<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نگاه نو &#187; مقالات</title>
	<atom:link href="http://www.negaheno.net/category/maghalat/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.negaheno.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Feb 2012 18:34:18 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.2</generator>
<image>
  <link>http://www.negaheno.net</link>
  <url>http://www.negaheno.net/wp-content/themes/Wordpress_Magazine/images/favicon.ico</url>
  <title>نگاه نو</title>
</image>
		<item>
		<title>سرکردگان باند تبهکار رجوی به دنبال فرار از محاکمه</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/11/18/9638/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/11/18/9638/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 22:16:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/11/18/9638/</guid>
		<description><![CDATA[در حالی که تصمیم قاطع دولت عراق مبنی بر اخراج منافقین از خاک این کشور بزودی عملی می شود و حتی مهلت شش ماهه نوری مالکی نخست وزیر عراق به اعضای این گروهک نیز رو به اتمام است، منافقین سعی می کنند با هیاهوی رسانه ای به مسائلی بپردازند که کاملا بی اساس بوده و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2012/02/image1.png" width="300" height="170" /></h4>
<p><span id="more-9638"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در حالی که تصمیم قاطع دولت عراق مبنی بر اخراج منافقین از خاک این کشور بزودی عملی می شود و حتی مهلت شش ماهه نوری مالکی نخست وزیر عراق به اعضای این گروهک نیز رو به اتمام است، منافقین سعی می کنند با هیاهوی رسانه ای به مسائلی بپردازند که کاملا بی اساس بوده و بی نتیجه بودن آن نیز بر همگان و ایضا سرکردگان این گروهک تروریستی روشن است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">واکاوی این رفتار های منافقین نشان می دهد که این قبیل اقدامات و سیاست های آنها مسبوق به سابقه است سرکردگان منافقین همیشه سعی کرده اند با هوچی گری در موضوعاتی بی اساس، افکار عمومی را منحرف ساخته تا موازی با آن اهداف و سیاست هایی پنهان را پیگیری نمایند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در شرایط فعلی دیده می شود که تمام هیاهوی این گروه به کمپ لیبرتی و نامساعد بودن اقامت در آن معطوف شده است. در حالی که برای خود سرکردگان این گروه تروریستی نیز مسجل است که بررسی شرایط اقامت در این کمپ از لحاظ میزان مساعد بودن، موضوعی نیست که در صلاحیت این گروه باشد و برای احراز وضعیت مطلوب لیبرتی می بایست نمایندگان سازمان ملل اظهار نظر نمایند که البته این بررسی نیز به پایان رسیده و آخرین گزارش بازرسان یونامی (کمیساریای عالی سازمان پناهندگان سازمان ملل) از شرایط مساعد آن خبر می دهد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و البته در توضیح کاملتر تحرکات بی اساس منافقین نیز باید به این واقعیت اشاره کرد که قرار نیست کمپ لیبرتی برای مدت طولانی میزبان اعضای گروهک منافقین باشد، و این مکان فقط به منظور بررسی پرونده اعضای منافقین به عنوان پناهجو در نظر گرفته شده است. پس باید دید که در کنه رفتار و موضع گیری امروز منافقین چه سیاستی نهفته است و سرکردگان تروریست گروهک رجوی در پس پرده موضع گیری های امروز خود چه قصد و نیتی دارند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">برای پاسخ به این سوال می بایست رجوع کنیم به دیگر تصمیمات دولت عراق در برخورد با اعضای منافقین در چند هفته گذشته و همچنین به بررسی خواست مردم عراق و موضع گیری های مسئولین و سیاست مداران عراقی بپردازیم تا متوجه شویم که غیر از موضوع اخراج چه مسئله دیگری وجود دارد که اینطور باعث وحشت منافقین شده است. و جنجال رسانه ای آنها در شرایطی که اخراج قطعی شده است با چه هدفی صورت می گیرد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">خبرهای اخیر نشان می دهد که موضع گیری های دولت و ملت عراق در قبال این گروهک در سمت و سویی است که حق هر کشور و دولت مستقلی مبنی بر بر خورد قضایی با جنایتکاران است. ترورها و کشتار بیرحمانه ملت عراق توسط منافقین تروریست واقعیتی اثبات شده است که هیچ گاه از خاطر مردم این کشور پاک نخواهد شد. پیگیری قضایی مجرمان نیز حق طبیعی و قانونی عراق است که مقدمات آن توسط دولت این کشور و به خواست ملت عراق صورت گرفته است و البته بیانگر این واقعیت نیز می باشد که ماهیت عراق بعد از خروج آمریکایی ها بر پایه استقلال کامل بوده و از حقوق خود ولو اینکه بر خلاف خواست غربی ها باشد، نخواهند گذشت.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در همین رابطه نیز اظهار نظر های گسترده ای مبنی بر برخورد قضایی و مبتنی بر قانون داخلی عراق با آن دسته از سرکردگان منافقین که دستشان به خون ملت عراق آغشته است صورت گرفته است. مسئولین عراقی و همچنین ملت این کشور بارها از محاکمه سران جنایتکار منافقین سخن گفته اند و حتی احکامی قضایی برای این افراد در عراق صادر شده است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شخصیت های برجسته عراقی در عرصه سیاسی و حقوقی بارها به این موضوع اشاره کرده اند که نمیتوان از کنار جنایتهای بسیار این فرقه تروریستی در عراق به سادگی گذشت و باید محاکمه آنها قبل از اخراج انجام شود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">یاد آوری برخی از جنایت های منافقین همچون خاطره تلخ قتل‌عام صد‌ها هزار عراقی به ویژه تعداد زیادی از کردهای شمال عراق در جریان انتفاضه سال ۱۹۹۱ فقط بخشی از مواردی است که مسئولین عراقی با اشاره به آنها بر لزوم محاکمه منافقین تاکید کرده اند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">طرح شکایت خانواده قربانیان جنایات منافقین در دادگاه عراق هم از دیگر مواردی است که نشان از خواست ملت این کشور بر تحقق این حق طبیعی و قانون عراق شده است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">رسمی ترین موضع گیری نیز مربوط می شود به اظهارات نوری مالکی نخست وزیر این کشور که چندی پیش توسط وی و در یک گفتگوی تلویزیونی ابراز شد. نخست وزیر عراق ضمن تاکید بر تصمیم کشورش برای اخراج این گروهک و پایان دادن به این مسئله، به صدور ۱۲۰حکم دستگیری اعضای منافقین که تعدادی از آنها هنوز در پادگان اشرف مستقر هستند، اشاره کرد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">مجموع اظهار نظر های مسئولین و مردم عراق و همچنین سوابق سرکردگان فریبکار این گروهک اثبات می کند که دامن زدن به مسائلی از قبیل شرایط نامساعد لیبرتی، آنهم در شرایطی که بی نتیجه بودن آن محرز است فقط با این هدف صورت گرفته که موضوع محاکمه به دست فراموشی سپرده شود یا آنقدر در مرحله انفعال قرار گیرد که به کلی اجرایی نشود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">منشاء تمام هیاهوی بوجود آمده نیز همین سرکردگان جنایتکار منافقین هستند که به خوبی از محکومیت و مجازات خود در صورت حضور در دادگاه اطلاع دارند و امروز با نیت بزرگ ساختن حواشی تا اندازه ای که اصل موضوع به دست فراموشی سپرده شود سعی می کنند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">منافقین؛ تروریستهای قانون گریز</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma"><img border="0" src="http://www.habilian.ir/fa/images/stories/monafeqin/maryam-rajavi-terorist.jpg" width="222" height="370" /></font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به دنبال دستیابی به این هدف، مشاهده می شود که منافقینی که تا چندی پیش سعی می کردند خود را در دامان سازمان ملل متحد پناه دهند و در تمامی موضع گیری های خود بر علیه دولت عراق، یونامی را خطاب قرار می دادند، در اطلاعیه اخیر خود به بازرسان یونامی که شرایط کمپ لیبرتی را مساعد ارزیابی کرده اند، حمله ور شدند. مواضع سرکردگان این گروهک تا هفته پیش بر پایه نشان دادن آمار بالایی از حمایت برخی نمایندگان پارلمان اروپا و سیاستمداران غربی پی ریزی شده بود ولی اکنون که منافع خود را در مقابل قانون می بینند مواضع غیر قانونی خود را نشان می دهند زیرا که اساساً حرکتی بر خلاف قانون دارند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">همین موضوع نشان می دهد که اساساً منافقین یک گروه جنایتکار و خلافکار هستند که به هیج قانونی پایبند نبوده و با قلدری و به کشتن دادن پایین دست های خود سعی دارند به زور هم که شده قوانین بین المللی را به نفع خود نقض کنند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به عبارت دیگر دار و دسته رجوی تا زمانی خود را به ظاهر پایبند به قانون نشان می دهند که منافع خود را در آن ببینند در غیر این صورت ماهیت واقعی و قانون گریز خود را آشکار می سازند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در شرایط فعلی هوشیاری مسئولین دولت عراق بسیار تعیین کننده است تا در اقدامی منطقی و دوری از هیاهوی هدفدار منافقین شرایط را برای اخراج اعضای رده پایین و محاکمه سرکردگان منافقین فراهم سازند.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/11/18/9638/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روزهای پایانی سطلنت محمدرضا چگونه گذشت</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/11/15/9633/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/11/15/9633/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 12:47:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/11/15/9633/</guid>
		<description><![CDATA[در محرم ۵۷ معلوم شد دولت نظامی ازهاری قادر به مهار انقلاب در کشور نیست و رهبرانِ حرکت مردمی اوضاع را در کنترل کامل خود دارند و در بسیج مردم از خلاقیت و ابتکار بیشتری در مقایسه با حاکمان نظامی وقت برخوردارند. با اعلام ممنوعیت برگزاری اجتماعات، رهبران نهضت اسلامی به ویژه آیت الله طالقانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2012/02/image.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-9633"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در محرم ۵۷ معلوم شد دولت نظامی ازهاری قادر به مهار انقلاب در کشور نیست و رهبرانِ حرکت مردمی اوضاع را در کنترل کامل خود دارند و در بسیج مردم از خلاقیت و ابتکار بیشتری در مقایسه با حاکمان نظامی وقت برخوردارند. با اعلام ممنوعیت برگزاری اجتماعات، رهبران نهضت اسلامی به ویژه آیت الله طالقانی از مردم خواستند تا درست در زمان شروع مقررات منع رفت و آمد با رفتن به بام خانه‏هایشان فریاد الله‏اکبر سر دهند و حتی هزاران کفن پوش هم مقررات منع رفت و آمد شبانه را زیرپا گذاشتند. </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">چنین نمایش مسالمت آمیزی نشانگر قدرت و اتحاد میلیون‏ها ایرانی به رهبری امام خمینی(ره) بود. همین اقدام با وحشت رهبران نظامی روبرو شد و تهدیدهای بعدی نیز کارساز نبود. وقتی از کارتر در مورد سرنوشت شاه در این شرایط سخت سوال شد پاسخ داد:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">«<strong>این امر چیزی است که به مردم ایران بستگی دارد</strong>.»