخملی است نقشی کلیدی داشته است:      <br />۱- مسافرت‌های خارجی افراد چون محمد خاتمی که اغلب به تلاش برای متقاعد کردن طرف‌ خارجی، به اینکه میر حسین موسوی فردی مناسب برای پیش بردن پروژه‌های تغییرات ساختاری در ایران است، اختصاص داشته است. اسناد موجود نشان می‌دهد خاتمی در تونس، ترکیه و استرالیا برای ترغیب خارجی‌ها به حمایت از موسوی تلاش کرده و موفق نیز شده است.      <br />۲- مسافرت مجموعه‌ای از عوامل اطلاعاتی خارجی در پوشش‌های مختلف به داخل ایران و برآورد اوضاع داخلی ایران      <br />۳- شناخت تاریخی از شخصیت‌ میر حسین موسوی به دلیل حضور عوامل وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی در کنار وی مانند اردشیر امیر ارجمند      <br />۴- پیشبرد پروژه‌ شبکه‌سازی با همراهی گروه‌هایی چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از سال ۸۸ به این سو که اصلی ترین مکانیسم اجرایی آن برگزاری دوره‌های متعدد براندازی نرم در خارج از ایران برای گروه‌های برگزیده داخلی و مسافرت بیش از چند صد نفر از چهره‌های شناخته شده جریان دوم خرداد به خارج از ایران به منظور شرکت در این دوره‌ها در فاصله سال‌های ۸۴ و ۸۸ بود.      <br />-۵ و آخرین عامل پیام‌هایی بود که غربی‌ها مستقیماً از داخل ایران دریافت کردند و این پیام‌ها منجر به شکل‌گیری این اشتباه محاسباتی در ذهن آنها شد که سال ۸۸ زمانی مناسب برای کلید زدن پروژه کودتاست، اطلاعات موجود در اسناد اطلاعاتی که به هنگام نگارش این گزارش به آنها مراجعه شده نشان می‌دهد &quot;مهدی هاشمی&quot; نقشی عمده در ارسال این پیام‌ها به بیرون داشته و از جمله پیام‌های مستقیم وی برای آمریکا در واخر سال ۱۳۸۷ موجب شد آمریکا پروژه مذاکرات هسته‌ای با ایران را که اهمیت حیاتی برای آن داشت تعطیل کرده و انرژی خود را به پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ۱۳۸۸ متمرکز نماید.      <br />آنچه به عنوان عوامل خارجی زمینه ساز فتنه ۸۸ مد نظر است، صرفاً یک فاکتور تأثیرگذار بر سهل شدن زمینه بروز فتنه ۸۸ نیست. بلکه می‌توان به جد گفت طرف غربی در برنامه‌ریزی، سازماندهی و هدایت ناآرامی‌های اجتماعی به سمت و سوی مورد نظر خود نقش اصلی را بر عهده داشته است. فلذا مدیریت فتنه ۸۸ بر عهده طرف غربی بوده است.      <br />در اثبات این موضوع شواهد بسیار قطعی در مواضع رسمی سکانداران غرب، طرح‌های مراکز تولید توطئه‌های آمریکایی و رسانه‌‌های دیداری، شنیداری، مجازی و مکتوب موجود است.      <br />آنچه در این بحث به آن اشاره می‌شود شواهد موجود از دخالت و مدیریت غربی‌ها در این سه منبع است.      <br />۱- بینادهای غربی حامی براندازی      <br />به نتیجه نرسیدن پروژه جنگ سخت در ایران سبب شد، نظام سلطه جهت پیگیری اهداف خود در ایران و خاورمیانه پرونده خاصی در اتاق‌های فکر خود برای ایران پدیده آورد. مؤید این موضوع تعدد قابل ملاحظه تولیدات مؤسسات برانداز پیرامون ایران است. مرور پژوهش‌های انجام شده در بنیاد‌های غربی طی سال‌های نزدیک به ۲۰۰۹ نشان می‌دهد تحلیل‌گران از عدم وجود یک استراتژی کلان‌نگر پیرامون ایران و غرق شدن در تاکتیک‌هایی همچون «ایران منهای انرژی هسته‌ای» نگرانند و به دنبال دستیابی به یک استراتژی مدون هستند.      <br />به وجود آمدن چنین دیدگاهی است که موجب می‌شود به یک باره تعداد پژوهش‌ها پیرامون دستیابی به یک استراژی کلان در برخورد با ایران و بازشناسایی ارکان جمهوری اسلامی اوج گیرد.      <br />هم اکنون حدود ۶۰ بنیاد و مؤسسه مرتبط با جنگ نرم در ایران در حال فعالیت هستند. در این جا سعی شده است صرفاً به نقش تعدادی از مراکز تولید توطئه‌ در فتنه ۸۸ توجه شود.      <br />۱/۱ بنیاد سوروس یا جامعه باز:      <br />شواهد بسیار زیادی از برنامه‌ریزی چندین ساله بنیاد سوروس در ایران و تلاش این مرکز برای اجرای پروژه انقلاب مخملین در ایران وجود دارد تا آنجا که علاوه بر رسانه‌ای غرب، برخی محققین غربی نیز پیرامون شکست انقلاب نرم در ایران مقالاتی ارائه کرده‌اند و از حمایت‌های مالی و فکری غرب و به طور خاص بنیاد سوروس سخن گفته‌اند.      <br />گذشته از اعترافات کیان تاج‌بخش، همراهی و راهنمایی &quot;جین شارپ&quot; با اغتشاشگران نشان از تئوریزه شدن ناآرامی‌ها در این بنیاد است.      <br />۲/۱ خانه آزادی: همه عناصر اصلی موسسه خانه آزادی صهیونیست هستند و از چند سال پیش با بودجه ۱۵ میلیون یوروی هلند یک وب سایت (مجله اینترنتی) به نام &quot;گذار&quot; به زبان فارسی منتشر کردند، گردانندگان بخش فارسی این مؤسسه افرادی همچون ساسان قهرمانی، فرج سرکوهی، عباس معروف، فاطمه حقیقت‌جو و همسرش محمد تهوری، مجید محمدی، علی افشاری و محسن سازگار و نیک آهنگ‌کوثر هستند.      <br />چند ماه قبل از انتخابات، &quot;خانه آزادی&quot; دستورالعمل آموزشی را در وب‌سایت &#8216;گذار&#8217; منتشر کرد که مبارزه مسالمت‌آمیز با ۵۰ نکته اساسی را آموزش می‌داد و به واقع آموزش انقلاب رنگی بود. لازم به ذکر است که این موسسه ارتباط بسیار نزدیکی با CIA دارد.      <br />فعالیت چهار ساله وب‌سایت &quot;گذار&quot; وابسته به این بنیاد و تلاش جهت شکل‌دهی رویکردهای رسانه‌ای مهمترین فاکتورهای عملکرد این مرکز علیه ایران است.      <br />۳/۱- صندوق اعانه ملی برای دموکراسی N.E.D نود درصد این صندوق از کنگره آمریکا تأمین می‌شود. این مؤسسه بودجه مؤسساتی همچون بنیاد برومند، مشارکت آموزشی زنان، نایک، موسسه دموکرات ملی، موسسه جمهوری‌خواه ملی N.R.I را تأمین می‌کند که تمامی این مؤسسات در گزارش معاون خارجی وزارت اطلاعات به طور مجزا نام برده شده‌اند.      <br />از جمله افرادی که به عنوان محقق میهمان به این صندوق دعوت شده‌اند، می‌توان به هاله اسفندیاری، لادن برومند، رامین جهان‌بگلو، سیامک نمازی، حسین بشیریه، علی افشار، منوچهر محمدی، مهناز افخمی، ترینا پارسی و مهرانگیزه کار اشاره نمود.      <br />به اذعان بسیاری از تحلیل‌گران غربی، نقش اصلی بنیاد N.E.D در پروژه تلاش جهت انقلاب رنگین در ایران در بعد سرمایه‌گذاری‌های مالی‌اش است.      <br />۴/۱- مؤسسه بروکینگز: کنت پولاک کارشناس علوم سیاسی و روابط بین‌المللی از جمله افرادی است که روی مسائل ایران تمرکز دارد. پولاک با تألیف کتابی سعی کرده، براندازی نرم در ایران را توجیه و اثبات کند که چرا جمهوری اسلامی تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه است و مرکز سابان وابسته به بروکینگز گزارش ۱۶۴ صفحه‌ای تحت عنوان &quot;کدام مسیر به سمت ایران&quot; ؟ منتشر کرد که در آن جنگ نرم بهترین گزینه برای براندازی جمهوری اسلامی ایران معرفی شده بود.      <br />تنها دو روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در این سند ۱۶۴ صفحه‌ای اقسام متعدد روش‌های براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران به تفصیل بیان شد.      <br />می‌توان ادعا کرد منسجم‌ترین و نزدیکترین رویکرد به آنچه که در ایران رخ داد همین محصول ۲۰۰۹ بنیاد بورکینگز است.      <br />بعد از انتخابات غرب جهت رسیدگی به آخرین وظیفه مدیریتی خود در فتنه ۸۸ به بازخوردگیری و تلاش جهت کنترل اوضاع ایران پرداخت.      <br />برگزاری میزگردهایی چون مشت بسته ایران توسط بنیاد بروکینگز و توان‌سنجی‌ها مؤسسه رند از ارکان نظام، تلاش جهت تحریک افکار عمومی به وسیله ابزار رسانه، موضع‌گیری‌ها و هشدارهای سیاست‌مدارانی چون کیسنجر در این راستا به نظر می‌رسد.      <br />دخالت و برنامه‌ریزی عوامل خارجی برای ایران مسئله‌ای نیست که آمریکا در پی پنهان کردن آن باشد، در نیمه اسفند ماه سال ۸۹ &quot;کاندولیزا رایس&quot; از فرایند تربیت نیرو در ایران راز گشایی کرد:      <br />در همین ازتباط به واسطه مؤسسه ملی دموکراسی آمریکا تاکنون توانسته‌ایم هزاران فعال را آموزش دهیم. ما تاکنون به اشکال بسیار مختلف در بحث آموزش، سرمایه‌گذاری کرده‌ایم تا یک لایه اجتماعی از لحاظ فکری سکولار را در عرصه‌های بین‌المللی رشد و پرورش دهیم.      <br />او در ادامه افزود: نیروهای سکولار ایران قوی‌تر از گذشته شده‌اند از این رو ما دیگر نباید به قیاس‌های اشتباه بسنده و تکیه کنیم.      <br />همچنین مرکز اطلاع‌رسانی اطلاعات و تروریسم وابسته به موساد از دیگر مؤسسات پیگر تحولات و اخبار پس از انتخابات ایران بود که گزارش آن را در قالب جزواتی به نام SPOT Light on iran منتشر می‌کرد.      <br />این مؤسسه در گزارش راهبردی خود در ۲۸ خرداد ماه ۸۸، با مناسب دانستن فرصت پیش آمده در ایران راهکارهایی جهت تشدید ناآرامی در ایران ارائه می‌کند که بخشی از راهکارهای فوق در تاریخ ۳۰ خرداد ۸۸ در سایت همدمی تحت عنوان سران اسرائیل از خیزش مردمی در ایران حمایت کرده منتشر شد.      <br />۲- رسانه‌های دیداری و شنیداری و سایت‌ها غربی      <br />رسانه‌های غربی در فرآیند فتنه دو موضوع اصلی را عملیاتی کردند:      <br />۱- دامن زدن به فضای آشوب      <br />۲- شکل دادن به سیاست‌های نظام سلطه بر اساس نوع تحلیل‌هایی که از داخل ایران ارائه می‌کردند.      <br />بنابراین موضع‌گیری رسانه‌های غرب را می‌توان در ۲ گروه بررسی کرد:      <br />رسانه‌های گروه اول:      <br />رسانه‌هایی که به طور مستقیم پیگیر ایجاد خط اغتشاش و دامن زدن به نام آرامی‌ها بوده‌اند شاخص‌ترین این دسته سایت BBC است. تأسیس شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی تنها ۶ ماه پیش از برگزاری انتخابات، افزایش برنامه‌های آن به ۲۴ ساعت در روزهای نزدیک به انتخابات و تأثیر فزاینده آن بر هدایت، کنترل، مهره‌چینی و بازی‌گردانی حوادث پیش و پس از انتخابات تنها یک مورد از موارد نشان‌دهنده تدوین سناریوی دشمنان خارجی و داخلی جهت براندازی نام است.      <br />فراخوان‌های سازگارا و نوری‌زاده در شبکه‌های VOA و BBC برای اغتشاشات روز عاشورا از دیگر مصادیق این امر هستند که بر تأثیر رسانه‌های خارجی بر وقایع و تحولات داخلی گواهی می‌دهند.      <br />انتقال فضای قبل از انتخابات به مقطع پس از انتخابات و ایجاد دوگانگی و تضعیف انسجام جامعه همراه با توهم تقلب در انتخابات از سوی معترضین به انتخابات، به شکل‌گیری فضای انتقام‌گیری در جامعه کمک کرد که این موارد از تاکتیک‌های مورد استفاده بی‌بی‌سی بوده است.      <br />جهت‌گیری بسیاری از رسانه‌های چون روزآنلاین، گویا، گذرا، VOA، bbc، رادیو فردا، رادیو زمانه، رادیو رژیم صهیونیستی، شبکه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب مانند منافقین، گروه‌های سلطنت‌طلب، پارس، رنگارنگ، کانال بک و سایت‌های اینترنتی ضد انقلاب و همسو با جریان فتنه مانند جرس، کلمه، بالاترین، قلم و &#8230; در جریان انتخابات و وقایع بعد از آن و تأثیر آن‌ها به عنوان عوامل مؤثر بر اعتراض و آشوب، ذیل عملکرد بی‌بی‌سی، مهندسی شده بود.      <br />بررسی فعالیت‌های خبری شبکه تلویزیونی CNN در روزهای پس از انتخابات نشان می‌دهد این شبکه تمام توان خود را در جهت بهره‌برداری از اغتشاشات بسیج کرده است.      <br />گردانندگان CNN با قطع برنامه‌های عادی به طور ویژه به انعکاس تحولات ایران پرداختند و با استفاده از تصاویر دریافتی از بینندگان که قابل استناد نیست، حتی کمترین معیارهای حرفه‌ای انتقال خبر را زیر پا گذاشتند.      <br />این شبکه حتی پا را فراتر گذارده و به آموزش اغتشاشگران روی آورد. شبکه مزبور در برنامه‌های مختلفی راه‌های هک کردن سایت‌های دولتی کشور مانند وزارت کشور و &#8230; را به بینندگان خود آموزش داد.      <br />تحریک و ترغیب اغتشاش‌گران به ادامه خشونت و درگیری، یکی دیگر از محورهایی است که توسط CNN دنبال شد.      <br />رسانه‌های گروه دوم:      <br />رسانه‌هایی که فرصت موجود را به عنوان بهترین فرصت آمریکا شناسایی کرده و دولت آمریکا را به استفاده از این فرصت تشویق کرده‌اند.      <br />رسانه‌هایی چون واشنگتن‌پست و وال‌استریت ژورنال در روزهای آغازین انتخابات حتی طرح تقلب را رد کرده و به نظرسنجی‌های خود برای تأیید صحت انتخابات ایران تکیه کردند و پس از مدتی فضای داخل ایران را به عنوان بهترین فرصت جهت عملی کردن اهداف آمریکا مطرح نموده و به دولت آمریکا در مقالات و تحلیل‌های خود پیگیری و استفاده از این فرصت را گوشزد کردند و سایر رسانه‌هایی که گاهاً حاوی مقالات افشاگرانه پیرامون عملکرد غرب بوده‌اند.      <br />۳- شبکه‌های اجتماعی:      <br />در سال‌های اخیر شبکه‌های اجتماعی با سرعتی بی‌نظیر گسترش یافته‌اند.      <br />این شبکه‌ها قبل از انتخابات تبدیل به صفحاتی برای تبلیغات کاندیداها شدند و به دنبال قطع شدن سیستم پیام کوتاه، شبکه‌هایی همچون فیس‌بوک، توئیتر، یوتیوپ، فرندفید و &#8230; به تقویت و تشدید فعالیت‌های خود پرداختند و پیوند میان آشوب‌گران و هدایت‌گران خارجی آن‌ها را برقرار کردند.      <br />گسترش اطلاعات درباره ایران شگفت‌آور بود به طوری که در برابر جستجوی ترکیب Iran election protests در توئیتر بیش از یک میلیون نتیجه به دست می‌آید.      <br />مرکز دیپلماسی عمومی دانشگاه کالیفرنیا در گزارشی درباره نقش وب‌سایت‌های توئیتر در ناآرامی‌های پس از انتخابات اعلام کرد ۹۸ درصد از لینک‌های توئیتر درباره انتخابات و ناارامی‌های پس از آن بوده است.      <br />نقش توئیتر در ناآرامی‌های ایران آنقدر محسوس بود که مؤسسه آمریکایی صلح از اندیشکده‌های آمریکایی در مقاله «پیش‌بینی چگونگی دیپلماسی شهروندی» در سال ۲۰۱۱ حوادث پس از انتخابات ایران را نمونه بارز کارکرد شبکه‌های اجتماعی بیان کرد.      <br />عقب انداختن به روز رسانی سایت که مستلزم قطع خبر چند روزه سایت بود، قرار دادن نرم‌افزار ترجمه انگلیسی به فارسی و آموزش دور زدن فیلترینگ از جمله اقدامات حمایتی تویتر از اغتشاش‌گران بود.      <br />۴- مواضع رسمی خارجی:      <br />روشن‌ترین دلیل حضور غرب پشت پرده آشوب‌های خیابانی در سال ۸۸ می‌تواند مواضع رسمی مقامات آمریکایی و اروپایی باشد.      <br />علاوه بر افزایش فشارهای اقتصادی و بین‌المللی در آن برهه، اکثر غربی‌ها علناً اقدام به موضع‌گیری علیه نظام جمهوری اسلامی نموده، به حمایت از ناآرامی‌ها پرداخته و به این حد نیز بسنده نکرد.      <br />در مواردی حتی اعلام کردند آنچه توانسته‌اند برای حمایت و عملاً هدایت ناآرامی‌ها انجام داده‌اند. مستندات موجود پیرامون این موضوع در پیوست به تفصیل بیشتر موجود است. صرفاً به نمونه‌هایی اشاره می‌شود.      <br />مهمترین مواضع آمریکایی‌ها:      <br />با وجود تعدد موضع‌گیری‌های رسمی پیرامون ناآرامی‌های پس از انتخابات در ایران تنها با توجه به ۲ موضع هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، مدیریت آمریکا در فتنه ۸۸ قابل ملاحظه است که حتی نه به عنوان یک حمایت بلکه به عنوان یک دستور صادر شده است، من جمله:      <br />* آمریکا در تلاش است تا به طریقی که فعالیت نیروهای دموکراتیک در ایران تضعیف نشود و همچنین این نیروها به خطر نیفتند، از آنها حمایت کند.      <br />* دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش برمی‌آ‌مد از معترضان (جریان فتنه) ‌کرد.      <br />* همه ایرانیانی که در تلاش برای شنیده شدن صدایتان و دفاع از آزادی‌های بنیادی و حقوق بشر هستید، بدانید تنها نیستید. ایالات متحده آمریکا و جامعه جهانی پشتیبان شماست.      <br />* مردم ایران باید با افزایش قدرت نظامیان در ایران مخالفت کنند.      <br />باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا نیز که سعی می‌کرد از مواضع علنی بپرهیزد نیز نتوانست چنین تاکتیکی را تا انتها پی بگیرد. وی که در ابتدا صرفاً از انزجار جامعه جهانی پیرامون تحولات ایران سخن می‌گفت، پس از ۲۵ بهمن ۸۸ خواسته خود را برای از سرگیری فتنه به نمایش گذاشت:      <br />* ایرانی‌ها باید شجاعت لازم برای بیان آزادی را داشته باشند و به اعتراضات خود ادامه دهند. (&quot;امیدواری و توقع من این است که کماکان شاهد این باشیم مردم ایران شجاعت ابراز اشتیاق برای به دست آوردن آزادی بیشتر و حکومتی مبتنی بر مردم‌سالاری بیشتر را داشته باشند.&quot;)      <br />رئیس‌جمهور پیشین ایالت متحده نیز در سخنرانی افتتاح &quot;بنیاد بوش&quot; حمایت خود را اعلام کرد: &quot;آنها با چالش‌های فراوانی رو به رو هستند و چشم امیدشان به ماست&#8230; من از تمام فعالان سیاسی سراسر جهان حمایت خواهم کرد.&quot;      <br />گذشته از موارد یاد شده اعترافاتی میان مقامات آمریکا پیرامون دست داشتن آمریکا در آشوب‌های تهران وجود دارد:      <br />* مقاله نوشته شده توسط لاری فرانکلین رئیس اتاق ایران در پنتاگون با عنوان &quot;برنامه سری من برای سرنگونی جمهوری اسلامی&quot; به روشنی مؤید وجود برنامه در دستگاه‌های مسئول دولت آمریکا برای ایران است.      <br />*‌پاول رابرتس معاون اسبق وزارت خزانه‌داری آمریکا: &quot;تقلب در انتخابات ایران دروغ است و همه آشوب‌های ایجاد شده در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری، توطئه آمریکا برای بی‌اعتبار و منزوی کردن ایران بود تا این کشور را به زانو در آورد.&quot;      <br />مهمترین مواضع بعضی مسئولین اروپایی:      <br />* آنانی که در ایران دست به تظاهرات زدند، بدانند تنها نیستند      <br />* بیانیه جداگانه اتحادیه اروپا و بریتانیا، جهت محکوم کردن سرکوب اغتشاشگران توسط جمهوری اسلامی ایران      <br />* راه‌اندازی وبلاگ پیرامون انتخابات ایران توسط وزیر امور خارجه انگلستان دیوید میلیبند      <br />* وسعت تقلب با واکنش‌های خشونتی که اعمال می‌شود تناسب دارد. مردم ایران مستحق چیز دیگری هستند.      <br />مهمترین مواضع اسرائیل:      <br />*‌مبارزه با رهبران ایران مهمتر از برنامه هسته‌ای این کشور است. امید آن است که نخست رژیم ناپدید شود.      <br />* موسوی و همسرش روح جدیدی به آزادی بخشیده‌اند، بنابراین من تکرار می‌کنم انقلابی در ایران روی خواهد داد.      <br />* در تمام ایام فتنه ۸۸،‌ فتنه‌گران از حمایت بی‌دریغ غرب به ویژه آمریکا، انگلیس و اسرائیل برخوردار بودند. در وهله اول، مذاکرات هسته‌ای با ایران که دور اول آن در ژوئن ۲۰۰۸ آغاز شده بود و غربی‌ها در آن به صراحت گفته بودند چاره‌ای جز پذیرش برنامه غنی‌سازی ایران نمی‌بینند برای مدتی حدود دو سال متوقف شد.      <br />این امر علتی نداشت جز این که مطابق مستندات اطلاعاتی موجود غربی‌ها پیام‌هایی از داخل ایران دریافت کرده بودند مبنی بر اینکه اصلاح‌طلبان مجدداً در ایران روی کار خواهند آمد.      <br />بنابراین بهتر است مذاکرات با ایران تا بعد از انتخابات متوقف شود. در ایام انتخابات، باراک اوباما صریح‌ترین موضع‌گیری‌ها را به نفع جریان فتنه و با اسم بردن از سران آن داشته است.      <br />اوباما در مقطعی میرحسین موسوی را نماد غرب‌گرایی در ایران خواند و بارها برخورد نظام با آشوبگران را تقبیح کرد و گفت: سیاست ایران در این مورد روی سیاست آمریکا تأثیر جدی خواهد گذاشت.      <br />* هیلاری کلینتون وزیر خارجه وی نیز به طور ثابت از آشوب‌گران حمایت می‌کرد. کلینتون در یکی از اظهارنظرهای خود در این مورد می‌گوید آمریکا علاوه بر اظهارات علنی، اقدامات پنهانی فراوانی برای حمایت از سبزها در ایران انجام داده که نمی‌تواند آن‌ها را بازگو کند.      <br />همچنین بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم غاصب صهیونیستی نیز بارها رفتارهای میرحسین موسوی را ستود و حتی در یک مورد به صراحت گفت وی را سرمایه‌ بزرگ خود در ایران می‌داند.      <br />* &quot;آدام ارلی&quot; (سفیر آمریکا در بحرین که پیش از این و در دوران ریاست جمهوری جرج بوش سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بوده است) نیز در جلسه‌ای با برخی از مسئولان کشورهای عربی در منامه تأکید کرد که آمریکا قصد دارد در ماه‌های آینده حمایت خود از اصلاح‌طلبان در ایران را &quot;رسمی و علنی&quot; کند.      <br />ارلی در این جلسه که به تشریح راهبرد تدوین شده دولت اوباما درباره ایران اختصاص داشته، گفته است: &quot;کاخ سفید همزمان با انجام مذاکرات ایران و ۱+۵ نحوه حمایت از &quot;رهبران معارض جدید&quot; در ایران را پی‌گیری می‌کند&quot;.      <br />ارلی در این سخنان که پیش از اول اکتبر ۲۰۰۹ و برگزاری مذاکرات ژنو بیان شده تصریح کرده است: &quot;تحت هر شرایطی حمایت از اصلاح‌طلبان در ایران جزو گزینه‌های اصلی سیاست اوباما باقی خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت‌تر خواهیم کرد&quot;.      <br />ارلی سپس به توصیف دقیق &quot;گام بعدی&quot; آمریکا پرداخته و گفته است: &quot;اگر مذاکرات ژنو موفقیت‌آمیز نباشد و در آن پیشرفتی حاصل نشود، آمریکا قصد دارد همزمان با تشدید تحریم‌ها، اعمال فشار سیاسی علیه تهران را با حمایت &quot;رسمی&quot;، &quot;علنی&quot; و &quot;گسترده&quot; از موسوی و خاتمی وسعت بخشد چرا که هیچ فشاری به دولت ایران بدون تقویت جریان‌های طرفدار غرب در ایران کارساز نیست&quot;.      <br />وی در بخش پایانی سخنانش می‌گوید: &quot;همین حالا هم این موضوع پنهانی نیست که ما از موسوی و خاتمی حمایت می‌کنیم اما علنی شدن این حمایت، همزمان با اعمال تحریم‌ها می‌تواند این فایده را داشته باشد که مردم ایران به این نتیجه برسند که تنها راه رهایی از تحریم‌ها گرایش به این افراد است.&quot;      <br />* طبق گزارش وزارت امور خارجه به کمیسیون اصل نود مجلس، حملات به سفارتخانه‌ها، راهپیمایی‌های معاندانه، کارگردانی و لابی در پارلمان اروپا، از دیگر پروژه‌های کشورهای غربی در ایام پس از انتخابات بوده است. برخی از نمونه‌های اقدامات غرب در این رابطه عبارتست از:      <br />* نیروگیری و سازمان‌دهی گروه‌های ۸ تا ۱۰ نفره در هلند و بلژیک با نام &quot;راهیان سبز&quot; و &#8230; با پرچم‌های مختلف      <br />* برگزاری راهپیمایی اعتراضی علیه ایران در کلمبیا که پس از بررسی مشخص شد که به هر نفر از شرکت‌کنندگان مبالغی پرداخت شده بود.      <br />* فعالیت هسته‌های دانشجویی در ژاپن و استرالیا که حلقه‌هایی از منافقین و بهایی‌ها با آنها پیوند دارند.      <br />* تعرض و تهاجم به سفارتخانه‌های ایران در دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد.      <br />*‌پرتاب کوکتل مولوتف از منزل همسایه آمریکایی سفارت ایران در سوئد.      <br />* انجام اقدامات ضد ایرانی در هلند، انگلیس، فرانسه و نروژ که شدیدترین آن‌ها در هلند و پاریس بود.      <br />* برگزاری تجمع اعتراضی مقابل سفارت ایران در پراگ      <br />* همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد مجموعه تحریم‌های جدید علیه ایران بویژه در بخش هواپیمایی با مشورت جریان فتنه و به قصد حمایت از آنها از طریق ناراضی سازی مردم انجام شده است.      <br />ب &#8211; زمینه‌ها و عوامل داخلی:      <br />اما در صحنه‌ داخلی، پیشینه وقایعی را که منجر به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شد باید حداقل در ۲۰ سال قبل جست‌وجو کرد. پس از رحلت حضرت امام خمینی‌(ره) بعضی عدالت را پیش پای توسعه قربانی کردند و سپس با ترویج روحیه مصرف‌گرایی و تجمل، از ادبیات و آرمان‌های انقلاب فاصله گرفته و زمینه را برای حمله وسیع فرهنگی و اعتقادی دشمن علیه ایران اسلامی آماده ساختند.      <br />با وجود تصریح مکرر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) مبنی بر شدت تهاجم فرهنگی دشمن، مرعوبین غرب با اعمال برخی سیاست‌های مشکوک فرهنگی و امنیتی &#8211; سیاسی، زمینه برای بازگشت بسیاری از عناصر ضد انقلاب گریخته از کشور، مهیا شد و با افزایش زاویه‌گیری از اهداف نظام، همان‌گونه که خاتمی در اولین نطق خود پس از ریاست جمهوری مطرح کرد، دولت کارگزاران مسیر روی کار آمدن دولت اصلاحات را هموار ساخت.      <br />زاویه‌گیری از اهداف نظام توسط افراطیون دوم خردادی به اوج خود رسید و حالتی بسیار صریح‌تر و علنی‌تر پیدا کرد. مدعیان گفتمان توسعه سیاسی نیز در عرصه‌های مختلف سیاست، امام‌زدایی و انقلاب‌زدایی را در دستور کار خود قرار دادند و با حاکم شدن نوعی لیبرالیسم جزمی و منحط عرصه فرهنگی کشور، بسیار از منابع دولتی، در اختیار منحرف‌ترین جریان‌های مدعی روشنفکری قرار گرفت، تا آنجا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی)، انبوهی از مطبوعات کشور به پایگاه‌های دشمن تبدیل شد.      <br />تلاش وسیع برای هتک و هدم مبانی ارزشی و باورهای انقلابی مردم نتیجه حضور همین عناصر در عرصه‌های تولید فکر و حمایت و پشتیبانی بی‌دریغ دولت از آن‌ها بود.      <br />به این ترتیب برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی، دولت و دستگاه اجرایی در قامت اپوزیسیون نظام ظاهر شد.      <br />در عرصه سیاست خارجی نیز در این دوران قبح رابطه با کشورهایی که دشمنی آن‌ها با انقلاب اسلامی و میراث امام ثابت شده بود، مورد نفی و انکار قرار گرفت. و حتی کسانی از مشاوران دولت به صراحت گفتند باید هژمونی آمریکا را پذیرفت و به آن عادت کرد و سودای ایستادن در مقابل آمریکا را از سر بیرون برد؛ چرا که اساساً امکان پیروزی بر آمریکا در جهان کنونی وجود ندارد. در این برهه یکی از مشاوران دبیر شورای عالی امنیت ملی این ایده را حتی به اسرائیل هم بسط داد و گفت باید مسئله رابطه با اسرائیل را از سطح ایدئولوژیک فروتر آورد و آن را در سطح منافع ملی ارزیابی کرد! همین طرز تفکر بود که باعث شد در مقطعی کل برنامه هسته‌ای فقط به خاطر خوشایند غرب تعطیل شود.      <br />با ظهور دولت نهم در تیرماه ۱۳۸۴ به یکباره این سیستم دچار لرزشی اساسی شد ویژگی‌های فضای اصولگرایی موجب شد که پیوند آسیب‌دیده دولت &#8211; ملت به سرعت ترمیم شود و در کنار برخی از زخم‌خوردگان داخلی، حتی برخی قدرت‌های خارجی هم نگران شوند که با تداوم این روند دیگر هرگز نخواهند توانست جلو راه تبدیل شدن ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و جهانی را سد کنند.      <br />حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از کلیت مشی دستگاه اجرائی کشور که البته نه حمایت از یک شخص یا جریان خاص بلکه حمایت از گفتمان مردمی، انقلابی و خدمتگذار بودن دولت بود، بر نگرانی دشمنان خارجی و داخلی می‌افزود.      <br />مطابق مجموعه اطلاعات موجود، خشم و سرخوردگی مجموعه عوامل داخلی و خارجی علیه این وضعیت چنان شدت گرفت که در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حالی که سرویس‌های اطلاعاتی غربی هیچ برآورد روشنی از عواقب طراحی‌های خود نداشتند به دلیل اصرار برخی عناصر فعال داخلی و لابی عناصر خارج‌نشین فعال در مؤسسات بین‌المللی، سناریوی کودتای مخملی در دستور کار دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفت.      <br />هدف بنیادی این سناریو، براندازی دولت و متعاقب آن، زمین زدن رهبری نظام جمهوری اسلامی بود و در اثر تلاش‌هایی که انجام شد، برای نخستین‌بار سنگین‌ترین طراحی ممکن برای تحقق این هدف در دستور کار همه نیروهای داخلی و خارجی قرار گرفت که توانسته بودند روی شعار محوری &quot;نه، به گفتمان انقلاب&quot; توافق کنند. منابع و اسناد، نشان‌دهنده آن است که جریان برانداز داخلی در یک هماهنگ استراتژیک با غرب و به ویژه امریکا، در تحقق هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی می‌اندیشیده است.      <br />یکی از نزدیک‌ترین افراد به سران فتنه ۸۸ در اعترافات خود می‌گوید: &quot;جریان اصلی طراحی کننده فتنه در داخل، آماده بود برای زمین زدن دولت هر مقدار منابع مالی که لازم است فراهم بیاورد و با هر کسی حتی ضد انقلاب یا هر گروه دیگری ائتلاف و همکاری کند.      <br />به این ترتیب صحنه گردانان نظام سلطه، جبهه گسترده‌ای را شکل دادند که از هیچ اقدامی برای وارد آوردن یک ضربه کاری به رهبری نظام فروگذار نمی‌کرد. برای ایجاد هماهنگی در میان این طیف وسیع، جلسات و حلقه‌های متعددی شکل گرفت که نقش اتاق فکر فتنه را ایفا می‌کردند.      <br />از جمله قدیمی‌ترین این جلسات جلسه صبحانه ۲۲ است که از سال ۸۶ به صورت هفتگی با حضور طیف کثیری از اصلاح طلبان و با هدف اقناع خاتمی جهت پذیرفتن کاندیداتوری و زمینه‌سازی برای حضور در انتخابات تشکیل می‌شد.      <br />سلسله جلسات بنیاد باران نیز با حضور خاتمی و ۱۰۰ نفر از وزرا و معاونین دولت سازندگی و دوره اصلاحات تشکیل می‌شد و در آن موضوعاتی مانند سیاست‌های کلان و پشتیبانی‌های تدارکاتی از قبیل راه‌های جذب سرمایه از داخل و خارج برای ستادهای تبلیغاتی، مورد بحث قرار می‌گرفت.      <br />علاوه بر این می‌توان از سلسله جلسات دفتر مهدی هاشمی نیز که با هدف حضور و مهیا کردن شرایط پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات تشکیل می‌شد یاد کرد که به تعبیر خودش توانسته بود از طریق این جلسات، یک اتاق جنگ کامل به وجود بیاورد.      <br />گروه مشاوران موسوی نیز جلسات منظمی را برای سازماندهی تیم خود برگزار می‌کردند این گروه شامل بهزادیان نژاد، محمدرضا حسینی بهشتی، علیرضا حسینی بهشتی، عرب مازار، باقریان، حاضری، مومنی، امیرارجمند، عابدی جعفری، علیرضا بهشتی شیرازی و فروزنده پور بود.      <br />مشاوران موسوی با حمایت و نظرات وی موسسات و گروه‌های مختلفی را راه‌اندازی کرده بودند که عبارتند از:      <br />-توسعه دانش و پژوهش ایران      <br />-تحقیقات و توسعه علوم انسانی      <br />-مطالعات فرهنگی و تمدن ایران زمین      <br />-دین و اقتصاد       <br />-مؤسسه گفتمان جهانی مسلمانان       <br />-جمعیت توحید و تعاون      <br />جمعیت توحید و تعاون یکی از فعال‌ترین گروه‌های تأسیس شده توسط موسوی بود که با هدف تدوین گفتمان انقلاب اسلامی و پاسخ به این سؤال‌ها که انقلاب اسلامی چه اهدافی داشت و به چه میزان در دستیابی به این هدف موفق بوده، شکل گرفت.      <br />فعالیت این جمعیت در انتخابات ۸۴ به اوج خود رسید که محصول آن یک بسته نظری تحت عنوان &quot;الگوی زیست مسلمانی&quot;‌بود. این بسته راه‌کاری برای تبدیل تئوری تهیه‌کنندگان آن به حرکت اجتماعی بود که با بررسی عملکرد سه دهه جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام را نیازمند تغییرات بنیادین اعلام کرده و هدف گفتمان زیست مسلمانی، را هم تبیین و پیشبرد چنین تغییراتی دانسته بود.      <br />اعضای گروه مشاوران موسوی علاوه بر حضور و همکاری در موسسات مذکور، دارای محافل و جلسات اختصاصی نیز بودند که مهمترین محفل این گروه در سال‌های منتهی به انتخاباتت ریاست جمهوری دهم جلسات پنجشنبه‌ها و اصلی‌ترین جلسات آن در ایام پس از انتخابات جلسات گروه مشاوران نام داشت.      <br />در پی برگزاری همایشی با عنوان ایران در قرن ۲۱ توسط موسسه دانش و پژوهش ایران و بازتاب‌های منفی این همایش در محافل سیاسی، موسوی (در یک جلسه خصوصی) از بهزادیان نژاد درخواست کرد تا جمعی از همفکرانش را سازماندهی کند تا درباره مسائل کشور به بحث و تبادل‌نظر بپردازند. بهزادیان‌نژاد جمع ۱۴ نفره‌ای را سازماندهی و جلسات مستمری را دراین موسسه پایه‌گذاری می‌کند که به جلسات پنجشنبه‌ها معروف شد.      <br />عناصر تشکیل‌دهنده این جلسات از اعضای مؤسسات و گروه‌ها بود و در واقع نقطه تلاقی آنها محسوب می‌شدند. گردانندگان این جلسات، آنها را به چند دوره تقسیم کرده بودند. دوره‌های چهارم و پنجم جلسات موسوم به پنجشنبه‌ها از مهمترین دوره‌های برگزاری این جلسات از نظر سیاسی بود که به ترغیب میرحسین موسوی جهت حضور در صحنه انتخابات اختصاص داشت.      <br />مطابق مستندات موجود، مهمترین مباحث مطرح شده در این دو دوره شامل محورهای زیر بوده است:      <br />نقد عملکرد نظام در طی سالیان گذشته       <br />بررسی جریان‌های فکری (سروش، شریعتی، فردید، گروه‌های چپ غیرمذهبی در ایران و ..)      <br />بررسی اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی       <br />بررسی قرائتی از اسلام که با چپ جدید همخوانی داشته باشد      <br />بررسی امکان ایجاد چپ جدید در کشور      <br />در جلسات بعدی موسوی بحث جدید و موقعیت آن در ایران را مطرح کرد و با فرض این نکته که جمهوری اسلامی بعد از رحلت امام خمینی (ره) از آرمان‌های اساسی خود فاصله گرفته اعضا به دنبال ارائه مدل جدیدی از حکومت با نگاه سوسیالیسم مذهبی افتاده و در عمل با طرح دیدگاه‌های چپ جدید درصدد عملیاتی کردن این ایده برآمدند.این مباحث مبنای تهیه الگوی زیست مسلمانی قرار گرفت و پیشنهاد شد که به جای استفاده از عبارت چپ جدید از قرائت امام خمینی از اسلام استفاده شود.      <br />نکته بسیار مهم این است که سنگ بنای پروژه کودتای مخملی دقیقا در همین جلسات گذاشته شد. یکی از اعضای حاضر در این جلسه در یکی از اولین جلسات به لزوم بازپس‌گیری مواضع از دست رفته اصلاح طلبان از جمله بسیج، مردم، مساجد و دانشجویان اشاره کرد و برای این منظور ساماندهی جنبشی جدید را پیشنهاد می‌کند.      <br />در جلسات بعدی بر مبنای این پیشنهاد اعضا به تحلیل انقلاب‌های رنگین پرداخته و سقوط نظام جمهوری اسلامی را از طریق انقلابی همانند انقلاب سال ۵۷ ناممکن دانسته و در نهایت انقلاب نرم را نقطه آسیب نظام معرفی می‌کنند. بنابر مستندات موجود در این زمینه تیم میرحسین موسوی از مدت‌ها قبل از حدود سال ۸۵ روی موضوع کودتای رنگی ومخملی در ایران فکر و برای عملیاتی کردن آن برنامه‌ریزی کرده بودند.      <br />مجموعه این جلسات که اغلب آنها در زمانی کوتاه و با هدف پیروزی در انتخابات نهم برگزار شد و اصلاح طلبان مدت‌ها قبل از آن تعبیر به مرگ و زندگی کرده بودند، به یک سلسله طراحی‌های سیاسی و امنیتی انجامید که فتنه ۸۸ در واقع سرجمع آنها بوده است. خلاصه برخی از مهمترین طراحی‌های انجام گرفته در این جلسات چنین است:      <br />۱- تدوین مانیفست براندازی در حزب مشارکت:      <br />پس از انتخابات ۲۲ خرداد سندی محرمانه با عنوان سند تأملات راهبردی در منزل یکی از اعضای حزب مشارکت کشف شد که تمامی صفحات آن مهمور به مهر حزب مشارکت بود. سند تاملات راهبردی نظام، سندی رسمی و دربرگیرنده نگاه حزب منحله مشارکت به نظام جمهوری اسلامی و برنامه‌های آینده آن به عنوان یک حزب سیاسی است.      <br />محتوای این سند نشان دهنده بی‌اعتقادی عمیق حزب مشارکت به مبانی نظام و برنامه‌ریزی تفصیلی آن جهت ضربه زدن به ساختار نظام است.      <br />به گونه‌ای که می‌توان فتنه ۸۸ را نسخه اجرایی آن دانست. سند تاملات راهبردی ساختار حقوقی و حقیقی قدرت در نظام را به مثابه نظام سلطانی و دیکتاتوری ارزیابی و تاکید می‌کند که باید به این ساختار ضربه زد و آن را شکست. همچنین تاکید می‌کند که به وجود آمدن هر گونه تهدید برای کلیت نظام جمهوری اسلامی برای حزب مشارکت و مجموعه اصلاح طلبان فرصتی است که باید از آن برای چانه‌زنی با نظام و گرفتن امتیازهای بیشتر استفاده کنند.      <br />۲- زیر سؤال بردن پیشاپیش سلامت انتخابات با مطرح کردن احتمال وقوع تقلب: در همین راستا و با هدف اعتماد زدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات، کمیته صیانت از آرا تشکیل و توسط افرادی چون مهدی هاشمی به فناوری‌های پیشرفته مجهز شد.      <br />بهزاد نبوی در این مورد گفته است بحث صیانت از آرا همیشه و خصوصاً پس از آنکه احساس می‌شد وزارت کشور و شورای نگهبان هم موضع نیسنند در بین اصلاح طلبان مطرح بود.      <br />مصطفی تاج‌زاده نیز در نمایشگاه مطبوعات ۱۳۸۷ طی اظهاراتی علنی می‌گوید: چنانچه فاصله آرا کاندیداها زیاد باشد قطعا تقلب رخ داده است. در همین راستا ابطحی نیز در اعترافات خود گفته است اصلاح طلبان برای باخت احتمالی برنامه‌ریزی کرده بودند که از ماه‌ها قبل مسئله تقلب را مطرح کنند. کمیته صیانت از آرا تشکیل دهند که اگر رای نیاوردند از آن استفاده کنند تاحداقلی انتخابات را به مرحله دوم بکشانند. جالب‌تر از همه اظهارنظر مربوط به مهدی هاشمی است که در ۲۰ خرداد ۸۸ است که به زنگنه می‌گوید همه چیز را برای صیانت از آراء آماده کرده و یک اتاق جنگ درست کرده‌ام.      <br />مقصود مهدی هاشمی در این جا پروژه‌ای است که می‌توان آن را پروژه ارتباط پیامکی خواند چند روز پیش از انتخابات پروژه‌ای منبی بر اینکه پیامکی لحظه به لحظه با نمایندگان موسوی حاضر در پای صندوق‌های رای که توسط مهدی هاشمی طراحی و نرم افزاری هم برای آن نوشته شده بود کشف شد.      <br />این پروژه جهت رصد مستمر و دائمی حوزه‌های اخذ رای و ابطال آرای صندوق‌هایی که رای موسوی در این پایین بود پیش‌بینی شده بود که در شب ۲۱ خرداد مورد ضربه اطلاعاتی قرار گرفت و خنثی شد. نکته مهم در اینجا این است که جریان فتنه در ایام انتخابات سال ۸۸ کاملا نسبت به این موضوع که تقلبی صورت نگرفته و باخت موسوی محصول عدم اقبال مردم به او بوده علم کامل داشت اما با هدف استفاده از ظرفیت وی برای انجام پروژه کودتای مخملی و به خیابان کشاندن بخشی از مردم به طور سیستماتیک و سازماندهی شده بحث تقلب را به وی القا کرد.      <br />به عنوان نمونه یافته‌های اطلاعاتی مفصلی وجود دارد که نشان می‌دهد مجموعه نظرسنجی‌های ارائه شده به موسوی از جانب مهدی هاشمی جعلی و با هدف آماده کردن ذهن وی برای طرح بحث تقلب بوده است.      <br />همچنین یک کد اطلاعاتی دیگری وجوددارد که نشان می‌دهد یکی از استراتژیست‌های برجسته جریان دوم خرداد یک هفته قبل از انتخابات می‌گوید: علاوه بر این افرادی مانند محمد خاتمی و موسوی خویینی‌ها قبل از انتخابات به صراحت گفته بودند که عقیده ندارند نه موسوی و نه هیچ کس دیگر قادر به پیروزی بر احمدی‌نژاد باشد و تاکید کرده بودند که دولت وی تکرار خواهد شد.      <br />بنابر این طرح موضوع تقلب از جانب سران جریان اصلاحات یک دروغ گویی عمدی با هدف پیشبرد پروژه کودتای مخملی بوده است نه شبهه‌ای که آنها مایل به رفع آن باشند.      <br />۳- حذف احمدی‌نژاد به هر قیمت: یکی از استراتژی‌های توافق شده در جلسات محفلی جریان فتنه این بود که به هر قیمت ممکن مانع تکرار دولت نهم شوند. ادبیات فتنه‌گران در این مورد به گونه‌ای است که می‌توان از آن نتیجه گرفت هدف نهایی آن ها این است که به دولت بسنده نکنند و نظام را به تسلیم در مورد مطامع خود وادار نمایند. در واقع حذف احمدی‌نژاد اساسا به این دلیل به عنوان هدف اصلی انتخاب شد که تصور می‌کردنتد حذف او به معنای ارد آمدن یک ضربه اساسی به نظام است. حسین مرعشی در این مورد میگوید: تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد فقط رای نیاوردن احمدی‌نژاد است تاج‌زاده نیز در گفت‌وگو با ابطحی گفته است: ‌اگر هیچ کدام (کروبی و موسوی) قبول نکردند که به نفع دیگری کنار بروند مهم نیست. ما فقط اگر بتوانیم احمدی‌نژاد را از صحنه خارج کنیم، کار خوبی کرده‌ایم.      <br />۴- سیاه نمایی و تخریب کلیت نظام و ارائه فضای یاس‌آلود توسط کاندیداهای معترض      <br />مهمترین جبنه این محور از سند تاملات حزب مشارکت این بود که با اتهام زنی سازمان یافته و دروغ گو خواندن دولت آن را نزد افکار عمومی ناکارآمد و بی‌اعتبار جلوه دهند و زمینه را برای باور پدیر کردن دروغ بزرگ تقلب که بنا بود که بعدا گفته می‌شود فراهم آورند. علاوه بر این مطابق مستندات موجود برخی از چهره‌های شاخص جریان اصلاحات مکرار به میر جسین موسوی القا می‌کردند که دولت را دروغگو خطاب کند تا به تعبیر یکی از آنها (سعید حجاریان) کار به جایی برسد که حتی اگر دولت گفت ماست سفید است هم کسی باور نکند.      <br />۵- برنامه‌ریزی منسجم جهت ایجاد جنبش‌های اجتماعی فراگیر و خیابانی کردن آنها      <br />این امر با هدف توانمندسازی جبهه معارض نظام و تشدید بحران‌های امنیتی به گونه‌ای که نظا ناچار شود برای مهار آن به مخالفان امتیاز بدهد انجام شد. گواه این مطلب درج مقاله‌ای در روزنامه کلمه در تاریخ ۶/۳/۸۸ با عنوان &quot;آن موج که به هوا خاست&quot; به قلم محمدرضا تاجیک است که صراحتا به تائید آشوب‌های خیابانی می‌پردازد.      <br />وی در این مقاله و در پوشش بحثی نظری نوشته است:‌خیابان جایی است که در آن نظم و نظام مسلط به چالش کشیده می‌شود و مشروعیت و مقبولیت آن مخدوش می‌شود.      <br />اعترافات برخی از طراحان این موضوع نشان می‌أهد که باور سران فتنه این بوده است که فقط در صورتی که فضا را امنیتی کرده وحجم زیادی از مردم را به خیابان بکشانند می‌توانند از نظام امتیاز بگیرند لذا بنا داشتند به هر قیمت ممکن این کار را انجام بدهند.       <br />تعبیر یکی از بازداشت‌شدگان در این مورد این است که بنا داشتیم به هر قیمت ممکن اینکار را انجام بدهند. تعبیر یکی از بازداشت‌شدگان در این مورد این است: که بنا داشتیم به هر قیمت ممکن مردم را به خیابان بیاوریم حالا اگر باختیم به بهانه تقلب و اگر بردیم به بهانه جشن.      <br />یافته‌های نهادهای مسئول نشان می‌دهد که موضوع مناظره‌های انتخاباتی- اگرچه در آنها خطاهایی رخ داد فقط یک عامل فرعی بوده و جریان اصلاح طلب با اهدافی که به آنها اشاره کردیم بنا داشته به هر شکل ممکن بخشی از مردم را به خیابان بکشانند و آن را به سمت درگیری با نظام سوق دهد.      <br />بر اساس شواهد و اعتراف مستدل متهمین کودتای انتخاباتی در ایران کاملا از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته بود به گونه‌ای که بیش از ۱۰۰ مورد ۱۹۸ مورد دستورالعمل‌های جین شارپ، برای کودتای مخملی اجرا شده بود با بررسی کلی جریان فتنه مشخص می‌گردد یکسری افراد در این سناریو نقش فعال‌تری را ایفا می‌کردند.      <br />یک آمار کاملا مستند موجود نشان می‌دهد دستگاه‌های اطلاعاتی و قضایی در چند ماه اوج فتنه ۳۲ عضو موثر نفاق، ۱۲ عضو فعال نهضت آزادی، ۱۵ عضو برجسته بهائیت، ۷ چپ مسلح مارکسیست، ۹ جاسوس بسیار فعال، ۳ عضو گروهک تندر، ۲ سلطنت طلب، ۳ تروریست مرتبط با رادیو فردا و یک ملی مذهبی را دستگیر کرده‌اند که همه آنها تاکید دارند به دلیل مناسب دیدن شرایط در اثر اقدامات موسوی، کروبی،‌خاتمی و&#8230; دست به ارتکاب جنایت علیه ملت ایران زده‌اند.      <br />و آخرین نکته تلاش برای برقراری پیوند ارگانیک با خارج از ایران از جانب سران فتنه است. مستندات قطعی اطلاعاتی موجود نشان می‌دهد موسوی، کروبی و خاتمی در جلساتی که در تابستان ۱۳۸۹ برگزار شده رسما افرادی را به نمایندگی از خود در خارج از ایران معرفی نموده‌اند و این افراد اکنون در چارچوب تشکلی به نام شورای هماهنگی راه سبز امید در ارتباط مستمر و دائم با سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه هستند.      <br />تشکیک در سلامت انتخابات دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه بهترین زمینه برای بهره‌برداری جریان فتنه بود.      <br />میرحسین موسوی از عواملی بود که بیشترین نقش را در اجرای فتنه داشت در آستانه انتخابات طی مصاحبه‌ای با مجله تایم با اشاره به اینکه هدف فراتر از پیروزی در انتخابات است موضع خود مبنی بر عناد با نظام را نشان داد و اعلام کرد: تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت.      <br />در واقع دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت با فشار بر رهبری در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهدداد. وی همچنین ادامه می‌دهد: تغییرات مدت‌هاست که آغاز شده است.      <br />تنها گوشه‌ای از این تغییرات به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر تغییر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب گردی در کار نخواهد بود.      <br />موسوی در راستای برنامه‌های از پیش طراحی شده به ابیاری بذر تردید کاشته شده در دل مردم توسط دیگران پرداخت و با هدف القای جعل و تقلب در انتخابات و تشویش اذهان عمومی طبق یک الگوی انقلاب رنگی، خود را پیروز انتخابات معرفی کرد و هر نتیجه‌ای غیر از آن را نشان دهنده تقلب مطرح کرد و از هیچ تلاشی جهت آماده سازی اذهان برای درگیری و آشوب فراگذار نکرد آنچنمان که در بیانیه ستاد انتخابات وی قبل از برگزاری انتخابات آمده است: پیروزمندان انتخابات آینده نیازی به ایجاد درگیری و تشنج ندارند.      <br />همچنین بر اساس اعترافات بدست آمده از متهمین مجریان این جریان با اعتقاد به عدم امکان تقلب از چند ماه پیش از برگزاری انتخابات خط تقلب در انتخابات را در کانون توجهات خود قرار دادند و به گونه‌ای زمینه چینی کردند که اگر کاندیدای مورد نظر آنان در انتخابات پیروز نشد این حرکت را یک کودتا در آرای مردم تلقی کنند.      <br />موسوی خوئینی‌ها در تصریح هدف از این برنامه بیان کرده است: ما نباید فتیله‌ای بحث تقلب در انتخابات را پایین بکشیم چون موقع جر زدن لازم می‌شود. در این راستا می‌توان به تشکیل کمیته صیانت از ارا توسط مهدی هاشمی با هدف اعتماد زدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات و مصاحبه تلویزیونی نزدیکان هاشمی یک روز قبل از انتخابات و غیره اشاره نمود.      <br />موسوی بلافاصله بعداز انتخابات به مدد رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون و شبکه‌های اجتماعی خود با کوبیدن بر طبل خط امامی بودن با انتشار بیانیه‌های متعدد غیرقانونی و کذب اقدام به زیر سؤال بردن انتخابات و دولت قانونی دعوت به ادامه آشوب‌ها، القای بی‌اعتمادی به نظام آموزش و مدیریت شبکه سازی اجتماعی نمود.      <br />به نظر می‌رسد یکی از اهداف انتخاب موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم از سوی جبهه طرفدار موسوی با توجه به تجربه استعفا موسوی در زمان حضرت امام خمینی مبنی بر مقابله با رهبری این بود که وی در صورت شکست در پرده آخر با طرح ادعای تقلب باز هم عده‌آی (هر چند اندک) را فریب داده و به خیابان بکشد تا با متشنج کردن اوضاع و کشته گرفتن از مردم بی‌گناه و مسائل بعدی آن به بهانه خون خواهی و قیام برای دفاع از مظلوم، اغتشاشات را دامن زده تا به فتنه‌ای تبدیل شود.      <br />سپس از این راه رهبری را تحت فشار قرار داده و در این میان افراد موجه نیز با نامه‌های سرگشاده و یا سکوت خود آتش این فتنه را شعله‌ور کرده و رهبری را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کنند.      <br />با وجود آنکه موضع محمد خاتمی پیش از انتخابات مبنی بر این بود که در ایران تقلب ممکن نیست با اقدامی زیرکانه در راستای تحقق پروژه القای تقلب روز جمعه ۲۲ خرداد هنگام انداختن رای خود به صندوق یعنی در حالی که هنوز چند ساعت بیشتر از آغاز رای‌گیری نمی‌گذشت ذهن‌ها را برای پذیرش ادعای تقلب آماده کرد: همه شواهد امر حاکی است موسوی انتخابات را برده است اما من پیش گو نیستم.      <br />از این زمان به بعد خاتمی مطابق الگوی رفتاری پیشین خود با وجود پیاده سازی سناریوی غرب خود را از مظان اتهام دور نگه داشت.      <br />وی هیچ گاه در مواضع سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایش از واژه تقلب استفاده نکرد اما با پیشنهاد تشکیل کمیته بی‌طرف که بعدها با عنوان طرح رفراندوم ارائه کرد بخش دیگری از این سناریو را به اجرا درآورد.      <br />پس از حوادث روز عاشورا که شکست فتنه بر همگان مبرهن گشت، خاتمی با ادبیات متفاوتی سخن گفت: انشاءالله امسال هم ایرانیان با هر گرایش و موقعیتی سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی راگرامی خواهند داشت امری که به طور قطع متعلق به یک جناح یا بخش خاصی از جامعه نیست.» این سخنان خاتمی در حقیقت اجرای یکی از دستور‌العمل‌های ارائه شده در فرمول &#8216;جین شارپ&#8217; مبنی بر عقب‌نشینی بعد از ناکامی فتنه است.      <br />«مهدی کروبی» نیز یکی دیگر از بازیگران اصلی فتنه ۸۸ بود، گر چه نمی‌توان او را از طراحان اصلی &quot;فتنه&quot; نام برد ولی وی نقش مهمی در اجرای این سناریو جهت براندازی نرم ایفا نمود.      <br />تا حدود دو ماه پیش از انتخابات، کروبی عمده تلاش سیاسی خود را بر مرزبندی با جناح تندرو جبهه اصلاحات قرار داد و تلاش می‌کرد تمایز میان خود و آنها را شفاف کند اما با نزدیک شدن به انتخابات وضعیتی کاملاً متفاوت پیدا کرد و با وجود آنکه خود یکی از کاندیداتورهای ریاست جمهوری دهم بود، در جبهه حامیان موسوی قرار گرفت.      <br />مبارزه کروبی در این جبهه پس از انتخابات شدت گرفت، او که تا هنگام رأی‌گیری هم تأکید بر سلامت انتخابات داشت، پس از انتخابات به عنوان یکی از عاملان همیشه در صحنه فتنه، با نامه‌ها و بیانیه‌های خود مبنی بر شبهه‌افکنی و تردید‌افکنی در خصوص سلامت انتخابات، القای عدم مقبولیت و مشروعیت دولت و ابطال انتخابات، آتش بیار معرکه شد.      <br />علاوه بر این کروبی در طرح کشته‌سازی فتنه و حمایت از اغتشاشگران بازداشت شده به منظور موج‌سواری بر احساسات مردم به خوبی نقش‌آفرینی نمود.      <br />بررسی‌ها حاکی از آن است که تلاش‌های کروبی و برخی اطرافیان وی در حوادث پس از انتخابات، به منظور خروج کروبی از انزوای شدید برآمده از انتخابات (۳۳۰ هزار رأی) و نشان دادن این موضوع بود که او هم‌چنان مهم و اثرگذار است.      <br />۳- تحلیل محتوای مواضع و اقدامات مجرمانه جریان فتنه و راهبرد آنها:      <br />مجرمانه بودن مواضع و اقدامات جریان فتنه را می‌توان از طریق مواضع اصحاب فتنه در مطبوعات و بیانیه‌ها و مصاحبه‌های ایشان، به اثبات رساند و در این گزارش به چند راهبرد اصلی آنها بسنده می‌کنیم:      <br />۱- راهبرد ابطال انتخابات و اغتشاش‌گری در خیابان‌ها      <br />با پایان یافتن انتخابات و شکست موسوی، این گروه راهبرد ابطال انتخابات را در پیش گرفتند و با استفاده از ترفندها و فشارهای گوناگون از جمله موارد زیر، سعی در رسیدن به خواسته‌های خود داشتند:      <br />۱- تحریک مردم به ادامه اعتراضات خیابانی      <br />۲- تلاش برای گسترش اعتراضات به شهرهای دیگر      <br />۳- تحریک علما و مراجع نظام تقلید و تلاش برای تأثیر‌گذاری بر نظرات آنان       <br />۴- استفاده از اهرم حمایت برخی دول غربی       <br />۲- راهبرد شبکه‌سازی اجتماعی      <br />در ادامه مسیر اعتراضی، علیرضا بهشتی از عناصر اصلی گروه مشاوران موسوی، مسئولیت بررسی وضعیت جنبش و تهیه راهبردهای جدید را برعهده گرفته و پس از انجام یک کار منسجم اطلاعاتی جزوه‌ای در ۴۳ صفحه تهیه و آن را در آذر ماه سال ۸۸ تحویل گروه می‌دهد تهیه‌کنندگان این جزوه، شبکه‌سازی اجتماعی را بهترین روش ادامه مبارزه عنوان نمودند.      <br />جزوه مذکور برای تعدادی از عناصر اصلی گروه مشاوران تشریح در اختیار آنان قرار داده شده و از تمامی روش‌های پیشنهادی در ایام پس از انتخابات استفاده شده است.      <br />به طور کلی کارآمدی شبکه‌سازی اجتماعی از آن روست که اعضای شبکه ارتباط نزدیک برقرار می‌کنند؛ به همین جهت پذیرش نظرات و اخبار منتشر شده در شبکه بدون در نظر گرفتن درصد صحت آن بسیار آسان است و عمدتا طراحی چنین شبکه‌هایی با اهداف خاص سران آن صورت می‌گیرد.      <br />نوع طراحی و شبکه‌سازی جریان فتنه به نحوی بود که اولاً در صورت وجود اخلال در وسایل ارتباطی جریان می‌توانست برای انتشار و بزرگ‌نمایی اخبار از این شبکه استفاده کنند و ثانیاً انتشار شایعه پذیرش اخبار در این شبکه به جهت انسانی بودن آن سهل‌تر بود.      <br />از آن رو که این شبکه با هدف تخریب نظام و کمک به تشنج‌آفرینی طراحی شده بود، در زمره اقدامات مغایر با قانون قرار می‌گیرد.      <br />۳- راهبرد تداوم اغتشاشات خیابانی      <br />با گسترش اغتشاشات خیابانی، ضرورت تحلیل روند و سازمان‌دهی اغتشاش‌گران و همچنین تحرکات ایذایی آنان، در میان عناصر جریان فتنه دنبال می‌گردد.      <br />در همین ایام «محمدرضا تاجیک» اقدام به تهیه جزوه‌ای با عنوان «چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما» می‌نماید که در آن جزوه، ضمن بررسی وضعیت جنبش موسوم به سبز در ایام پس از انتخابات، راهکارهای متعددی را نیز برای ادامه جنبش پیشنهاد نموده است، برخی از مهم‌ترین این راه‌کارها عبارتست از:      <br />۱- پذیرش رهبری متکثر      <br />۲- سامان‌دهی انبوهی از رسانه‌های حقیقی و مجازی      <br />۳- راه‌اندازی جنگ قرائت‌ها از دین و قانون      <br />۴- سازمان‌دهی افراد و شخصیت‌های مؤثر سراسر کشور      <br />۵- استفاده از امکانات و مقدورات انسانی و غیرانسانی خارج از کشور      <br />۶- هدایت اعتراض‌های مختلف در یک مسیر      <br />۷- پی‌گیری حقوقی وضعیت زندانیان      <br />۸- راه‌اندازی کمپین امضای میلیونی      <br />۹- ارتباط با مراجع و روحانیون ذی نفوذ      <br />۱۰- خلق مناسبت‌ها و برنامه‌ریزی‌ برای بهره‌برداری از آن      <br />۴- اقدامات و فعالیت‌های گروه مشاوران فتنه‌گران      <br />گروه مشاوران «میر حسین موسوی» در ایام منتهی به انتخابات و ماه‌های پس از آن، فعالیت‌های و اقدامات جمعی و مجرمانه مختلفی انجام دادند که از جمله مهم‌ترین این فعالیت‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:      <br />۱- تشکیل کمیته صیانت از آراء      <br />۲- صدور بیانیه‌های میرحسین موسوی       <br />۳- تشکیل کمیته پی‌گیری امور آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات با علم به دروغ بودن بسیاری از ادعاها       <br />۴- اقدامات رسانه‌ای با هدف ایجاد اغتشاش      <br />۵- برگزاری جلسات گروه مشاوران با هدف طراحی عملیات ناامنی و فریب      <br />۶- تهیه گزارش موسوم به ۳۷۰ صفحه‌ای      <br />این گزارش، توسط گروه دیده‌بانان سبز انتخابات، ده روز پس از سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر این که انتخابات تمام شده است و معترضان نتوانسته‌اند دلیلی برای وقوع تقلب در انتخابات ارائه دهند، تهیه شد.      <br />این گروه بیش از سیصد و هفتاد صفحه از مستندات خود را در اثبات تقلب و تخلف‌های گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری منتشر کردند.      <br />۴ـ الگو‌پذیری فتنه ۸۸ از مدل‌های براندازانه جنگ نرم( فتنه ۸۸، مصداقی از مدل نافرمانی مدنی جین شارپ)      <br />بررسی دقیق و تطبیقی مجموعه سخنان و عملکرد سران معترض به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، نشان می‌دهد الگوی رفتاری آنها از تئوری‌های نظریه پردازان حکومت‌ها در غرب برداشت شده بود که از آن به انقلاب‌های رنگی یا مخملی یاد می‌شود. بنابر اسناد و اعترافات متهمین جریانات پس از انتخابات، در اغلب موارد از ۱۹۸ دستورالعمل جین شارپ برای مبارزات خشونت پرهیز و نافرمانی مدنی الگوبرداری شده است.      <br />اسناد درون گروهی حزب مشارکت واقعیت‌های تلخی را روشن می‌سازد. در جلسه کمیسیون تدوین استراتژی حزب که در تاریخ ۱۹ تیرماه ۱۳۷۸ تشکیل گردید پس از بیان مدل‌های مختلف برای در دست گرفتن قدرت آقای حجاریان با اشاره به مدل جین شارپ برای کودتای مخملی با تاکید بر فشار از پایین و استفاده توده‌ای، آن را این گونه تبیین می‌کند:      <br />این راه که یعنی جلوی پارک ملت و این طور جاها شلوغ راه بیفتد و کم‌کم از این گوشه و آن گوشه شروع بشود و یک کارگر بشود رهبر برود با رژیم چنانه بزند. آقای تاج‌زاده ضمن برشماری مدل‌های در دست گرفتن قدرت در کشور می‌گوید: راه چهارم هم سلاح آمریکاست و انقلاب مخملی که من موافق راه چهارم هستم، تئوری جین شارپ و براندازی نرم خارجی و اینها هم در همین راه چهارم است محمدرضا خاتمی می‌گوید: در عین اینکه پشتوانه داخلی را حساب می‌کنیم پشتوانه خارجی را هم حساب کنیم. تاج‌زاده می‌گوید: این همان مدل چهارم است، مدلی که در برخی از کشورها به صورت مخملی اتفاق افتاد و دو تا کار می‌کنند یعنی اینکه شما در جامعه چطوری NGO بزنید و دوم اینکه آمریکا چه کمک‌هایی برای گسترش روند دموکراسی خواهد کرد.      <br />علاوه بر این همانطور که گفته شد و مستندات آن در پیوست این گزارش موجود است موسوی در جلسات داخلی خود از سال ۱۳۸۵ روی مدل براندازی مخملی با الگو‌گیری از انقلاب‌های رنگی کار می‌کرده است.      <br />به عنوان نمونه &quot;جین شارپ&quot; در کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی به بیان روش‌های مبارزه‌های خشونت پرهیز و روش‌های براندازی مسالمت‌آمیز دولت‌ها اشاره می‌کند. تمرکز بر روی تئوری شارپ مبنی بر ضرورت ایجاد همبستگی اجتماعی و تشکیل هسته‌های به هم پیوسته‌ی حاصل از پیوند خرده جنبش‌های اجتماعی همان موضوعی است که موسوی نیز با رونوشت‌برداری کامل از نسخه‌ی وی در بیانیه شماره ۱۱ خود نوشته است:      <br />اولین قدم در راه حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‌های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم.      <br />باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، &#8230; یعنی اگر تا بیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته‌ای دو بار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه‌های اجتماعی ما در این امر است.      <br />جمع‌های خویشاوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئت مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی&#8230;، هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیر مجموعه‌های کوچک عضویت داریم&#8230; تجربه‌های اخیر نشان داد خورده رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند، می‌توانند سریع‌تر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آنکه ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق برروی یک آرمان بزرگ به فعالیت برسد.      <br />آموزش شیوه‌های عملیاتی مبارزه بدون خشونت پیش از انتخابات در سایت‌های متعدد وابسته به فتنه‌گران از جمله گذار، بی‌شمار، ارتش سبز، گرین سوروس و &#8230;. و نحوه اغتشاش و آشوب‌ آنها در حوادث پس از انتخابات، کپی‌برداری‌ آنها از آموزه‌های شارپ در جزوه ۱۹۸ روش نافرمانی مدنی را به وضوح نشان می‌دهد.      <br />هم زمان با تئوری‌سازی منطبق با براندازی در داخل کشور عده‌ای ضد انقلاب خارج‌نشین نظیر عطاء‌الله مهاجرانی، محسن کدیور، اکبر گنجی، عبدالکریم سروش، ابوالفضل بازرگان در مجموعه اقداماتی هماهنگ در راستای پروژه بی ثبات‌سازی امنیت داخل کشور سناریویی را مبنی بر اجماع نهادهای بین‌المللی علیه نظام اسلامی به اجرا درآوردند.      <br />در بخش‌هایی از این سناریو صدور بیانیه‌های متعدد دال به وجود خفقان و دیکتاتوری در نظام اسلامی، نقض گسترده حقوق‌بشر، سلب آزادی عمومی، پایمال شدن حقوق مردم انتخاب نماد رنگی یعنی رنگ سبز در تبلیغات انتخاباتی، پیش‌بینی وقوع تقلب در انتخابات، درخواست ابطال انتخابات و لشکر‌کشی خیابانی، تقویت شبکه‌های اجتماعی و بر هم زدن نظم و امنیت کشور وجود داشت.      <br />همگی موارد منطبق با رخدادهای منتهی به وقوع انقلاب‌های مخملی در کشورهای دیگر است که به وضوح گویای پیروی معترضان از نظریات تئوری پردازان براندازی در غرب به خصوص جین شارپ می‌باشد.      <br />نکته کلیدی در این میان آن است که صرف نظر از الگوی شارپ و تطبیق صد درصدی وقایع فتنه ۸۸ با آن، الگوی رفتار فتنه گران با الگوهای کلاسیک کودتای مخملی هم کاملا تطبیق داشته است. در تمامی نمونه‌های شناخته شده کودتای مخملی به کمک عوامل رسانه‌ای و اطلاعاتی غرب از قبل از انتخابات مردم را به خیابان می‌کشاند و اعلام می‌کند که اگر نام کسی غیر غز وی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود حتما در انتخابات تقلب شده است.      <br />پس از انتخابات نیز کاندیدای مأمور کودتای مخملی سعی می‌کند نظام را وادار به خشونت وسیع کند و به این ترتیب زمینه لازم برای حضور بیشتر مردم در خیابان و تبدیل ان به اعتصاب و تحصن فراهم آورد و نهایتا دولت پیروز در انتخابات را ساقط نماید.      <br />این دقیقاً همان فرایندی است که پس از انتخابات رخ داد و با مستندات موجود می‌توان مورد به مورد آن را تشریح کرد. تمرین‌های خیابانی هواداران موسوی که در قالب گروه‌های مختلف جذب ستادها شده بودند با فرماندهی ستاد فیطریه و با هدف آمادگی برای آشوب‌های پس از انتخابات در طول دهه آخر منتهی به ۲۲ خرداد انجام گرفت. آمار جذب هواداران ستادها حدود ۳۰۰ هزار نفر بوده است.      <br />۵ ـ نتیجه‌گیری:      <br />بررسی سطح گسترده و عمق حوادث پس از انتخابات بیانگر هدف قراردادن اسلامیت و جمهوریت نظام و منافع و وحدت ملی است که در ردس آن هدف قرار دادن ولایت فقیه و شخص ولی فقیه می‌باشد. ماجرای فتنه، شیرینی و حضور مشارکت ۸۰ درصدی ملت بزرگ ایران در انتخابات سال ۸۸ را به تلخ کامی مبدل کرد.      <br />در واقع نظام سلطه و ضد انقلاب و فتنه‌گران از ملت ایران انتقام گرفتند که البته ملت ایران در ۹ دی‌ماه پاسخ آنها را دادند.      <br />هر چه به واکاوی این توطئه بزرگ می‌پردازیم به ظلم عظیمی که در حق اسلام، انقلاب، نظام اسلامی، امام، رهبری، شهدا، مردم، مسلمانان جهان، آزادگان بیشتر پی می‌بریم که در گزارش مشروحا به ابعادآن پرداخته شده بر این اساس است که حضور هوشمندانه ملت بزرگ ایران در صحنه‌های مختلف همچون روز قدس ۱۳ آبان و یوم‌الله ۹ دی ماه و ۲۲ بهمن سال ۸۸ معنا پیدا می‌کند.      <br />یوم‌الله ۹ دی‌ماه یعنی روز بصیرت و وحدت ملت ایران در سایه ولایت.      <br />یوم‌الله ۹ دی ماه یعنی تجلی عشق ورزیدن آحاد ملت ایران به امام و شهدا و رهبری و روز میثاق با آنها و اعلان برائت از دشمن، روز فرصت شناسی و دشمن ستیزی ملت بزرگ ایران جا دارد که از نعمت بزرگ رهبری این سکاندار کشتی انقلاب به درگاه خداوند کریم شکرگذاری نموده و از قادر متعال تا انقلاب حضرت مهدی(عج) برای رهبر فرزانه، حکیم، بصیر و شجاع حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای طول عمر خواستار باشیم و از خداوند مسئلت داریم به ما توفیق دهد سربازی صادق در رکاب ایشان برای خدمت صادقانه به ملت بزرگ ایران باشیم.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزارش یک خبرنگار از گورستان مزدوران صدام</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/05/05/7847/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/05/05/7847/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jul 2011 22:43:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/05/05/7847/</guid>
		<description><![CDATA[من از منطقه اسلام‌آباد می‌آیم، همانجا که بهتر است «قتلگاه منافقین» نامیده شود. کوهی از ابزار و اداوات جنگی منهدم شده و سوخته، تلی از اجساد منافقین و منافقات، ستون‌هایی از تانک ها، خودروها و سلاح‌های سنگین به غنیمت گرفته شده در میان فریاد شادی رزمندگان اسلام و دست های توانمندی که به علامت شادی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="2_870511_L600" border="0" alt="2_870511_L600" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/07/2_870511_L600.jpg" width="300" height="160" /></p>
<p><span id="more-7847"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">من از منطقه اسلام‌آباد می‌آیم، همانجا که بهتر است «قتلگاه منافقین» نامیده شود. کوهی از ابزار و اداوات جنگی منهدم شده و سوخته، تلی از اجساد منافقین و منافقات، ستون‌هایی از تانک ها، خودروها و سلاح‌های سنگین به غنیمت گرفته شده در میان فریاد شادی رزمندگان اسلام و دست های توانمندی که به علامت شادی و پیروزی تکان می‌دهند، فضای منطقه را پر کرده است.      <br />چهارزبر، دشت حسن‌آباد، چم امام حسن، شهر اسلام آباد و بخش کرند را باید از این پس در نقشه‌های جغرافیایی طوری مشخص کنند که تصویری گویا از محل تجلی انتقام از کثیف‌ترین عناصر ضد خدا و ضد خلق باشد. آنچه در این منطقه بر سر منافقین و منافقات آمده، نه تدبیر ما بود و نه تقصیر خودشان، بلکه تقدیر الهی بود. تاکنون همواره شاهد «امدادهای غیبی الهی» بودیم و اینک شاهد «امدادهای غیبی الهی» هستیم. در قتلگاه منافقین، هر انسان بینایی، به وضوح دست خدا را می‌بیند که از آستین بسیجی‌های غیور بیرون آمده و بر سر نفاق فرود آمده است. هر کس این دست را نبیند، کور است، مثل خود منافقین که «کوردل» هستند.       <br />مردم، سه دسته هستند: عده‌ای اهل رزم، عده‌ای هل حمایت از رزمندگان و عده‌ای دیگر بی‌خبر از هر دو. به فرموده امام «بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی‌تفاوت و یا انتقادکننده و پرخاشگر گذشتند.»       <br />پیشنهاد من به این دسته سوم که واقعاً «بدا به حال آنان» این است که اگر نمی‌خواهند از این حالت دید، خارج شوند، لااقل «تماشاگر» این صحنه عظیم و عجیب باشند. صحنه‌ای که پر است از عبرت و درس و برای آنکه اهلیت ساخته شدن را داشته باشند مدرسه‌ای با صددرصد تضمن قبولی.       <br />به ارتفاعات «چهارزبر» و «دشت حسن‌آباد» که رسیدم و اوضاع وانفسای منافقین را که دیدم. به یاد این بیان قرآنی افتادم که «یوم یقول المنافقون و المنافقات للذین آمنوا انظرو نا تقتبس من نورکم قیل ارجعوا و ارائکم فالتمسو نورا&#8230;» روزی که منافقین و منافقات به مؤمنین خواهند گفت به ما بنگرید تا از نور شما برگیریم (و از تاریکی بدر آییم)، به آنها گفته می‌شود به پشت سرخود بنگرید و (با توجه به عملکرد خود) در جستجوی نور برآئید&#8230; اینک دیگر وقت آن نیست که از شما و از کافران عذری پذیرفته شود، جایگاهتان در آتش است، آتش همدم شماست و این چه بد سرنوشتی است. آیات ۱۳ تا ۱۵ سوره حدید.       <br /><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/07/image9.png" width="591" height="320" /></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">این وضعیت، برای منافقین و منافقات زمان ما قبل از آنکه به دنیای دیگر برسند پیش آمد. آنها هنگامی که احساس کردند هرگز به هدف از پیش توسط «صدام و رجوی» تعیین شده نخواهند رسید، فریاد می‌زند «صدام و رجوی» ما را به قتلگاه فرستاده‌اند. آنها تقاضای بازگشت داشتند ولی پاسخ این بود که این راه بازگشت ندارد!      <br />و دقیقاً هم همین طور است. عملکرد زشت و قساوت‌آمیز منافقین و منافقات، دیگر برای آنها راه بازگشتی نگذاشته بود. آنها در آتش قهر خدا سوختند و لاشه‌های متعفن و سیاه شده آنها شاهدی شد بر کوردلی آنان و اینکه آتش همدم آنانست و این چه بدسرنوشتی است.       <br />در استان باختران، مردم بر این عقیده بودند که صدام با یک حیله توانسته است منافقین را به دردسر بزرگی بیندازد. تحلیل برخی از مسئولین این بود که با این جریان منافقین وسیله‌ای شده‌اند برای صدام تا بتواند تبلیغاتی در جهت تضعیف جمهوری اسلامی در سطح جهانی براه بیندازد. مفهوم این هر دو تحلیل این است که به هر حال منافقین «خریت» کرده‌اند. تحلیل صحیح‌تر این است که خدا می‌خواست این ماجرا رخ دهد تا دشمنان خدا قلع و قمع شوند، و به عبارت دیگر، این حماقت منافقین هم با خواست خدا و قدرت آن صورت گرفت. این، در واقع تفسیر «ان ربک لبالمرصاد» است.       <br />خورشید صبح پنج‌شنبه ۶ مرداد ۱۳۶۷ در اسلام‌آباد در حالی که لبخند پیروزی به رزمندگان اسلام بر لب داشت از پشت ارتفاعات «چهارزبر» نمایان شد. بچه‌ها سخت در تلاش بودند خواب منافقین و منافقات را که از شب سه‌شنبه دل خود را به تحلیل صدام و سازمان سیا خوش کرده بودند، آشفته‌تر کنند و کار را یکسره نمایند. در ۴۸ ساعتی که از ورود منافقین و منافقات به منطقه اسلام‌آباد گذشته بود خیلی چیز دستگیرشان شده بود، اما با اصرار سرکرده خود که در بغداد آب خنک می‌خورد و از زیر کولر تهیه شده با دلارهای نفتی ارتجاع عرب فرمان میداد ناچار بودند مثل همیشه کورکورانه عمل کنند.       <br />شب پنج‌شنبه، فرزندان انقلابی امام یعنی همین بچه‌های بسیجی، بلای بزرگی بر سر منافقین و منافقات آورده بودند ولی هنوز کار تمام نشده بود. لازم بود قدم های نهایی هم برداشته شود. بچه‌ها از سه طرف عرصه را بر بوزینه‌هایی که صدام فکر می‌کند فقط برای معرکه‌گیری مناسب هستند، تنگ کردند. محورهای اسلام‌آباد &#8211; باختران، اسلام‌آباد &#8211; ایلام و محور پاطاق به کرند. آنچه در محدوده این چند محور قرار داشت، همان قتلگاه منافقین و منافقات بود. انصافاًَ بچه‌ها با شجاعت و صلابت جنگیدند. بسیجی‌ها، سپاهی‌ها، عشایر، خلبان‌های نیروی هوایی ارتش و هوانیروز حماسه آفریدند و به کمک همدیگر کاری کردند که تا غروب لبخند از لب های خورشید جدا نشد و هنگامی که خورشید می‌خواست خداحافظی کند و برای بیدار کردن اربابان غربی منافقین و منافقات به آن طرف زمین نور بپاشد توانست با قهقهه به نگهبان ساختمان مرکزی سازمان جاسوسی آمریکا C.I.A بگوید که رئیس خود را بیدار کند و به او بگوید که این بار هم مزدورانش شکست خورده‌اند.       <br /><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/07/image10.png" width="593" height="442" /></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">حالا دیگر اسلام‌آباد، نفس راحتی می‌کشید و کوه های اطراف کرند به این همه حماقت عروسک های صدام پوزخند می‌زدند. رضا، بسیجی دلاوری که از صبح همواره دقت می‌کرد فشنگ هایش هیچکدام جز به قلب سپاه دشمن به هیچ چیز دیگر نشانه نروند، بر روی یک تانک برزیلی که پیدا بود کیلومتر شمارش فقط از خانقین تا دشت حسن‌آباد کار کرده بود، ایستاد و یک دستش را مشت کرد و در دست دیگرش تفنگش را بالا گرفت و گفت: مرگ بر منافق!      <br />در قیافه او و همرزمان دیگرش که وانت‌‌های تویوتا و ریوهای غنیمتی را تسخیر کرده بودند دقیقاً همان کسانی را می‌دیدیم که خدا وعده عذاب منافقین و منافقات به دست آنها را داده است. وقتی خوشحالی این بچه‌ها را دیدم خیلی غبطه خوردم. خدایا به اینها چه سعادتی داده‌ای که اینگونه توانسته‌اند با نابود کردن منافقین و منافقات دین ترا یاری کنند، این در واقع دست‌ تو هست که از آستین‌ این بچه‌ها بیرون آمده و خوشا به حال این بچه‌ها که دست تو شده‌اند.       <br />در کنار لاشه‌ چند تن از منافقین و منافقات به یک بسیجی می‌گویم: نگذاشتید به تهران بروند! بسیجی می‌خندد و می‌گوید: «آنها را به جهنم فرستادم» او ادامه می‌دهد: از بی‌سیم شندیم که یکی از اینها فریاد می‌زد و می‌گفت: «رجوی»، که به این آسانی‌ ما را به کشتن داده چه توجیهی برای این کار غلط خودش دارد؟       <br />علی، از بچه‌های گردان «روح‌الله» است که سوار بر یک وانت تویوتا به همراه بچه‌های دیگر از خط مقدم می‌آید. او را به آغوش می‌کشم و می‌گویم: سلام، فرزند روح‌الله!       <br />او در جواب لبخند رضایت بخشی می‌زند و می‌گوید:‌ خدا به امام طول عمر بدهد، امیدوارم خدا از ما قبول کند.       <br />چند قدم آن طرف‌تر فرمانده گردان قمر بنی هاشم را می‌بینم که پیروزمندانه لبخند می‌زند و همراه بچه‌ های گردان به طرف ما می‌آید. به استقبال می رویم و او را در آغوش می‌گیریم.       <br />لحظه فراموش نشدنی و زیبایی بود. احساس می‌کردم به دریای شهامت متصل شده‌ام. آخر او و بچه‌های گردان بودند که در تنگه چهارزیر، عرصه را بر نفاق «تنگ» کردند.       <br />لحظه‌ای که تلکس خبری «رویتر» از ۳۰ متر به ۳ خط تقلیل می‌یابد، لحظه جالبی است. وقتی منافقین و منافقات به طرف اسلام‌آباد سرازیر شده بودند، هماهنگ با عربده‌جویی‌های رادیو بغداد، تلکس‌های خبری «رویتر» و «آسوشیتدپرس» و «یونایتدپرس» و «فرانس پرس» هم شروع به کار کردند. فقط خبری که روی یکی از این تلکس‌ها درباره همین «خریت» منافقین آمده بود، حدود ۳۰ متر طول داشت. محتوای خبر این بود که اینها چنین و چنانند و چنین و چنان خواهند کرد و ایهالناس منتظر باشید که خبر تغییر حکومت ایران را به زودی برای شما مخابره خواهیم کرد!       <br />۴۸ ساعت بعد، همان خبرگزاری تلاش کرد یک خبر کوچک درباره همین موضوع روی تلکس بیاورد، ولی نتوانست بیش از ۳ خط خبر جور کند. خبرگزاری‌های دیگر هم مسرد و بی‌رمق شدند و تماشایی بود لحظه‌ای که دستگاه های گیرنده تلکس در اینجا خیلی صریح با انگشتان کند خود آنها را به تمسخر گرفته بودند. پیدا بود که انگشت‌های پانچیست‌ «رویتر» و «یونایتدپرس» و «فرانس پرس»‌و «آسوشیتدپرس»‌از رمق افتاده‌اند.       <br />آنچه در این فاصله زمانی توانسته بود خبر ۳۰ متری این کعب الاخبارها را به ۳ خط تقلیل دهد، بازوان نیرومند بسیجی‌های سراسر ایران اسلامی و عشایر منطقه اسلام‌آباد بود.       <br />تحلیلی که سازمان «سیا» به منافقین داده بود و آنها براساس آن، به این «حماقت بزرگ» کشانده شده بودند این بود که در اسلام‌آباد مردم به آنها می‌پیوندند و تعدادشان دو برابر می‌شود و این تعداد همواره در ادامه راه با حالت تصاعدی بالا می‌رود و سرانجام هنگامی که به میدان آزادی تهران می‌رسند همه مردم ایران به آنها می‌پیوندند و آنها را به تخت سلطنت می‌رسانند! </font></p>
<p align="justify"><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/07/image11.png" width="588" height="421" /><font face="Tahoma">     <br />شاه و ملکه (رجوی و زن ابریشمچی) هم در بغداد مشغول تمرین «سان» و «مسلام»‌ بودند در حالی که عکس‌هایشان که چیزی از عکس‌های آن زوج ناکام قبلی کم نداشت در تویوتاها و ریوهای اهدایی ارتجاعی عرب به طرف اسلام‌آباد حمل می‌شد&#8230;       <br />شاید موج فزاینده بسیجی‌ها که سرتاسر جبهه را پر کرده‌اند، بطلان تحلیل احمقانه منافقین را به آنها فهمانده باشد و آنها در «دشت حسن‌آباد»‌ و «تنگه چهارزبر» فهیمده باشند که مردم ایران با اسلام هستند و آتش خشمشان به سوی منافقین زبانه می‌کشد. این واقعیت را اگر صدام و رجوی هم نمی‌دانستند، اکنون آنها هم خوب فهمیده‌اند. در عین حال برای آن که هم منافقین و صدام و هم ارباب متشرکشان آمریکا بفهمند که تحلیل‌هایشان از آنچه در ایران اسلامی می‌گذرد چقدر با واقعیت فاصله دارد، یکی دو نمونه از خاطرات سفر به منطقه اسلام‌آباد را در اینجا می‌آوریم.       <br />نمونه اول مربوط به مسئولین است، فرماندار کنگاور یکی از شهدای درگیری‌های سرپل ذهاب است. یکی از همراهان او که تا لحظه شهادت در کنارش بود، می‌گفت: برای دفع حمله متجاوزین بعثی به پادگان ابوذر به همراه فرماندار کنگاور به سرپل‌ذهاب رفتیم. در حال دفاع از پادگان بودیم که فرماندار زخمی شد. با این حال نبرد ادامه داد. در این حال یک منافق که همراه متجاوزین بعثی بود به ما گفت اگر مایل هستید اسیر شوید بیایید ما شما را به عراق ببریم ولی اگر مقاومت کنید کشته خواهید شد. فرماندار به او جواب داد در اینجا کسی نیست که ذلت اسارت یا پشت کردن به نبرد را بپذیرد. فرماندار این را گفت و آن منافق و همپالگی‌های بعثیش را به رگبار بست. در همین حال، عده‌ای از متجاوزین بعثی به ما حمله کردند و در همین ماجرا تعدادی از ما از جمله فرماندار شهید شدند.       <br />استاندار باختران می‌گفت ۶ ماه بود که به این برادرمان اصرار می‌کردیم فرمانداری کنگاور را بپذیرد. او فقط یک شرط داشت و آن این بود که هر وقت خودش تشخیص بدهد لازم است به جبهه برود، نیازی به کسب موافقت از مقامات بالاتر نداشته باشد و به تشخیص خودش راهی جبهه شود. بالاخره‌ این شرط را پذیرفتیم و او فرماندار شد و حالا اینطور عاشقانه به دیدار معبود رفت.       <br />نمونه دیگر مربوط به مردم است. در راه بازگشت از جبهه، شب در کنگاور ماندیم. مسئول تدارکات جبهه در آن منطقه را در منزل امام جمعه دیدیم. او می‌گفت دیشب به ۳۷ روستا خبر دادیم برای جبهه نان و ماست لازم داریم. تا امروز ظهر یعنی در مدت یک نصف روز فقط از ۵ روستا ۳ کامیون خاور نان و ۲ وانت تویوتا ماست آوردند.       <br />با این آمادگی که مردم دارند و با آن حضور گسترده‌ای که در جبهه‌ها پیدا می‌کنند، هیچ سرنوشتی برای منافقین جز تبدیل شدن دشت حسن‌آباد به گورستان آنها وجود نداشت، سازمان «سیا» و صدام هر تحلیلی می‌خواهند داشته باشند. بدین ترتیب، باز هم به این نقطه می‌رسیم که آنچه در عملیات «مرصاد» بر سر منافقین آمد خواست خدا بود.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/05/05/7847/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>افزایش نام سازمانها و انجمنهای &quot;خیریه&quot; قلابی در لیست سیاه</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/03/12/7807/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/03/12/7807/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Jun 2011 16:45:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اسناد]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/03/12/7807/</guid>