</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">نقطه اوج مخالفت‏های وسیع مردمی روزهای تاسوعا و عاشورا بود. در قطعنامه این دو راهپیمایی رهبری امام خمینی(ره) و پایان دادن به حاکمیت شاه و ایجاد حکومت اسلامی به رسمیت شناخته شده بود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">این دو راهپیمایی جایی برای امیدواری شاه به توانایی ازهاری در خاتمه بخشیدن بحران باقی نگذاشت. دو گزینه در مقابل شاه قرار داشت، یا باید تسلیم مخالفین می‏شد و کشور را ترک می‏کرد و یا اینکه سیاست مشت آهنین در پیش می‏گرفت. وقتی شاه سرگرم اندیشیدن به یکی از دو گزینه فوق بود، کمیسیون بال(۱) که به دستور رئیس جمهور آمریکا و به منظور برررسی بحران ایران تشکیل شده بود، به این نتیجه رسید که چنانچه شاه اقدامی فوری برای واگذاری قدرت به یک دولت غیرنظامی صورت ندهد شانس بقای وی بسیار کم خواهد بود. حتی در هشدار جدی تر از این هم توسط دولت فرانسه که سرویس اطلاعات کارآمدی در ایران داشت آمده&#160; است:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">«امکان بقای شاه وجود ندارد و غرب می‏تواند با آیت الله خمینی کنار بیاید زیرا وی به شدت ضد کمونیست و به ویژه ضد شوروی است».(۲)</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">علیرغم گزارش‏های غرب، شاه تا آخرین روزها معتقد بود که خود و خاندان او به مملکت و مردم خدمات شایان کرده‏اند‏ و در دوران پهلوی بوده است که ایران از مدار واپس ماندگی و زندگی قرون وسطایی به دوران مدرن پیوسته است. به همین ملاحظه وقتی دید که مردم چگونه علیه او شوریده‏اند‏ حقیقتاً سرخورده و افسرده شد.(۳)</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">برژینسکی(مشاور امنیت ملی دولت کارتر) و تا حدودی هارولد براون (وزیر دفاع) به دلایلی مختلف با پیشنهادهای کمیسیون یاد شده مخالف و در مجموع خواستار اتخاذ رویه‏ای ‏«خشن» از سوی شاه بودند. اما سولیوان و جورج بال خواستار «راه حلی سیاسی» بودند، هرچند این روش به معنای سقوط شاه باشد. شاه با آگاهی از اختلاف نظر موجود، نظر آمریکا را دربارۀ مشت آهنین از سولیوان (آخرین سفیر آمریکا در تهران) جویا می‏شود و او پاسخ می‏رسد:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">«تشکیل کابینه نظامی تنها در صورتی به مصلحت خواهد بود که دولت در برقراری نظم ناکام بماند و نیروهای مسلح در معرض فروپاشی قرار گیرند.»</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شاه عملاً درمانده شده بود و قدرت تصمیم‌گیری نداشت.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شاه با آگاهی از اینکه حامیانش به دنبال مشت آهنین نیستند در جستجوی یک نخست‏وزیر‏ غیر نظامی برآمد و با علی امینی وارد گفت‌وگو شد و پس از روبرو شدن با دو شرط امینی یعنی:&#160; «تفویض کنترل ساواک و نیروی‏های مسلح» از آن منصرف شد. شاه سپس دکتر غلامحسین صدیقی را برای مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت پاسخ رد داد.(۴) شاه مجدداً به جبهه ملی روی آورد و با سنجابی و دیگر رهبران جبهه ملی گفتگو کرد. اما این گفتگوها که در پرده ابهام باقی ماند شکست خورد زیرا سنجابی از ریاست بر دولت آشتی ملی بدون کناره گیری شاه از فرماندهی کل نیروی‏های مسلح، ترک کشور و اقامت در خارج از کشور تا تعیین تکلیف سلطنت از طریق همه پرسی ملی خودداری کرد.(۵)</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">کریم سنجابی عضو عالی رتبه این جبهه (وزیر آموزش دولت مصدق، قاضی ویژه ایران در دیوان بین‌المللی دادگستری در پرونده نفت ایران و انگلیس، رهبر جبهه ملی در هنگام انقلاب ۱۳۵۷) به امام خمینی(ره) و نهضت انقلابی مردم پیوست. شاه با شاپور بختیار، اخراجی جبهه ملی، وارد مذاکره شد. او نیز پذیرش این مسئولیت را مشروط به خروج شاه کرد و او پذیرفت. انتخاب وی قطعاً عاملی برای تسریع روند سرنگونی شاه بود. زمانی که شاه خود را برای ترک اجباری و به تعبیر انقلابیون فرار از ایران آماده می‏کرد امام خمینی(ره) برای ایجاد دولت جایگزین ادقام کرده و از مهدی بازرگان خواسته بود کمیته‏ای ‏به منظور متقاعد کردن کارگران برای تولید نفت کافی جهت مصارف داخلی، به مراکز نفتی عزیمت کند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">با اعلام خبر عزیمت زود هنگام شاه، بحران سیاسی وارد مرحله جدیدی شد. کسی باور نداشت شاه به شکل مسالمت آمیز تسلیم شود. باور عمومی این بود که ارتش کودتایی خونین خواهد کرد. طبق اسناد لانه جاسوسی حتی آیت الله شریعتمداری از سفارت آمریکا خواسته بود تا مانع از انجام کودتای نظامی گردد. کودتایی که به قول علی امینی: «نه دردی را در بحران فعلی دوا می‏کرد و نه از حمایت بین المللی برخوردار خواهد بود».(۶) حتی ادعا شده مخالفین شاه تماس‏هایی با فرماندهان نظامی گرفتند تا شاید بتواند همراهی آنها را به دست آورند. سایروس ونس(وزیر خارجه وقت آمریکا) از قول سولیوان نقل کرده است:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">«نیروهای مسلح مصمم هستند مانع از خروج شاه شوند. آنها آماده انجام تهاجمی گسترده هستند که خون‏های بسیاری در پی خواهد داشت.»</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">هایزر بدون اطلاع قبلی شاه، یک روز پس از کنفرانس گوادلوپ که در آن رهبران کشورهای بزرگ اروپایی از شاه خواستند ایران را ترک کند، وارد تهران شد. سفری که جزئیات و اهداف اصلی آن همچنان در پرده ابهام قرار دارد. گروهی مدعی‏اند‏ در این سفر او تلاش داشت هرگونه تلاش افسران ارتش برای انجام کودتا به نفع شاه را در نطفه خفه کند یا به گفته خود هایزر قصد داشت تا از فروپاشی نیروهای مسلح جلوگیری کند و امیران ارتش را به حمایت دولت بختیار متقاعد سازد. هایزر صریحاً گفته بود: «امیران ارتش نه برای حل مشکلات، که برای اقدام به عنوان مجریان دستورات شاه تربیت شده بودند.»</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به گفته هایزر فرماندهان عالی رتبه ارتش بسیار آشفته بودند، آنها اتفاق نظر داشتند که شاه نباید ایران را ترک کند و در این صورت آنها نیز چنین خواهند کرد. آنها در مجموع حرکت مردمی را توطئه کمونیستی دانسته و شخص سولیوان را به خاطر اعمال فشار به شاه برای ترک ایران سرزنش می‏کردند. در حالی که تیمسار امیر حسین ربیعی(فرمانده وقت نیروی هوایی) به هایزر گفته بود: «سفیر شما در حال مجبور کردن شاه به ترک کشور است.» هایزر در پاسخ گفته بود: «دولت من همواره گفته است که عزیمت شاه به خواست او بستگی دارد.» گفته می‏شود در دومین دیدار هایزر با عباس قره باغی (آخرین رئیس ستاد شاه) هایزر موضع قبلی خود را تغییر داده و ضرورت عزیمت فوری شاه از کشور را برای برقراری نظم مورد تأکید قرار داد. همانطور که بعدها معلوم شد در واقع واشنگتن شاه را برای ترک ایران زیر فشار مستقیم قرار داده بود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اما تا زمانی شاه در ایران بود، بختیار نمی توانست از برگ برنده خود، یعنی معرفی خویش بعنوان مردی که توانسته بود شاه را از کشور بیرون سازد، استفاده کند. بنابراین مقدمات عزیمت شاه فراهم شد و شورای ۹ نفره سلطنت تشکیل گردید. شورایی که هیچ یک از مخالفین عمده در آن شرکت نداشتند. بختیار نیز همزمان رأی اعتماد گرفت. بختیار پس از رسیدن به نخست‏وزیر‏ی به اقداماتی دست زد تا مخالفان را راضی نماید. در حالی که تصویری از مصدق در پشت سرخود داشت، در تلویزیون سراسری ظاهر شد و از سال ها فعالیتش در جبهه ملی سخن گفت. او اعلام کرد که شاه به زودی برای گذراندن تعطیلات کشور را ترک خواهد کرد و قول داد حکومت نظامی را لغو و انتخاباتی کاملاً آزاد برگزار کند.(۷)</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شاه پیش از عزیمت در نشستی با هایزر و سولیوان ملاقات کرد. شاه خود دربارۀ این ملاقات می‏گوید: «سولیوان می‏گفت که روز عزیمت من چه عرض کنم، حتی ساعت آن نیز با اهمیت است. او مرتب به ساعت خود نگاه می‏کرد. هر دوی آنها از یک تعطیلات دو ماهه صحبت می‏کردند، اما هیچ یک چندان مطئمن نبودند که احتمالاً روزی برگردیم.» محمدرضا پهلوی برای تعطیلات طولانی تهران را ترک کرد. حتی گفته می‏شود ابتدا قرار بود شاه ۲۷ دی ماه ایران را ترک کند اما روز دوشنبه ۲۵ دی ۵۷ که خبر رأی اعتماد مجلس سنا به دولت بختیار در روزنامه‏ها منتشر شد، سفر یک روز زودتر برنامه ریزی گردید. در حدود ساعت ۱۰ صبح روز سه شنبه مشایعت کنندگان در پاویون سلطنتی فرودگاه مهرآباد در انتظار شاه و همسرش بودند. قیافه‏ها همه گرفته، نگران و متفکر به نظر می‏آمد و دیگر کسی درباره مسافرت صحبتی نمی‏کرد؛ چون همه این حرف‏ها زده شده بود.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">پیش از آن اعضای خانواده سلطنتی، والاحضرت‏ها، شاهدخت‏ها، والاگوهرها و فرزندان و همسران آنها و نیز ملکه مادر تهران را ترک گفته بودند. هواپیمای اختصاصی شاهین جت ۷۲۷ آماده در مقابل پاویون سلطنتی دیده می‏شد. شاه در گفتگوی کوتاه با خبرنگاران اعلام داشت:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">«همانطور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می‏کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمنا گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می‏شود و تهران را به مقصد آسوان در مصر ترک می‏کنم. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق بشود».</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شاه با مراسمی ساده و غمبار از پله‏های هواپیما برای سفری بی بازگشت بالا رفت؛ سفری بدون تشریفات و تجملات همیشگی. در این موقع تعدادی از افسران و مأمورین مخصوص گارد شاهنشاهی و آشیانه سلطنتی در مسیر راه، اطراف شاه را گرفته به نشانه خداحافظی دست‏های وی را می‏بوسیدند. شاه هر قدر به هواپیما نزدیکتر می‏شد از دیدن این احساسات بیشتر متاثر می‏شد. در حقیقت این سفری بود توأم با آوارگی و تنهایی و اندوه و از جهاتی به تمام معنی عبرت انگیز.(۸) در روزی که شاه تهران را ترک کرد صدها هزار نفر به خیابان‏ها ریختند و این رویداد تاریخی را جشن گرفته و خواستار انحلال سلطنت شدند. تیتر «<strong>شاه رفت</strong>» روزنامه اطلاعات نیز که به ابتکار غلامحسین صالحیار سردبیر وقت آن منتشر شد، بعنوان یکی از ماندگارترین تیتر‏های انقلاب ۱۳۵۷ در صفحه نخست نقش بست.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شاه در دوران سلطنتش نشان داد قدرت کافی برای تصمیم‏گیری در موقع بروز بحران ندارد. وی حاکمی بی اراده بود و به دلیل وابستگی به نصایح آمریکا، منتظر بود تا دولت آمریکا آشکارا و به اصرار از وی بخواهد تا به اقدامی شدید متوسل شود. او در ماه‏های آخر زمامداری خود نشانه‏های ضد و نقیضی از سوی دولت آمریکا دریافت می‏کرد و همین باعث شد تا در موقعی که باید وارد عمل شود، دست از پا خطا نکند. او عملاً منتظر جلوگیری از سقوط سلطنت از سوی آمریکا بود. او سیاست پخته‏ای ‏نداشت و همین به قیمت تاج و تختش تمام شد و همانند پدرش در سی و هشت سال پیش، او نیز تبعید شد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">احسان نراقی دربارۀ روحیه شاه در روزهای آخر اعلام می‏گوید:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">«همه می‌دانند شاه چند بار به بن بست خورد و با حمایت و البته با کودتای خارجی‌ها توانست به کشور برگشته و سلطنت کند. به همین دلیل محمدرضا همیشه به آنها توجه می‌کرد و حتی در خیلی از موارد خارجی‌ها را به داخلی‌ها ترجیح می‌داد تا به خیال خود به حفظ تاج و تختش کمک کند. از طرفی او اصولاً آدمی ‌نبود که توان مقابله با مشکلات را داشته باشد و با کوچکترین بحرانی خود را در بن بست می‌دید. شاه شجاعت رویارویی با مشکلات را نداشت و به همین دلیل مثل چند بار گذشته رفت تا شاید با کمک خارجی‏ها برگردد که این بار برگشتی در کار نبود. واقعاً نباید تردیدی داشت که نادانی‌های شاه دلیل اصلی سقوط او بود. عدم حمایت جدی آمریکا از شاه موجب از دست دادن وجهه آمریکا در میان متحدان خود در خاورمیانه گردید. تبعید شاه پایان حضور آمریکا در ایران بعنوان متحد استراتژیک واشنگتن در منطقه بود.»