		<description><![CDATA[افزایش نام سازمانها و انجمنهای &#34;خیریه&#34; قلابی در لیست سیاه جمع آوری پول بدون مجوز کتبی, حتی اگر با اهداف خیریه صورت گیرد (برای مثال جمع آوری پول از طریق یک رسانه), در سوئد عملی غیر قانونی است. در عین حال تحریک احساسات انسانی مردم و سپس اخاذی از آنها همواره از مشاغل پر درآمد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/06/image.png" width="300" height="150" /></p>
<p><span id="more-7807"></span>
<p><b>افزایش نام سازمانها و انجمنهای &quot;خیریه&quot; قلابی در لیست سیاه      <br /></b>جمع آوری پول بدون مجوز کتبی, حتی اگر با اهداف خیریه صورت گیرد (برای مثال جمع آوری پول از طریق یک رسانه), در سوئد عملی غیر قانونی است. در عین حال تحریک احساسات انسانی مردم و سپس اخاذی از آنها همواره از مشاغل پر درآمد از گذشته دور تاکنون بوده است. برخی افراد حتی زندگی خود را از این طریق تامین کرده و از این راه به ثروتهای هنگفت رسیده اند. </p>
<p align="justify">مردم انساندوست سوئد سالانه ۷ میلیادر کرون به امور خیریه کمک می کنند. اما مانند هر هر جای دیگری برای سوء استفاده از این احساسات بشردوستانه نیز کلاهبردارانی وجود دارند.</p>
<p align="justify">بسیاری از اینگونه افراد نامهایی را برای سازمان های خود انتخاب میکنند که یا به نام سازمانهای خیریه معروف و معتبر شباهت زیادی دارد و یا اینکه از واژه هایی تشکیل شده است که احساسات مردم را بر می انگیزد. استفاده از واژه هایی مانند &quot;حقوق بشر&quot;, &quot;کودکان خیابانی&quot;, &quot;افراد بی خانمان&quot; و یا &quot;سرطان&quot; از موارد محبوب در نزد سوء استفاده گران است.    <br />به تخمین &quot;شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای خیریه سوئد&quot; (اف ار ئی ئی) اینگونه سازمان ها از طریق فریفتن مردم سالانه درآمدی مابین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون کرون به چنگ می آورند. و تعداد آنها نیز مرتبا رو به افزایش است. در سالهای گذشته ۱۰ تا ۱۵ نام در لیست سیاه &quot;شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای خیریه سوئد&quot; (اف ار ئی ئی) قرار داشتند. اما در آخرین لیستی که در ماه مه امسال منتشر شده است تعداد این اسامی به ۳۴ رسیده است. لیستی که می بایست بعنوان شهروند چشمان خودرا نسبت به آن باز کرده تا پولی که بواسطه انسان دوستی خود پرداخت می کنید را به جیب کلاهبرداران سرازیر نکنید.</p>
<p align="justify"><b>هشدار نسبت به جمع آوری کمک از سوی ۳۴ سازمان به اصلاح &quot;خیریه&quot; در سوئد     <br /></b>&quot;شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای خیریه سوئد&quot; (اف ار ئی ئی) نسبت به ۳۴ سازمان فاقد شماره حساب ۹۰ که در سوئد مبادرت به جمع آوری کمکهای مالی میکنند هشدار داده و از شهروندان خواسته است که از ارائه کمک به این ۳۴ تشکیلات خودداری ورزند.&#160;&#160; </p>
<p align="justify">در میان این لیست نام برخی سازمانهای متعلق به مهاجرین و ایرانیان از جمله &quot;انجمن هواداران مجاهدین / ام اف اس&quot; و &quot;انجمن فرهنگ ایران / اف ئی ک&quot; نیز بچشم میخورد:   <br /><b><font color="#ff0000">Främjande av den iranska kulturen – FIK       <br />Mojahedin Sympatisör Förening – MSF</font>      <br /></b>    <br />&quot;اریک زاکریسون&quot; از شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای داوطلب خیریه سوئد قبلا در رابطه با     <br />&quot;انجمن هواداران مجاهدین / ام اف اس&quot; گفته است: &quot;من ملیت این افراد را نمیدانم و آنها حاضر به ارائه یک شماره ثبت از سازمان خود نیز نیستند. ما فقط میدانیم که آنها در سراسر سوئد فعالیت دارند, دارای شماره حساب ۹۰ نیستند و هرگز هم جهت ثبت یک شماره حساب ۹۰ اقدام نکرده اند. آنها با بروشورها و کتابچه هایی که در دست دارند در خیابان جلوی مردم را میگیرند و برای مثال میپرسند که آیا نام امنستی (سازمان عفو بین الملل) را شنیده اید و سپس از مردم تقاضای کمک میکنند. و بسیاری از مردم تصور میکنند که کمکهای خود را به سازمان امنستی میپردازند&quot;.    <br /><b>     <br /><img border="1" align="right" src="http://www.stockholmian.com/news/persiska/2011/06/001.jpg" width="222" height="59" />&#160;</b>سال گذشته نام انجمن ایرانی دیگری تحت عنوان &quot;انجمن برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران&quot;&#160; <b>     <br />Föreningen för demokrati och mänskliga rättigheter i Iran&#160;&#160; <br /></b> نیز در این لیست بچشم می خورد&#160; که لوگوی آن از یک کبوتر سپید در حال پرواز تشکیل شده و حتی دارای <a href="http://www.iran-demokrati.se/"><b>وب سایت</b></a> نیز هست اما نام هیچ فردی بعنوان مسئول در این وب سایت قابل یافت نیست و شماره تلفن های درج شده در آن نیز مخفی (هملیگ) هستند.</p>
<p align="justify">۳۴ سازمانی که فاقد شماره حساب ۹۰ بوده و &quot;شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای خیریه سوئد&quot; (اف ار ئی ئی) در آخرین لیست منتشر شده خود نسبت به پرداخت پول به آنها به شهروندان هشدار داده است عبارتند از:</p>
<ul>
<li>
<div align="justify">AlAqsa Spannmål Stiftelse </div>
</li>
<li>Baltic 2000 </li>
<li>Cancerforskningsfonden i Norrland </li>
<li>Cancerhjälpfonden </li>
<li>Cancer och Allergifonden </li>
<li>Cancer och Barnhjälpen </li>
<li>Cancer och Miljöfonden CMF </li>
<li>CURO Riksföreningen för cancersjuka </li>
<li>Developing World Clothing </li>
<li>4Life </li>
<li>FRFStiftelsen Fonden för Rehab o medicinsk forskning </li>
<li>Fria Kristna Missionshjälpen FKM </li>
<li><font color="#ff0000"><strong>Främjande av den iranska kulturen FIK</strong></font> </li>
<li>Gatubarnsföreningen </li>
<li>Hand i Hand insamlingsstiftelse Göteborg </li>
<li>Hjälpfonden </li>
<li>Hjärtehjälpen </li>
<li>Humana Sverige/UFF Ulandshjälp från Folk till Folk </li>
<li>Innocent Child/Krigets Oskyldiga </li>
<li>Insamlings Hjälpen </li>
<li>Insamlingsstiftelsen för Handikappades Rekreation </li>
<li>Klädinsamling Service </li>
<li><font color="#ff0000"><strong>Mojahedin Sympatisör Förening MSF</strong></font> </li>
<li>Neurologisk Handikapp och Cancerforskning NHC </li>
<li>NYTEX </li>
<li>Orphan Home Care </li>
<li>SADF Alzheimer och Demensforskning </li>
<li>Samhällsfonden/Svenska Samhällsfonden </li>
<li>Stockholmsstorken/Storken </li>
<li>Svenska Folkfonden </li>
<li>Svenska Smärtafonden </li>
<li>Sveriges Cancersjukas Riksförbund </li>
<li>Telehjälpen </li>
<li>Viol Fundraising </li>
</ul>
<p>&quot; لیست هشدار&quot; شورای جمع آوری کمکهای سازمانهای داوطلب خیریه سوئد و اطلاعات بیشتر در وب سایت این شورا (پیوند پایان این مطلب) در دسترس عموم قرار داده شده است. این لیست در طی روز های گذشته&#160; در اکثر رسانه های سوئد منتشر شده است.</p>
<p><b>تنها به سازمانهای دارای شماره حسابی که دو رقم اول آن از عدد ۹۰ تشکیل شده است کمک کنید     <br /></b>مقامات سوئدی جهت جلوگیری از سوء استفاده کلاهبرداران&#160; از احساسات مردم,&#160; دست به تدابیری در این رابطه زده اند.     <br />از جمله مهمترین این تدابیر, مشخص نمودن شماره حساب سازمانهای خیریه است&#160; تا مردم با اطمینان از اینکه بخش اعظم کمکهایشان واقعا بدست افراد نیازمند میرسد این کمکها&#160; را به اینگونه حسابها واریز نمایند.    <br /><b>     <br /></b>در سوئد همه سازمانهای خیریه ای که دارای &quot;حساب و کتاب و دفتر و دستک&quot; هستند و بخش اعظم کمکهای خیریه مردم را واقعا بدست نیازمندان میرسانند مورد کنترل قرار گرفته و در صورتی که دارای شرایط مشخصی باشند قادر به ثبت شماره حسابی خواهند بود که دو رقم اول آن از عدد ۹۰ تشکیل شده است. به اینگونه حسابها در سوئد حساب ۹۰ گفته میشود و معنی آن اینست که چنین شماره حسابی متعلق به یک سازمان خیریه کنترل شده&#160; و واجد شرایط است و در نتیجه افراد خیر میتوانند کمکهای خود را با اطمینان از طریق واریز نمودن به اینگونه حسابها در اختیار آنان بگذارند.    <br />از شهروندان خواسته شده است که همواره کمکهای خیریه خود را به سازمانهایی که دارای شماره حسابی که دو رقم اول آن از عدد ۹۰ تشکیل شده است ارائه نمایند تا مطمئن باشند که بخش اعظم کمکهایشان واقعا به صرف امور خیریه می رسد و به جیب کلاهبرداران سرازیر نمی شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/03/12/7807/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۲۰۰ ترور جامعه گارگری توسط باند جنایت پیشه  رجوی</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/02/10/7771/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/02/10/7771/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Apr 2011 11:34:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/02/10/7771/</guid>
		<description><![CDATA[با نزدیک شدن روز کارگر، سیل بیانیه ها و اخبار جعلی منافقین برای سی امین سال پیاپی، جاری شده که همگی آنها قصد دارند حمایتشان از جامعه کارگری و بالعکس را نشان دهند، البته تعداد این بیانیه ها و مطالب ساختگی انتشار یافته در طول ۳۰ سال گذشته به آنجا رسیده که دیگر قابل شمارش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/04/image21.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-7771"></span>
<p><font face="Tahoma">با نزدیک شدن روز کارگر، سیل بیانیه ها و اخبار جعلی منافقین برای سی امین سال پیاپی، جاری شده که همگی آنها قصد دارند حمایتشان از جامعه کارگری و بالعکس را نشان دهند، البته تعداد این بیانیه ها و مطالب ساختگی انتشار یافته در طول ۳۰ سال گذشته به آنجا رسیده که دیگر قابل شمارش نبوده و سالهاست که تبدیل به عادت شده است.</font></p>
<p><font face="Tahoma">در نگارش این مقال، بیشتر قصد داریم به بررسی اجمالی جنایات این گروهک تروریستی برعلیه این قشر زحمتکش که سهم بسزایی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز داشتند بپردازیم تا ماهیت بی اساس این بیانیه ها و اخبار منافقین را بیش از پیش روشن سازیم.</font></p>
<p><font face="Tahoma">شاید به طور دقیق نتوانیم در مورد تاریخ ورود منافقین به کارخانجات و تشکل های کارگری اظهار نظر کنیم، اما پاییز ۵۹ را می توان به عنوان تاریخ اوج فعالیت های منافقین در این زمینه معرفی کرد که از طریق ورود دانشجویان هوادار منافقین و تاسیس نهاد جعلی کارگری با هدف به اعتصاب کشاندن کارخانه ها و صنایع کشور انجام گرفت.</font></p>
<p><font face="Tahoma">منافقین که به واسطه مکتب مارکسیستی خود اساساً تعریفی مادی از قشر کارگر داشتند، معتقد بودند که &quot;کارگران فقط به دنبال خواب و خوراکند&quot; و با این بینش، در میان کارگران به طرح مسائل صنفی می پرداختند. اوج این تبلیغات در ۲۲ بهمن و آخر سال ۵۹ صورت گرفت که دقیقاً زمان پرداخت عیدی، سود ویژه و پاداش کارگران بود. منافقین در این تبلیغات که همراه با پخش تراکتها و اعلامیه ها در کارخانجات با مضامین معاند نظام صورت می گرفت، ضمن اینکه به شخصیت های انقلاب توهین می کردند، سعی داشتند که به جامعه کارگری اینگونه القا کنند که انقلاب آنها را فریب داده و در حال استثمار کارگران می باشد!</font></p>
<p><font face="Tahoma">البته در سراسر دنیا مشکلات مربوط به کار و کارگری وجود داشته و برای حل آن نیز ادارات و سازمان هایی با وظیفه رسیدگی به این مشکلات و حل اختلاف ها در سطح کشوری و حتی بین المللی تاسیس شده اند و همچنین شرایط آن روزهای انقلاب ایران که تازه به ثمر رسیده بود و مسوولان آن برای حفظ استقلال کامل آن تلاش می کردند، نیز یک سری مشکلات اقتصادی را ایجاب می کرد که از عوارض طبیعی هر انقلابی است؛ اما توجه به شعارسازی های منافقین از قبیل &quot;۲۲ بهمن ۵۷ آزادی از قید و بند ستم شاهی – ۲۲ بهمن ۵۹ به بند کشیده شدن و استثمار کارگران توسط جمهوری اسلامی&quot; نشان میدهد که راه کار ارائه شده این جریان نفاق برای جامعه کارگری در حوزه رفع مشکلات مادی و اقتصادی &quot;براندازی نظام&quot; بوده است! و این در حالی بود که هنوز بیش از ۲ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران که برای آن شهدای بیشماری خصوصاً از همین جامعه کارگری تقدیم شده، نگذشته بود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">نکته مهمی که باید در این رهگذر به آن اشاره شود و منافقین کوردل هیچ گاه بدان توجه نکردند، این است که قبل از پیروزی انقلاب وقتی امپریالیستها دیدند کار به جای باریک کشیده شده و سقوطشان نزدیک و حتمی است با این تحلیل غلط که درد جامعه کارگری فقط مادی است، حقوق کارمندان و کارگران را در چند مرحله اضافه کردند تا به اصطلاح باعث فروکش نیروی انقلابی و شور و شوق مردم شوند. اما مردم و کارگران چون خواستشان پیروزی انقلاب و برقراری نظام جمهوری اسلامی بود، فریفته این ترفندها نشدند و تا آخرین لحظه پای آرمان امام و انقلابشان باقی ماندند. همین موضوع در مواجهه جامعه کارگری با فعالیت های ضد انقلاب منافقین، سبب آن شد که از ۱۵ نمایشگاه تبلیغاتی که در جاهای مختلف توسط منافقین اجرا شده بود، ۱۳ الی ۱۴ فقره آن توسط خود کارگران برچیده و حتی از نصب آن هم ممانعت به عمل آید.</font></p>
<p><font face="Tahoma">از دیگر اهداف پیگیری شده توسط منافقین در کارخانجات، کسب اطلاعات و شناسایی افراد و اماکن حساس و سرقت مدارک و اموال کارخانه ها و اداره های مهم بود. در شناسایی های منافقین تعداد پرسنل کارخانجات، مراکز حساس و استراتژیک صنایع و اطلاعاتی از قبیل ساعات کار، میزان تولید و &#8230; جمع آوری می شد که بلافاصله پس از آغاز اقدامات مسلحانه منافقین در ایران برای خرابکاری و ترور مورد استفاده قرار گرفت. حتی بعضاً این اطلاعات در خلال جنگ ایران و عراق نیز در اختیار صدام قرار گرفت که کمکی بزرگ جهت حمله موشکی به او و ارتش تجاوزکارش بود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">سرقت های نقدی و جنسی انجام گرفته از ادارات و کارخانجات نیز که در واقع پول مردم و بیت المال بود و به عنوان یکی از منابع تأمین هزینه های منافقین به حساب می آمد نیز از دیگر فعالیت های منافقین در کارخانجات و ادارات بود.</font></p>
<p><font face="Tahoma">در مسیراین فعالیت ها، منافقین سعی کردند برای خود همدستانی نیز پیدا کنند که میتوان از عناصر مارکسیست و ضد انقلاب نام برد که به دلیل مشابهت در اهداف، مورد توجه منافقین بودند غیر از این گروه های مارکسیست، لیبرالها و حتی سلطنت طلب ها نیز همراه منافقین بودند که علیرغم شعارهای متفاوتی که در ظاهر می دادند عملاً تصمیم ها و مواضع مشترکی علیه جمهوری اسلامی اتخاذ می کردند.</font></p>
<p><font face="Tahoma">اما سد مهم مقابل منافقین در کارخانجات، انجمن های اسلامی بودند و منافقین برای مقابله با آنها انرژی بسیاری خصوصاً در نهاد کارگری صرف می کردند. منافقین انجمن های اسلامی را که فعالیت هایی از قبیل تشکیل کلاس قرآن، تشکیل جلسات بزرگداشت شهدای جنگ، رفتن به جهاد سازندگی، کلاس سواد آموزی، آموزش نظامی و&#8230; داشتند را سنبلی از خط امام و جمهوری اسلامی در کارخانه می دانستند و در واقع با حمله کردن به انجمن اسلامی به جمهوری اسلامی و خط امام حمله می کردند و به اصطلاح خودشان کل نظام را زیر سوال می بردند. همین طور برای رشد کینه و زمینه سازی برای رویارویی، از کارگران عضو انجمن های اسلامی، تحت عناوینی نظیر جاسوس، خبر چین و نور چشمی و &#8230; نام می بردند. این در حالی بود که خود منافقین در تبلیغات خود با فریبکاری تمام سعی می کردند ظاهری اسلامی از خود نشان دهند و به عنوان نمونه می توان به فعالیت های ریاکارانه آنها از قبیل گذاشتن درس نهج البلاغه و قرآن و اداره آن توسط اعضای سازمان اشاره کرد که با وجود اعتقادات مارکسیستی منافقین صورت می پذیرفت و نمونه دیگر آن بردن کارگران به دیدار امام در قم با پوشش حزب اللهی یا دعوت کردن به جهاد سازندگی بود، در حالی که به دیدار امام بردن کجا و هدف شوم براندازی خط امام کجا؟! و یا دعوت به بردن به جهاد سازندگی کجا وکم کاری واعتصاب راه انداختن در کارخانه ها کجا؟!</font></p>
<p><font face="Tahoma">البته از حق نباید گذشت که انجمن های اسلامی همواره به عنوان سد محکمی در مقابل توطئه های منافقین مقاومت می کردند و در واقع همین موضوع دلیلی شد تا بعد از ۳۰ خرداد مورد حمله و تهاجم وحشیانه و کشتار قرار گیرند.</font></p>
<p><font face="Tahoma">سرانجام با حرکت مسلحانه منافقین در خرداد ۶۰ و افشای ماهیت ریاکار منافقین برای جامعه کارگری، پرونده نهاد جعلی منافقین برای همیشه بسته شد و این پایگاه ادعایی منافقین در میان کارگران به کلی از هم پاشید. البته چیزی که از این تاریخ به بعد در ذهن مردم ایران باقی می ماند یاد و خاطره ۱۲۰۰ کارگر شهید ترور بود که برگی دیگر از کارنامه سیاه منافقین علیه انسانیت به شمار می آید.</font></p>
<p><font face="Tahoma">این پیشینه سیاه منافقین که هیچ گاه از خاطره مردم ایران پاک نخواهد شد امروز هم باعث آن نشده که منافقین دست از سر جامعه کارگری ایران بردارند و از نام این قشر زحمتکش و فعال در چرخه اقتصادی کشور سوء استفاده نکنند. بیانیه ها و اخبار منتشر شده از منافقین که سابقه ای طولانی نیز دارد، همگی سعی دارند حمایت منافقین از جامعه کارگری و پایگاه منافقین در میان کارگران را نشان دهند. پایگاهی که نه تنها در حال حاضر وجود ندارد بلکه به گواهی تاریخ هیچ گاه نیز وجود نداشته است.</font></p>
<p><font face="Tahoma">درج هر روزه اخباری از اعتصابات، اغتشاشات، تعطیلی ها و درگیری ها در جامعه کارگری ایران در سایت ها و رسانه های وابسته به منافقین به امری عادی و طبیعی تبدیل شده که کوچکترین تاثیری در فضای اقتصادی و صنعتی کشور ندارد. و حتی این سوال را که منافقین باید پاسخ گوی آن باشند را مطرح می کند که با وجود این همه درگیری و نا آرامی مورد ادعای منافقین، شکوفایی اقتصادی و صنعتی ایران که امروز حرف اول در منطقه را می زند، چرا و چگونه حاصل شده است؟!.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/02/10/7771/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نفوذ در هفت&#8204;پرده</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/01/02/7652/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/01/02/7652/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Mar 2011 18:56:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/01/02/7652/</guid>
		<description><![CDATA[مروری بر فرآیند حضور میرحسین موسوی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نفوذ در هفت‌پرده پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از فعالان سیاسی با محوریت شهید سید حسن آیت از ابتدا نسبت به تکرار حوادث تلخ دوره ملی شدن صنعت نفت هشدار دادند. سیدصادق کاشانی &#124; پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از فعالان سیاسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="Untitled-1" border="0" alt="Untitled-1" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/03/Untitled-1.jpg" width="300" height="150" /></p>
<p><span id="more-7652"></span>
<p align="justify">مروری بر فرآیند حضور میرحسین موسوی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی    <br />نفوذ در هفت‌پرده     <br />پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از فعالان سیاسی با محوریت شهید سید حسن آیت از ابتدا نسبت به تکرار حوادث تلخ دوره ملی شدن صنعت نفت هشدار دادند. </p>
<p align="justify"><strong>سیدصادق کاشانی | </strong>پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از فعالان سیاسی با محوریت شهید سید حسن آیت از ابتدا نسبت به تکرار حوادث تلخ دوره ملی شدن صنعت نفت هشدار دادند. این گروه اعتقاد داشتند که در دوره ملی شدن، دشمنان خارجی ملت ایران از طریق نفوذ دادن عنصری وابسته به نام محمد مصدق در بین صفوف ملت، نهضت را از مسیر اصلی منحرف و نهایتا آن را به شکست کشاندند. محور سیاست مصدق، از صحنه خارج کردن روحانیت به رهبری آیت الله کاشانی و از کار‌انداختن مجلس بود. بر اساس این تئوری، خط مصدق با تغییر ظاهر ادامه یافت و وارد صفوف انقلاب اسلامی شد. فواد کریمی از دوستان شهید آیت در روز ۱۵ مرداد ۱۳۶۰، یک روز پس از ترور وی، تئوری آیت را چنین بیان می‌کند: «ضدیت آیت با جبهه ملی و نهضت آزادی به این علت بود که اعتقاد داشت جبهه ملی ساخته و پرداخته امریکا برای انحراف مردم از خط اسلام و خط امام بوده است. در سال ۴۲ نهضت آزادی از جبهه ملی جدا می‌شود زیرا جنبش اسلامی به رهبری امام به‌وجود آمده. نهضت آزادی به وجود می‌آید و جدا می‌شود از جبهه ملی تا عناصر اسلامی را از خط امام دور کند. بعد از آن می‌بینیم از نهضت آزادی جنبش مجاهدین خلق جدا می‌شوند. گرچه مجاهدین خلق یک سازمان مبارزه مسلحانه بودند اما ماهیت و خطشان با خط نهضت آزادی تفاوتی نمی‌کند و نهایتا و سرانجام این مسئله ثابت شد. بعد از آن «جاما» یا جنبش مسلمانان مبارز، اینها همه خطوطی هستند که از یک آبشخور آب می‌خورند، گر چه بعضی از عناصر مومن و مسلمان در این گروه‌ها هم حضور داشته‌اند اما خط اصلی و رهبری کلی، خط فراماسونری امریکایی بوده است.» </p>
<p align="justify">این عقیده شهید دکتر آیت بود که جبهه ملی، نهضت آزادی، جنبش مجاهدین خلق و جنبش مسلمانان مبارز یک خط واحد، خط فراماسونری امریکایی هستند. با این تئوری بود که شهید آیت از روز اول با بازرگان و سپس با بنی صدر مخالفت کرد. </p>
<p align="justify">آیت معتقد بود که نباید اجازه داد دوباره همان سناریو تکرار شود. تفاوت ظاهر این گروه‌ها و حتی مخالفت‌های ظاهری آنها در بعضی مراحل باعث نشد که آیت و دوستانش این خط انحرافی را گم کنند. میرحسین موسوی از نزدیکان حلقه جنبش مسلمانان مبارز بود که در حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرد. وی با جلب اعتمادبرخی رهبران مهم حزب و همچنین در سایه مخالف خوانی ظاهری بنی صدر با تصدی وزارت خارجه از سوی وی، خود را یک انقلابی رادیکال معرفی کرد. با این وجود، سابقه وابستگی وی به جنبش مسلمانان مبارز و همچنین مداحی‌های وی برای دکتر مصدق در روزنامه حزب جمهوری &#8211; که سردبیری آن را بر عهده داشت &#8211; مشت وی را برای شهید آیت و دوستانش باز کرد. </p>
<p align="justify">در این نوشتار مختصراً سیر صعود موسوی از عضویت حزب تا نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران را در هفت پرده، مرور می‌کنم. داستان موسوی در دوره نخست وزیری و حمایت امام (ره) از وی داستانی مفصل دارد که باید در فرصت خود نوشت، اما اجمالا باید گفت که خط وابسته به غرب در ایران پس از انقلاب با افشا شدن عواملش گام به گام عقب نشست و از بازرگان به بنی صدر و از بنی صدر به موسوی رسید. هر چه قدرت ملت بیشتر شد، چهره عوامل وابسته، اسلامی تر و انقلابی تر و پیچیده تر شد ولی از عجایب فراماسونی اینکه «مصدق» اسم رمز این جریان باقی ماند. چیزی که آیت و دوستانش کشف کرده بودند و محک شناختشان بود. </p>
<p align="justify"><b></b></p>
<p align="justify"><b><font color="#ff0000">پرده اول: بنی صدر رئیس جمهور‌ موسوی سردبیر روزنامه حزب       <br /></font></b></p>
<p align="justify">این پرده از ماجرا دوره‌ای است که بنی صدر رئیس جمهور است. برخورد شهید آیت با موسوی از درون حزب جمهوری و شورای مرکزی شروع می‌شود. موسوی چهره‌ای جدید است که قبل از انقلاب گمنام بوده است. احمد کاشانی از دوستان نزدیک شهید آیت در گفت‌وگویی می‌گوید که اولین بار از آیت اسم موسوی را شنیده است. وی چنین نقل می‌کند: «اوایل شروع کار حزب در سال ۵۸ یک روز آیت به من گفت که در داخل حزب فردی خطرناک به نام موسوی حضور دارد».</p>
<p align="justify">حساسیت‌ها به موسوی وقتی بیشتر شد که او سردبیر روزنامه حزب می‌شود. محتوای روزنامه و مقالات موسوی مورد اعتراض گروه آیت در حزب جمهوری قرار می‌گیرد. ‌آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که در آن زمان ریاست مجلس را بر عهده داشت، در خاطرات خود در روز یکشنبه ۶ اردیبهشت سال ۱۳۶۰ درباره جلسه حزب چنین می‌نویسد: «شب در جلسه مشترک مسئولان اجرایی و نمایندگان مجلس حزب شرکت کردم. مقداری از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه (جمهوری اسلامی) گذشت. آقای آیت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقای (میرحسین) موسوی دفاع کرد.» </p>