&#160; </font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">*محمود فاضلی</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">پانوشت:</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۱- Ball Commission</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">2- ایران بین دو انقلاب، آبراهامیان، نشر نی، ۱۳۷۷٫</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۳ &#8211; پس از سقوط، احمد علی مسعود انصاری، ص۱۴۹٫</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۴ – تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران (از کودتا تا انقلاب)، غلامرضا نجاتی، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۳،ج۲ ، ۲۳۱-۲۳۵٫</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۵ &#8211; ایران بین دو انقلاب، همان ، ص ۶۴۷ .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۶ &#8211; اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد قره باغی نشر نی ۱۳۶۵ ،ص ۱۷۹٫</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۷- ایران بین دو انقلاب، همان ، ص ۶۴۷ .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۸- پس از سقوط، ۱۵۹و ۱۸۲ .</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">۹- گفت و گوی خبرآنلاین با احسان نراقی، ۱۴/۱۱/۸۹٫</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">منابع :</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">- شکل گیری انقلاب اسلامی، محسن میلانی،گام نو، ۱۳۸۱٫</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">- اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد قره باغی نشر نی ۱۳۶۵٫</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">- پس از سقوط، احمد علی مسعود انصاری، موسسه مطالعات و پژوهش‏های سیاسی،چاپ دوم.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/11/15/9633/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تروریست های &#171;ریگی&#187; در کجا استخدام می شدند؟</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/10/24/9606/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/10/24/9606/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 15:03:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/10/24/9606/</guid>
		<description><![CDATA[مجله «فارین پالیسی » به نقل از یک یادداشت سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ خبر داده است که موساد در پوشش افسران اطلاعاتی آمریکا اقدام به استخدام مزدورانی از گروهک ریگی کرده است تا در ایران اقدام تروریستی انجام دهند. «مارک پری » در فارین پالیسی آمده است که این اقدام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2012/01/image4.png" width="300" height="150" /></p>
<p><span id="more-9606"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">مجله «فارین پالیسی » به نقل از یک یادداشت سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ خبر داده است که موساد در پوشش افسران اطلاعاتی آمریکا اقدام به استخدام مزدورانی از گروهک ریگی کرده است تا در ایران اقدام تروریستی انجام دهند.     <br />«مارک پری » در فارین پالیسی آمده است که این اقدام موساد در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ انجام شده است و باعث خشم مقامات آمریکایی و به خصوص جرج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا شده است.      <br />در این گزارش آمده است که عوامل موساد با استفاده از دلارها و پاسپورت آمریکایی وانمود کرده‌اند که از اعضای سیا هستند. بر طبق این گزارش، عملیات استخدام بیشتر در لندن و زیر دماغ مقامات اطلاعاتی آمریکا اتفاق افتاده است.      <br />یک مقام آمریکایی با ابراز خشم از این رفتار موساد گفته است که فعالیتهای آنها تقریبا آشکارا انجام می‌شد و آنها هیچ اهمیتی به نگرانی‌های آمریکایی در این باره نمی‌دادند. بر طبق این گزارش، چنین رفتاری جورج بوش را کاملا عصبانی کرده بود. این اقدام اسرائیلی‌ها می‌توانست بر روابط شکننده آمریکا و پاکستان اثرات نامطلوبی بگذارد که در آن زمان به خاطر انجام اقدامات تروریستی از خاک آن تحت فشار شدید ایران بود.      <br />این حوادث، در جامعه اطلاعاتی آمریکا این تردید را تقویت کرد که اسرائیل بیش از آن که همراه آمریکا باشد به صورت بازیگری مزاحم منافع آمریکا در آمده است. سیا، موساد و کاخ سفید تاکنون به این گزارش مجله آمریکایی که خبرهای مربوط به صحنه داخلی آمریکای آن از اعتبار خاصی برخوردار است، واکنشی نشان نداده‌اند.      <br />گفتنی است که از بین عملیاتهای تروریستی فراوان گروهک ریگی، موارد زیر در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ اتفاق افتاده است:      <br />حمله به ماموران نیروی انتظامی&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۵/۱۱/۱۲&#160;&#160;&#160; تقاطع بلوارهای بزرگمهر و معلم شهر زاهدان&#160;&#160;&#160; قتل ۴ مامور پلیس و یک شهروند      <br />حمله به اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران با خودروی حامل مواد منفجره&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۵/۱۱/۲۵بلوار ثارالله شهر زاهدان&#160;&#160;&#160; شهادت ۱۳ نفر و زخمی شده ۳۰ تن دیگر از اعضای سپاه و مردم عادی      <br />حمله به پاسگاه مرزی نگور&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۵/۱۲/۸&#160;&#160;&#160; منطقه نگور&#160;&#160;&#160;&#160; شهادت ۲ مامور مرزبانی و به گروگان گرفتن ۴ نفر دیگر و انتقال آنها به پاکستان      <br />حمله گروهک به جمعی از نیروهای سپاه ۱۳۸۶/۴/۲۸&#160;&#160;&#160; روستای دومک-منطقه کورین&#160;&#160;&#160; ۱۱ مامور سپاه پاسداران کشته و ۹ تن دیگر زخمی شدند      <br />حمله به خودروهای عبوری&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۶/۵/۲۸&#160;&#160;&#160; جاده چابهار به ایرانشهر&#160;&#160;&#160; گروگانگیری ۲۱ غیرنظامی و انتقال آنها به پاکستان      <br />ترور مهدی توکّلی(روحانی)&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۶/۷/۱۰&#160; روستای افتخارآباد شهرستان خاش شهادت وی توسط دو راکب یک موتور      <br />حمله به پاسگاه مرزی&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۷/۳/۲۳&#160;&#160;&#160; منطقه سراوان&#160;&#160;&#160; گروگانگیری ۱۶ مامور مرزبانی و انتقال آنها به پاکستان که بعدا ۱۵ تن از آنها ناجوانمردانه به شهادت رسیدند.      <br />ترور ابراهیم کریمی(معاون دادگستری سراوان)&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۷/۳/۲۷شهادت وی      <br />ترور فضل‌الله شهبازی(دادستان عمومی و انقلاب خاش)&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۷/۷/۶&#160;&#160;&#160; شهرستان خاش&#160;&#160;&#160; ناموفق بود و وی زخمی شد&#160;&#160;&#160; <br />ترور مولوی شیخ علی دهواری(امام جمعه مسجد صدیق اکبر)&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۷/۸/۲۰&#160;&#160;&#160; شهرستان سراوان&#160;&#160;&#160; <br />حمله انتحاری به صبحگاه مشترک نیروی انتظامی&#160;&#160;&#160; ۱۳۸۷/۱۰/۹&#160;&#160;&#160; شهرستان سراوان&#160;&#160;&#160; عبدالغفور ریگی (برادر کوچک عبدالمالک) با انفجار بمب همراه خود ۴ نفر از پرسنل نیروی انتظامی را به شهادت رساند و ۱۲ نفر دیگر نیز مجروح کرد.      <br />منابع آگاه افشای چنین اطلاعاتی در زمان حاضر و پس از آنکه پس از دو تن دیگری از دست اندرکاران برنامه هسته ای ایران بر اثر یک عملیات تروریستی به شهادت رسیدند را حاکی از تلاش آمریکا و انگلیس برای تبرئه خود از دخالت در این عملیات تروریستی می دانند در حالی که همه نگاه ها در این عملیات تروریستی حتی در سطح جهانی متوجه انگلیس ، آمریکا و رژیم صهیونیستی است . مدارک و اسنادی ک در این زمینه منتشر شده است و همچنین اعترافاتی که عبدالمالک ریگی در این زمینه داشته ، شکی در این زمینه باقی نگذاشته است که استفاده از نیروهای&#160; آنان برای خرابکاری در ایران هم زمان با همکاری نیروهای اطلاعاتی آمریکا ، انگلیس و رژیم اسرائیل صورت گرفته است .</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/10/24/9606/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فریبرز رئیس دانا: آتش افروزی بشردوستانه</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/10/22/9603/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/10/22/9603/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 21:39:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/10/22/9603/</guid>
		<description><![CDATA[فریبرز رئیس&#160; چهارشنبه&#160; ۲۱ دی ۱٣۹۰ -&#160; ۱۱ ژانویه ۲۰۱۲ چندین رفیق و دوست به من گفته ‏اند کاملاً روشن است که نظرت درباره‏ ی مداخله‏ های آمریکا و غرب در جهان و منطقه و کارکردهای نوامپریالیستی چیست اما در تغییر جو سیاسی اخیر مربوط به ایران می‏خواهیم روشن تر صحبت کنی. من بارها گفته‏ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2012/01/image3.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-9603"></span>
<p align="justify"><font size="3" face="Tahoma">فریبرز رئیس&#160; چهارشنبه&#160; ۲۱ دی ۱٣۹۰ -&#160; ۱۱ ژانویه ۲۰۱۲</font> </p>
<p align="justify"><font size="3" face="Tahoma">چندین رفیق و دوست به من گفته ‏اند کاملاً روشن است که نظرت درباره‏ ی مداخله‏ های آمریکا و غرب در جهان و منطقه و کارکردهای نوامپریالیستی چیست اما در تغییر جو سیاسی اخیر مربوط به ایران می‏خواهیم روشن تر صحبت کنی. من بارها گفته‏ ام که روشن تر از آنچه گفته‏ ام چیزی نمی‏توانم گفت. اما این بار دوست تازه آشنایی چیز دیگری خواست. او گفت توجه زیادی در میان ایرانیان و کسانی که در جهان مسائل ایران را پی‏ می‏گیرند، نسبت به وقایع و وصف آرایی‏ های جدید در این جا مطرح شده‏ است. او گفت ضرورت دارد یک بار – و من گفتم به شرط آن که بیش از این نخواهی حرف تحویل بدهم – تکلیف کسانی را که در مورد مواضعت پیرامون جنگ احتمالی و نظرگاه‏ های انتقادیت به دولت ایران مطمئن نیستند، حرفی بزنی. شاید کسانی را از دوستدارانت نا امید کنی ولی از تو انتظار شجاعت اخلاقی در مقاطع تاریخی می‏رود. گفت تفاوت تو و چون توها با بقیه باید همین باشد. برای آخرین بار، مگر در وقت ضرورت که خود بدانم، حرفم را می‏زنم. دیگر صریح‏تر از این نمی‏شود.     <br />کسانی در داخل و خارج، البته به ترتیب در پوشش و آشکار، از ضرورت مداخله‏ های بشر دوستانه آمریکا در ایران یاد می‏کنند زیرا به قول ایشان ایران در آنچنان وضعیت ناگوار و نگران کننده‏ ی ضد حقوق بشر قرار دارد که این ضرورت از سوی هر نیرویی با هر نیتی هم که باشد نه تنها قطعیت بلکه فوریت دارد. این کسان البته کتاب‏هایشان هم در ایران آزادانه چاپ می‏شود. نمونه‏ ی آن کاظم علمداری و عباس میلانی است. خیلی‏ ها از من و از یکدیگر می‏پرسند پس اینان کدام حقوق بشر را نشانه رفته‏ اند. عباس میلانی سوگلی روزنامه‏ ها و رسانه‏ های نولیبرال ایران است. این محافل از او و امثال او به عنوان روشنفکری آگاه و عمیق که حرفهایش گره‏ گشای اصلی مشکلات سیاسی و اجتماعی ایران تواند بود یاد می‏کنند. او درباره‏ ی نظریه‏ های مارکسیستی کتاب‏ها ترجمه می‏کند (البته ضد مارکسیستی و با رویکرد رسمی آمریکائی) و چاپ می‏شود. او مدام در رسانه‏ های رسمی غرب اعلام می‏کند که راه حل ایران آمریکایی شدن آن است از طریق انواع مداخله‏ ها و درگشایی‏ ها به روی نیروهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی غرب. و ما می‏شنویم که همه‏ ی آنها زیر لب زمزمه می‏کنند که اگر این مداخله‏ ها کار نکرد ناگزیر کار باید به مداخله‏ ی نظامی بکشد. یک نفر گفته بود چگونه است که آزادیخواهان در ایران گروه گروه زندانی می‏شوند اما رئیس دانا و ثقفی و حکیمی و مالجو در دانشکده‏ های علوم اجتماعی اجازه‏ ی صحت درباره‏ ی جنبش وال استریت می‏یابند. حقیقت این است که در آن دعوت دانشجویی، کسان دیگری هم که مخالف ما بودند در بحث شرکت داشتند و ضمناً درهای سالن نیز پیش از تشکیل‏ همایش بسته شد و بحث در اتاقکی و راهرویی در گرفت و البته با حضور علاقمندان زیاد و چند نفری هم سخنگو که از در دفاع از کاپیتالیسم درآمده بودند. حقیقت مهم تر این که من نه تنها برای این گفتگو بازخواست ‏شدم بلکه برای چاپ مجوزدار چند کتابم که در آن از سوسیالیسم و مارکس سخن گفته بودم محاکمه و محکوم شده‏ ام و اکنون در نوبت اجرای حکم مانده‏ ام. من این بحث و نقد را ادامه نمی‏دهم زیرا یا باید در این حد به گلایه‏ ی سطحی بسنده کنم یا باید حرفهای من چغلی علیه نویسندگانی که هم بی‏ دردسر کتابشان چاپ می‏شود و هم مبلغ مداخله‏ آمریکا هستند تلقی شود که ماهیتاً و به دلیل عضویت در کانون نویسندگان ایران، این سنگر دفاع از آزادی اندیشه و بیان، چنین نکرده و نمی‏کنم.      <br />طرفداران مداخله‏ ی آمریکا در ایران چند دلیل دارند. یک دلیل پنهان اما اصلی آنان این است که ملت ایران نمی‏تواند خودش درباره‏ ی خودش تصمیم بگیرد و عمل کند. ملت، عقب مانده، فریب خورده و ناتوان است. این ملت می‏ رود رأی می‏دهد و به هر کس هم که رأی بدهد بالاخره با این رأی چارچوب و اساس نظام را پذیرفته است. این ملت را باید به ضرب رسانه‏ های ماهواره‏ای، موشک کروز، اجرای منطقه‏ ی پرواز ممنوع، اشغال نظامی و گماردن سرسپردگان بر سرشان به قرن بیست و یکم کشاند. از نظر اینان اما مادام که مردم رأی می‏دهند اما نه به نفع سلطه آمریکایی – و احیاناً اروپایی – رأیشان باطل است و عقلشان زایل. آنها رأی به اصلاح طلبان یا کسانی را که فکر می‏کردند (البته تا حد بسیار زیادی به نادرست چنین فکر می‏کردند) زمینه ساز و جاده کوب حضور سلطه آمریکایی می‏شوند رأی پاک و درست می‏دانستند و می‏دانند اما به محض آن که احمدی نژاد به یمن سیاست‏های راست گرایانه و تعدیل ساختاری و آمریکایی مسلک اقتصادی دو دولت هشت ساله‏ ی پیشین و درپی انبوه نا امیدی و نارضایتی ناشی از آن به قدرت رسید بحث را علیه همان انتخابات پیشینه‏ دار گشودند. اما بحث من این است که باید راه و روش انتخابات از اساس متحول شود و راه برای همگان در رسیدن به همه‏ ی موقعیت‏ ها باز شود. در روشنای این تحول است که ملت می‏تواند رشد کند و همین رشد است که نخواهد گذشت دغلکاری مداخله‏ ی بشر دوستانه، که به واقع همان امپریالیسم نو و جنگ افروزی در قالب بشر دوستی است، از این و آن در و پنجره وارد شود. من هیچ توهمی ندارم که بگویم فردا اگر زمینه‏ های مورد نظرم برای انتخابات سالم و آزاد و منصفانه آماده شد، حتماً من و ما برنده می‏شویم. اما همان قدر هم توهم ندارم، و حتی یقین دارم، که بخش عظیمی از این مردم به قدر وسع و با ادراک واقعی شان سّرِ درون این مداخله‏ های بشر دوستانه را می‏ شناسند و از آن روی بر می‏گردانند با مداخله‏ هایی از سوی دولتهای غربی مبتنی بر دوگانه هنجاری، تبعیض آمیز، نادیده گرفتن حقوق و قواعد بین‏‏ المللی، چه بسا جعلی و با طفره رفتن از انجام وظایف واقعی انسان دوستانه.      <br />عبدالکریم لاهیجی که مخالف مداخله‏ های نظامی است (آن گونه که خود به صراحت می‏گفت) به عنوان یک حقوق دان ورزیده، در عرصه‏ ی حقوق بشر جهانی، می‏گفت برای آن مداخله‏ ها و مداخله‏ های نظامی، آنهم نه به صورت لشگرکشی بلکه برای ممانعت از عملکرد ضدانسانی حکومت‏ ها، یکی از این چهار شرط لازم است: ۱) دولت یا گروهی دست به نسل کشی زده باشد ۲) دولت یا گروهی به پاکسازی قومی اقدام کرده باشد، ٣) دولت یا گروهی مرتکب جنایت علیه بشریت شده باشد و ۴) دولت و ارتش آن یا نیروهای نظامی متخاصم مرتکب جنایت جنگی شده باشند. وقتی این حقوقدان مخالف دولت ایران این را توضیح می‏داد آقای جوانی که در برابرش نشسته بود و از مدعیاتش معلوم بود که چند کلاس هم درس خوانده و آن «علم مرده ریگ» آموخته است درآمد و گفت این کارها را که دولت ایران انجام نداده است (و این به طور ضمنی مورد تأیید دکتر لاهیجی هم بود) پس تکلیف ما چیست؟ باید دست روی دست بگذاریم؟ نه خیر الا و بالله آمریکا باید حمله‏ ی نظامی کند و این نظام برود. به او ، که بسی آن سوی‏ تر در سرزمین‏ های امن می‏زیست، کسی درنیامد بگوید اگر ارتش نجات بخش تو به میدان آمد و این سرزمین شد قتلگاه همان سربازان مزدور بدبخت و محروم ارتش‏ های مهاجم غرب و ناتو ، و حالا که دیگر نظام اجباری هم از نگرانی جشم زخم خوردن فرزندان بورژوازی وجود ندارد، چه کسی جواب مردم در همان دنیای مطلوبت را می‏ دهد. من و ما در ایران، به دلایل انسانی عمیقی طالب صلحیم و به همین دلیل تا افق دور دست ممکن علیه خشونت و جنگ ایستاده‏ ایم، مگر آن که به تأئید وجدان بشری ضرورت دفاع و صیانت انسانی قطعی شود. یاد آن تصنیف خیلی قدیمی می‏افتیم که در آن آمده بود (نقل به مضمون) «این بچه سربازهای کک و مکی تان را از این جا ببرید، سخت اندوهگین خواهیم بود اگر مجبور شدیم آنها را بکشیم و همین جا به خاک بسپاریم.»      <br />باری، طرفداران مداخله‏ ی بشر دوستانه اغلب مانند آن آقا نیستند که صراحتاً حرفشان را بزنند و بگویند بروید بکشید تا جگر ما خنک شود، و نه این که بگویند یا علی عرفش کن من هم روش. شماری دل پنهان می‏کنند این سلسه‏ ی استدلالی را جور دیگری مطرح می‏کنند: اگر تحریم عادی جواب نداد چه می‏ شود؟ اگر تحریم گسترده جواب نداد چه؟ اگر تحریم‏های جدی (نفتی و بانکی و &#8230;) بی پاسخ ماند چه باید کرد؟ اگر در پی آن مداخله‏ های بشر دوستانه در عرصه‏ های سیاسی و فرهنگی و رسانه‏ ای بی‏ نتیجه شد چه؟ اگر درپی نا آرامی‏ هایی اعلام منطقه‏ ی پرواز ممنوع به جایی نرسید چه باید کرد؟ اگر مسلح کردن مخالفان دولت (کاری نداریم که بخشی از این مخالفان، و نه جنگ جریان و جنگ سالاران، می‏توانند هم صلح دوست، هم آزادی خواه، هم عدالت خواه باشند) کار را به جنگ داخلی منطقه‏ ای کشاند اما نتیجه‏ ای نداد چه؟ اگر جنگ داخلی تمام عیار ایجاد شد چه؟ اگر مخالفان مسلح وابسته به خارج کسر آوردند و نیروهای آزادیخواه مستقل و مسئول هم سرشان بر باد رفت چه می‏شود؟ آیا درپی آن نباید نوبت به مداخله‏ ی مستقیم نظامی و حمله‏ ی بی‏ امان قدرت های جهنمی آمریکا و اروپا و ناتو برسد؟ سلسله‏ ی طبیعی و استدلال می‏گوید بله باید برسد و ادامه‏ می‏ دهد که پس برای حمله به ایران شتاب کنید. راستی کجا دیده‏ اید که در میان این نیروهای نجات بخش شما آزادیخواهان، استقلال طلبان، مخالفان سلطه‏ ی آمریکایی – اروپایی، جریان های کارگری، رادیکال‏ ها، سوسیالیست‏ ها و دموکرات ها جای گرفته باشند و بهانه‏ اشان هم کسر آوردن در مبارزه‏ ی داخلی باشد. البته این حرف آخری ربطی به تمایل و انگیزه‏ ی مداخله گرایان ندارد، آنها با تبلیغات و مهندسی وسیع، خود را تنها بدیل می‏ شمارند.      <br />در همان نشستی که اشاره کردم، دکتر مجید محمدی هم نشسته که در ایران از استوارترین نظریه پردازان ژورنالیستی اصلاح طلبان دولتی بود و کتاب چاپ و اصلاح‏ طلبان را به راه راست هدایت می‏ کرد. همه می‏دانستیم باد آمریکا به منخرین کسانی چون او، مرتضی مردی‏ ها و جنان صفت افتاده است و یاد خدمتگذاری در نظام سلطه قند در دلشان آب می‏کند. او در آنجا درآمد و گفت: تحریم‏ های عراق از سوی آمریکا «خوب و نتیجه بخش» بوده‏ اند.      <br />آقای دیگری که در برابر او نشسته بود پاسخ داد منظورتان ساعتی ۱۰۰ کودک است که در طول سال‏ های تحریم از بی‏دارویی و بی‏غذایی می‏مردند؟ و ادامه داد آیا خیلی برایتان دلچسب است که نیروهای آمریکایی و ناتویی بیایند ایران و از کشته‏ ها پشته بسازند بعد سرکار راه بیفتید قدم بر روی جنازه‏ ها بگذارید و بیایید بشوید «یک کسی» در ایران؟ شاید تکرار گفته‏ های آن مناظره که شماری از خوانندگان آن را دیده‏ اند خیلی جذاب نباشد اما من به این بهانه می‏خواهم ریشه‏ ها و آثار این گونه گرایش‏ ها را باز بشناسانم. البته طرفداران مداخله‏ ی بشر دوستانه می‏ دانند و چه بسا می‏خواهند آخر کار را و آن حضور نظامی است. اینان غمشان هم از آن نیروهای جوان ضدامپریالیست و عدالت‏خواه و آزادی خواه که در ایران جان باختند نبوده است زیرا یا از حیث ایدئولوزیک آنها را مستحق مرگ می‏دانستند یا این که آنان برایشان ابزاری بوده‏ اند برای رسیدن به قدرتی که هنوز برایش تلاش می‏ کنند و با هم‏پیمانی با هر شیطان جنگ افروز ابایی ندارند. من اما این جا در موقعیتی نیستم که بگویم عاملان و آمرانِ همه چیز را دقیقاً شناخته‏ ام، تفکیک کرده‏ ام، می‏ بخشم یا نمی‏ بخشم و فراموش می‏کنم یا نمی‏کنم. نه من در این جا در جایگاهی هستم که به عنوان یک انسان دهم میهن نسبت به مرگ و ویرانی و عفونت اجتماعی بسیار گسترده‏ ای که از جنگ و مداخله‏ ی امپریالیستی برخواهد خاست سخت دل پریش باشم. باید ذره‏ ای از تلاش برای آزادی و عدالت سلامت اجتماعی فروگذار نکنم و در این روزگار و وحشت، به جای این سو و آن سو غلطیدن و خود را باختن، به قول آن شاعر روس بگویم راه کجاست و چاه کجاست.      <br />بررسی‏ ها و برآوردهایی در میان کارشناسان دولتی و مستقل آمریکا حاکی از آنند که نیروی نظامی غرب در حمله به ایران باید به یک جنگ بی انتها دست بزند تا به زعم خود پیروزمند از آن بیرون بیاید. ما نیز می‏دانیم تهاجم هوایی و جنگ‏ های محدود بر اقتدار دولت می‏ افزاید. این حرکت‏ ها در پی تحریم‏ ها فقط بدبختی و پس روی را نصیب ملت به ویژه کارگران و تهیدستان می‏کند. از آنجا که عوامل آمریکا برای اجرای عملیات جنگ، یعنی دولت های عربستان و اسرائیل، هر دو، در میان مردم منفورند، پس نتیجه آن می‏شود که مردم باید در حمله‏ های نظامی بمیرند و مفلوک شوند و دولت به جای انجام وظایف، فقط بر اقتدار و حقانیت خود بیفزاید.       <br />من از کسانی نیستم که باور داشته باشم دشمنی با مردم اسرائیل و عرب های سرزمین‏ های همسایه در باور و خواست درونی مردم ما جای گرفته است. ابداً، مردم ما به باور من، صلح دوست‏ اند و آماده برای همزیستی خوب و بادوام، اما با حفظ حرمت و ارزش‏ های خود. تاکنون حتی در جریان تغییر سریع منش‏ ها در میان بخشی از جوانان لایه‏ های بالایی من ندیده‏ ام که گرایش‏ هایی جز این غالب باشد. این را تاریخ اجتماعی و عملکردهای مردم ما در جغرافیای معاصر هم نشان داده است. با این وصف کارکردهای فسادآمیز، سلطه گرانه، کشتارگرانه، عقب مانده و زورگویانه‏ ی این دولت‏ ها، هر یک به نوعی، مردم ما را نسبت به آنها بسیار منزجر و بدبین کرده است. مداخله‏ ی هوایی و موشکی غرب موقعیت دولت فعلی ایران را تثبیت می‏ کنند، و این هم که بنا به آنچه می‏گوید خواست آنان نیست. در همین حال باقی مانده‏ ی اعتبار عربستان در میان افکار عمومی مترقی جهان بر باد می‏رود و حکومت منفور اسرائیل نیز هر چه منفورتر می‏شود و آماج مخالفت‏ ها و کنش‏ های سیاسی و نظامی در منطقه قرار می‏گیرد. به هر حال اگر آنها بی‏ اعتنا به عواقب حمله‏ ی خود باشند و دولت های وابسته شامل تکلیف مرگ و زندگی خود را در این حمله ببینند و اگر حضور نظامی آمریکا و ناتو برای جنگ بی‏ انتها ضروری شود و صورت گیرد بی‏ تردید با مقاومت نیروهای نظامی و پاراتروپهایی در این سرزمین گسترده و جغرافیای پیچیده‏ ی آن رو به رو می‏شوند . اما این تنها واکنش نیست. نیروهای مردمی و چپ و کارگری در پی خواست‏ها و آرمان‏های خود با انگیزه‏ تر و مستقل‏ تر وارد عمل می‏شوند؛ عملی مستقلانه.       <br />بخش فعال و اثرگذار روشنفکری ایران مبارزه‏ ی ضد امپریالیستی را در چارچوب صلح خواهی و دموکراسی خواهی گسترده‏ تر خواهد کرد. وحدت مردمی ریشه‏ دارتر و بیشتر خواهد شد. این فقط نظر من نیست، نظر تقریباً همه فعالانی است که در عرصه‏ ی اندیشه و عمل می‏شناسمشان. باری همان برآوردها که یاد کردم بر آنند که این جنگ طولانی خواهد بود با میلیون ها کشته و صدها هزار کشت ه‏ی نظامی نیروهای مداخله‏ گر، نابودی ۶۰ تا ۷۰ درصد زیر ساخت‏ ها، مجروح و معلول و بی‏ خانمانی و خرابی در شهرها، گسترش عملیات انتقامی و انتحاری و تهاجمی در همه جای جهان، به ویژه آمریکا و اروپا و به میدان کشیده شدن موثر پای شماری از نیروها در شماری از کشورها بر علیه منافع غرب و ازنابشان. این جنگ، چنان که وزیر دفاع ایالات متحده گفت، آینده‏ ای نامعلوم دارد.       <br />یک بار خاطره‏ ای را نوشته‏ ام و این جا آن را باز می‏گویم. سفیر وقت سوئیس و حافظ منافع آمریکا در ایران در آستانه‏ ی حمله آمریکا به عراق به من که به همراه چند نفر دیگر در منزلش به شام مهمان بودیم با لحنی که خوشمان نیامد (و او پاسخش را هم شنید) گفت حضور آمریکا در عراق هر چه باشد آثارش از ویرانی و جنایت صدام کمتر است. من مخالف بودم و اصلاً چنین قیاسی را بی‏ نتیجه و گمراه کننده می‏ دانستم. به هر حال نظر آن سفیر محافظه کار سوئیس پاک نادرست از آب درآمد. شمار کشته‏ ها و مجروحان و معلولان و میزان خرابی‏ ها از حد گذشت. همین که آمریکا پایش را از عراق بیرون گذاشت (گر چه نه کامل) دور جدیدی از خشونت و تهدید جنگ داخلی دامن جامعه را گرفت. و نا امید کننده‏ تر آن که راه دموکراتیسم با دشواری‏ های سختی رو به رو شده است. نه این که اگر صدام می بود این راه هموار می‏شد. در واقع برعکس. اما راه مبارزه برای مردمِ گیر افتاده در عراق در چنگال صدام مخدوش شد و جایش را به نوعی دموکراسی ناپایدار تحمیلی داد . کسانی بر آنند که بالاخره این مداخله‏ ها موجب شد لیبی، تونس، مصر، عراق، افغانستان و سپس یمن و دیگر کشورهای منطقه رنگ دموکراسی را ببینند. آنها معمولاً به این پرسش نمی‏پردازند که آیا این جنبش‏ های مردمی یا پتانسیل انفجاری آن بود که این رنگ را آورد یا مداخله‏ های نظامی خارجی؟ یا این که بهتر و درست‏تر است بگوئیم ما وارث وضعیتی هستیم که اگر مداخله‏ ها نبودند خیلی بهتر از آب در می‏آمدند. من این قول را قبول دارم، اما این را هم می‏افزایم که البته غیاب جنبش‏ های مردمی و رهبری آن را در برخی از کشورها و جنبش‏ ها انکار نمی‏توان کرد اما راه آن اعمال اراده‏ ی مردمی از همه‏ ی جهان بود و نه مداخله‏ ی دولت های امپریالیستی با انگیزه‏ های واقعی غیردموکراتیک اما ناگزیر با پوشش دموکراسی خواهی.      <br />چه بسا مداخله‏ ها از مولفه‏ های ویژه‏ ی سیاسی، ناشی از برخورد و تعارض غرب با دولتهای منطقه برمی‏ خیزد. نمونه‏ ی افغانستان گویا گر چه پیچیده‏ است. این کشور جایگاه وارثان همه‏ ی مداخله‏ های طولانی دستگاه‏ های نظامی و سیاسی و اطلاعاتی غرب و اشتباه‏ های اتجاد شوروی بود. بنابراین غرب به نوعی از در آشتی ناپذیری با دولت طالبان درآمد که هیچ ربطی به برنامه‏ ی زمان بندی و منطقه‏ بندی شده‏ ی مداخله برای دموکراسی و امنیت نداشت. همین غرب امروز برای طالبان در قطر دفتر دائمی علم می‏کند. آمریکا در عراق، که حتی در جریان جنگ با ایران به نوعی مورد حمایت یا دستکم عدم فشار از سوی غرب بود ، هیچ کوششی برای بهره‏ گیری از تحریم‏ های مرگ‏ آور به نفع تغییر یا تعدیل حکومت صدام و به نفع دموکراسی درون ساز انجام نداد. بهانه‏ ی همدستی صدام با بن لادن و وجود سلاح‏های کشتار جمعی همه دروغ بودند . این جنگ افروزی ویژه‏ ی دولت بوش بود که کار را به جایی کشاند که همه خیال کردند سرآغاز اختلاف، دشمنی غرب دموکرات با صدام جبار بوده است. در این حالت هم جا داشت و دارد به این بیندیشیم که در برابر این پدیده‏ های پیش رو وظیفه و تکلیف نیروهای مترقی و مردمی و مستقل چیست؟ به گمان من حتماً این وظیفه نه عبارت از تسلیم شدن به متجاوزان است و نه کوتاه آمدن در برابر خودکامگی. اگر مداخله‏ گران راست می‏گفتند سالهای سال با دیکتاتورهایی چون صدام و قذافی و مبارک و عبداله صالح و دیگران معاشات نمی‏کردند. نگاه کنید به فیلم‏ های مربوط به ملاقات‏هایی تهوع‏ آور که بیانگر روابط تونی بلر و قذافی‏ اند.       <br />طرفداران مداخله‏ ی بشر دوستانه، حتی اگر معطوف به جنگ باشد، از نگرانی‏ هاشان از قدرت اتمی ایران (دستیبابی به بمب اتمی) می‏ هراسند. من هم از اساس با انرژی اتمی و دست کم در سطح فن شناسی موجود در جهان مخالفم چه برسد به بمب اتمی. اما من و دوستانم سالهای سال است علیه بمب اتمی و در دفاع از انرژی سبز و سالم می‏نویسیم و فعالیت می‏کنیم. سالهاست که زرادخانه‏ های آمریکا و روسیه و اروپا و اتمی‏‏ های کوچک‏تر و خطر بالقوه‏ ای را که گاه به شرایط بالفعل نزدیک می‏شود می‏شناسیم و آن را محکوم می‏کنیم. ما بر آنیم که باید جنبش جهانی مردمی علیه زرادخانه‏ های اتمی کار خود را شروع کند و به اضمحلال نیروی نظامی در جهان برسد. هر چند این حرفها آرزوگونه است اما مگر خواسته‏ های بشری جز در لباس آرمان های انسانی باید ظاهر شوند. اما نگران‏ ها از قدرت اتمی ایران تاکنون هرگز از نگرانی‏شان نسبت به وجود ۲۰۰ تا ٣۰۰ کلاهک اتمی در اسرائیل دم نزده‏ اند. به گمان آنان «دموکراسی»‏ها می‏توانند اتمی شوند چون توان و تمدن کنترل آن را دارند. و این به طور ضمنی یعنی این که هیروشیما و ناکازاکی و استفاده از سلاح‏های اتمی تضعیف شده در عراق را باید نادیده بگیرید زیرا از تمدن بزرگ جهانی باید هم همین چیزها سر بزند. گویی توحش چندین صد باره‏ ی اسرائیل در منطقه، که عامل اصلی بروز افراط‏گری ضد اسرائیلی به حساب می‏آمد، خود می‏تواند علامتی از همان تمدن معهود باشد. این که آمریکا هر ۱۰ – ۱۱ ماه یک بار در یک جنگ علیه کشور دیگر شرکت کرده یا آن را راه انداخته است و در همه‏ ی موارد آشکار و ناآشکار پشتوانه‏ ی اتمی خود را به عنوان ابزار از کار انداختن ذهن و اراده‏ ی مقاومت به کار برده است باز علامت همان تمدن خویشتن دارانه است.      <br />هوشنگ امیر احمدی چیزی می‏گفت که باید برای اهل علم و تحلیل «واقعیت» سیاست جهان، که حالا به این نتیجه رسیده‏ اند که قدرت بازدارنده‏ ی نظامی آمریکا باید علیه ایران به کار بیفتد، برخوردار از ارزش استدلالی باشد. او می‏گفت ایران کشوری با اکثریت شیعه است و قرار گرفته در میان کشورهای سنی، ایران فارسی زبان است در مقابل کشورهای عربی زبان . ایران در همسایگی کشور اتمی پاکستان و همسایگی دریایی کشور اتمی هند قرار دارد . ایران سالهاست با اسرائیل (و اسرائیل با ایران) مخاصمه دارند و اسرائیل اتمی است . ایران از سوی آمریکا تهدید می‏شود (و شاید البته عامل آن خود دولت ایران باشد که از در آشتی در نیامده است) و آمریکا اتمی است و بنا به این دلایل، که از قلمروی «رفتار عقلایی» قدرت سیاسی در مناسبات جهانی بیرون می‏جوشند، ایران باید اتمی باشد (و البته اضافه می‏کرد که او خودش موافق این حکم نیست). بسیار خوب اهل علم پراگماتیسی این جا که می‏رسند واقعاً چه پاسخی می‏دهند. لابد آنها می‏خواهند بگویند بمب‏ های اتمی در پاکستان و اسرائیل قابل کنترل اما در ایران لجام گسیخته می‏شوند.      <br />وقتی آمریکا به رهبری جورج بوش پسر می‏خواست به عراق حمله کند ادعا می‏کرد که حکومت صدام حسین دارای سلاحهای کشتار جمعی است . کالین پاول وزیر خارجه‏ ی وقت در سازمان ملل برای این موضوع سندها رو می‏کرد و وزیر دفاع و رئیس سازمان سیا نیز از اطلاعات دقیق محرمانه‏ اش می‏گفتند و بوش این رئیس جمهور مخبط نیز ، که بعدها زبان به درون کشید، آن زمان بر سر این موضوع قسم یاد می‏کرد. مداخله‏ ی بشر دوستانه آن زمان بشر را آماج سلاح‏های کشتار جمعی دولت عراق می‏دید اما همان زمان و پیش و پس آن از بشر فلسطینی، بشر ویتنامی، بشر گرانادایی، بشر کره‏ ای و بشرهای دیگر صحبتی به میان نمی‏آورد، چه برسد آن بشرهایی که به خاطر عقاید ضد ستم کاپیتالیستی خود کشته و سرکوب شده بودند. اما بعد از حمله به عراق در حالی که چشم جهانیان نگران و منتظر بود اشغالگران حتی نتوانستند حتی یک گونی کود شیمیایی را نیز که ممکن بود برای بمب سازی به کار برود به عنوان سند کشف کنند و نشان بدهند. دفتر بوش مخبط به نوعی گفت گویا اطلاعات غلط را به او غالب کرده بودند. وزیر خارجه هم زود و سربه‏ زیر از صحنه زد بیرون و نوبت به کاندالیزا رایس و دیک چینی رسید که گفته‏ اند آمده‏ ایم و خوب کاری هم کرده‏ ایم و باز هم می‏کنیم .      <br />من نمی‏پذیرم که جا خالی دادن از تحمیل جنگ از سوی امپریالیسم علامت ضعف و عقب نشینی ملت است. اگر ملتی با هوشیاری اراده‏ ی قوی و اعتماد به نفس از جنگ بگریزد تا به استقلال و آزادی و رشد برسد، ملتی صاحب اقتدار است نه بر عکس. به این ترتیب نظر من گریز زدن هوشیارانه از صحنه‏ هایی است که آمریکا و اسرائیل و انگلیس می‏خواهند ما را به آن دچار کنند. اما من دولت ایران نیستم، کاری هم با آن ندارم و تنها خود را مشاور مردمی می‏دانم که مایلند با من هم اندیشی کنند. بسیار خوب اگر دولت ایران بر رأی خود برای غنی سازی پافشاری کرد و مورد حمله ویرانگرانه قرار گرفت چه کسی فردا ضامن خواهد بود اگر معلوم شود اساساً توان بمب سازی در ایران (کاری هم به نیت پنهان آن که اینجا هم مورد بحث من نیست ندارم) وجود نداشته است. چه خواهند گفت اگر ببینند لاشخورهای ابر قدرت نظامی آمریکا و ناتو در همه جا بالای سر ما در پروازاند و جنگ خواهان و مداخله‏ گرایان فقط برای مقابله با دشمن سیاسی خود همه‏ ی آنها را حریص‏ تر کرده است و دولت را مظلوم اما پر توان تر و آماده‏ تر به برخورد با منتقدان، به بهانه‏ ی جنگ.      <br />من در اپوزیسیون خارج کشور بسیار شنیده‏ ام چیزی را که غلبه ندارد اما صدادار در آن تهیج برای مداخله است. یقین دارم مانند آنچه در افکار عمومی روشنفکری و سیاسی فعال ایران جاری است، در افکار مردمی ایرانیان خارج نیز جنگ و حق مداخله‏ ی یک سویه کاملاً طرد می‏شود. اما بررسی‏ های من در مورد اعلامیه‏ ها و موضع‏گیری‏ های خارج به خوبی و با پشتوانه‏ ی آماری به من نشان دادند هرچه جریان ها و افراد چپ ستیزتر، بیگانه‏ تر با عدالت، بی‏ اعتناتر به نیازهای تهیدستان و دشمن یا بی‏خیال تر نسبت به طبقه‏ ی کار کشور بودند ، همان اندازه هم بیشتر برای حضور آمریکا و مداخله‏ های بشر دوستانه‏ ی معطوف به کاربرد زور تلاش قلمی و قدمی می‏کردند. نمی‏گویم اشتثناء‏هایی ندیدم . اکبر گنجی یک کار همیشگی و مأمورتیش چپ ستیزی بوده و هست. معلوم است دیگر چون در ایران که بود چنین بود و حالا هم این گل به سبزه‏ ی جایزه‏ ی میلتون فریدمن اقتصاددان، نظریه‏ پرداز سلطه‏ ی سرمایه داری جهانی آرسته شد (در حالی که گنجی اصلاً اقتصاد نخوانده و چیزی از آن نمی‏داند). اما منصفانه بگویم، او در تغییر مواضعش و رویگردانی از جنگ و مداخله در میان کسانی که مورد نظرم است استثناء است (و ببینید که ما چگونه می‏توانیم به رغم دشمن‏ خوئی‏هایی، نظیر آنچه او می‏ کند گرایش‏های درست را قدر بدانیم و لطفاً از خود بپرسید که آیا آنها نیز سر سوزنی چنین می‏کنند؟).      <br />موضوع را به صورت دیگری نگاه ‏کنیم. بر آنم که سیاست‏های دولت ایران حتی در همین ساختار قدرت و چارچوب حقوقی و سیاسی می‏توانست به گونه‏ ای طراحی شود که فرضتی برای تهدیدها و تحریم‏ها و آثار آن از جمله فروش و انتقال سریع و ناگهانی ٨۵ فروند هواپیمای اف ۱۵ به عربستان سعودی به ارزش ٣۰ میلیارد دلار فراهم نیاورد و بیش از همین مقدار نیز برای یکی دو ساله آینده هدف گذاری نشود. می‏توانست جلوی دور تازه‏ ای از مسابقه تسلیحاتی را که حاصلش نا امن کردن منطقه و یاری به اقتصاد امپریالیستی آمریکا و کمک به اجرای ابزارهای کینز‏گرایی نظامی (ترغیب تقاضای کل از طریق ترغیب نظامی گری و تقاضای اسلحه) است، بگیرد. اقبال سرمایه‏ داری جهان و آمریکا اکنون در برج نحس است اما اینجا می‏آیند کاری کنند که پس از فشارهای طولانی بر بنیه‏ ی زندگی مردم و ساز و کار اقتصاد درپی تحریم، غرب از طریق کینز‏گرایی نظامی بتواند مفرهای نجات را بیابد و در همان حال مردمِ سر به طغیان برداشته‏ ی همه جهان، و یک نماد ارزشمند آن جنبش وال استریت، را مأیوس می‏کند. اما فقط سیاست‏ هایی تهدیدی تحریک آمیز این طرف نیست که چنین می‏کند بلکه دلالان دخالت بشر دوستانه نیز به همان اندازه و شاید بیشتر کوره‏ ی مسابقه‏ ی تسلیحاتی را می‏دمند. گمان من آنست که ملت مقاوم، آزاد، آگاه و سربلند می‏تواند مهمترین، اصلی‏ترین و کارآمدترین نیرو در برابر تهاجم و تجاوز باشد. این ملت باید با جایگزین کردن همدلی و اراده‏ اش به جای بخش زیادی از هزینه‏ های نظامی از ورود به مسابقه تسلیحاتی بپرهیزد و به نفوذ امپریالیسم نو فرصت ندهد. اما این یعنی دموکراتیسم مشارکتی و این هم یقیناً با فساد و خودکامگی و تبعیض از این سو و با مداخله و جنگ از آن سو، با هر پوششی که باشد، مطلقاً جور در نمی‏آید.       <br />جنگ البته به خودی خود بد است، دفاع خوب است، مبارزه عالی است اما همه‏ ی اینها در صحنه‏ ی عمل خط تمایز با جنگ طلبی را می‏یابند. جنگ اگر در ایران بر اثر حمله‏ ی غرب، ناتو یا متحدان منطقه‏ ای درگیرد به یکی از وحشتناک‏ ترین نمونه‏ های این گونه جنگ‏ ها بدل می‏شود. من در میان کسانی نیستم که می‏گویند جنگ بد است چون «کارساز» نیست، زیرا این نتیجه را می‏ دهد که بنابراین انواع مداخله‏ های دیگر یا انداختن بار آن به دوش ملت ایران و ملت‏ های همسایه خوب است. نه، جنگ بد است. جنگ تجاوز کارانه آمریکا و مستبدان در ایران، برای ما آزادی خواهان فرصت سوز است (من درباره‏ ی مبارزه و مقاومت رهایی بخش بحث دیگری دارم و ثابت می‏کنم آنجا نیز پرهیز از جنگ به معنای پرهیز از حرکت انقلابی نیست) این استدلال که اگر جنگ کار را یک طرفه می‏کند پس بگذار بکند بر چهار استدلال بی‏ پایه استوار است:      <br />۱- این استدلال بر آنست که دشمنِ دشمن من دوست من است. در حالی که ابداً چنین نیست. من اگر با دولت ایران مسئله دارم و مسئله من هم اساسی و ساختاری است فضولی این امر به دولت نژادپرست و ارتش متجاوز اسرائیل نیامده است و ربطی هم به کارکردهای امپریالیسم نو به ویژه آمریکا و انگلستان و فرانسه ندارد. این چه مربوط است به دولت مرتجع عربستان سعودی که نوکرصفتانه به عنوان کارگزار آمریکا کار می‏کند و در آن کشور و در بحرین و یمن جنایت می‏کند. آنها دشمن دشمن من هم که باشند هرگز دوست من نیستند. کدام اراده و خرد سازمان یافته گفته است رفتن زیر لوای آنان وظیفه و برنامه‏ ی ماست. ما که سازمانی به آن صورت که موثر باشد نداریم که دستوری داده باشد و تازه اگر داشته باشیم هم دستور آن باید دموکراتیک و مبتنی بر اراده‏ ی خود ما باشد. اراده‏ ی ما سر سپردگی و اتحاد با ارتش ناتو را برای میهن نمی‏پذیرد. این جا پای ناسیونالیسم قوم گرایانه یا دولتی توخالی در میان نیست. پای سلطه‏ ی قومی و زبانی و دینی در میان نیست. پای آرمانها و دارایی‏ های مشترک توده‏ هایی است که با هم سالها زیسته‏ اند و دردها و تاریخ مشترک دارند. چه کسی گفته است که اگر در مثل نیروی انتظامی و قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران دشمن من است پس باندهای شرارت و قاچاق مواد مخدر که جوانان سرزمینمان را به خاک فلاکت می‏کشانند دوست من محسوب می‏شوند. واضح است که من در مبارزه علیه آسیب اجتماعی اعتیاد عواملی چون سوء مدیریت و فساد را نیز هدف می‏گیرم، با این وصف هرگز سوداگران ضدانسانی دوست من نتوانند بود.      <br />۲- استدلال برآنست که گویا دلایلی که برای دست زدن به جنگ اعلام می‏شود، دلایل درست و صادقانه‏ ای‏ اند. مثلاً آمریکا برای دموکراسی و برای از بین بردن منشاء تروریسم و مقابله با سلاح‏های کشتار جمعی و دفاع از حقوق بشر و ایجاد ثبات و امنیت جهانی و منطقه‏ ای وارد کشورها می‏شود یا ماشین جنگی ناتو را به کار می‏اندازد. واقعاً آیا دموکراسی در عربستان سعودی و بحرین ضروری و خواستنی نیستند. آیا در عراق سلاح کشتار جمعی کشف شد. آیا القاعده خودش محصول شاهکار سازمان‏ های سیا ، اینتیلجنتس سرویس، اداره اطلاعات ارتش پاکستان و سرویس‏ های ویژه عربستان نبود. آیا آمریکا امروز دولت افغانستان را برای آشتی با طالبان، این مرتجعین و متحد دیرین القاعده، زیر فشار قرار نداده است. آیا آمریکا دموکراسی در ونزوئلا را بر می‏تابد. آیا حقوق بشر برایش شامل حقوق مساوی سوسیالیست‏ ها و مخالفان سلطه‏ ی آمریکایی هم می‏شود آیا تاکنون وجود ناوگان‏های عظیم و ارتش جهنمی آمریکا و اذنابش در منطقه‏ های جهان ثبات و امنیت و پرهیز از جنگ به بهانه پاسخ‏ ها همه منفی‏ اند. آیا آمریکا و متحدان غربی و ناتو اجازه می‏ دهند مثلاً کشورهای دموکراسی هند و برزیل هم به همین بهانه‏ ها به یمن و آفریقای مرکزی لشگرکشی کنند ، گرچه به اسرائیل اجازه و پشتیبانی تجاوز را می‏دهند.      <br />٣- استدلال سوم این است که کارگزاران و مبلغان داوطلبان جنگ و فرماندهان نیروهاشان گویا «حق» هم دارند که جنگ را بر پا کنند. چنان دارند درباره‏ ی حقوق جنگ افروزی ناتو صحبت می‏کنند که گویا در باره‏ ی ملتی به جان آمده از نظام خود کامه صحبت می‏کنند. ملت به جان آمده‏ ی لیبی با مداخله‏ ها توأم با سرکشی و خودسری و پیمان شکنی ناتو (که قرار بود فقط مانع ورود اسلحه به نفع دولت قذافی شود، اما تمام عیار پا به کارزار و اسلحه رسانی گذاشت) در واقع له شد اما ناتو حق خود را برای کاربرد وحشیانه‏ ترین روش‏ ها برای نابودی دیکتاتور لیبی، این یارِ پیشین خود، حفظ کرد. آمریکا برای خود همیشه حق مداخله و ادامه‏ ی جنگ ویرانگر و ضدبشری و وحشیانه‏ را در ویتنام قائل بود و حق خود می‏دانست که میلیون ها ویتنامی مدافع آب و خاک و آرمانشان را نابود کند و یک وجب جای آباد باقی نگذارد. اما همین آمریکا در دهه‏ ی نود کلینتون را که از افتخاراتش مخالفت علنی با جنگ ویتنام بود به ریاست جمهوری برگزید و بعد دوباره بوشِ مخبطِ جنگ سالار را به جای آن انتخاب کرد. این چه حق و چه احقاق حقی است که این همه خودسرانه و بی‏ پدرو مادر است. درباره‏ ی اصالت و ماهیت این حق چه منبعی تصمیم گرفته است. در پاسخ می‏گویند این حق قرار نیست از پیش از جایی تفویض شده باشد، بلکه این حق از پیش موجود است زیرا قدرتها «موظف» به ایجاد ثبات در جهانند. اما همه‏ مان می‏ دانیم که تاریخ ۲۰۰ سال اخیر به ویژه تاریخ دو سه دهه‍ی‏ی اخیر پر است از توطئه، تحریک، جنگ افروزی، مداخله‏ ی نظامی، کودتاسازی و صدها طرح شرم آور ضد ثبات و امنیت. در واقع دولت های آمریکا تنها در شرایط ویژه‏ ای در برخی نقاط که سرگرم بهره‏ برداری خودشان بوده‏ اند نگران ثبات نبوده‏ اند اما همیشه از روح وحدت و استقلال طلبی و آرمان‏ های مستقلانه در جهان به خود لرزیده‏ اند. دموکراسی‏ خواهان صوری ما آیا نمی‏پرسند کجاست جای اندکی اثری از اراده‏ ی مردم جهان در ایجاد این گونه حق مداخله برای ثبات و آرامش زوری. نه نمی‏ پرسند زیرا آنها حق مداخله‏ ی صاحبان اصلی قدرت را مسلم و پیش فرض می‏ انگارند.       <br />۴- استدلال چهارم از تسلیم شدگی ذهنی و تربیتی و عملی به قدرت بر می‏ خیزد. این استدلال می‏گوید منافع قدرت، به هر حال، باید به رسمیت شناخته شود و در مقابل آن. عملی برانگیزاننده صورت گیرد و خلاصه با قدرت باید مماشات و به آن تمکین کرد و نه کار دیگر. باید با صبوری منتظر مرحمت قدرت باقی ماند. این استدلال در داخل و خارج معیوب است. واقعیت این است که تحمل ستم و زورگویی داخلی و جهانی، به عنوان یک استراتژی، هرگز راه به رستگاری نبرده است. ستمگری و بهره‏ کشی ولع ذاتی سیری ناپذیر دارد. اما مهم‏تر، در دنیای ما چیزی به نام قوانین و قواعد بین‏ المللی وجود دارد که اتفاقاً صاحبان قدرت جهانی آن را بیشتر از همه زیر پا می‏گذارند (منظورم اتحاد شوروی نیست که بالاخره هم در مورد افغانستان با زیر پا گذاشتن قاعده‏ ی حاکمیت ملی بزرگترین اشتباه را که دودش به چشم سوسیالیسم رفت مرتکب شد). در داخل هم همین طور است. در شمار زیادی از کشورهای امروز قواعد و قوانینی وجود دارند که خود را حافظ حقوق مردم می‏شمارند – در واقع در جاهایی هم مثل عربستان یا سومالی چنین نیست. اما آنجا که قوانین اساسی و مدعی دفاع از حقوق بشر و مدنی وجود دارد می‏توان یقه‏ ی مسئولان را گرفت و قانون موجود و بی‏ قانونی دولتی را نشانشان داد و به همه هم گفت که مدیران و سیاستمداران و دستگاه‏های دولتی بیشتر و مخاطره آمیز از همه قوانین را زیر پای می‏گذارند یا از اجرا و شمول آن طفره می‏روند. فساد و ناامنی و خود کامگی ناشی از همین است. من اعتقادی به تسلیم شدن ذاتی و ابدی به قانون ندارم، نقد قانون و درخواست برای اصلاح و تعالی آن وظیفه‏ ی مبرم انسانی است که مسئولیت اجتماعی را می‏فهمد. وظیفه‏ ی مبارزان نقد و تحلیل و پیشنهادهای عملی و سازمان یافته برای نقد و حک و اصلاح قوانین است. من به نقد ریشه‏ گرا اعتقاد دارم و نه نقد صوری حقوقی.       <br />در عرصه‏ ی بین‏ المللی بحث من می‏تواند متوجه قوانین تبعیض آمیز به نفع قدرت‏ ها باشد که منشاء سلطه‏ ی کاپیتالیستی و امپریالیستی (و حالا نوامپریالیستی دارد). با این وصف می‏توان و باید کشورهای متجاوز و جنگ طلب را از مجرای قوانین بین‏ المللی به چالش خواند و افکار عمومی جهانی را نسبت به آنها روشن کرد. البته این که می‏گویم تفاوت دارد با استفاده‏ ی ابزاری از قانون. باید در زیر چتر همین قوانین موجود از کشورهای جنگ افروز خواست که سر جای خودشان بنشینند. ضمناً اساس قوانین تبعیض آمیز را مورد نقد قرار دارد و برای دگرگونی ریشه‏ ای آن تلاش کرد . استدلال قدرت به هر حال باید در برابر استدلال قانون رنگ ببازد وگرنه در جریان بربریت سرمایه‏ داران و تجاوزگری سلطه‏ گران، جهان به جنگل توحش بزرگ شبیه‏ تر می‏شود تا جایی برای زندگی و همزیستی صلح آمیز.      <br />ما نه تنها منکر وجود پدیده‏ ای به نام وظیفه‏ ی انسانی یاری رساندن به ابنای بشری که گیر ستم سیاسی، نظامی و اجتماعی افتاده‏ اند یا از قهر طبیعت رنج می‏برند یا در فقر و مذلت و ادبار به سرمی‏برند نیستیم، بلکه تمام تلاشمان آنست که این پدیده به تکلیف تبدیل شود زیرا حق همه‏ ی مردم جهان است که رنج نبرند. به نظر من منشاء این تکلیف باید حق همگانی و شیوه‏ ی اجرای آن دموکراتیک و مبتنی بر آرای مردم یا نهادهای مردم پایه باشد. این کار برای بدآمدهای طبیعی مثل سیل و زلزله شدنی تر است ولی برای یاری رساندن به مردمی که علیه حکومت می‏ستیزند جای بحث و مناقشه فراوان دارد. می‏توانیم باز مورد لیبی و حالا مورد سوریه را مثال بزنیم. مداخله‏ ی نظامی و جهت دهی به انقلاب لیبی نوعی مداخله‏ ی آشکار بود اما واقعاً نیت و انگیزه‏ ی آن از کجا می‏آمد؟ البته از همان جا که سالها حمایت از قذافی می‏آمد: منافع اقتصادی و سیاسی و البته به آن و انگیزه‏ ی ذاتی سیطره جویی.      <br />شماری از تکالیف بشر دوستانه باید در نظام بین المللی حل شوند که با این ساختار نارسا و تبعیض‏ آمیز سازمان ملل و شورای امنیت مشکل بتوان به آن دست یافت. اما باید مبارزه برای دموکراتیسم جهانی را از همین دستاوردها شروع کرد. باید نقد کرد و فشار آورد و مردم همه‏ ی جهان را به یاری و به مقاومت در برابر دولتهای انحصارطلب و خودکامه فراخواند. من به نظام مالیات جهانی به ویژه برای نقل و انتقال‏های پولی و ارزی اعتقاد دارم. این مالیات انتقالی از داراها به ناداری‏ های جهان داد همان چیزی است که ابتدا به مالیات «تابین» اشتهار داشت. چند سال پیش تابین کمی قبل از درگذشتش نوشت و استدعا کرد که او را یک سوسیالیست ندانند او فقط غمخواری در نظام کاپیتالیستی بوده است. اما چند سال پیش نامه‏ ای هم از سوی ژاک شیراک به دست من رسید که در آن نسبت به این مالیات نقل و انتقال (نام تابین را نبرده بود) با دید مثبت نظر خواهی کرده بود. دیده‏ ایم که چگونه همین حداقل‏های سطحی و اصلاحی نیز در این جهان سلطه و بهره‏ کشی نادیده گرفته می‏شوند. شنیدم یکی از بزرگ سرمایه‏ داران در مواجهه با جنبش وال استریت راه حل داده بود که بیائیم و ۴۰ درصد از ثروتمان را بدهیم به فقیران آمریکایی (بی آن که بگوید خودمان در اینجا و جهان مسئول پدیداری آن بوده‏ ایم پس بیایید خودمان را پس بکشیم). او در برابر آن به نظر من بنیاد راکفلر بسیار واکنش جالبی نشان داده بود. او گفته بود بسیار خوب این پول را به دست چه کسی بسپاریم. باری کمک بشر دوستانه برای آن که موثر و جدی و پایدار شود به جز مشارکت مستمر دموکراتیک به اتوریته‏ ی جهانی نیز نیاز دارد.       <br />هر چه هست ارتشی که سابقه‏ اش از کشتار سرخپوستان تا حمایت از بردگی سیاهان و بمباران اتمی، مداخله در کره ویتنام، فلسطین، گرانادا، گواتمالا، ایران، عراق، افغانستان، لیبی و جاهای دیگر امتداد می‏یابد نمی‏تواند دارای حق‏ و حق مداخله باشد. در مواردی این چنین صدای فریاد مردم را باید شنید نه فقط درخواست حاشیه‏ ی امن نشینان یا ستیزه‏ گران مشکوکی را که در دل جنبش‏ ها ظاهر می‏شوند.      <br />در یک کلام ما در راه مبارزه برای آزادی به استقلال خود بسیار نیازمند و پای بندیم. بی‏ استقلال آزادی معنا ندارد چنان که بی‏ عدالت، آزادی و دموکراسی حاصل نمی‏ شود. همه‏ ی اینها ما را به پرهیز از جنگ رهنمون می‏شوند. امروز در ایران مخالفت فکری و عملی جدی با مداخله‏ ی نظامی، رمز مبارزه برای عدالت و آزادی در این گذرگاه خطیر است. باید با شجاعت در این باران وحشت بگوئیم ره کجاست و چاه کجا. ما به همدلی مردم جهان به شدت نیاز داریم زیرا مانند همه‏ ی آنها به آزادی و عدالت و پیشرفت فرهنگی و علمی نیازمندیم. ثروتمندان به طور کلی یار مردم نیستند اما آنها که دستشان به دهانشان می‏رسد شاید تا حدی امید بخش‏تر باشند. بیشترین امید در همدلی توده‏ ها و روشنفکران آنها برای فشار بر دولت‏ هاست تا از کارکرد دوگانه دست بشویند و اگر این دولت‏ ها در سمت مردم قرار نمی‏ گیرند سعی در جایگزین کردن تحمیلی دست نشانده‏ های و بهترین‏ های مناسب حال خود نداشته باشند.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/10/22/9603/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زنان اردوگاه بدنام اشرف، بردگانی تحت استثمار وحشتناک فکری و فیزیکی</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/10/14/9594/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/10/14/9594/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Jan 2012 15:31:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/10/14/9594/</guid>
		<description><![CDATA[به نقل از پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) عضو شورای رهبری منافقین که چند ماه پیش، از پادگان اشرف گریخته بود، با انتقاد شدید از پیش شرط های همسر سرکرده منافقین برای خروج از پادگان اشرف، از ادعاهای جدید مریم رجوی به عنوان فرار به جلو و توجیه شکست‌های پیاپی این فرقه یاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2012/01/image.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-9594"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به نقل از پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) عضو شورای رهبری منافقین که چند ماه پیش، از پادگان اشرف گریخته بود، با انتقاد شدید از پیش شرط های همسر سرکرده منافقین برای خروج از پادگان اشرف، از ادعاهای جدید مریم رجوی به عنوان فرار به جلو و توجیه شکست‌های پیاپی این فرقه یاد کرد و گفت: پیش شرط های منافقین برای خروج از پادگان اشرف نشان اوج درماندگی رجوی است.     <br />این زن عضو شورای رهبری منافقین ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: پس از ۸ سال تن ندادن به قوانین دنیای روز و گردن کشی کردن و رجزخوانی فرقه رجوی در عراق، بالاخره سران فرقه اعلام کردند که جابجایی کمپ اشرف را می‌پذیرند و به اردوگاه جدید می‌روند تا از آنجا به کشورهای خارجی سفر کنند.      <br />وی با نقد و بررسی شروط همسر سرکرده منافقین برای خروج از عراق گفت: مریم رجوی در این بین مثل همیشه برای مطرح کردن خویش و برای پاسخ ندادن به واقعیت‌ها و حساب پس ندادن در برابر آنچه سالیان سال بر اسیران فرقه گذشته، با وقاحت و پررویی تمام، شروطی برای این جابجایی اعلام کرده که هر کدام از این بندها جز فریبکاری و ریاکاری چیز دیگری نیست.      <br />عضو سابق شورای رهبری منافقین ادامه داد: انتقال امن و سالم ساکنان اشرف، بدون هیچ استثنا، با خودروها و اموال منقولشان به کمپ لیبرتی تحت نظارت بین‌المللی یکی از درخواست‌های مریم رجوی است که باید در پاسخ به آن گفت تنها کسانی که به فکر امنیت و سلامت ساکنان اشرف نیستند، مریم رجوی و مسعود رجوی و سران فرقه هستند، زیرا به یاد دارم بارها مسعود رجوی در جلسات عمومی اعلام می‌کرد اگر هزار نفر در اشرف بمیرند مهم نیست و یا بارها می‌گفت ۷۲ نفر هم برای من بماند کافی است.       <br />وی افزود: بارها و بارها مریم رجوی شخصاً اعلام می‌کرد فقط مسعود زنده بماند کافی است، علاوه بر این در سال گذشته برای یک نمایش تلویزیونی اعلام کردند عشایر عراقی به ما حمله کرده‌اند، در حالیکه همه نفرات را مجهز به کلاهخود و سپر کرده بودند.      <br />وی در شرح این ماجرا گفت: ابتدا به مدت چند دقیقه، تمام خانواده‌های عراقی و عشایری که به اعتراض و برای بستن کمپ اشرف بصورت مسالمت آمیز آمده بودند، را سنگ باران و آنها را تحریک کردند و پس از آن، به همه ساکنان اسیر و در بند دستور داده شد که به جلوی سیاج بروند و بدون استفاده از کلاهخود و سپرسنگ بخورند تا مجروح شوند و سر و صورتشان خون آلود شود، تا بتوانند اعلام کنند بیش از صد نفر در سنگ پرانی!! عشایر عراقی مجروح شده‌اند.      <br />عضو جدا شده از گروهک منافقین گفت: بعد از این ماجرا همسر سرکرده فرقه، برای صورت‌های خونین خوشحالی کرد و پیام تبریک داد، اما حالا ادعا می‌کند به فکر امنیت و سلامت حال افراد این فرقه است، در حالیکه این حرف طرفندی بیش نیست و انتقالی که قانونی و زیر نظر یک دولت باشد، مسلماً مشکلی نخواهد داشت، مگر اینکه لرزه دیدار ساکنان اشرف با نیروهایی خارج از کمپ به جان سران فرقه رجوی افتاده باشد.      <br />وی در نقد دومین درخواست همسر سرکرده منافقین با عنوان «نظارت شبانه روزی سازمان ملل و ایالات متحده تا زمان انتقال آخرین نفر به کشور ثالث» نیز گفت: اگر سرکردگان فرقه کارشکنی نکنند، سازمان ملل طبق قوانین خودش کارش را می‌کند.      <br />وی با اشاره به عدم رعایت حقوق ابتدایی زنان در پادگان اشرف ادامه داد: در طی سالیان گذشته در کمپ اشرف، زنان از کوچکترین و اولیه‌ترین حقوق انسانی محروم بوده و همواره تحت یک استثمار وحشتناک فکری و فیزیکی قرار داشته و اجازه دیدار با هیچ مردی را ندارند؛ حق انتخاب لباس و پوشش مورد نظر خود را ندارند، اجازه هیچ اظهار نظری را ندارند و اجازه تردد به هیچ مکانی که مردان در آنجا باشد را ندارند و به مانند بردگانی که فقط باید مطیع اوامر تشکیلات بوده و تمام عواطف شان را نثار مسعود رجوی کنند، نگهداری می‌شوند.      <br />عضو سابق شورای رهبری منافقین در ادامه و با طرح این پرسش که علت اصرار مریم رجوی به استقرار نیروهای عراقی در خارج اشرف و پافشاری بر عدم تماس اسرای پادگان با نیروهای عراقی و خانواده‌ها در چیست، افزود: نمی‌توان افراد اسیر در پادگان اشرف را برای همیشه از دنیای بیرون محروم کرد.       <br />وی به دیگر ادعای مریم رجوی اشاره کرد که در آن عنوان شده بود «لغو محاصره و کلیه تهدیدها و اذیت و آزار و اقدامهای سرکوبگرانه و احکام ساختگی دستگیری بدون استثنا» و در نقد این ادعا ابراز داشت: از نظر مریم رجوی، لغو محاصره یعنی اینکه درب اشرف باز شود تا به مانند قبل بازهم بتوانند از ایران و ترکیه و دیگر نقاط، نیروهای جوان را فریفته و تحت عنوان فرستادن به خارج، آنها را دزدیده و به پادگان اشرف ببرند و بگویند نیروهای جدید به ما می‌پیوندند، البته من شاهدی هستم که در سالهای بین ۸۰ تا ۸۷ صدها نفر را ستاد داخله تشکیلات فرقه رجوی از ترکیه و ایران بدون این که شناختی از ایدئولوژی پوسیده سازمان داشته باشند به پادگان اشرف صادر کرد و این افراد بیچاره بعد از رسیدن به اشرف تازه می‌فهمیدند چه بلایی سرشان آمده و خیلی از این نفرات هم زوج هایی بودند که آنها را نیز تحت نام انقلاب و با زور از هم جدا کرده و دیگر اجازه حتی یک دیدار یک دقیقه‌ای هم به آنها نمی‌دادند.       <br />عضو سابق شورای رهبری منافقین ادامه داد: از افرادی که با این روش وارد شدند اما تمایل به ماندن نداشتند، بودند کسانی که به سبب اعتراض، در زندان‌های مسعود رجوی در پادگان اشرف زندانی شدند؛ افرادی همچون داریوش – صادق – محمد &#8211; علی &#8211; احمد و&#8230;تنها نمونه‌ای از این افراد هستند که از ترکیه آنها را تحت پوشش فرستادن به خارج و دادن پاسپورت به اشرف منتقل کرده و برای آنها آموزش های تشکیلاتی می گذاشتند که به اصطلاح آنها را به مجاهد تبدیل کنند.      <br />وی در ادامه به درخواست وقیحانه دیگری از مریم رجوی که از آن به عنوان یکی از مقدمات خروج از اشرف یاد می‌کند، اشاره کرد و اظهار داشت: وی در درخواست جدید خود اعلام کرده «فروش دارایی‌های غیرمنقول ساکنان اشرف تحت نظارت ملل متحد و بازپرداخت آن برای هزینه‌های حفاظت و استقرار و انتقال ساکنان به کشورهای ثالث یکی از خواسته‌های جدی برای خروج از پادگان اشرف است» در حالیکه باید گفت با آن هزینه‌های میلیونی که در جشن‌ها و برنامه‌های خارج کشور و بطور مستمر توسط سران منافقین صورت می‌گیرد، فرقه رجوی نه برای حفاظت و نه برای استقرار به پولی نیاز ندارند و تا قاچاق و دلالی و یکسری حمایت‌های مشکوک هست مشکل مالی نخواهند داشت.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/10/14/9594/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>متن کامل گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس درباره فتنه ۸۸</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Dec 2011 16:55:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/</guid>