<p align="justify">تلاش‌های شهید رجایی به عنوان نخست‌وزیر دولت بنی‌صدر برای معرفی وزیر خارجه به دلیل کارشکنی‌های بنی‌صدر تا زمان عزل وی ناکام ماند. از جمله کسانی که بنی‌صدر با معرفی آنها مخالفت می‌کرد، میرحسین موسوی بود. علی رغم اینکه شهید آیت و دوستان وی به شدت با بنی صدر مخالفت می‌کردند، مخالفت وی با موسوی آنها را فریب نمی‌دهد. شهید عبدالحمیددیالمه از دیگر نزدیکان آیت در سخنرانی معروفی که نوار آن اخیرا منتشر گردیده – و احتمالا در اولین روزهای تیرماه سال ۱۳۶۰ پیش از شهادتش در هفتم تیر ایراد شده &#8211; به روشنی، مخالفت عمیق خود را با موسوی ابراز می‌کند. وی خط موسوی در روزنامه جمهوری را همانند خط استادش پیمان در روزنامه امت می‌داند. شهید دیالمه می‌گوید: «موضع‌گیری‌های روزنامه در بعضی از موارد، کم و بیش موضع‌گیری‌های روزنامه امت (روزنامه دکترپیمان) است. به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ می‌کند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیت‌الله کاشانی نمی‌نویسد. اگر شما یک خط‌قبل از سالگرد آیت‌الله کاشانی، بعد از سالگرد آیت الله کاشانی‌ از این روزنامه آوردید، من اسمم را عوض می‌کنم. یک شبه من در حزب صحبت کردم و این موارد را گفتم»</p>
<p align="justify">شهید دیالمه علاوه بر موسوی نسبت به مواضع همسر وی &#8211; زهرا رهنورد &#8211; نیز اعتراض می‌کند: «یک مشت مزخرفاتی را بهم بافته به اسم اسلام&#8230;او هم زیاد سابقه مسلمانی ندارد اما حالا چطور شد که مفسر قرآن شد، معلوم نیست. هر کسی در عرض یک سال مفسر قرآن می‌شود، مخصوصاً اینکه در جاهای مختلف هم به عنوان متفکر اسلامی با او مصاحبه می‌کنند.» </p>
<p align="justify">دیالمه در پایان سخنرانی خود به بحث وزارت خارجه موسوی اشاره می‌کند: «الان برنامه این است که آقای موسوی بشود وزیر امور خارجه، من چه بگویم؟ هرچه هم داد بزنم صدایم به جایی نمی‌رسد. مجبورم فقط یک رأی مخالف بدهم». </p>
<p align="justify">البته صدای شهید دیالمه در هفتم تیر خاموش شد تا فرصت دادن یک رأی مخالف به موسوی را هم پیدا نکند. </p>
<p align="justify"><b></b></p>
<p align="justify"><b><font color="#ff0000">پرده دوم: جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰        <br /></font></b></p>
<p align="justify">در ۳۱ خرداد بنی صدر با رأی عدم کفایت از سوی مجلس و سپس حکم امام (ره) عزل شد و طبق قانون اساسی، شورای ریاست جمهوری با عضویت آیت‌الله بهشتی (رئیس دیوان کشور)، حجت الاسلام ‌هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس) ومحمدعلی رجایی (نخست وزیر) تشکیل شد. پس از یکسال خالی بودن پست وزارت خارجه از طرف این شورا، موسوی برای وزارت خارجه در نظر گرفته شد؛ چهره‌ای که قبل از این با مخالفت بنی صدر از این پست دور مانده بود. در جای خود، این موضوع قابل تامل است که فارغ از مباحث سیاسی مورد نظر شهید آیت و دیگران در مورد انحراف موسوی، وی چه صلاحیتی برای وزارت خارجه داشته است؟ آیا حضور مشکوک او در سال ۱۳۵۶ در امریکا وی را مستعد برای این پست کرده بود و یا سابقه برگزاری نمایشگاه‌های نقاشی در دوران دانشجویی و یا همکاری در شرکت سمرقند با عبدالعلی بازرگان و حسن آلادپوش؟ </p>
<p align="justify">علی ایحال یکی از موضوعات مورد بحث در جلسه روز هفتم تیر حزب پیش از نماز مغرب و سپس انفجار، مسئله معرفی موسوی برای وزارت خارجه بوده است. آیت در جلسه قبل از نماز شرکت داشته است. بنابر نقل دوستانش، به دلیل خستگی و ضعف ناشی از بیماری قند و فشار عصبی ناشی از جلسه در هنگام غروب حزب را ترک می‌کند تا شهادتش چند روزی به تاخیر بیفتد و مخالفت وی با موسوی در صحن مجلس نیز در تاریخ بماند. </p>
<p align="justify">اسدالله بادامچیان از حاضران جلسه در مصاحبه‌ای ماوقع را چنین نقل می‌کند: «شهید آیت در جلسه شب هفتم تیر، جلسه قبل از غروب شورای مرکزی حزب و ساعاتی قبل از انفجار، وقتی حرف وزارت خارجه آقای موسوی مطرح شد، گفت: من حتماً مخالفت می‌کنم و حتماً در مجلس علیه او صحبت خواهم کرد. طبعاً دوستان آقای موسوی برآشفتند و با تندی با او برخورد کردند. دوستان دکتر آیت هم به پشتیبانی از آقای آیت مطالب مختلفی را بیان کردند. بالاخره مرحوم شهید بهشتی قصد کردند در این زمینه نظر و رأی شورای مرکزی را بگیرند. چون مطرح شده بود باید مخالف و موافق صحبت می‌کردند. شهید آیت گفت: اگر شورای مرکزی هم به وزیر خارجه شدن ایشان رأی بدهد،‌ من قطعاً مخالفت خواهم کرد. آنها هیاهو کردند که این رأی تشکیلاتی است و باید آقای آیت که عضو شورای مرکزی است این تبعیت تشکیلاتی را داشته باشد. آقای آیت به صراحت گفت: من آقای مهندس موسوی را شاگرد پیمان می‌دانم و خط پیمان خط امریکاست و آقای موسوی در نهایت به خط امریکا می‌رسد فلذا من وظیفه شرعی و الهی می‌دانم که به هر نحوی شده است با ایشان مخالفت کنم ولو اینکه ایشان رأی بیاورد. من باید وظیفه‌ام را انجام بدهم تا در تاریخ بماند. در اینجا وظیفه من گفتن است. </p>
<p align="justify">بعضی از دوستان می‌گفتند باید تصمیم بگیریم تا ایشان را به دلیل این موضع اخراج کنیم. قرار شد فعلاً این بحث بگذرد تا بعد با آقای آیت صحبت شود. حتی من که خود نیز در آن جلسه به آقای موسوی رأی ندادم، به او گفتم آقای دکتر آیت وقتی که شورا و حزب نظر می‌دهد، شما حداقل می‌توانید به احترام نظر جمع سکوت کنید و چیزی نگویید. ایشان گفت: نه، من قطعاً معتقدم که اینجا جای سکوت نیست و وظیفه من اظهار حقایق است»   </p>
<p> <b></b>
<p align="justify"><b><font color="#ff0000">پرده سوم: معرفی به عنوان وزیر امور خارجه ۱۴ تیر ۱۳۶۰       <br /></font></b></p>
<p align="justify">پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، آیت‌الله بهشتی به شهادت رسید و شورای ریاست جمهوری دو نفره شد، اگر چه به فاصله کوتاهی با حکم امام (ره) آیت‌الله موسوی اردبیلی جایگزین شهید بهشتی گردید. چهاردهم تیرماه، یک هفته بعد از انفجار، محمد علی رجایی نخست وزیر، میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه به مجلس معرفی می‌کند. طبق مشروح مذاکرات جلسه علنی روز ۱۴ تیر، ابتدا سید احمد کاشانی به طور مفصل و سپس سید حسن آیت به طور مختصر با وزارت موسوی مخالفت می‌کنند. کاشانی به مقایسه موضع امام (ره) در مورد مصدق و موضع موسوی می‌پردازد. وی با اشاره به شهادت دیالمه در هفته قبل چنین می‌گوید: «به جا است یاد برادر شهیدمان دکتر دیالمه را در اینجا گرامی بداریم که در این سخنان آخرشان گفت، امام فرمود: اوهم مسلم نبود». </p>
<p align="justify">در مقابل این موضع امام (ره) وی بخش‌هایی از سرمقاله موسوی در چهارده اسفند ۱۳۵۸ تحت عنوان «مصدق فرزند رشید خلق» در روزنامه حزب را قرائت می‌کند که در این مقاله آمده بود: «یاد مصدق،‌ یادآور پیام هوشیاری جوی شهدای گلگون کفن تاریخ مبارزات حق طلبانه ما از کربلا تا قم است&#8230;روح قیام مصدق به ما پیام می‌دهد که دشمن را در هر لباسی که باشد، بشناسیم و در راه هدایت همه دگم‌اندیشان، پوسته بینان و متعصبان بکوشیم»</p>
<p align="justify">علاوه بر این مسئله، کاشانی به چهره سازی موسوی از عناصر منحرف در روزنامه اشاره می‌کند: </p>
<p align="justify">«ضمن یک مصاحبه‌ای در ۱۰ شماره با سه نفر، اسلام کاظمیه، ‌گلزاده غفوری و زهرا رهنورد،‌ تحت عنوان ویژگی‌های انقلاب اسلامی&#8230;در مورد مسئله مالکیت آن، جمله‌ای هست از خانم رهنورد که درشت در آن آخرین مقاله نوشته. می‌توانید ببینید. می‌گوید: «ما فقط از حاصل کار خودمان می‌توانیم مالک شویم و از آن حاصل کار، به‌قدری که نیاز داریم و بیش از آن مال بیت المال است» یا اینکه «اگر چنانچه ما این مطلب را بگوییم، از نظر اخلاقی است» که خوب از نظراخلاقی یک مسلمان جانش را هم ایثار می‌کند ولی از نظر اصول اقتصادی، این نظر مارکسیستی‌تر از هر مارکسیستی است و نظراتی از آقای استاد رضا اصفهانی و اولین بار معرفی ایشان در روزنامه و مرتب مطالبشان را تحت عنوان بررسی اصول اقتصادی قانون اساسی&#8230;»</p>
<p align="justify">جالب است که وقتی احمد کاشانی به اظهارات زهرا رهنورد اشاره می‌کند، اعظم طالقانی که در جلسه حضور داشته با صدای بلند معترض می‌شود: «آقا ما خانم رهنورد را می‌شناسیم و زن مؤمنی است، ‌زن مسلمان و معتقدی است»</p>
<p align="justify">مخالفت آیت بسیار کوتاه است:«شرایط حساسی که ممکن است مخالفت من باعث سوء استفاده بشود و از طرفی هم هنوز بوی خون پاک شهدا از دفتر حزب جمهوری اسلامی به مشام می‌رسد.» </p>
<p align="justify">وی تنها به یک سؤال از موسوی اکتفا می‌کند و می‌گوید که به‌رغم مواضع قبلی، حتی اگر همین جا هم موسوی به سؤال وی پاسخ روشنی دهد، می‌توان از گذشته وی صرفنظر کرد:« امام می‌فرمایند مصدق به اسلام سیلی زد، مصدق مسلم نبود، در زمان مصدق به چشم سگ عینک زدند و روی آن نوشته آیت‌الله، در زمان مصدق روزنامه شورش که مورد تأیید مصدق بود، تصویر آیت‌الله کاشانی را به صورت سگ و مار و عقرب می‌کشید، آیا این مصدق را قبول دارند یا مصدق سرمقاله ۲۸ تیرماه ۱۳۵۸ و ۱۴ اسفند ۱۳۵۸ و مقاله اخیری که تحت عنوان خیابان مصدق نوشتند؟ کدام‌یک از این دو مصدق را؟! ایشان صریحاً بگویند که الان پس از آن بیانات امام، مصدق را قبول دارند.»</p>
<p align="justify">با این وجود موسوی در دفاع از خود به این سؤال پاسخ نمی‌دهد. انگار جریان وابسته باید تا پای جان برای نام مصدق بایستد. سرانجام این جلسه، انتخاب موسوی به وزارت خارجه با رأی اعتماد نمایندگان است. ۱۲۶ نماینده به وی رأی موافق و هشت نماینده رأی مخالف و ۳۲ نفر رأی ممتنع می‌دهند. ‌هاشمی رفسنجانی در خاطراتش در مورد این روز چنین می‌نویسد: «جلسه علنی داشتیم. معرفی وزیر خارجه مطرح بود که تصویب شد. آقای مهندس میرحسین موسوی، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، وزیر خارجه شد. از اول کار، آقای رجایی ایشان را معرفی کرده بود. بنی صدر قبول نمی‌کرد. آقایان [دکترحسن] آیت و احمد کاشانی مخالفت کردند و عکس العمل بدی داشت؛ مخصوصاً از آقای آیت که عضو شورای مرکزی حزب است.» </p>
<p align="justify">جالب است که نمایندگانی چون محمد مجتهد شبستری، عزت الله سحابی، حسن ابراهیم حبیبی، صادق خلخالی، ابراهیم یزدی ،هادی نجف آبادی، اعظم طالقانی، سازگارنژاد، سید محمد خوئینی‌ها، صدرحاج سید جوادی، فخرالدین حجازی و یوسفی جیردهی که دلبستگی به حزب جمهوری اسلامی نداشتند، در زمره موافقان موسوی جای می‌گیرند. هشت نفر نیز به موسوی رأی مخالف می‌دهند؛ رشیدیان، موسوی ننه‌کران، اسماعیل فدائی، سیداحمد کاشانی ، فوادکریمی ، سید حسن آیت، محمدرضا عباسی فرد و محمدفاضل. بی‌تردید اگر دیالمه شهید نشده بود، نفر نهم این فهرست می‌بود. </p>
<p align="justify">سید احمد کاشانی در گفت‌وگویی در مورد رأی اعتماد به موسوی چنین می‌گوید: «بعد از رأی اعتماد، آیت به من گفت که حداقل فایده این مخالفت ما این بود که جلوی معرفی موسوی برای نخست وزیری را گرفتیم».</p>
<p align="justify"><b></b></p>
<p align="justify"><b><font color="#ff0000">پرده چهارم: ترور سید حسن آیت       <br /></font></b></p>
<p align="justify">آیت از کسانی بود که نقش کلیدی در گنجاندن اصل ولایت فقیه، اصول ۴ و ۵ و همچنین تشکیل سپاه در قانون اساسی داشت. از کسانی بود که از روز اول ماهیت بنی صدر را شناخت و برای مهار و حذفش تلاش کرد. اینک او بر سر راه موسوی و قدرت بیگانگان قرار گرفته بود. او به طور اتفاقی از حادثه هفتم تیر جان سالم به در می‌برد و روز ۱۴ تیر با وزارت موسوی مخالفت می‌کند. البته مخالفتی مختصر و می‌گوید که مجال نیست به همه مسائل مربوط به موسوی در این وضعیت پرداخته شود. محمد علی‌هادی نجف آبادی، از طرفداران موسوی در جلسه ۱۴ تیر در دفاع از موسوی و انتقاد از آیت چنین می‌گوید: «بعد از انقلاب آقای دکتر آیت طبق شیوه همیشگی همه حرف‌هایشان را زدند و بعد هم گفتند مطالب زیاد است. هیچ مطالب زیاد نیست. شما مخالفین دو ساعت ونیم وقت دارید، خواهشمندیم هر چه دارید و ندارید و می‌توانید علیه برادرمان موسوی بگویید، بگویید که بعد نگویید مطالبی بود و به‌خاطر شهدا و به‌خاطر واقعه اخیر نگفتیم. خیر، اگر مطلبی دارید شما را به خون همان شهدا قسم بیایید بگویید. ولی من مطمئنم که مطلبی باقی نگذاشتید.» </p>
<p align="justify">اما ظاهراً مطالبی باقی مانده بود. مطالبی که آیت قصد داشت در فرصت بهتری مطرح کند. شاید او تصور می‌کرد در فضایی که به قول خودش هنوز از سرچشمه بوی خون می‌آید، بر ملا کردن برخی اسناد نتیجه بخش نخواهد بود. </p>
<p align="justify">ابراهیم اسرافیلیان از دوستان شهید آیت در مورد ترور آیت در روز ۱۴ مرداد چنین می‌گوید: «همسر دکتر آیت نقل مى‌کرد سه روزى بود که دکتر آیت بیمار بود، صبح روز سوم اسناد و مدارکى را جمع کرده داخل یک پوشه مى گذارد که برود. خانمش مى‌گوید که بیمار هستى، بمان استراحت کن. دکتر آیت مى‌گوید امروز باید بروم مجلس، امروز سرنوشت انقلاب مشخص خواهد شد» </p>
<p align="justify">روز ۱۴ مرداد روزی بود که محمد جواد باهنر برای نخست وزیری به مجلس معرفی شد. اینکه اسناد مربوطه چه بوده، مشخص نیست ولی آنچه مسلم است اینکه ترور آیت مانع مهمی را از پیش پای جریان وابسته به بیگانه در ایران برداشت. </p>
<p align="justify"><b></b></p>
<p align="justify"><b><font color="#ff0000">پرده پنجم: معرفی مجدد به عنوان وزیر امور خارجه        <br /></font></b></p>
<p align="justify"><b>۲۵ و ۲۶ مرداد ۱۳۶۰     <br /></b></p>
<p align="justify">در این مرحله شهید آیت و شهید دیالمه هر دو به شهادت رسیده و در فهرست مخالفان وزارت موسوی قرار نداشتند. حجت‌الاسلام والمسلمین باهنر در کابینه خود مجدداً میرحسین موسوی را به عنوان وزیر امور خارجه معرفی می‌کند. دو نفر از نمایندگان که هر دو از دوستان آیت هستند، در مخالفت با موسوی صحبت می‌کنند. نماینده اول شهید محمد تقی بشارت از نمایندگان روحانی مجلس شورا و قبل از آن مجلس خبرگان است. وی در مخالفت خود چنین می‌گوید: «و اما مسئله وزرا، اولین اشکال من به وزارت امورخارجه است. &#8230;امروز با تجربه ای‌که از گذشته داریم، ما آدم‌هایی هستیم که از طناب سیاه و سفید می‌ترسیم. ما با آن دوز و کلک‌هایی که بنی صدرها به میدان می‌آیند و بعد ضربه می‌زنند می‌ترسیم. &#8230;حداقل ایشان (موسوی) می‌توانست در یک مقاله علیه مصدق، بدی‌هایش را صریح و روشن بنویسد که آقا، مصدق این است. در حکومت مکتبی دیگر مصدق‌ها جا ندارند و خط مصدق باطل است و بریده شد و تمام شد. همانطوری‌که خیابان مصدق تمام شد، خط مصدق هم کور شد و رفت. ما می‌خواهیم به دولت امام زمان صلوات الله علیه برسیم. &#8230;یک مرتبه اینجا به هیجان می‌آید و مقاله‌ای تحت عنوان حیات انقلاب در گرو تصفیه خط تفرقه و نفاق (می‌نویسد). خط تفرقه و نفاقش را هم که بررسی می‌کند، شهید مجاهد مرحوم دکتر آیت و یک عده از روحانیون هستند که اینها خط تفرقه و نفاق هستند. همین‌هایی که چهره بنی صدر را اول به ملت شناسانده‌اند و مظلومانه شهید شدند و پای انقلاب خون دادند. &#8230;ببینید آقا! این مجله سروش است بیانگر چهره انقلاب اسلامی، هزینه‌ای هم از این دولت اسلامی است و ما هم اعتماد داریم، سردبیر این مجله «زورق» است. زورق با آقای موسوی در روزنامه حزب جمهوری اسلامی فعالیت دارند. این مجله را ببینید در مورد چه شخصیت‌هایی بحث می‌کند. چطوری به یکدیگر نان پاس می‌دهند. به هم دیگر نان قرض می‌دهند.» </p>
<p align="justify">جالب اینجاست که شهید بشارت در جلسه ۱۴ مرداد به موسوی رأی ممتنع داده بود ولی بعد از شهادت آیت به مخالفت کامل با موسوی می‌رسد و اینچنین در جلسه علنی با وی مخالفت می‌کند. شهید بشارت مدت کوتاهی بعد، در تروری که شبیه ترور شهید آیت بود به شهادت رسید. نماینده دیگری که در مخالفت با موسوی در این مقطع صحبت می‌کند، فواد کریمی از دیگر دوستان نزدیک آیت است که همچون بشارت از مجلس خبرگان با آیت آشنا شده است. وی در نطق خود چنین می‌گوید: «مسئله دوم که مسئله مهمی است بعد از مسئله وزارت کشور مسئله وزارت امور خارجه است. باید وزیر امور خارجه‌ای صددرصد حزب‌اللهی و در خط امام انتخاب کنیم. سه خط بعد از دکتر مصدق راه مصدق را ادامه می‌دهد؛ یکی خط لیبرال‌های مذهبی مصدقی که همان کابینه دولت موقت بود که شکست خورد و رفت و خط دوم ملی مذهبی نماها بود که بنی صدر بود و شکست خورد و رفت و حالا خط سوم و شاخه سوم که راه مصدق را دنبال می‌کند و هنوز باقی است که آن خط روشنفکران مذهبی مصدقی است. سیاست مصدق، سیاست فراماسونری بوده و کسی می‌تواند وزیر امور خارجه بشود که سیاست ضد فراماسونری را اعمال کند، نه کسی که نسیت به خط مصدق این چنین حساسیت و گرایش داشته باشد»</p>
<p align="justify">با وجود این مخالفت‌ها، موسوی از این مرحله نیز جان سالم به در می‌برد و مجدداً وزیر خارجه می‌شود. </p>
<p align="justify"><b></b></p>
<p align="justify"><b><font color="#ff0000">پرده ششم: انفجار هشتم شهریور۶۰       <br /></font></b></p>
<p align="justify">با اینکه جای پای موسوی در وزارت خارجه محکم شده بود، ولی جریان وابسته هنوز در نیمه راه سناریوی اصلی خود برای پر کردن خلأ بنی صدر بود. همانگونه که آیت به خوبی متوجه شده بود هدف اصلی، رساندن موسوی به نخست وزیری بوده است. ‌</p>
<p align="justify">هاشمی در خاطرات روز ۲۹ تیر خود چنین می‌نویسد: «ظهر آقای نوری، معاون وزارت خارجه آمد و پیشنهاد نخست وزیری مهندس (میرحسین) موسوی را داد» </p>
<p align="justify">یعنی موسوی از آن زمان مشغول رایزنی برای نخست وزیری خود بوده است. </p>
<p align="justify">روز پنجم مرداد شهید رجایی به عنوان دومین رئیس جمهور انتخاب شده بود. به‌رغم فعالیت موسوی از داخل وزارت خارجه برای نخست وزیری خود (اینطور که در خاطرات‌هاشمی منعکس شده) شهید محمد جواد باهنر برای نخست وزیری معرفی و انتخاب شد. اما نخست‌وزیری شهید باهنر، چندان طول نکشید. روز ۸ شهریور ۰۶۳۱ در حاثه انفجار دفتر نخست‌وزیری، شهیدان رجایی و باهنر به شهادت رسیدند. پرونده انفجار ۸ شهریور و شهادت رجایی و باهنر ابهامات فراوانی داشت که تا به امروز نیز به این ابهامات پاسخ روشنی داده نشده است. شهید لاجوردی در این باره ناگفته‌های زیادی داشت که با شهادت او مکتوم ماند.</p>
<p align="justify"><b></b></p>
<p align="justify"><b><font color="#ff0000">پرده هفتم: معرفی به عنوان نخست وزیر        <br /></font></b></p>
<p align="justify">پس از شهادت شهید رجایی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با آرای قاطع ملت به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند. ایشان ابتدا دکتر علی‌اکبر ولایتی را به عنوان نخست‌وزیر خود به مجلس معرفی کردند اما با مخالفت جریان‌های خاصی در مجلس و حزب جمهوری، دکتر ولایتی نتوانست رأی اعتماد کسب کند. پس از عدم رأی اعتماد مجلس به علی اکبر ولایتی، میرحسین موسوی برای تصدی مسئولیت نخست وزیری به مجلس معرفی شد. در روز چهارشنبه ۶ آبان برای بررسی این موضوع، جلسه‌ای غیر علنی و غیر رسمی تشکیل می‌شود. سید احمد کاشانی از حاضرین در این جلسه در مورد محتوای این جلسه در مصاحبه‌ای چنین می‌گوید: «آقای میرحسین موسوی رأیش را مدیون نهضت آزادی در مجلس اول بود. چون در آن زمان طبق آئین‌نامه داخلی مجلس رأی‌ها مشخص بود که به چه فردی تعلق گرفته و رأی هر کس علنی بود و در رأی علنی که به آقای موسوی داده شد (برای وزارت خارجه) کاملاً این موضوع روشن شد. افرادی مثل ابراهیم یزدی و عزت‌الله سحابی که ظاهراً لیبرال هستند و باید طرفدار‌اندیشه لیبرالیسم باشند، به آقای موسوی که یک عنصر چپ‌نمای تمام عیار بود، رأی مثبت دادند و چند روز بعد که برای نخست‌وزیری معرفی شدند، من در جلسه خصوصی نمایندگان مجلس خطاب به نمایندگان خصوصاً نمایندگان روحانی مجلس که نهضت آزادی و عواملشان را می‌شناختند و علیه آنها موضع‌گیری می‌کردند، گفتم که لازم نیست اینقدر علیه آنها فحاشی کنید، بلکه فقط دنباله‌رو آنها نشوید. به آنها گفتم که ببینید چه کسانی به این (موسوی) رأی دادند. شما از یک طرف با آنها (نهضت آزادی) کارد و پنیر هستید و از طرفی چون موسوی از درون حزب جمهوری اسلامی معرفی شده از آنها پیروی می‌کنید و به قول شهید آیت که گفت بوی خون از سرچشمه میاد یعنی خون آنها می‌جوشد که بیایند بگویند شهید بهشتی از ایشون حمایت کرده است.» </p>
<p align="justify">با وجود این موضع گیری در رأی‌گیری فردای این جلسه، موسوی به نخست وزیری انتخاب می‌شود. طبق آئین‌نامه آن زمان مجلس، انتخاب نخست وزیر بدون مذاکره و با رأی‌گیری مخفی انجام می‌گیرد. ۱۱۵ رأی موافق ۳۹ رأی مخالف و ۴۸ رأی ممتنع حاصل این رأی‌گیری است که منجر به انتخاب میرحسین به نخست وزیری می‌شود. در گرفتن این رأی اعتماد ضعیف، سازمان مجاهدین انقلاب و بهزاد نبوی نقش مهمی داشتند. به عنوان مثال در خاطرات روز ۲۹ مهر آقای‌هاشمی، به ملاقات بهزاد نبوی با وی برای نخست وزیری موسوی اشاره شده است. علاوه بر این فراکسیون نهضت آزادی در مجلس نیز به طور خاموش به موسوی رأی می‌دهند. مسئله‌ای که با توجه به سوابق موسوی در جنبش مسلمانان مبارز و روابطش با امثال عبدالعلی بازرگان طبیعی بوده است. </p>
<p align="justify">و بدین ترتیب دست پرورده پیمان و یکی از آخرین‌های مهره‌های وابسته به جریان فراماسونی و امریکا به نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران می‌رسد. اینکه چطور میرحسین موسوی- به رغم مخالفت صریح حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس جمهور-هشت سال در قدرت در حساس‌ترین شرایط کشور باقی ماند، خود داستان دیگری است که درباره آن باید نوشت.    <br />در پایان بی مناسبت نیست که بخشی از بیانیه جنبش مسلمانان مبارز را که ۲۸ سال بعد در سال ۱۳۸۸ منتشر شد، بدون هیچ توضیحی نقل کنم: «تنها راه نجات کشور در شرایط کنونی، اجرای راه‌حل‌های پیشنهادی میرحسین موسوی (اعلام شده در بیانیه شماره ??) است و در همین راستا، آزادی همه زندانیان سیاسی، از جمله اعضا و هواداران جنبش مسلمانان مبارز را گامی در راه کاهش بحران موجود تلقی می‌کنیم.»</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/01/02/7652/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دست&#8207;های چدنی &#171;من و تو&#187; از پشت دستکش مخملین</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/01/01/7647/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/01/01/7647/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Mar 2011 17:10:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/01/01/7647/</guid>
		<description><![CDATA[شبکه‏ی تلویزیونی «من و تو »، از ۲۸ اکتبر مقارن با ۶ آبان ۱۳۸۹ برنامه‏های خود را بر روی ماهواره‏ی هاتبرد شروع و با ارایه برنامه‏های تفریحی و سرگرمی با جهت‏گیری خلاف شئونات اخلاقی و بومی مردم ایران عملاً مکمل شبکه‏هایی همچون «فارسی وان» است. این شبکه متعلق به شرکت تلویزیونی مرجان است و از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/03/image33.png" width="300" height="150" /></p>
<p><span id="more-7647"></span>
<p align="justify">شبکه‏ی تلویزیونی «من و تو »، از ۲۸ اکتبر مقارن با ۶ آبان ۱۳۸۹ برنامه‏های خود را بر روی ماهواره‏ی هاتبرد شروع و با ارایه برنامه‏های تفریحی و سرگرمی با جهت‏گیری خلاف شئونات اخلاقی و بومی مردم ایران عملاً مکمل شبکه‏هایی همچون «فارسی وان» است. این شبکه متعلق به شرکت تلویزیونی مرجان است و از بریتانیا پخش می‏شود.</p>
<p align="justify">نکته‏ی ابتدایی انتخاب اسم برای این شبکه است، دست‏اندرکاران آن با انتخاب اسم «من و تو» عملاً خواستار تعامل و ارتباط با مردم ایران هستند و سیاست خود را پخش فیلم، سریال، اخبار و گزارش‏های متنوع قرار داده‏اند.</p>
<p align="justify">باید دقت داشت که مخاطب هدف این شبکه، «مادران و زنان» جامعه‏ی ایران است و در این راستا سعی شده با چاشنی‏هایی از جمله آشپزی، طنز و حتی رقص به جذب مخاطب هدف خود بپردازند. استفاده از خوانندگان خارج‏نشین و کپی‏برداری از برنامه‏های شبکه‏های انگلستان دیگر استراتژی این شبکه است.</p>
<p align="justify">این شبکه با رویکردی کاملاً ضد ایرانی حتی در تیتر یک اخبار سایت خود، خبری را با عنوان «پشتیبانی جمهوری‏خواهان از حملۀ نظامی به ایران» آورده که کاملا دست‏های چدنی از پشت دستکش مخملین آن را هویدا می‏کند.</p>
<p align="justify">اگرچه سایر بخش‏های این شبکه رویکردی سرگرم کننده دارند، اما اهداف آن کاملاً مغایر با فلسفه‏ی نظام اسلامی که توجه به تعالی زندگی انسان بر اساس تعلیمات دین مبین اسلام است می‏باشد و دقیقاً رویکردی اومانیستی و مادی‏محور را دنبال می‏کند.</p>
<p align="justify">نکته‏ی آخر این که رویکرد شبکه‏ی «من و تو۱» را علیرغم همه‏ی تحلیل‏ها باید در جایی دیگر جستجو کرد. جایی که سال‏هاست، فیلم‏های سینمایی درصدد هستند آن را به جامعه ایرانی تزریق کنند و آن نیز القای سبک زندگی غربی است که در محتوای تمام برنامه‏های این شبکه مشاهده می‏شود؛ البته به نظر هدف اصلی این شبکه می‏باشد. تغییر رفتار و سبک زندگی و الگوی رفتاری که بیشتر زنان جامعه ایرانی را هدف قرار داده و نشان می‏دهد که هدف‏‏گزاری مسؤولان این شبکه کدام قشر از جامعه ایرانی را نشانه گرفته است.</p>
<p align="justify"><strong>مخاطب هدف این شبکه، «مادران و زنان» جامعه‏ی ایران است و در این راستا سعی شده با چاشنی‏هایی از جمله آشپزی، طنز و حتی رقص به جذب مخاطب هدف خود بپردازند. استفاده از خوانندگان خارج‏نشین و کپی‏برداری از برنامه‏های شبکه‏های انگلستان دیگر استراتژی این شبکه است.</strong></p>
<p align="justify"><b>* مدیر شبکه‏ی «من</b><b>‌ </b><b>و تو۱»</b></p>
<p align="justify">عمده برنامه‏های این شبکه به تهیه‏کنندگی مرجان عباسی و کیوان عباسی پخش می‏شود. کیوان عباسی پیش از این مدیر و پایه‏گذار سایت اینترنتی «ببین تی‏وی» با سرمایه‏گذاری یک آمریکایی، در ماه ژوییه ۲۰۰۶(م) بود که در زمینه پخش ویدیو و فیلم‏های کوتاه که معمولاً به ایران مربوط بود. وی سابقه همکاری با تلویزیون‏های مختلف در آمریکا، مثل «آزادی» و «تپش» را دارد.</p>
<p align="justify">سایت اینترنتی «ببین تی‏وی» در سال ۲۰۰۸ به دلیل رویکرد غیراخلاقی و غیر دینی خود به دستور مقام قضایی در ایران فیلتر شد&#8230;</p>
<p align="justify"><b>*برنامه‏های شبکه‏ی «من و تو۱»</b></p>
<ul>
<li>
<div align="justify"><strong>بفرمایید شام</strong></div>
</li>
</ul>
<ul>
<li>
<div align="justify">«بفرمایید شام» یکی از برنامه‏های تلویزیون «من و تو» می‏باشد، امتیاز آن از شرکت «ITV GLOBAL» انگلستان خریداری شده. در این برنامه ۴ فرد عادی دعوت می‏شوند که هر کدام برای یک شب آشپزی کنند و رقابت شروع می‏شود. هر شب یک نفر میزبان است و باید برای ۳نفر دیگر آشپزی کند، در هرشب ۳نفر میهمان به میزبان به صورت کاملاً مخفیانه امتیاز می‏دهند تا اینکه شب آخر فردی که بیشترین امتیاز را کسب کرده برنده ۱۰۰۰ پوند خواهد شد.</div>
</li>
</ul>
<p align="justify">این برنامه با هدایت صدای یک نفر که نقش راوی را ایفا می‏کند آغاز می‏شود و این فرد در طول برنامه اشکالات شرکت‏کنندگان را به صورت تمسخرآمیز بیان می‏کنند. جالب این جاست که در این برنامه هر شب شروع سفره غذا با سرو مشروب است و اگر احیاناً فردی تمایلی به خوردن مشروب نداشته باشد به صورتی کاملاً زیرکانه از سوی راوی تخریب می‌شود.</p>
<p align="justify">نکته‏ی مهم این برنامه ،آشناسازی بیننده با زندگی ایرانیان ساکن انگلستان، خلقیات آنان و شاید بتوان گفت، ایجاد تصویری از یک زندگی خوب و عادی در میان آنان است که به شکلی غیرمستقیم، با ذهنیت قبلی بسیاری از ایرانیان مبنی بر زندگی سخت در غربت، به مبارزه بر می‏خیزد. </p>
<p align="justify">نکته‏ی مهم دیگر این که هدف عمده‏ی این برنامه عادی‏‏سازی روابط میان افراد مرد و زن است و شرکت‏کنندگان در این برنامه عموماً از&#160; تعریف مسایل و رفتارهای غیرمتعارف خود ابا ندارند.</p>
<p align="justify"><strong>در برنامه«بفرمایید شام» هر شب شروع سفره غذا با سرو مشروب است و اگر احیاناً فردی تمایلی به خوردن مشروب نداشته باشد به صورتی کاملاً زیرکانه از سوی راوی تخریب می‌شود.</strong></p>
<ul>
<li>
<div align="justify"><b>سالی تاک «</b><b>Sali Talk</b><b>»</b></div>
</li>
</ul>
<p align="justify"> یک برنامه تاک‏شو با با سرک کشیدن به گوشه و کنار جهان موارد جالب و بعضاً عجیب را از اینترنت جستجو کرده و برای مخاطبان پخش می‏کند. این برنامه که در اشکال مختلف پخش می‏شود حتی خوانندگان لس‏آنجلسی را نیز به تمسخر کشانده و هر هفته بدترین ویدیوها و آهنگ‏های آنان را به انتخاب ببیندگان معرفی می‏کند. آموزش زبان فارسی به کارگردان این برنامه که یک انگلیسی می‏باشد از نکات دیدنی این بخش است. این برنامه معمولاً در انتخاب سوژه‏ها نیز به تمسخر فرهنگ و آداب و رسوم مردم ایران پرداخته و اکثر اوقات نیز به تمسخر دکتر احمدی‏نژاد رییس جمهور کشور می‏پردازد. </p>
<ul>
<li>
<div align="justify"><b>اتاق خبر </b></div>
</li>
</ul>
<p align="justify"> «اتاق خبر» تنها برنامه‏ای در این شبکه است که به صورت مستقیم به سیاست می‏پردازد و می‏توان در آن ردپایی از سیاست‏های خصمانه دولت انگلیس و سایر دول غربی را مشاهده کرد. در این برنامه که به شیوه‏ای متفاوت اجرا می‏شود، گویندگان خبر به شکلی غیررسمی بر پشت مانیتورهای خود مستقر هستند و همگی به صورت هماهنگ بخشی از یک خبر را می‏خوانند.رویکرد این خبرها نیز اکثراً به سمت مسایل داخلی با رویکردی کاملاً یک‏طرفه و با هماهنگی سیاست‏های دول غربی مبنی بر ایران‏هراسی می‏باشد.</p>
<p align="justify">حمایت از فتنه سبز نیز یکی از محورهای ثابت این برنامه خبری می‏باشد، بعد از جریانات ۲۵بهمن ۱۳۸۹ رویکرد این بخش خبری کاملاً در خدمت روحیه دادن به فتنه‏گران و مخابره اخبار و اطلاعات دروغ می‏باشد.</p>
<p align="justify"><strong>رویکرد خبرهای برنامه«اتاق خبر» اکثراً به سمت مسایل داخلی با رویکردی کاملاً یک‏‏طرفه و با هماهنگی سیاست‏های دول غربی مبنی بر ایران‏هراسی می‏باشد.</strong></p>
<ul>
<li>
<div align="justify"><b>من وتو+</b></div>
</li>
</ul>
<p align="justify"> «من و تو+» یک برنامه‏‏ای مجری محور است با دو مجری زن و مرد که به صورت گروهی اجرا می‏شود و بر پایه‏ی مصاحبه با هنرمندان و عناصر فرهنگی و اجتماعی به تولید برنامه می‏پردازد. نگاه این برنامه معرفی افراد فعال در حوزه‏های هنری و فرهنگی و اجتماعی است و تمرکز آن بر روی تبلیغ ایران باستان و معرفی پادشاهان قدیم ایران است.</p>
<ul>
<li>
<div align="justify"><b>پخش فیلم‏های تهمینه میلانی</b></div>
</li>
</ul>
<p align="justify">پخش فیلم‏های خاص از سیاست‏های این برنامه است به نحوی که از چند ماه گذشته پخش فیلم‏های «تهمینه میلانی» از این شبکه شروع شده است و هر هفته جمعه شب‏ها یکی از فیلم‏های این فیلمساز فمینیست رأس ساعت ۸شب پخش می‏شود و در آخر همان شب تکرار می‏شود و روز بعد در ساعت ۸شب که بهترین زمان پخش یک برنامه‏ی تلویزیونی است، به پخش پشت صحنه‏ی فیلم پخش شده در روز قبل می‏پردازد و با بازیگران و عوامل فیلم خصوصاً تهمینه میلانی مصاحبه می‏شود. </p>
<p align="justify">جنس مصاحبه‏های پخش شده با خانم کارگردان نشان می‏دهد که این برنامه‏ها در سال جاری به صورت اختصاصی برای این شبکه ضبط شده و این نشان از همکاری این کارگردان با شبکه‏ی مذکور دارد و البته وی نیز بدون پرده‏پوشی تمام نیات خود را در ساخت فیلم بازگو می‏کند و اکثر مواقع نیز با سیاه‏نمایی از اوضاع زنان در ایران و جامعه ایرانی به نقد یک‏طرفه می‏پردازد تا آثار خود را تأیید نماید. پخش پشت صحنه‏ی این فیلم‏ها و روابط غیرمتعارف بازیگران و عوامل فیلم که بعضاً بدون حجاب اسلامی ظاهر می‏شوند، بیشتر برای حساسیت‏زدایی از احکام شرعی مثل حجاب می‏باشد.</p>
<p align="justify"><strong>جنس مصاحبه‏های پخش شده با«تهمینه میلانی» نشان می‏دهد که این برنامه‏ها در سال جاری به صورت اختصاصی برای این شبکه ضبط شده و البته وی نیز بدون پرده‏پوشی تمام نیات خود را در ساخت فیلم بازگو می‏کند و اکثر مواقع نیز با سیاه‏نمایی از اوضاع زنان در ایران و جامعه ایرانی به نقد یک‏طرفه می‏پردازد تا آثار خود را تأیید نماید.</strong></p>
<ul>
<li>
<div align="justify"><b>آفساید</b></div>
</li>
</ul>
<p align="justify"> برنامه‏ی «آفساید» یک مجله‏ی هفتگی ورزشی است که اتفاقات و رویدادهای هفته به هفته‏ی فوتبال ایران را مرور می‏کند و سعی دارد مسایل را به صورت موشکافانه بررسی کند. اما این برنامه که قصد دارد با نگاهی شبیه برنامه‏ی نود حرکت کند به نقاط ضعف فوتبال ایران می‏پردازد، سعی دارد که نشان دهد فوتبال ایران را عده‏ای فرصت‏طلب که وابسته به نهادهای نظامی هستند نشان دهد. تمسخر مدیران ورزش ایران نیز در این برنامه رایج است.</p>
<ul>
<li>
<div align="justify">ترویج اباحی‏گری و بی‏بند و باری در قالب برنامه <strong>«شیمی»</strong> و تبلیغات همه جانبه خواننده لس آنجلسی با عنوان برنامه <strong>«آکادمی موسیقی &#8230;» </strong>از دیگر اهداف مدیران این شبکه است.</div>
</li>
</ul>
<ul>
<li>
<div align="justify">در برنامه‏هایی چون&#160; <strong>«زرشک » </strong>که در ظاهر به آموزش&#160; آشپزی فوری برای کارمندان می‏پردازد و<strong>«گارد ساحلی»</strong>که<strong> </strong>روایت‏گر نجات شناگران و گردشگران در ساحل است نیز سازندگان در صدد عادی جلوه‏دادن مصرف مشروبات الکلی و از بین بردن قبح حیا در خانواده‏ها هستند.</div>
</li>
</ul>
<ul>
<li>
<div align="justify"><b>چند نکته در خصوص شبکه من و تو قابل اشاره است:</b></div>
</li>
</ul>
<p align="justify">در خصوص گروه هدف این رسانه دو نکته وجود دارد: یک نگاه معتقد است مخاطب هدف این شبکه مادران و زنان جامعه است و برای اثبات نگاه خود، به وجود و محبوبیت برنامه‏هایی با چاشنی‏های مختلف از جمله آشپزی، طنز و حتی رقص اشاره دارد. اما نگاه دیگر، غیر از زنان، بیشتر معتقد به توجه خاص شبکه به افراد دوره‏های سنی نوجوان و جوان است.</p>
<p align="justify">در بیشتر برنامه‏های شبکه‏ی من و تو ناخودآگاه این نگاه القا می‏شود که «زندگی می‏تواند لذت بخش‏تر از آنی که هست باشد» و این نکته‏ی کلیدی و نهفته این برنامه‏هاست. شاید به نوعی تمرکز خاص این شبکه بر مسایل تفریحی و سرگرمی، ناخودآگاه و طبیعتاً این چاشنی را به محتوای برنامه‏ها بدهد، اما در حقیقت سرخوشی و سرزندگی‏ای که در زندگی ایرانیان خارج از کشور نشان داده می‏شود، به نوعی متفاوت با بسیاری از برنامه‏های کانال‏های ماهواره‏ای دیگر است. جنبش و سرخوشی کاذب جوانان لندن‏نشین و تلاشی که برای شاد بودن، راحت بودن و رسیدن به موفقیت از خود نشان می‏دهند، عنصر بسیار تأثیرگذاری در جذبیت و محبوبیت این شبکه برای جوانان است.</p>
<p align="justify">در ماه‏های گذشته، شبکه‏های پارسی زبان ماهواره‏ای در بخش تفریحات و سرگرمی، رشد کمی و کیفی گسترده‏ای را در خود ایجاد کرده‏است. تنها در یک مورد، حضور کانال «فارسی‏وان» و ابتکار آن در جهت پخش سریال‏های عاشقانه با دوبله فارسی، سبب شد که تقریباً نه تنها اغلب شبکه‏های سرگرم کننده پارسی‏زبان به پخش سریال روی آورند، بلکه تلاش کنند تا با دوبله آنها، مخاطبان بیشتری را نیز به خود جلب نمایند. این امر برای یکی از شبکه‏های عربی نیز اتفاق افتاد (البته نه با دوبله، بلکه با زیرنویس). به هرحال، نمی‏توان این حقیقت را پنهان کرد که شبکه‏هایی مثل «من وتو» فقط از خلأ سرگرم کنندگی و جذبیت آفرینی در رسانه‏های داخلی استفاده می‏کنند، و گرنه به خودی خود محصولات جذاب و عجیب و غریبی ندارد.</p>
<p align="justify">هرچند رسانه‏ی ملی در شرایط فعلی و با هجوم این تعداد شبکه سرگرم کننده، قدری در موضع انفعال قرار دارد، اما همواره نشان داده با حرکت‏های درخشان مثل تولید سریال مختارنامه و یا مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر، می‏توان رسانه‏ای دینی و در عین حال با نشاط داشت. با این حال، نباید از یاد برد که «سرگرم سازی» یک صنعت است با تمام قواعدی که برای خود دارد. یکی از قواعد پذیرفته شده در این صنعت به رسمیت شناختن نیاز مخاطب به شادی و سرگرمی، و تلاش برای استفاده از همین اصل جهت رقابت با دیگران است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/01/01/7647/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گنجی تتمه آبروی نداشته جنبش آشغالسوزها را برد</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1389/08/14/7312/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1389/08/14/7312/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Nov 2010 12:43:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1389/08/14/7312/</guid>
		<description><![CDATA[اظهارات اکبر پونز پیرامون رد &#34;تقلب در انتخابات ۸۸ &#34; به استناد سخنان بهزاد نبوی، رمضان زاده، تاج زاده، عباس عبدی، خاتمی و&#8230; و تأکید بر پیروزی احمدی نژاد در کنار تأیید بر &#34;جنبش نبودن جنبش سبز &#34; به یک بلبشوی کامل در محافل ضدانقلاب رقم زده است. این محافل به جای پاسخ دادن درباره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2010/11/image18.png" width="300" height="150" /></p>
<p>  <span id="more-7312"></span>
<p align="justify">اظهارات اکبر پونز پیرامون رد &quot;تقلب در انتخابات ۸۸ &quot; به استناد سخنان بهزاد نبوی، رمضان زاده، تاج زاده، عباس عبدی، خاتمی و&#8230; و تأکید بر پیروزی احمدی نژاد در کنار تأیید بر &quot;جنبش نبودن جنبش سبز &quot; به یک بلبشوی کامل در محافل ضدانقلاب رقم زده است.    <br />این محافل به جای پاسخ دادن درباره مستندات ارائه شده، سعی کرده اند عدم تعادل و آشفتگی روحی اکبر گنجی را که پیش از این &quot;قهرمان، مبارز شجاع، ابوذر، و عضو اتاق فکر پنج نفره جنبش سبز در خارج کشور &quot; معرفی شد، برجسته کنند و با تحقیر و تمسخر و تخطئه و ارعاب وی، پریدن برجک فتنه سبز با ادعای محوری &quot;تقلب &quot; را پنهان کنند.     <br />در این زمینه، سایت ضد انقلابی و صهیونیستی بالاترین که تا پیش از این از ترویج کنندگان گنجی به شمار می رفت، در مطلبی تحت عنوان &quot;گاف بودار گنجی &quot; نوشت: اکبر گنجی چه بخواهد و چه نخواهد یک ژورنالیست زرد است. او حتی برای رد آیات قرآن مجبور شد آیات تورات را به نام آیات قرآن به خورد مخاطب دهد و جالب اینکه همه آنها را با ذکر سوره و آیه درج می کند&#8230; گنجی گویا شعار محوری جنبش مبنی بر اینکه &quot;رأی من کجاست &quot; را فراموش کرده است. آقای گنجی با تمام احترامی که برای شما قائلیم، بهتر گاه خاموشی پیشه کنید. همیشه حرف های نو زدن نشانه پیشرو بودن نیست. القای سلامت انتخابات از سوی شما، تنها نتیجه اش برانگیختن سوءظن هاست تا شایعاتی را که پیرامون شماست، باورپذیر سازد. استناد شما به سخنان نبوی و تاج زاده و رمضان زاده، نه تنها صحت انتخابات را تأیید می کند که حتی می تواند اعترافی باشد از سوی شما مبنی بر سلامت و عدالت دادگاه ها.     <br />نویسنده بالاترین می افزاید: &quot;اگر باور کنیم انتخابات به دور از تقلب بوده، شعار رأی من کجاست چه اعتباری خواهد داشت و مگر نه این است که بر فرض قبول صحت انتخابات، باید بر نتیجه آن گردن نهاد؟ پس اعتراض ما نیز می بایست اعتراضی اقلیتی بوده باشد که رأی اکثریت را برنمی تابد و این در هر نظام و مکتبی مردود است! &quot;.     <br />بالاترین در تحلیل تحقیرآمیز دیگری نوشت: اکبر گنجی خود شیفته است. او در افاضاتی، کل ادعای جنبش سبز پس از انتخابات مبنی بر تقلب و غیره را به راحتی زیر سوال برد. گاه ما پاستوریزه می شویم و همه درونیات خودمون رو نمی گوییم اما بنده بدون خود سانسوری می گویم که اکبر گنجی یک عقده گشا بیشتر نیست! ایشان مدتی اعتصاب غذای خفنی کردند بعد چون دوستانشان حمایتی نکردند و داد و فغانی سر ندادند، استاد بهشان بر خورد و کوچ کردند و رفتند. حالا هم در کمال عافیت نشینی همه چیز را کلهم اجمعین زیر سوال می برند. او میرزا بنویس حجاریان بود در کتاب هایی که نوشت و خیال کرد حالا باید لیدر بشود! مهم این است که گنجی براساس یک توهم شخصی یک سری سوال مطرح کرده و آنها را چسبانده به ما.     <br />سایت ضد انقلابی خودنویس هم در حالی که کاریکاتور ۵ عضو اتاق فکر جنبش کذایی مهاجرانی، کدیور، سروش، بازرگان و گنجی را منتشر می کرد که با سردرگمی دست به شانه یکدیگر گذاشته و عصاکش همدیگر شده اند، درباره گنجی نوشت: نظر به اینکه تا پریروز سخنان کدیور درباره &quot;هم غزه هم لبنان &quot; کم بود، امروز اکبر آقا می گوید &quot;کی؟ موسوی؟ &quot;. مشکل اینجاست که جمهوری اسلامی فقط چوب توی آستین گنجی کرد. اگر غیر از این می کرد گنجی الان قشنگ ملتفت می شد چی به چی است. وقتی یک آدم ۵۰ کیلویی اعتصاب غذا هم بکند، تهش می شود ۳۰ کیلو. با کسر وزن دست و پا و شکم و&#8230;، لطفاً وزن کله ایشان را بدون مو حساب کنید، محتویات کله پیشکش.     <br />نویسنده خودنویس می افزاید: هیچ چیزی در جهان بی حساب و کتاب نیست. کیهان به گنجی می گوید &quot;اکبر پونز &quot;، به خود من می گوید &quot;علیرضا-ر &quot;. یارو می گفت تو زندان به من تجاوز شده، یکی برگشت و گفت چطوریه ما رو که بردن، گرفتن و زدن اما تو ادعای دیگه ای مطرح می کنی؟!&#8230;. مجموعاً اگر یک نفر در جهان پیدا می شد که به صد من حرف های اینجوری ]گنجی[ همان یک غاز را هم نمی داد یا ]&#8230;[، طرف یک کمی مواظب حرف زدنش می شد و چه بسا اصلاً حرف هم نمی زد، همان می رفت با رفقا توی اتاق فکر کنار دستشویی فکرش را می کرد.     <br />اما &quot;آرش-س &quot; همکار صدای آمریکا ضمن رد اظهارات اخیر اکبر پونز می نویسد: به نظرم او چیزی نگفته که این قدر شایسته اعتراض و توهین باشد. بگذارید گنجی کار روشنفکری اش را بکند که غرب هم از او پذیرفته است. فکر می کنم با کم شدن حرکت خیابانی، برای دوستان بیکاری فراهم شده و حالا که گنجی مطلبی نوشته، بقیه این چنین واکنش نشان داده اند. من هم معتقد به پیروزی موسوی نیستم بخصوص که باور دارم بخش اعظم تقلب و جابجایی آرا در مورد کروبی بوده است، رأی دوره قبل معین( جامعه روشنفکری) را بگذارید به حساب کروبی.     <br />سایت جرس نیز از گنجی گله کرده است؛ &quot;اصولا اصرار بر ادای بی هنگام چنین سخنانی مقدمات ایجاد تردید در دل مخالفان را فراهم می آورد. آیا این خردمندانه و در شأن روشنفکری است؟     <br />جرس در مطلب خود در عین حال دچار تناقض شد آنجا که ابتدا مدعی شد &quot; همه می دانند که کثیری سبزها که به موسوی رأی دادند نه باوری به قانون اساسی دارند و نه با حکومت ولایت فقیه سرسازگاری دارند &quot; و در ادامه ادعا کرد &quot; در جنبش سبز کمتر کسی سخن از به طاق کوبیدن قانون اساسی به میان می آورد بلکه همه هوشمندانه در پی اثبات خواسته های خود با تمسک به قانون اساسی هستند &quot;.     <br />در این میان داریوش سجادی یکی از مخالفان خارج نشین، درباره سخنان گنجی نوشت: اظهارات گنجی درباره بلاموضوعی تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، نمونه ای است از صداقت دیرهنگام. او مطلب خود را به اظهارات عبدی و تاج زاده و رمضان زاده و محمد خاتمی و موسوی و کروبی مستند کرده و سپس پرسیده که ادعا می کنید موسوی و کروبی ۲۷ میلیون رأی آورده اند، آن ۲۷ میلیون در روزهای اعتراض کجا بودند؟ مشابه این اظهارات را بنده هم در مصاحبه ای داشتم اما ظاهراً &quot;سجادی &quot; خار دارد! که آن موقع حجم بالایی از ترشرویی متوجه اینجانب شد. اعتراف گنجی مبنی بر عدم تقلب که بر خلاف من، ابوذر جنبش نامیده می شود کلاً نمی تواند نادرست باشد ولو آن که سبزها سجادی را به خاطر همین سخنان، ملوث به هزار و یک اتهام کرده باشند. من آن موقع گفتم شما که به احمدی نژاد می گویید &quot;63درصدت کو، آن ۲۴ میلیون ادعایی شما کجاست؟ نوشته من از جنس &quot;دیدی گفتم &quot;های معمول نیست. نکته مهم شهر آشوبی موسوی است. رفتار موسوی از او میرحسین نوینی می سازد که دیگر مانند سابق نمی توان او را دوست داشت.     <br />اکبر گنجی، از سردمداران مطرح جریان فتنه، با افشای چند &quot;دروغ‌سازی &quot; رسانه‌ها و محافل ضد انقلاب در هفته‌های اخیر، از فعالان رسانه‌ای و سیاسی این جریان خواست که دست از &quot;دروغ سازی &quot; بردارند.     <br />اکبر گنجی، از سردمداران مطرح جریان فتنه، با افشای چند &quot;دروغ‌سازی &quot; رسانه‌ها و محافل ضد انقلاب در هفته‌های اخیر، از فعالان رسانه‌ای و سیاسی این جریان خواست که دست از &quot;دروغ سازی &quot; بردارند.به گزارش شبکه ایران، گنجی که پس از نگارش مقاله ای جنجالی و اذعان به شکست میرحسین موسوی در انتخابات سال گذشته، مورد غضب جریان ضد انقلاب قرار گرفته است، در یادداشتی در سایت مردمک، این بار &quot;دروغ‌سازی &quot;‌های اخیر رسانه ها و محافل ضد انقلاب را افشا کرد.     <br />وی با اشاره به پشت پرده خبر &quot;نامه رئیس قوه قضائیه به رهبری &quot;، افشا کرده است که این نامه توسط فعالان مطرح اپوزیسیون نوشته و به اسم رئیس دستگاه قضا منتشر شده است.     <br />گنجی در این باره تاکید کرده است که &quot;خطر تکرار روش‌های شکست خورده غیر اخلاقی را نباید دست کم گرفت. چگونه کسانی به خود اجازه می‌دهند به نام صادق لاریجانی به -آیت الله- خامنه‌ای نامه بنویسند و آن را منتشر سازند؟ نکند صادق لاریجانی به آیت الله منتظری دیگری تبدیل شده است؟ &quot;     <br />اشاره گنجی به نامه ای است که ماه گذشته از سوی سایت وزیر ارشاد دولت اصلاحات، سپس سایر رسانه های حامی جریان فتنه منتشر و به آیت الله آملی لاریجانی منتسب شد. نویسندگان این نامه کوشیده بودند که از زبان رئیس دستگاه قضا تفرقه و اختلاف جدی میان مسئولان ارشد نظام را به مخاطبان القا کنند.     <br />اکبر گنجی در ادامه عنوان کرده است که &quot;دروغ سازی فقط محدود به نوشتن نامه جعلی برای صادق لاریجانی نبود و نیست. درباره سفر رهبر به قم هم دروغ هایی بسیاری بافته و ساخته شد که یکی یکی تکذیب شد: از لغو سفر رهبر به قم تا عدم دیدار مراجع تقلید با او. &quot;     <br />گنجی سپس &quot;دروغ سازی &quot; درباره &quot;اختلاف حوزه علمیه با نظام &quot; را به تمسخر گرفته و گفته است که مگر حوزه های علمیه سرنوشتی جدای از جمهوری اسلامی دارند که رسانه های سبز در این باره دروغ سازی می کنند؟این فعال جریان فتنه در همین راستا خطاب به محافل ضد انقلاب تاکید کرده است: &quot;چگونه می توان مقاله در مذمت دروغ گویی نوشت و همزمان ده ها دروغ گفت؟ اگر سبز حقیقتی را نمایندگی می کند، از آن حقیقت با دلیل و برهان می توان دفاع کرد، نه دشنام، تحریف، دروغ، تحقیر، تمسخر. &quot;اکبر گنجی چند روز پیش در سخنانی به شکست موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم (به استناد سخنان بهزاد نبوی، رمضان زاده، تاج زاده، عباس عبدی، خاتمی و&#8230;) اذعان کرده بود. محافل ضدانقلاب که سندی در رد شکست میرحسین ندارند، از این موضوع خشمگین شدند و علیه گنجی موضع گرفتند.این محافل که پیش از آن گنجی را &quot;قهرمان، مبارز شجاع، ابوذر، و عضو اتاق فکر پنج نفره جنبش سبز در خارج کشور &quot; معرفی می کردند، وی را هدف تحقیر و سخره قرار دادند. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1389/08/14/7312/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عامر عبدالمنعم : ۲۲ دلیل برای فروپاشی قریب&#8204;الوقوع آمریکا</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1389/08/11/7270/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1389/08/11/7270/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Nov 2010 10:10:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1389/08/11/7270/</guid>
		<description><![CDATA[&#34;عامر عبدالمنعم &#34; نویسنده مصری و سردبیر سایت &#34;العرب نیوز &#34; در مقاله‌ای به بررسی اوضاع و شرایط آمریکا پرداخته و ۲۲ دلیل برای فروپاشی قریب‌الوقوع این امپراطوری ذکر می‌کند. نویسنده پیش از این در مقاله‌ای از مرگ آمریکا سخن به میان آورده بود، عبدالمنعم می‌دانست این دولت جنگ‌طلب هم‌اکنون لحظات پایانی و سقوط خود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2010/11/image7.png" width="300" height="170" /></p>
<p>  <span id="more-7270"></span>
<p align="justify">&quot;عامر عبدالمنعم &quot; نویسنده مصری و سردبیر سایت &quot;العرب نیوز &quot; در مقاله‌ای به بررسی اوضاع و شرایط آمریکا پرداخته و ۲۲ دلیل برای فروپاشی قریب‌الوقوع این امپراطوری ذکر می‌کند.    <br />نویسنده پیش از این در مقاله‌ای از مرگ آمریکا سخن به میان آورده بود، عبدالمنعم می‌دانست این دولت جنگ‌طلب هم‌اکنون لحظات پایانی و سقوط خود را می‌گذراند و به مانند یک گاو قربانی شده، صدای زجرآوری از خود در آورده و با دست‌ها و پاهای خود ضربات ناامیدانه‌ای به چپ و راست می‌زند تا هر آنچه پیرامونش است را بترساند. شاید آنانکه با چشمان بسته به او نزدیک می‌شوند احساس کنند این گاو ضرباتی قوی دارد، اما آنانکه در فاصله دورتری از این گاو زخمی ایستاده‌اند، پایانش را نزدیک دیده و حالات کنونی‌اش را مرگ و نابودی می‌دانند.     <br />نویسنده می‌گوید: زمانیکه مقاله پیشین خود با عنوان &quot;آمریکا مرد &quot; را نوشتم، به دنبال کشف یک حقیقت برای ملت خود بودم؛ حقیقتی که رسانه‌ها، با ایجاد ابهام و سروصدای تبلیغاتی به دنبال آن است تا نگاهها را از افول آمریکا و پایان امپراطوری شرور آن دور نگاه دارد.     <br />عکس‌العمل و جوابیه فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا نسبت به مقاله این نویسنده مسئله‌ای غیرمعمول بود که باعث تعجب شد؛ به نظر می‌رسد برای این قوم قابل تحمل نبود کسی دست بر روی حقیقتی که متوجه ایشان است بگذارد، چرا که گشودن چنین بابی منجر به شورش و خیزش منطقه علیه سلطه آمریکا خواهد شد و آمریکا را وادار به خروج از کشورهای منطقه خواهد کرد تا باقیمانده دستان آغشته به خون این کشور، از جهان اسلام عقب کشیده و آمریکا مجبور شود به خود پرداخته و زخمهای خود را درمان کند و در ورای اقیانوس سر به لاک خود فرو برد، به منافع فرزندان خود بیاندیشد و به فراهم نمودن آموزش و سلامت شهروندان خود بپردازد. طول عمر آمریکا فقط بسته به میزان شیر و خونی است که حاکمان عرب و مسلمان در اختیارش قرار می‌دهند؛ که اگر خدمت‌های این اعراب (که آن را از ملت خود دریغ کردند) نبود، بزرگی آمریکا و رژیم صهیونیستی تا به امروز ادامه نمی‌یافت؛ اما حکمت خداوند بود که آمریکا باقی بماند و به دست ملت مستضعف عراق و افغانستان نابود شود.     <br />افغانستان فقیرترین کشور اسلامی است که اتحاد جماهیر شوروی را ساقط کرد و امروز همین کشور آمریکا را در هلمند و قندهار شکست داده است؛ این اتفاق در زمانی روی داد که استخوان‌های ارتش آمریکا در فلوجه و الانبار به دست ملتی که بیش از یک دهه است از محاصره رنج می‌برد خرد شد و قدرت نظامی ارتش آمریکا شکست خورد تا بدین ترتیب شکست نظامی آخرین صحنه سقوط این امپراطوری باشد.     <br />این گزارش در ادامه پاسخ آمریکا به مقاله پیشین خود را مورد نقد قرار می دهد و می‌نویسد: در این پاسخ آمده است: این جنگ‌ها انتخاب ما نبوده و ایالات متحده ناچار به دفاع از خود شده &quot; که البته این یک مغلطه بزرگ است&#8230; و با نظر باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، تناقض دارد؛ اوباما جنگ افغانستان را متفاوت از عراق دانسته و آن را اینگونه توصیف می‌کند: &quot; جنگی ابلهانه، جنگی عجولانه، جنگی که به جای منطق متکی بر احساس است و به جای تکیه بر اصول مبتنی بر انگیزه‌های سیاسی می‌باشد &quot;&#8230;     <br />به دلیل موضعگیری باراک اوباما نسبت به این جنگ، مردم آمریکا وی را انتخاب و جرج بوش مورد نفرین و لعنشان قرار گرفت. رئیس جمهور پیشین آمریکا نتوانست از دلیل خود مبنی بر آغاز جنگ دفاع کند؛ وی در کنار &quot;جان مک کین &quot; نامزد انتخاباتی از حزب خود نیز حاضر نشد تا مبادا تأثیر منفی بر رقابت انتخاباتی‌اش داشته باشد. اگر همان گونه که به نظر دیده‌بانهای دولت ایالات متحده، جنگ افغانستان یک ضرورت برای دستیابی به بن لادن بود، جنگ عراق برای چه در گرفت؟ آیا صدام ارتباطی با القاعده داشت؟ آیا صدام در حمله به برج‌های تجاری نقشی داشت؟ سلاح‌های کشتار جمعی که بهانه راه‌اندازی جنگ بود کجاست؟ در اینجا لازم است به طرح قرن آمریکا برای سلطه بر جهان اشاره کرد&#8230; در اینجا طرح و برنامه‌هایی وجود دارد که مربوط به پیش از جنگ است&#8230; هیچ چیز تصادفی نیست&#8230;صحبت پیرامون دلایل دیگر توجیهاتی زائد است.     <br />اگر اسامه بن لادن متهم است، آیا این مسئله به آمریکا اجازه می‌دهد بدون تحقیق و بررسی، به افغانستان حمله و شهرها را نابود سازد؟ اگر اطلاعاتی وجود دارد که روند اتهام را تغییر می‌دهد، چرا دادگاهی ویژه اسامه بن لادن ترتیب داده نشد؟     <br />نکته دوم این پاسخ حاکی از آن است که حضور آمریکا در این دو کشور تنها منحصر به هدف‌گیری افراط‌گراها بوده است. ما سوال می‌کنیم: آیا موشک‌ها و بمبهای کور، فرقی میان تندرو و غیرتندرو قائل‌اند؟ آیا بمبی که &quot;فرش &quot; نام دارد و هر موجود زنده‌ای را در اطرافش هلاک می‌کند، تندروها را از بقیه جدا می‌سازد؟ آیا بمب‌هایی که توسط هواپیماهای بدون سرنشین پرتاب می‌شوند، میان قربانیان فرقی قائل‌اند؟     <br />نویسنده می‌افزاید: اگر هم منظور شما از تـندورها، طالبان و القاعده است، آیا تمام کسانی را که در افغانستان به قتل می‌رسانید نیز از تندروها هستند؟ یا آنکه بنا بر مدارک ویکی‌لیکس بر این جنایات، شهروندان افغان را به نابودی کشاندید. تندروهای عراق کجا هستند؟ بیش از یک ملیون عراقی را کشتید، صدها هزار نفر را شکنجه کردید و در حق شهروندان مرتکب جنایت شدید، زندانیان مرد و زن را به بدترین شکل ممکن مورد شکنجه قرار دادید و زندان &quot;ابوغریب &quot; خود شاهدی بر این مصیبت بشری است&#8230; زندان گوانتانامو نیز به همین شکل. ناتوانی از توجیه جنگ عراق، نویسنده جواب را بر آن داشت با تمرکز بر روی مسئله افغانستان سخن از دستاوردهایی خیالی زده و با سرعت از مسئله عراق بگذرد.     <br />نکته سوم جوابیه کاخ سفید این است که عقب‌نشینی آمریکا از عراق مبتنی بر امضای یک تفاهم‌نامه امنیتی با عراق بود. نویسنده این جوابیه معتقد است &quot;واگذاری مأموریت‌های امنیتی به عراقی‌ها و پایبندی آمریکا به این مسئله دلیل پیروزی این کشور بر خشونت تندروها می‌باشد. &quot; به عبارت دیگر، عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی به دلیل حملات مقاومت و شکست ارتش آمریکا نیست که البته این سخن از منطق و واقعیت به دور است؛ این تفاهم‌نامه وسیله‌ای برای حفظ آبروی نیروهای آمریکایی بود و تصمیم عقب‌نشینی که پیش از اوباما در زمان بوش اتخاذ شد، بعد از آنی بود که عراق به گورستان سربازان آمریکایی تبدیل شده بود و یک سوم تجهیزات آمریکایی به دست نیروهای مقاومت عراق از بین رفته بود.     <br />زمانی که در این جوابیه سخن از افغانستان می‌شود، با افتخار افزایش شمار نیروهای آمریکایی و افزایش تلاش برای آموزش نیروهای افغان یاد می‌شود و چنین پنداشته می‌شود که آلمان، انگلستان و جمهوری چک اعلام افزایش نیرو کرده‌اند که البته این درست نیست. اوباما بارها اعلام کرد آغاز واگذاری مأموریت‌های امنیتی به نیروهای افغان در نیمه سال ۲۰۱۱ انجام خواهد شد و این جوابیه معتقد است این مطلب دلالت بر پیروزی است و نه شکست!!     <br />نویسنده این مقاله اظهار می‌دارد، فرار کردن چگونه می‌تواند پیروزی باشد؟ این تناقض چیست؟ اعزام نیروهای بیشتر و همزمان دم از عقب‌نشینی زدن، نشانه اشتباهات ناشی از ضررهای واقعی است که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.     <br />از جمله مغالطه‌ کاریهای فرماندهی مرکزی ایالات متحده در جوابیه آن این است که آنها سعی دارند اینگونه القا کنند که ارتش آمریکا، ایالات متحده را ترک و برای ساخت عراق و افغانستان فداکاری کرد! به گونه‌ای که دم از اجرای طرح‌های عمرانی مانند ساخت مدارس، بیمارستان، نیروگاه‌های برق و راه و&#8230; در عراق و افغانستان می‌زنند، گویی که شرایط زندگی برای شهروندان این دو کشور بهبود یافته؛ سخنی که نیازی به شرح و توضیح ندارد.     <br />عراق بعد از حمله اشغالگران به ویرانه بدل شده و شبکه‌های ماهواره‌ای این مصیبت و رنج را به تصویر می‌کشند. افغانستانی که طبق این جوابیه ادعا می‌شود، خدمات بهداشتی در آن از ۸ درصد در سال ۲۰۰۲، هم‌اکنون به بیش از ۸۳ درصد رسیده است، ادعای دروغی است، چرا که نیروهای آمریکایی و نیروهای وابسته به ناتو تنها بر کمتر از ۲۰ درصد سرزمین‌های افغانستان تسلط دارند، به عبارت دقیق‌تر تنها بر مراکز استانها تسلط دارند؛ نتایج انتخابات اخیر که در ۲۰ درصد از این بخش‌ها برگزار شد و تنها ۱۰ درصد مردم افغانستان در آن شرکت کردند منعکس کننده این مطلب می‌باشد؛ پس چگونه ممکن است خدمات به بیش از ۸۳ درصد مردم افغانستان ارائه شده باشد.     <br />روزنامه انگلیسی ایندیپندنت اعلام کرد، استعفای ژنرال &quot;استنلی مک‌کریستال &quot; فرمانده پیشین نیروهای آتلانتیک شمالی و ارتش آمریکا در افغانستان نتیجه ارزیابی غلط وی از حملات نظامی افغانستان بود که چند روز پیش از استعفای خود آن را به وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو ارائه کرده بود.     <br />ژنرال مک‌کریستال گزارشی مهمی از جنگ منتشر ساخت و افزایش تمرد نرم در این جنگ را مورد توجه قرار داد، وی همچنین تحقق هرگونه پیشرفتی را طی چند ماه آینده بعید دانست. در گزارش مک‌کریستال آمده، تنها ۵ منطقه از ۱۱۶ منطقه افغانستان جزو مناطق امن، ثبت شده‌اند، درحالیکه سایر مناطق از ناامنی رنج می‌برند؛ ۴۰ منطقه نیز جزو مناطق خطرناک یا بسیار ناامن به شمار می‌آیند، به عبارتی بیش از نیم میلیون سرباز آمریکایی و افغانی تحت امر نیروهای اشغالی تنها بر ۵ منطقه تسلط دارند و طالبان بر ۱۱۱منطقه دیگر حکومت می‌کنند، پس نیروهای آمریکایی چگونه می‌توانند به ۸۳ درصد مردم افغانستان خدمت‌رسانی کنند.     <br />در این جوابیه آمده که ارتش آمریکا با ارائه مراقبت‌های بهداشتی توانسته میانگین مرگ و میر کودکان تازه متولد شده و زیر ۵ سال را کاهش دهد و تنها در سال ۲۰۰۸، توانسته از ۸۵ هزار کودک مراقبت کند. آیا ارائه این برنامه‌ها توسط یونیسف نیازمند حضور ۱۵۰هزار سرباز در این کشور است؟!     <br />با این وجود، گزارش‌های بین‌المللی و مطالبی که روزانه در رسانه‌های آمریکایی و غربی پیرامون اوضاع بهداشت در این دو کشور ارائه می‌شود، این ادعاها را انکار میکند؛ بعنوان مثال:     <br />- سازمان بهداشت جهانی ماه گذشته اعلام کرد، وبا در افغانستان منتشر شده است.     <br />- افغانستان یکی از ۴ کشوری است که با وجود ریشه‌کنی فلج اطفال در جهان، همچنان از این بیماری رنج می‌برد؛ فلج اطفال از بیماریهای عفونی است که می‌تواند منجر به مرگ شود؛ کسانی که واکسینه نشوند به این بیماری مبتلا شده و درمانی نیز ندارد.     <br />- بنا به گزارش سال ۲۰۰۸ کمیساریای مستقل حقوق بشر در افغانستان، با وجود کمک ۳۵ میلیارد دلاری کشورهای خارجی به افغانستان از زمان اشغال این کشور در سال ۲۰۰۱، حدود ۶۰۰هزار کودک خیابانی به دلیل شدت جنگ و فساد از حمایت و مراقبت محروم شده‌اند. نباید فراموش کرد، شمار افرادی که توسط نیروهای آمریکایی و هم‌پیمانانش در افغانستان به قتل می‌رسند، کمتر از یک میلیون نفر نیست.     <br />اگر از افغانستان بگذریم، اوضاع سلامت و بهداشت در عراق به ویژه در فلوجه به دلیل بکارگیری چندین تن اورانیوم غنی‌شده و گسترش سرطان، نقص نوزادن و جنین‌ها، به مراتب خطرناکتر است.     <br />اینها شماری از آماری است که حجم فاجعه را نشان می‌دهد:     <br />* تحقیقات میدانی انجام شده توسط برخی سازمان‌های دولتی نشان می‌دهد فلوجه، در مقایسه با پیامدهای ناشی از دو بمب اتمی آمریکایی منفجر شده در هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵، شاهد میانیگین بالاتری از سرطان بوده است.     <br />* ۳ میلیون پناهنده عراقی در خارج از این کشور وجود دارند.     <br />* ۲ ملیون آواره خانه‌های خود را در عراق ترک کردند.     <br />از آمار و ارقام عجیب جوابیه فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا، بحث مربوط به اقتصاد افغانستان است؛ اینگونه پنداشته شده که این آمار در سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹، ۱۰۰% افزایش داشته است؛ مشخص نیست این رشد چگونه محقق شده، در حالی که اظهارات آمریکا و در صدر آن باراک اوباما همواره به فساد کرزی و اطرافیان آن اشاره دارد؛ از طرفی نیز کرزی بر فساد آمریکایی‌ها تأکید دارد که مدعی است آنها سه چهارم کمک‌های صورت گرفته به افغانستان را به سرقت می‌برند. در کنفرانس اخیر کمک‌کنندگان به افغانستان که در کابل برگزار شد، دو طرف یکدیگر را متهم به سرقت این کمک‌ها نمودند، تا جائیکه قرار بر تقسیم اموال میان دو طرف متهم به فساد گردید. </p>
<p align="justify">وی در ادامه مقاله خود با استناد به اسناد و مدارک بین‌المللی ادعاهای کاخ سفید در مورد دستاوردهای خود در عراق و افغانستان را زیر سوال می‌برد:    <br />۱-در گزارش شاخص فساد Corruption Perceptions Index سال ۲۰۰۹ از سوی سازمان شفاف‌سازی بین‌المللی واقع در برلین، افغانستان و عراق از جمله فاسدترین کشورهای جهان هستند. این گزارش ۱۸۰ کشور را در برمی‌گیرد، که در آن عراق در رتبه ۱۷۶ و افغانستان در رتبه ۱۷۹ قرار دارد.     <br />۲-عراق و افغانستان از جمله خطرناکترین کشورهای جهان هستند و نبود امنیت در این دو کشور بنا بر گزارش سالانه امنیت جهانی &quot;گلوبال بیس اندیکس &quot; در سال ۲۰۱۰ که مؤسسه &quot;اکونومیست اینتلیجنس یونیت &quot;[موسسه اطلاعات اقتصادی] وابسته به مجله انگلیسی &quot;اکونومیست &quot; برآن نظارت دارد، آمده است. در این گزارش شاخص امنیت در ۱۴۹ کشور جهان مورد بررسی قرار گرفته که در نتیجه آن، عراق در رتبه ۱۴۹ و افغانستان در رتبه ۱۴۷ قرار گرفته است.     <br />۳-در ششمین سنجش سالیانه کشورهای شکست خورده در سال ۲۰۱۰، افغانستان و عراق از جمله ۱۰ کشور اول بودند. تهیه این گزارش توسط نشریه &quot;سیاست خارجی &quot; با همکاری مرکز &quot;صندوق برای صلح &quot; تهیه شده است؛ این مرکز یک مرکز پژوهشی آمریکایی می‌باشد که با پرداختن به درگیری‌های بین‌المللی به دنبال راههای اداره این درگیریها، حل آنها و علل به راه افتادن آنها می‌باشد. این سنجش رتبه دولت‌ها را بنا بر درجه ضعف‌شان در ادای وظایف محوله به آنها تعیین می‌کند.     <br />۴-گزارش‌های سازمان ملل به این مطلب اشاره دارد که افغانستان به بزرگترین کشور تولید کننده مواد مخدر در ۱۰ سال اخیر تبدیل شده است.     <br />*فروپاشی آمریکا*     <br />شاید به دلیل عجله در پاسخ به ادعاهای مطرح شده از سوی فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا، برخی مطالب از قلم افتاده باشد، اما مسئله مهمتری که بسیاری را به بسیج شدن در پشت این جوابیه واداشته، صحبت از فروپاشی و سقوط آمریکا و نابودی رؤیای امپراطوری این کشور است. رهبری آمریکا گشوده شدن این مطلب و بحث پیرامون آن را برنمی‌تابد چرا که موجب رسوایی مسائلی می‌شود که آنها به دنبال پنهان کردن و دور نگاه داشتن آن از انظار همگان می‌باشند.     <br />مسئله فروپاشی و سقوط امپراطوری آمریکا، موضوع بحث متفکرین و استراتژیست‌ها در آمریکا و سراسر جهان و با تمامی زبانها می‌باشد؛ کسانی که به دنبال اطلاع از هزاران تحقیق و سند مرتبط با این موضوع هستند، کافی است در گوگل سرچ کنند تا به صدها هزار عنوان پیرامون این موضوع دست یابند.     <br />با سرچ سریع عنوان &quot;فروپاشی امپراطوری آمریکا &quot; 186000 عنوان و با سرچ &quot;سقوط امپراطوری آمریکا &quot; 163000 عنوان و با سرچ انگلیسی &quot; The collapse of the American empire &quot;359000 هزار عنوان یافت می‌شود.     <br />اخیرا در آمریکا، ده‌ها کتاب پیرامون فروپاشی امپراطوری آمریکا منتشر شده که بارزترین آنها کتابهای (مرز قدرت &#8230; پایان استثنائی آمریکا) نوشته &quot;اندرو باسیفچ &quot; استاد تاریخ و روابط بین‌الملل دانشگاه بوستن و کتاب (جنگ سه تریلیون دلاری) نوشته &quot;ژوزف استیجلتز &quot; برنده جایزه نوبل اقتصاد جهان در سال ۲۰۰۰ و &quot;لیندا بیلمز &quot; استاد سیاست عمومی دانشگاه هاروارد می‌باشد.     <br />بنا بر پیش‌بینی‌های اندیشمندان اقتصادی غرب، سقوط قریب‌الوقوع امپراطوری آمریکا و عقب‌نشینی از جهان، سریعتر از آنچه تصور می‌کنیم محقق خواهد شد و آنگونه که جورج بوش، رئیس‌جمهور سابق آمریکا اعلام کرد زمان آن سال ۲۰۲۵ نخواهد بود؛ در آن روز ملت آمریکا خواهان جدایی از نفت و جایگزینی آن با انرژی دیگری هستند، در آن روز قدرتی خارج از سلطه ایالات متحده بر خاورمیانه حکومت خواهد کرد.     <br />در ادامه نویسنده برای اطمینان از فروپاشی قریب‌الوقوع امپراطوری آمریکا، شاخصه‌ایی را در سه حیطه مورد بررسی قرار می‌دهد: فروپاشی اقتصادی، شکست نظامی و افول سیاسی و فرهنگی.     <br />در این بخش، نویسنده با تکیه بر شاخصه‌ اقتصادی، به مانند امپراطوری‌های پیشین بر پایان نزدیک امپراطوری آمریکا تأکید می‌کند. اقتصاد یکی از عوامل سقوط امپراطوری‌های گذشته بوده است. زمانی که اتحاد جماهیر شوروی تفکیک و دچار فروپاشی شد، با وجود شکستش در افغانستان از لحاظ نظامی ضعیف نبود، بلکه به دلیل سایش نابودکننده اقتصاد روسیه و تراکم بدهی‌ها دچار فروپاشی شد. همین مسئله برای امپراطوری بریطانیا، فرانسه و حتی امپراطوری عثمانی رخ داد و در اثر ناتوانی اقتصادی و کثرت بدهی‌ها سقوط کردند.     <br />در اینجا منظور از سقوط بازگشت آمریکا به قرون وسطی نیست، بلکه مقصود آن است که تبدیل به کشوری عادی خواهد شد که در مرزهای خود زندگی می‌کند؛ این کشور همچنان مانند بریطانیا، فرانسه و روسیه دولتی قوی باقی خواهد ماند، ولی طمع توسعه و استعمار آن پایان یافته و سلطه آن بر جهان پایان خواهد پذیرفت.     <br />در مرحله دوم این بحث، نویسنده شکست طرح نظامی آمریکا و غرب در عراق و افغانستان و ناتوانی آمریکا در ورود به جنگ های جدید را مورد بررسی قرار می‌دهد و به دنبال اثبات این مسئله است که توان نظامی، بعد از آنکه به نهایت خود رسید، دیگر رو به ضعف نهاده و سلاح‌های پیشرفته به تنهایی، پیروزی و تحقق اهداف استراتژیک را میسر نمی‌سازد.     <br />در مرحله سوم نویسنده ضمن تکیه بر فروپاشی سیاسی و اخلاقی آمریکا و غرب با نگاهی جامع، به آینده جهان پس از فروپاشی آمریکا و جایگاه مسلمانان در نظام نوین جهان می‌پردازد.     <br />*شاخصهای اقتصادی فروپاشی قریب‌الوقوع آمریکا*     <br />در میدان گاوبازی، مبارزی که بنیه‌اش ضعیف باشد قادر نیست در ابتدا بر گاو عظیم‌الجثة پیروز شود و اگر در مقابل این گاو بایستد بدون شک کشته خواهد شد، اما خونریزی مستمر ناشی از تیرهای کوچک، این گاو با شاخ‌های‌ بلندش را وادار می‌کند تا در پایان مبارزه بر زمین بیفتد.     <br />آنچه برای آمریکا رخ داد این بود که درگیر جنگ‌های سریع شده و در کمترین زمان بر دشمنانی که ضعف در ایشان رخنه کرده، پیروز می‌شد. این مسئله در دو جنگ جهانی رخ داد؛ جنگ‌هایی رخ داد و عملیات‌های نظامی به راه افتاد. این جنگ‌ها تأثیری بر قدرت اقتصادی ایالات متحده نداشت چرا که در کوتاه مدت به پایان می‌رسید و از دیگر سو بودجه‌های مازاد آمریکا این توان نظامی را پشتیبانی می‌کرد.     <br />مسئله جدیدی که در جنگ‌های اخیر برای آمریکا رخ داد، این بود که با واکنش‌های غیر منتظره و مقاومتی روبرو شد که این کشور را در مقابل دوستان غربی‌اش تحقیر کرده و هیبت آن را در هم شکست. ملت افغانستان و عراق تسلیم نشدند و آمریکا و غرب در هر دو جنگ شکست خوردند؛ دولت بوش اقتصاد آمریکا را در جنگ فرسایشی وارد کرد؛ قرض، بدهی و فشار بر بودجه بالا گرفت و با طولانی شدن جنگ اقتصاد آمریکا دچار تزلزل شد و ناگهان قلعه بر سر بوش خراب شد تا جائیکه مجبور شد با ذلت و خواری از منصب ریاست خارج شود.     <br />ملت آمریکا که در ابتدا از جنگ حمایت کرد، به رهبر خود پشت کرده و دور شد و اوباما را بعنوان نخستین رئیس جمهور سیاه پوست کشور انتخاب کردند تا شاید ارتش را از خارج به عقب کشانده و فروپاشی را متوقف سازد؛ اما اوباما پس از ویرانی و از دست رفتن فرصت بر سر کار آمد.     <br />دیگر رئیس جمهور جدید جز طمع در دور بعدی ریاست‌جمهوری خود قادر به انجام کاری نبود، لذا برای نزدیک شدن به فقرا اقدام به درمان، استخدام و معافیت ایشان از مالیات نمود، هرچند این مسئله باعث افزایش کسری بودجه آمریکا شد.     <br />کسانی که اوضاع اقتصادی آمریکا را دنبال می‌کنند، درمی‌یابند که بازیابی سلامت آمریکا تنها یک سراب و خواب پریشان است و این کشور بسیار بسیار به ورشکستگی نزدیک شده و فروپاشی آن خیلی سریعتر از چیزی است که تصور می‌کنیم و ما ناگاه به مانند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی خود را در برابر سقوط ناگهانی ایالات متحده خواهیم یافت.     <br />با پیگیری تغییر اوضاع اقتصادی و مطلع شدن از پیش‌بینی‌های تحلیلگران جهانی و آمریکایی می‌توان ۲۲ دلیل بر فروپاشی قریب‌الوقوع ایالات متحده آمریکا در نظر گرفت از جمله:     <br />۱-افزایش بیسابقه کسری بودجه: دفتر بودجه کنگره آمریکا اعلام کرد میزان کسری بودجه در سال ۲۰۱۰ به ۱٫۳۴۲ تریلیون دلار رسیده و کنگره انتظار دارد این کسری در سال ۲۰۱۱ به ۱٫۰۶۶ تریلیون دلار برسد. کسری بودجه‌ای که کاخ سفید در فوریه گذشته اعلام کرد چیزی در حد ۸٫۵۳ تریلیون دلار در طول ۱۰ سال بوده است، اما دیوان بودجه اعلام کرد که میزان این کسری به ۹٫۷۵ تریلیون دلار افزایش یافته است. کارشناسان انتظار دارند بودجه سال ۲۰۱۱ سبب کسری ۱۰ تریلیون دلاری طی ۱۰ سال اخیر شود.     <br />۲-افزایش کسری شاخص بازرگانی به دلیل افزایش واردات از خارج و بازگشت صادرات آمریکایی: گزارش وزارت بازرگانی ایالات متحده حاکی است که میزان این کمبود در سال ۲۰۰۹ به ۳۷۵ میلیارد دلار رسید و این میزان امسال کاهش نیافته و در طول ۶ ماه نخست سال جاری به ۳۳۴٫۹ میلیارد دلار رسیده است. به گفته وزارت بازرگانی خارجی آمریکا، کسری شاخص تجاری آمریکا در آگوست ۲۰۱۰، ۸٫۸% رشد داشت یعنی از ۴۲٫۶ میلیارد دلار در ژولای به ۴۶٫۴ میلیارد دلار در آگوست ۲۰۱۰ افزایش یافت.     <br />چین در صدر کشورهایی قرار دارد که در مقایسه با ایالات متحده، میزان تجارت به نفع این کشور متمایل است. کسری شاخص تجاری آمریکا با این کشور به عنوان نمونه از ۲/۲۰ میلیارد دلار در آگوست سال گذشته به ۲۸ میلیارد دلار در ماه مشابه امسال رسیده است.     <br />۳-بنا به گزارش وزارت خزانه‌داری آمریکا در ژوئن، میزان بدهکاری‌های عمومی آمریکا طی ۱۰ سال گذشته با افزایش ۵۸% ، از ۵٫۶۴۷ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۰ به ۱۳ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۰ رسید، یعنی چیزی حدود ۹۳% تولید ناخالص داخلی این کشور. انتظار می‌رود این میزان در سال ۲۰۱۵، به ۱۹٫۷تریلیون دلار برسد یعنی ۱۰۲٫۶% تولید ناخالص داخلی، در نتیجه ایالات متحده چاره‌ای جز ورشکستگی ندارد.     <br />بنا بر گزارش مارس گذشته گروه اقتصادی شبکه &quot;CNN &quot;، این آمار و ارقام رسمی، شامل بندهای مخفی که حجم این بدهی‌ها را به ارقام نجومی می‌رساند، نمی‌باشد؛ از جمله آنها ضرر و زیانهای شرکت‌های ورشکسته است که دولت آمریکا آنها را اداره می‌کند و نیز خسارتهای کاهش مالیات. کارشناسان بر این مطلب تأکید دارند که میزان بدهی‌های آمریکا که هر روز ۱٫۴ میلیارد دلار و هر دقیقه حدود یک میلیون دلار افزایش می‌یابد، به مانند یک بمب ساعتی است که ممکن است هر لحظه منفجر شود.     <br />۴-چین به تنهایی با در دست داشتن حدود یک تریلیون دلار از اسناد خزانه و اوراق بدهی‌های آمریکا، هر زمان که بخواهد از این اسناد خلاص شود، قادر است اقتصاد آمریکا را از پا بیندازد.     <br />۵-گزارش کمیته مشترک اقتصادی وابسته به کنگره آمریکا اعلام کرد که هزینه‌های دو جنگ طی سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۸، بر خلاف برآورد ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلاری دولت بوش به حدود ۱٫۶ تریلیون دلار رسید. در آینده نیز هزینه‌های اقتصادی به مراتب بیشتر از این خواهد بود، چرا که بنا بر پیش‌بینی‌ها هزینه این دو جنگ در فاصله سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۱۷، به ۳٫۵ تریلیون دلار خواهد رسید؛ به عبارتی هر خانوار معمولی آمریکایی متحمل هزینهای حدود ۴۶۴۰۰ دلار خواهد شد.     <br />۶-افزایش هزینه جنگ عراق و افغانستان به ۶٫۴ تریلیون دلار: این مطلب را &quot;ژوزف استیگلیتز &quot; اقتصاددان و برنده جایزه نوبل به همراه &quot;لیندا بیلمز &quot; استاد دانشگاه هاروارد، نویسندگان کتاب &quot;جنگ ۳ تریلیون دلاری &quot;، با در نظر گرفتن هزینه‌های نگهداری سربازان زخمی و سالم اعلام کرده‌اند. این دو نفر بعد از دو سال و به دنبال آمار جدید اتحادیه کهنه ‌سربازان، ارقام منتشر شده در کتابهای خود را اصلاح کردند.     <br />۷-از حقایق ثبت شده در کنگره، آن است که جنگ برای آمریکا ماهیانه ۸۰ میلیارد دلار هزینه دارد و از طرفی هزینه اعزام سربازان به منطقه به ۲٫۵ میلیارد دلار رسیده است. هزینه پرتاب بمب‌ها و موشک‌ها حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار در ساعت است و هزینه راه‌اندازی هر یک ناو هواپیما‌بر، روزانه ۳ میلیون دلار است.     <br />۸- افزایش بودجه دفاعی طی ۱۰ سال اخیر فشار زیادی را بر بودجه عمومی ایالات متحده تحمیل نموده است. بودجه تخصیص یافته از سوی پنتاگون در سال ۲۰۰۱، ۴۳۲ میلیارد دلار بوده که در سال ۲۰۰۸، این میزان به ۶۹۶٫۳ میلیارد دلار و در سال ۲۰۱۱ به ۷۲۰ میلیارد دلار رسیده است.     <br />۹- وزارت بازرگانی آمریکا بر خلاف وعده‌های داده شده از سوی دولت، بر کاهش رشد تولید ناخالص داخلی و کاهش تقاضای محصولات غیر دفاعی آمریکا در بازار جهانی تأکید دارد که این مسئله کشور را به سمت ورشکستگی پیش می‌برد.     <br />۱۰- نوسان بازار سهام آمریکا، عدم اعتماد به این بازار و نیز فرار سرمایه‌گذاریهای خارجی از این کشور: عدم اعتماد بین‌المللی به بازارهای مالی آمریکا و فرار سرمایه‌گذاری‌های خارجی، موجب ایجاد بحران در اعتبار آمریکا شده است.     <br />۱۱- تعطیلی ده‌ها هزار کارخانه و شرکت آمریکایی و اخراج کارگران آنها: بر اساس آمارهای ورشکستگی بکار رفته از سوی وکلا و بانکها، در ژانویه ۲۰۱۰، ۶۵۰۲ شرکت به موجب قوانین ورشکستگی تقاضای حمایت از بدهکاران نمودند در حالیکه این آمار در می ۲۰۰۹، ۶۰۵۵ شرکت بوده است.     <br />۱۲- ورشکستگی بیش از ۱۵۰ بانک آمریکایی که همچنان ۵۰۰ بانک دیگر در آستانه ورشکستگی هستند؛ سقوط بانک‌ها موجب می‌شود که کشور در تمامی زمینه‌های اقتصادی به طور کامل فلج شود.     <br />۱۳- کاهش ارزش دلار در برابر سایر پولهای رایج: ارزش دلار در برابر یورو و یوان چین به کمترین میزان ممکن رسیده است. این کاهش مستمر قیمت دلار اعتماد در سرمایه‌گذاری، به ویژه بر روی اسناد دولت آمریکا و بازار پولی این کشور را از بین می‌برد.     <br />۱۴- روی آوردن سرمایه‌گذاران به خرید طلا به جای سرمایه‌گذاری بر روی دلار: چرا که طلا منبعی ارزشمند می‌باشد، در حالیکه دلار ارزش جهانی خود را از دست داده است؛ این مسأله‌ای است که موجب افزایش قابل توجه قیمت طلا شده است.     <br />۱۵- در لیست نیوزویک در مورد بهترین کشورها در جهان، آمریکا از رتبه نخست میان ۱۰۰ کشور جهان در سال ۲۰۰۰ به رتبه ۱۱ در سال ۲۰۱۰، نزول کرده است.     <br />*به سوی فقر*     <br />۱۶- طی نیم قرن، میانیگن فقر در آمریکا به بالاترین سطح خود رسیده است، به گونه‌ای که تعداد فقرا در سال گذشته ۴۳٫۶ میلیون تن از شهروندان آمریکایی بوده است. مرکز آمار ایالات متحده تأکید کرد میانگین فقر از چیزی حدود ۱۳٫۲% در سال ۲۰۰۸ به ۱۴٫۶% در سال ۲۰۰۹ رسیده که از آغاز آمارگیری فقرا در سال ۱۹۵۹، بالاترین سطح آن می‌باشد.     <br />۱۷- شمار شهروندان محروم از بهداشت از ۴۶٫۳ میلیون در سال ۲۰۰۸ به ۵۰٫۷ میلیون در سال ۲۰۰۹ افزایش یافته، یعنی چیزی حدود ۱۶٫۷% کل شهروندان ایالات متحده.     <br />۱۸- در حال حاضر ۱۰ میلیون آمریکایی از بیمه بیکاری استفاده می‌کنند و این چیزی حدود ۴ برابر این تعداد در سال ۲۰۰۷ می‌باشد.     <br />۱۹- بیش از ۴۱ میلیون آمریکایی از کوپن غذا استفاده می‌کنند که طی دسامبر ۲۰۰۷ تا ژوئن ۲۰۱۰، شمار آمریکایی‌هایی که به برنامه کوپن غذا اضافه شده‌اند ۵۵% افزایش داشته است.     <br />۲۰- بنا بر گزارش گروه مسئول از جانب سنای آمریکا وابسته به برنامه وزارت بازرگانی، بیش از ۶ میلیون خانواده آمریکایی به مدت ۶۰ روز یا بیشتر از پرداخت اقساط خود عقب مانده‌اند.     <br />۲۱- میزان بیکاری در ایالات متحده به دلیل کاهش میانگین رشد و تعطیلی بیشتر کارخانه‌ها و انتقال برخی کارخانه‌ها به کشورهای آسیایی و نیز انبوه جنسهای ارزان چینی در بازار آمریکا، افزایش یافته است. میزان بیکاری در سال ۲۰۰۰، ۳٫۹% بوده است. وزارت کار آمریکا اعلام کرد میانگین بیکاری به ۹٫۶% افزایش داشته است. در حال حاضر مجموع تعداد بیکاران در ایالات متحده حدود ۱۵ میلیون کارگر است که ۶٫۲ میلیون نفر از آنان در بیکاری طولانی (بیشتر از ۲۶ هفته) به سر می‌برند، یعنی بیش از ۴۰% بیکاران مدتی بیش از ۶ ماه را در جستجوی کار می‌گذرانند، در حالیکه ۲۱% ایشان مدتی بیش از یک سال را در بیکاری به سر می‌برند.     <br />۲۲- کاهش میزان تحصیل در آمریکا بویژه در زمینه آموزش عالی: اوباما در این راستا اعلام کرد: تعداد محصلین در این سطح از آموزش از میان شهروندان ما به سخنی ۵۰% است، این در حالی است که شمار افرادی که در دوره دبیرستان ترک تحصیل می‌کنند بالاترین میزان در میان کشورهای صنعتی میباشد و همزمان نیمی از دانشجویانی که تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز می‌کنند، آن را به پایان نمی‌رسانند.     <br />اینها بارزترین شاخصه‌ایی بود که نشان می‌دهد ایالات متحده با سرعت به سمت فروپاشی به پیش می‌رود؛ نویسنده در پایان به هشداری اشاره می‌کند که &quot;نیل فرگوسن &quot;، کارشناس اقتصادی آمریکا، استاد دانشگاه هاروارد، نویسنده مقالات هفتگی مشهور در روزنامه لس آنجلس تایمز و صاحب کتاب &quot;امپراطوری- صعود و نابودی سیستم جهانی بریطانیا و درس‌هایی برای قدرتهای جهانی &quot; آن را مطرح کرده و آن این است که امپراطوری آمریکا طی دو سال آینده به صورت غیرمنتظره‌ای فروپاشی خواهد کرد.     <br />آمریکا سقوط خواهد کرد همانگونه که امپراطوری‌های دیگر سقوط کردند، صفحه این امپراطوری نیز در هم پیچیده خواهد شد و دیگر ستونی برای آن باقی نخواهد ماند و به خاطر جنایت‌های ضد بشری این امپراطوری کسی بر آن نخواهد گریست. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1389/08/11/7270/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتشار ویروس&#8204;های کشنده در مناطق معدن&#8204;خیز آفریقا از سوی آمریکای جنایتکار</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1389/08/09/7247/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1389/08/09/7247/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Oct 2010 15:03:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1389/08/09/7247/</guid>
		<description><![CDATA[عبدالرحمان می‌هالفی متخصص ژنتیک در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس به حربه‌های غرب به خصوص آمریکا برای چپاول آفریقا که از جمله آنها شیوع بیماری‌های خطرناک و گسترش فقر است پرداخته که از نظر خوانندگان می‌گذرد. *با کشف هر معدن یک بیماری در منطقه شیوع پیدا می کند وی مهمترین مشکل این قاره [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2010/10/image27.png" width="300" height="160" /></p>
<p>  <span id="more-7247"></span>
<p align="justify">عبدالرحمان می‌هالفی متخصص ژنتیک در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس به حربه‌های غرب به خصوص آمریکا برای چپاول آفریقا که از جمله آنها شیوع بیماری‌های خطرناک و گسترش فقر است پرداخته که از نظر خوانندگان می‌گذرد.    <br />*با کشف هر معدن یک بیماری در منطقه شیوع پیدا می کند     <br />وی مهمترین مشکل این قاره بسیار ثروتمند را خدمات و امکانات بسیار پایین آن دانست و اظهار داشت: دنیای خارج از آفریقا قصد دارد تمام دارایی آفریقا را تصاحب کند، آن هم بدون وجود سیاهانی که در این قاره زندگی می‌کنند.     <br />این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه معادن بسیاری در آفریقا وجود دارد و کشورهای زیادی تلاش می‌کنند به آن دسترسی پیدا کنند، یادآور شد: آمریکا یکی از این کشورها است که با شیوع بیماری، رواج فقر و بی‌سوادی در بین مردم این قاره تلاش می‌کند تا بر منابع آن دسترسی یابد.     <br />می‌هالفی با اشاره به تخصص خود گفت: من متخصص ژنتیک هستم و عملکرد و کار کرد ویروس‌هایی که در آفریقا رواج می‌یابد را به خوبی می‌شناسم.     <br />این کارشناس علوم ژنتیک با بیان اینکه ویروس‌های رایج در آفریقا نامی ندارند بلکه آنها را با کد گذاری مورد استفاده قرار می‌دهند، اظهار داشت: در کشور کنگو، شهر «بوجی مایی» معادن الماس مشهوری دارد که در کل آفریقا زبانزد است.     <br />وی ادامه داد: در شرق کنگو یک بیماری رایج است که شخص مبتلا به آن از تمام اعضا و جوارحش خون جاری می‌‌شود و پس از چند روز می‌میرد که همین موضوع در زیمبابوه که معادن طلا دارد رایج است.     <br />* ویروس‌های منتشر شده در آفریقا همه را از بین می‌برد جز نیروهای حافظ صلح آمریکایی     <br />این کارشناس علوم ژنتیک با اشاره به اینکه از نظر ژنتیکی اگر ویروسی جایی منتشر شود همه باید به آن مبتلا شوند جز آن کس که آنتی‌ویروس را داشته و به خود تزریق می‌کند، گفت: کسی به این سؤال پاسخ نداده که چرا برخی نیروهای سازمان ملل و حافظان صلح به آن مبتلا نمی‌شوند و این ویروس روی آنها هیچ تأثیری نمی‌گذارد.     <br />می‌هالفی با اشاره به امکان ادامه حیات این نوع ویروس‌ها در خاک یادآور شد: آنها حتی پس از ۱۵ سال می‌توانند افراد را مبتلا کنند.     <br />وی خاطرنشان کرد: افرادی که مبتلا به این ویروس نمی‌شوند که در گذشته آنتی ویروس آن را تزریق کرده باشند. این یعنی شناسایی و آشنایی آن افراد با ویروس.     <br />این متخصص ژنتیک با اشاره به حضور خود در کشور مالی گفت: امسال زندگی خود را به مالی انتقال دادم و تا پیش از آن در کنگو، زیمبابوه و غنا مشغول فعالیت بودم.     <br />*با تحقیقات متوجه شدم بیماری شایع‏شده در مالی همان بیماری در کنگو و غنا بوده است     <br />می‌هالفی با بیان اینکه در مالی تا امروز هیچ‎گونه مریضی وجود ندارد، اظهار داشت: در قسمت غربی مالی برخی کمپانی‌ها معادن طلا را شناسایی کرده‌اند و مردم منطقه غرب به بیماری‌هایی مبتلا شده‌اند که در گذشته در این کشور شایع نبوده است.     <br />وی به گفت‌وگوی خود با رهبران دینی آن مناطق اشاره کرد و افزود: از آنها نشانه‌های این بیماری را پرسیدم و دریافتم که این بیماری مانند همان بیماری‌هایی می‌باشد که در کشور‌های دارای معدن رواج یافته است.     <br />این متخصص علوم ژنتیک دو کمپانی «ران گلد» و «آنگلو گلد را» که ظاهراً متعلق به آفریقای جنوبی و انگلیس هستند اما در واقع آمریکایی می‌باشند کمپانی‌های فعال در آفریقا خواند و یادآور شد: هنگامی که در غنا و در شرکت‌ آنگلو گلد کار می‌کردم در آنجا به من آنتی‌ویروس این بیماری را تزریق کردند.     <br />* تب شدید، جاری شدن خون از مجاری بدن، فلج شدن و مرگ     <br />می‌هالفی با بیان اینکه در کنگو بیماری‌های زیادی وجود دارد و مردم آن از این بیماری‌ها رنج می‌برند اما کسی به فریاد آنها نمی‌رسد، خاطرنشان کرد: این بیماری‌ها با تب شدید آغاز می‌شوند و به همین دلیل بومیان تصور می‌کنند مالاریا است، اما پس از یک هفته از بینی، چشم و گوش‌های بیمار خون جاری می‌شود و شخص بیمار با درد زیادی در اعضای داخلی بدن خود پس از ۲ روز با فلج شدن از بین می‌رود و این روشی است برای خلاص شدن از دست مردم این قاره.     <br />می‌هالفی مناطقی را که این بیماری‌ها در آن شیوع می‌یابد بسیار غنی دانست که غربی‌ها تلاش می‌کنند تا آنها را خالی از سکنه کنند تا به راحتی به کار خود ادامه دهند و گفت: این در حالی است که مردم در مناطقی که معدنی ندارند بدون شیوع بیماری به زندگی خود ادامه می‌دهند.     <br />وی با اشاره به نحوه تصاحب معادن توسط غربی‌ها گفت: پس از شناسایی معدن در یک منطقه، نیروهای نظامی منطقه به همراه نیروهای حافظ صلح به آن منطقه رفته و آن را خالی از سکنه کرده و به دور آن حصار می‌کشند.     <br />این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: پس از محاصره منطقه، نیروهای نظامی بومی نیز نمی‌توانند وارد آن شوند و منطقه منحصراً در اختیار نیروهای سازمان ملل که آمریکایی هستند، قرار می‌گیرد.     <br />* آمریکا تلاش می‎کند تعداد بومیان آفریقا را تا حد ممکن کاهش دهد     <br />می‌هالفی با طرح این سؤال که آیا آمریکا در آفریقا حضور دارد یا خیر گفت: پاسخ ابتدایی منفی است، اما در نهایت همه این کمپانی‌ها منافع آمریکا را تأمین می‌کنند و آمریکا از این فعالیت‌ها سود می‌برد.     <br />وی با بیان اینکه آنها می‌خواهند تعداد بومیان منطقه را تا جای ممکن کاهش دهند، اظهار داشت: در مرحله دوم اگر کسی احتیاج به کمک داشته باشد باید مبلغ زیادی بپردازد، به همین دلیل جهان نمی‌تواند به مشکلات آمریکا بپردازد چرا که مردم این قاره نیازمند کمک زیادی هستند.     <br />این کارشناس مسائل سیاسی با ذکر این نکته که ما در قرن ۲۱ زندگی می‌کنیم که در آن دین، معنویت و اخلاق جایی ندارد و همه به فکر سود هستند، اظهار داشت: غذا دادن به یک میلیارد نفر در این قرن بسیار سنگین است و آسان‌تر است که آنها را بکشند.     <br />می‌هالفی با اشاره به رقابتهای شوروی و آمریکا و جنگ سرد بین آنها گفت: آنها می‌جنگیدند تا ببینند کدام یک می‌تواند جهان را با سلاح هسته‌ای، موشک و جنگ بیولوژیک به چنگ آورد.     <br />وی افزود: در لابراتوارهای تخصصی در آمریکا و سیبری تلاش شد تا ویروس‌های جدیدی کشت و تولید کنند. بر همین اساس تمام ویروس‌های موجود در جهان را جمع کردند و آنها را با یکدیگر مخلوط کرده و ویروس‌های جدیدی به‎وجود آوردند.     <br />* لابراتوارهای آمریکایی منبع شیوع بیماری‌های ناشناس آفریقایی     <br />این متخصص علوم ژنتیک با بیان اینکه هریک از خطوطی که بین ویروس‌ها متصل می‌شد، ویروس‌های جدیدی بود که نامی نداشت و به‏صورت کدگذاری شده مشخص می‌شد تا افراد عادی به مشخصات آنها دست نیابند، اظهار داشت: پس از فروپاشی شوروی، آمریکا تلاش کرد تا نتایج لابراتوارهای روسی و متخصصان آنها را به دست آورد که موفق شد و از آنها استفاده کرد.     <br />می‌هالفی ادامه داد: مشکلات آفریقا و شیوع بیماری‌های ناشناس نیز درست از همان زمان یعنی حدود ۲۰ سال پیش در آفریقا آغاز شد که مصادف بود با فروپاشی شوروی .     <br />وی با اشاره به تلاش صنعت سینمای آمریکا برای فریب افکار عمومی گفت: طی ۲۰ سال گذشته آمریکا تلاش کرد تا با ساخت فیلم‌های مختلف نشان ‌دهد که این ویروس‌ها از حیوانات آفریقایی منتقل شده و خود را به عنوان ناجی آفریقاییان معرفی کند.     <br />این متخصص علوم بیولوژیک افزود: شاید عامه مردم این موضوع را باور کنند، اما من که متخصص ژنتیک هستم این موضوع را باور نمی‌کنم که این ویروس‌ها از طریق حیوانات منتقل شده باشند.     <br />می‌هالفی با اشاره به غیرممکن بودن انتقال این ویروس‌ها از طریق حیواناتی مانند شامپانزه‌ها اظهار داشت: تنها این اتفاق زمانی امکان دارد که این حیوانات لابراتوار داشته باشند و این ویروس‌ها را بسازند.     <br />* بیماری غربی‌ها برای دست‎اندازی به منابع کشورها     <br />وی با بیان اینکه سفیدپوستان (اروپاییان) از نظر روان‎شناسی مشکل دارند و می‌خواهند که آفریقا را تسخیر کنند، ‌یادآور شد: غربی‌ها تلاش دارند دارایی‌ همه جهان را به‎دست آورند.     <br />این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: غربی‌ها اگر یک دوست مثل ایران داشته باشند که نفت زیادی دارد، اصلاً خوشحال نیستند و می‌خواهند که همه نفت او را در اختیار بگیرند.     <br />می‌هالفی تمام تاریخ را مملو از دست اندازی‌های غربی‌ها به دنیا دانست که به آن افتخار می‌کنند و اظهار داشت: انگلستان، پرتغال و اسپانیا به خاطر مستعمرات و دست اندازی به کشورهای دیگر به خود می‌بالند.     <br />وی ادامه داد: هنگامی که بحث از این مستعمرات می‌شود هیچ‎کس سخن از کشتن به خاطر استعمار را نمی‌آورد و اینکه چه تعداد انسان کشته شده‌اند که این یک بیماری است.     <br />* کارگران آفریقایی با ۵ روز کار مداوم در معدن و دستمزد یک دلاری تبدیل به حیوان می‎شوند     <br />این کارشناس مسائل سیاسی غارت و چپاول ثروت آفریقا توسط آمریکا را مهم دانست و یادآور شد: مهم‌تر از غارت الماس و طلای آفریقا این است که آنها آینده آفریقا را می‌دزدند و چیزی برای مردم این قاره نمی‌گذارند.     <br />می‌هالفی ادامه داد: هنگامی که سیاهان را برای معادن استخدام می‌کنند، تنها یک دلار در روز حقوق می‌دهند. کارگران حق ندارند تا یک هفته از معادن که چند صد متر پایین‌تر از زمین است خارج شوند و تنها هر دو روز یک‎بار برای هوا خوردن بیرون می‌آیند و به این صورت به هیچ آینده‌ای فکر نمی‌کنند.     <br />وی افزود: زمانی که کارگران پس از یک هفته از معادن خارج می‌شوند با ۵ دلار به هیچ چیزی فکر نمی‌کنند و پس از مدتی افراد تبدیل به حیواناتی می‌شوند که فقط به فکر خوردن و تجاوز به زنان هستند.     <br />این متخصص علوم ژنتیک این نوع زندگی را فکر کردن به همان روز و نه آینده خواند و خاطرنشان کرد: این یعنی برده داری مدرن.     <br />می‌هالفی با ذکر این نکته که همین مبلغ را معدنچیان زیمبابوه دریافت می‌کنند، گفت: برخی مواقع مردم به دلیل دستمزد پایین به معادن نرفته و خودشان به امید یافتن طلا و الماس شروع به حفر زمین می‌کنند که پلیس با پیدا کردن آنها، این افراد را به زندان نمی‌فرستد بلکه به معادن می‌برد تا به‏صورت مجانی کار کنند.     <br />* بهترین حقوق دریافتی در آفریقا ماهی ۱۰۰ یورو است     <br />وی با اشاره به کشور مالی که از نظر حقوقی بهترین وضعیت را در بین کشورهای آفریقایی دارد، اظهار داشت: در کشور مالی حقوق افراد به ۱۰۰یورو در ماه رسیده است.     <br />این متخصص علوم بیولوژیک با بیان اینکه در مالی در منطقه «مامای بوگو» به عنوان کدخدا زندگی می‌کند، گفت: حدود ۳۰ درصد از جمعیت مردان این منطقه در معادن کار می‌کنند و وقتی به خانه‌هایشان باز می‌گردند این بیماری‌ها را می‌آورند. ما به دنبال شناسایی و علت این بیماری‌ها هستیم.     <br />می‌هالفی در ادامه سخنان خود غنا را کشوری ثروتمند خواند که از واژه «غنی» گرفته شده است و اظهار داشت: سفید پوستان از گذشته برای گرفتن برده و استخراج طلا به این کشور می‌رفتند.     <br />وی با بیان اینکه در منطقه «آشانتی» غنا که مرکز معادن است این بیماری بسیار رواج دارد، خاطرنشان کرد: بیماری‌ها در آفریقا مهم هستند اما از آن مهم‌تر فقر این قاره است که جهان خارج به آنها تحمیل کرده است.     <br />این متخصص علوم بیولوژیک در ادامه سخنان خود با اشاره به نسل کشی فجیع به راه افتاده در رواندا و کشته شدن ۵/۱ میلیون «توتسی» توسط «هوتی‌»ها، خاطر نشان کرد: هیچیک هرگز این موضوع را نمی‌خواستند بلکه یک طرف سوم با مسلح کردنشان از آنها خواسته بود که یکدیگر را از بین ببرند، در حالی که هیج اختلاف تاریخی با هم نداشتند.     <br />* در آفریقا هر ساله ۲۵ میلیون نفر به‎علت فقر جان خود را از دست می‌دهند     <br />می‌هالفی ایجاد و اختلاف در آفریقا را بسیار ساده دانست و اظهار داشت: اگر در کشوری اجازه ندهیم که افراد به نظام آموزش دسترسی داشته باشند، پس از گذشت یک نسل فرد تبدیل به یک حیوان شده و رسومات و فرهنگ خود را فراموش می‌کند که در این زمان ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن افراد راحت می‌شود.     <br />وی دلیل از بین بردن زبان و فرهنگ دیگران توسط آمریکا را همین موضوع دانست و گفت: با از بین رفتن تاریخ بومی اگر شما بخواهید تاریخ خود را بشناسید باید به موزه‌های غربی بروید به همین دلیل مطالعه تاریخ و ادبیات گذشته یکی از مهمترین ابزار دفاعی در برابر این تهاجم غربی است.     <br />این کارشناس مسائل ژنتیک ادامه داد: اما افراد در وسط جنگل هیچ تاریخ و پیشینه‌ای از خود ندارند و برای یافتن آن نیز نمی‌توانند به کشورهای غربی بروند.     <br />می‌هالفی با ذکر این نکته که همه این بیماری‌ها و جنگ‌های داخلی تنها می‌تواند یک تا دو میلیون نفر را در سال از بین ببرد، خاطرنشان کرد: در آفریقا به دلیل فقر هر ساله ۲۵ میلیون نفر جان خود را از دست می‌دهند در حالی که هیچیک برای مرگ خود در آینده نقشه ندارند بلکه این نقشه‌ها در واشنگتن و تل‌آویو کشیده می‌شود و این کشورها عامل اصلی کشتار و فقر آفریقایی‌ها هستند. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1389/08/09/7247/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تودرهمان رژیمی که به آن فحش می دهی به اینجارسیده ای!</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1389/03/09/6308/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1389/03/09/6308/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 May 2010 16:54:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1389/03/09/6308/</guid>
		<description><![CDATA[برخی بازیگران و سینماگران که همه شهرت خود را مدیون فضای فرهنگی داخل ایران هستند، به هنگام خروج از کشور ژست های مبارزه با اختناقی می گیرند که اساسا به آنها نمی آید و این در حالی است که پس از خروج از کشور معمولا دچار سقوط هنری و حاشیه نشینی می شوند این واقعیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><a href="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2010/05/image4.png" rel="thumbnail"><img style="border-bottom: 0px; border-left: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2010/05/image_thumb4.png" width="300" height="160" /></a> </p>
</p>
<p> <span id="more-6308"></span>
<p align="justify">برخی بازیگران و سینماگران که همه شهرت خود را مدیون فضای فرهنگی داخل ایران هستند، به هنگام خروج از کشور ژست های مبارزه با اختناقی می گیرند که اساسا به آنها نمی آید و این در حالی است که پس از خروج از کشور معمولا دچار سقوط هنری و حاشیه نشینی می شوند</p>
<p align="justify">این واقعیت تبدیل به سوژه ای برای داریوش سجادی از مخالفان مقیم خارج کشور شده تا به ارزیابی رفتار کسانی چون گل شیفته فراهانی، سوسن تسلیمی، محسن نامجو و &#8230; بپردازد.   <br />سجادی در وبلاگ خود &#8211; سخن &#8211; مصاحبه گل شیفته فراهانی با شبکه بی بی سی را مورد توجه قرار داد و نوشت: او به کرات در مصاحبه با بی بی سی روی این محور تاکید کرد که در ایران وی و امثال او از آزادی بیان مطابق با خواست قلبی و بلکه عقلی شان محرومند. من ادعای افرادی مانند گل شیفته را ناشی از خودشیفتگی می دانم تا واقعیت! خود شیفتگانی که به مجرد خروج از کشور، با ابتلا به نسیان و غرور، بی التفات به آن می شوند که اگر ستاره اقبال شان در عرصه های فرهنگی آن جامعه درخشید در ذیل همان نظام حاکم بر آن جامعه و مناسبات و رسم و رسومات اداری حاکم بر ساز و کارهای فرهنگی همان جامعه درخشیده و این کمال بی معرفتی است که پیاز نظام را بخورند و به مجرد فربه شدن و آغاز فصل ثمردهی ناگهان به آغوش غریبه بلغزند و بانگ و فریاد برآرند که آزادی نیست!     <br />او می افزاید: من نمی دانم امثال گل شیفته برای طی مدارج پیشرفت و ترقی در ذیل همان نظام که وی آن را متهم به اعمال محدودیت برای درخشش ایشان می کند محتاج چه چیز دیگری بوده که از وی مضایقه شده؟ او در حالی رثای اعتراض خود در نبود آزادی بیان و پیشرفت در ایران را در بی بی سی بلند کرده که در ذیل همان نظام جمهوری اسلامی آخرین و بالاترین جوایز و مدارج را از حکومت دریافت کرده. کسب سیمرغ بلورین بهترین و جوان ترین بازیگر نقش اول بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر برای فیلم درخت گلابی و کسب مقام بهترین بازیگر بیست و دومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در دو فیلم بوتیک و اشک سرما، کسب چنین مدارج و افتخاراتی اگر موید امکان وی برای درخشش در ذیل همان مناسبات به زعم ایشان خفقان آور نیست پس چگونه قابل توجیه است؟    <br />سجادی با لحنی طنزآمیز اضافه می کند: گل شیفته در حالی مدام در مصاحبه هایش از نبود آزادی بیان و حیات و اندیشه در کشورش گلایه می کند که برای مخاطب ناآشنا با ایشان چنین توهمی پیش می آید که خلق الساعه با اندیشمندی مبرز از جنس «هانا آرنت» یا «رزآ پارکز» و «ژانت رنکین» و «مادام پیر کوری» یا «سیمون دوبووار» و «روزالین یالو» و «ژان دارک» و یا «جمیله بوپاشا» مواجه شده که همه استعدادها و نبوغ فزاینده اش توسط رژیمی سفاک و دیکتاتور در ایران به صلابه کشیده شده.    <br />سجادی در ادامه می نویسد تنها تفاوتی که در گل شیفته ایران نشین و خارج نشین طی این مدت ملاحظه شده، فقدان روسری بر سر ایشان است. و اضافه می کند نمی توان منکر شد که مخالف خوانی بدون پشتوانه نظری و فکری، بخشی از اطوار هنرمندانی شده که به دلایل غیرسیاسی از کشور خارج می شوند اما ظواهر سیاسی برای این کار می تراشند.    <br />داریوش سجادی به وضعیت مبتذل و سقوط آمیز برخی از پیشینیان «فراهانی» اشاره کرد و یادآور شد: گل شیفته در حالی در حسرت نبود آزادی در ایران شکوه به بی بی سی می برد که پیش از او کسانی از جنس او کمابیش با ادعاهائی مشابه ایران را ترک کردند و جو زده و مدهوش جاذبه ها و ظواهر شهر فرنگ ناگهان احساس به ایشان دست داد و جامعه هنری جهانی را حریصانه چشم انتظار انفجار استعدادها و هنرهای بدیع و نامکشوف خود کردند. انتظاری که با همه ادعاهای بلوغ و فرهیختگی و شعور نهایتا به چند اجرای سکشوال و اروتیک ختم شد! از جمله سوسن تسلیمی بازیگری که در دهه ۶۰ اقبال پیدا کرد. او با هجرتش به آزادی! توقع شکوفایی را نزد شیدائیانش فراهم کرد اما در کمال تحیر از ابتذال و رکیک گویی چارواداری در درام «خانه جهنمی» ]با مضمون صرف پایین تنه![ سر در آورد. نمونه دیگر «سعید شنبه زاده» که در بستر فرهنگی ایران خرامید و بالید و گروهش از اولین تا دوازدهمین جشنواره موسیقی فجر حضوری خوش اقبال داشت و برگزیده ششمین جشنواره موسیقی شد اما به «سنت مالوف اسلاف» باشعار نبود آزادی سر از پاریس درآورد و در مصاحبه با BBC نوید آن را به جامعه هنردوستان جهانی داد که بزودی قصد آن را دارد تا «لخت مادرزاد»! بر روی صحنه برای علاقه مندان برقصد! تو گویی همه دغدغه جامعه هنری جهان رویت ما تحت عریان و اسافل اعضا و قر ۳۶۰ درجه ]&#8230;[ مشارالیه است و همه شکوفائی هنر جهانی معطل و منتظر ملاحظه برهنگی اندام این رقاص است. بر همین روال بجوئید «محسن نامجو» را که از قرائت قرآن شروع کرد و زمانی سراینده و نوازنده قطعه عاشورا برای بیست وششمین جشنواره تئاتر فجر شد و با آغاز فصل برداشت متوجه شد در ایران آزادی نیست و با هجرت به غرب، شیفتگانش را حریصانه چشم انتظار فوران هنرش در دنیای آزاد کرد، انتظاری که به شهوت خوانی مشارالیه در کنسرت «بی نظیر» ختم شد!    <br />داریوش سجادی در پایان «ابتذال گردی» و «هوس طلبی» برخی شبه هنرمندان فراری و فیگور سیاسی و اپوزیسیونی و آزادیخواهی آنها را به ماجرای همان کسی تشبیه کرد که به داروخانه می رفت و می پرسید «آقا نفت دارید». او نوشت: شیوه «مرثیه نبود آزادی» در ایران توسط برخی هنرمندان مذکور، فرهنگ سیاسی را به ابتذال می کشد. </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1389/03/09/6308/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