		<description><![CDATA[به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حسین فدایی نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه)، چکیده گزارش کمیسیون متبوعش درباره رسیدگی به حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ که منجر به شکل‌گیری جریان فتنه شد، را قرائت کرد. متن کامل این گزارش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/12/image17.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-9592"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حسین فدایی نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه)، چکیده گزارش کمیسیون متبوعش درباره رسیدگی به حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ که منجر به شکل‌گیری جریان فتنه شد، را قرائت کرد.     <br />متن کامل این گزارش به شرح ذیل است:      <br />۱- مقدمه:      <br />با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، غرب که الگویی انقلاب اسلامی را به عنوان گفتمانی در مقابل لیبرال دموکراسی می‌دانست، به طور همه جانبه سعی در مخدوش کردن وجهه این نظام نو پا داشت تا مانع از الگودهی ملت ایران به دیگر ملت‌های جهان، برای شکستن ساختار از پیبش طراحی شده نظم جهانی شود؛ اما شکست‌های پی در پی نظام سلطه از جمهوری اسلامی ایران طی ۳۲ سال گذشته و پیشرفت‌های چشم‌گیر ایران در این مدت، منجر به طراحی و اجرای شیوه‌های نوین در مواجهه با ایران شد.      <br />پیشرفت در عرصه‌های گوناگون علم و فناوری، تثبیت راهبرد تهاجمی در سیاست خارجی و انفعال کشاندن قدرت‌های استکبار، عدم تمکین ایران در قبال فشارهای بیرونی، تلاش برای گسترش هر چه بیشتر جبهه مبارزه علیه رژیم غاصب صهیونیستی قدرت‌های استکبار به ویژه آمریکا را به تلاش برای تلفیق گزینه‌های سختف نیمه سخت و نرم علیه ایران وادار کرد به این امید که بتوانند پروژه تغییر فتار نظام ما را به عنوان گام اول پروژه تغییر به ثمر برسانند.      <br />تجربه دوران حاکمیت جریان دوم خرداد که جورج بوش پسر هنگام ترک کاخ سفید آن را دورانی خوش خواند و از بابت به پایان رسیدن آن ابراز تاسف کرد، آمریکا و متحدانش را به این نتیجه رساند که بهترین و کوتاه‌ترین روش برای ایجاد تغییر در رفتار ایران اسلامی سرمایه‌گذاری بر روی جریان ساختار شکن و غرب‌گرای داخل ایران است که در طول دوران گفتمان اقتصادی و گفتمان سیاسی خود به خوبی نشان داده بود، روش‌ها و اهداف خود را کاملاً بر مطلوب‌ها و نیازهای غرب منطبق کرده است. به همین دلیل بود که بلافاصله پس از به پایان رسیدن دولت اصلاحات، فرآیند‌های ذیل شتابی فزاینده گرفت:      <br />۱- فراخوان مراکز تصمیم‌سازی برای تهیه راهبردهای عملیاتی علیه ایران      <br />۲- تصویب بودجه ویژه برای حمایت از اپوزیسیون      <br />۳- ایجاد و تقویت ساختارها و شیوه‌های رسانه‌ای جدید برای ایجاد، هدایت و تغذیه آشوب داخلی (که بی‌بی‌سی فارسی در رأس آنها قرار داشت)      <br />۴- تصویب قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران      <br />۵- فعال شدن سرویس‌های اطلاعاتی برای تحقق دو پروژه اپوزیسیون واحد با برداشتن مرزهای میان گروه‌های مختلف اپوزیسیون) و اپوزیسیون حرفه‌ای، که اصلاح‌طلبان غرب‌گرا در سال ۸۴ فقدان آنها را جزو ضعف‌های اساسی خود اعلم کرده بودند؛ و گنجاندن آن در قالب پروژه شبکه‌سازی در محیط‌های واقعی و مجازی      <br />۶- تقسیم کار میان کشورهای غربی بای برقراری پیوند‌های پنهان با اپوزیسیون داخلی      <br />۷- برنامه‌ریزی برای تبدیل انتخابات به هسته مرکزی یک فرآیند کودتای مخملی      <br />اگر چه بسیاری از این فرآیندهای از سال‌ها قبل آغاز شده بود و عمر برخی از آنها به بیش از ۲۰ سال می‌رسید، اما در این تردیدی نیست و مجموعه اطلاعات موجود هم نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی اصلی برای تبدیل این پروژه‌ها‌ به فتنه داخلی پس از سال ۱۳۸۴ اوج گرفته است.      <br />این گزارش تلاش می‌کند چگونگی تکمیل این پروژه‌ها و تبدیل آن به یک فتنه سیاسی و اجتماعی را به استناد به اطلاعات معتبر واکاوی کند و روایتی دقیق از چگونگی مهار این فتنه عمیق ارائه نماید.      <br />۲- بررسی علل و عوامل و ریشه‌یابی جریان فتنه      <br />آن چه فردای پس از انتخابات سال ۸۸، را رقم زد فرصتی بود که از سال‌ها و با برنامه‌ریزی مدون و منسجم بیگانگان و طمع و همراهی عناصر فریب خورده داخلی فراهم آمد. فضای مطلوب سوء استفاده بیگانگان از طریق حاکم شدن فضای غیر عقلانی و تهییج احساسات، نادیده گرفتن تذاکرات مقام معظم رهبری و قواعد و اخلاق انتخاباتی و مصالح انقلاب مهیا شد تا دشمنان به پیاده‌سازی سناریوی از پیش تعیین شده خویش بپردازند.      <br />در این راستا می‌توان به عوامل خارجی و داخلی مؤثر در این حوادث اشاره کرد:      <br />الف: زمینه‌ها و عوامل خارجی      <br />مجموعه اسناد و مطالعات موجود نشان می‌دهد به طور کلی راهبرد غرب در قابل ایران اسلامی مبتنی بر این پیش فرض است که در نهایت هر نوع سناریوی براندازانه علیه ایران باید راهی به داخل ایران بیابد و هدف از مجموعه فشارهای بین‌المللی بر ایران نیز در نهایت چیزی جز اثرگذاری بر داخل ایران و فعال کردن مجموعه نیروهای غرب‌گرا &#8211; که همواره نسبت به اکثریت مطلب مردم، اقلیتی بسیار کوچک محسوب می‌شده‌اند- نبوده است. یکی از عوامل زمینه‌ساز فتنه ۸۸ در زمانی به مدت دو دهه بویژه از سال ۱۳۸۴ به این سو، در قالب ساز و کارهای زیر صورت گرفته است:      <br />۱- برقراری ارتباطات پنهان      <br />۲- کمک مالی      <br />۳- حمایت علنی در چارچوب پروژه‌های دیپلماسی عمومی      <br />۴- فشار به نظام جمهوری اسلامی به منظور ایجاد فضای مانور برای جریان غرب‌گرا در داخل      <br />۵- شبکه‌سازی اجتماعی در حوزه‌های مجازی و حقیقی      <br />در عین حال نکته مهم و برجسته در این میان این است که غرب برای کلید زدن پروژه‌ خود به آماده شدن مجموعه‌ای از شرایط داخلی نیاز داشت و به منظور هر چه کامل‌تر کردن این پروژه از پیش برنامه‌ریزی شده، انتخابات را به عنوان یکی از مهم‌ترین نقاط قوت جمهوری اسلامی هدف قرار داد.      <br />بررسی دقیق و موشکافانه فتنه ۸۸، نشان می‌دهد عملکرد و سخنان سران داخلی و خارجی فتنه، الگوبرداری کامل دقیق از تئوری‌های از پیش طراحی شده انقلاب‌های مخملی در مراکز تولید توطئه سیستم‌های جاسوسی خارج از کشور از جمله تئوری مبارزات خشونت پرهیز و روش‌های مسالمت‌آمیز نافرمانی مدنی کسانی چون جین شارپ بوده است که در تمام نمونه‌های قبلی خود از جمله موارد اجرا شده در اروپای شرقی و آسیای میانه -به صورت &quot;انتخابات محور&quot; عمل کرده است.      <br />مطابق اسناد موجود، کشورهای غربی و در رأس آنها دولت آمریکا بر مبنای مجموعه‌ کدهایی که از داخل ایران دریافت کردند به این نتیجه رسیدند که مقطع انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در سال ۸۸ بهترین فرصت برای اجرای کودتای مخملی در ایران است که در مقاطعی چون سال‌های ۷۶، ۸۰ و ۸۴ شرایط را برای اجرای آن مناسب ندیده بودند.      <br />عوامل زیر در متقاعد شدن نظام سلطه به اینکه سال ۸۸ مناسب‌ترین زمان برای اجرای کودتای مخملی است نقشی کلیدی داشته است:      <br />۱- مسافرت‌های خارجی افراد چون محمد خاتمی که اغلب به تلاش برای متقاعد کردن طرف‌ خارجی، به اینکه میر حسین موسوی فردی مناسب برای پیش بردن پروژه‌های تغییرات ساختاری در ایران است، اختصاص داشته است. اسناد موجود نشان می‌دهد خاتمی در تونس، ترکیه و استرالیا برای ترغیب خارجی‌ها به حمایت از موسوی تلاش کرده و موفق نیز شده است.      <br />۲- مسافرت مجموعه‌ای از عوامل اطلاعاتی خارجی در پوشش‌های مختلف به داخل ایران و برآورد اوضاع داخلی ایران      <br />۳- شناخت تاریخی از شخصیت‌ میر حسین موسوی به دلیل حضور عوامل وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی در کنار وی مانند اردشیر امیر ارجمند      <br />۴- پیشبرد پروژه‌ شبکه‌سازی با همراهی گروه‌هایی چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از سال ۸۸ به این سو که اصلی ترین مکانیسم اجرایی آن برگزاری دوره‌های متعدد براندازی نرم در خارج از ایران برای گروه‌های برگزیده داخلی و مسافرت بیش از چند صد نفر از چهره‌های شناخته شده جریان دوم خرداد به خارج از ایران به منظور شرکت در این دوره‌ها در فاصله سال‌های ۸۴ و ۸۸ بود.      <br />-۵ و آخرین عامل پیام‌هایی بود که غربی‌ها مستقیماً از داخل ایران دریافت کردند و این پیام‌ها منجر به شکل‌گیری این اشتباه محاسباتی در ذهن آنها شد که سال ۸۸ زمانی مناسب برای کلید زدن پروژه کودتاست، اطلاعات موجود در اسناد اطلاعاتی که به هنگام نگارش این گزارش به آنها مراجعه شده نشان می‌دهد &quot;مهدی هاشمی&quot; نقشی عمده در ارسال این پیام‌ها به بیرون داشته و از جمله پیام‌های مستقیم وی برای آمریکا در واخر سال ۱۳۸۷ موجب شد آمریکا پروژه مذاکرات هسته‌ای با ایران را که اهمیت حیاتی برای آن داشت تعطیل کرده و انرژی خود را به پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ۱۳۸۸ متمرکز نماید.      <br />آنچه به عنوان عوامل خارجی زمینه ساز فتنه ۸۸ مد نظر است، صرفاً یک فاکتور تأثیرگذار بر سهل شدن زمینه بروز فتنه ۸۸ نیست. بلکه می‌توان به جد گفت طرف غربی در برنامه‌ریزی، سازماندهی و هدایت ناآرامی‌های اجتماعی به سمت و سوی مورد نظر خود نقش اصلی را بر عهده داشته است. فلذا مدیریت فتنه ۸۸ بر عهده طرف غربی بوده است.      <br />در اثبات این موضوع شواهد بسیار قطعی در مواضع رسمی سکانداران غرب، طرح‌های مراکز تولید توطئه‌های آمریکایی و رسانه‌‌های دیداری، شنیداری، مجازی و مکتوب موجود است.      <br />آنچه در این بحث به آن اشاره می‌شود شواهد موجود از دخالت و مدیریت غربی‌ها در این سه منبع است.      <br />۱- بینادهای غربی حامی براندازی      <br />به نتیجه نرسیدن پروژه جنگ سخت در ایران سبب شد، نظام سلطه جهت پیگیری اهداف خود در ایران و خاورمیانه پرونده خاصی در اتاق‌های فکر خود برای ایران پدیده آورد. مؤید این موضوع تعدد قابل ملاحظه تولیدات مؤسسات برانداز پیرامون ایران است. مرور پژوهش‌های انجام شده در بنیاد‌های غربی طی سال‌های نزدیک به ۲۰۰۹ نشان می‌دهد تحلیل‌گران از عدم وجود یک استراتژی کلان‌نگر پیرامون ایران و غرق شدن در تاکتیک‌هایی همچون «ایران منهای انرژی هسته‌ای» نگرانند و به دنبال دستیابی به یک استراتژی مدون هستند.      <br />به وجود آمدن چنین دیدگاهی است که موجب می‌شود به یک باره تعداد پژوهش‌ها پیرامون دستیابی به یک استراژی کلان در برخورد با ایران و بازشناسایی ارکان جمهوری اسلامی اوج گیرد.      <br />هم اکنون حدود ۶۰ بنیاد و مؤسسه مرتبط با جنگ نرم در ایران در حال فعالیت هستند. در این جا سعی شده است صرفاً به نقش تعدادی از مراکز تولید توطئه‌ در فتنه ۸۸ توجه شود.      <br />۱/۱ بنیاد سوروس یا جامعه باز:      <br />شواهد بسیار زیادی از برنامه‌ریزی چندین ساله بنیاد سوروس در ایران و تلاش این مرکز برای اجرای پروژه انقلاب مخملین در ایران وجود دارد تا آنجا که علاوه بر رسانه‌ای غرب، برخی محققین غربی نیز پیرامون شکست انقلاب نرم در ایران مقالاتی ارائه کرده‌اند و از حمایت‌های مالی و فکری غرب و به طور خاص بنیاد سوروس سخن گفته‌اند.      <br />گذشته از اعترافات کیان تاج‌بخش، همراهی و راهنمایی &quot;جین شارپ&quot; با اغتشاشگران نشان از تئوریزه شدن ناآرامی‌ها در این بنیاد است.      <br />۲/۱ خانه آزادی: همه عناصر اصلی موسسه خانه آزادی صهیونیست هستند و از چند سال پیش با بودجه ۱۵ میلیون یوروی هلند یک وب سایت (مجله اینترنتی) به نام &quot;گذار&quot; به زبان فارسی منتشر کردند، گردانندگان بخش فارسی این مؤسسه افرادی همچون ساسان قهرمانی، فرج سرکوهی، عباس معروف، فاطمه حقیقت‌جو و همسرش محمد تهوری، مجید محمدی، علی افشاری و محسن سازگار و نیک آهنگ‌کوثر هستند.      <br />چند ماه قبل از انتخابات، &quot;خانه آزادی&quot; دستورالعمل آموزشی را در وب‌سایت &#8216;گذار&#8217; منتشر کرد که مبارزه مسالمت‌آمیز با ۵۰ نکته اساسی را آموزش می‌داد و به واقع آموزش انقلاب رنگی بود. لازم به ذکر است که این موسسه ارتباط بسیار نزدیکی با CIA دارد.      <br />فعالیت چهار ساله وب‌سایت &quot;گذار&quot; وابسته به این بنیاد و تلاش جهت شکل‌دهی رویکردهای رسانه‌ای مهمترین فاکتورهای عملکرد این مرکز علیه ایران است.      <br />۳/۱- صندوق اعانه ملی برای دموکراسی N.E.D نود درصد این صندوق از کنگره آمریکا تأمین می‌شود. این مؤسسه بودجه مؤسساتی همچون بنیاد برومند، مشارکت آموزشی زنان، نایک، موسسه دموکرات ملی، موسسه جمهوری‌خواه ملی N.R.I را تأمین می‌کند که تمامی این مؤسسات در گزارش معاون خارجی وزارت اطلاعات به طور مجزا نام برده شده‌اند.      <br />از جمله افرادی که به عنوان محقق میهمان به این صندوق دعوت شده‌اند، می‌توان به هاله اسفندیاری، لادن برومند، رامین جهان‌بگلو، سیامک نمازی، حسین بشیریه، علی افشار، منوچهر محمدی، مهناز افخمی، ترینا پارسی و مهرانگیزه کار اشاره نمود.      <br />به اذعان بسیاری از تحلیل‌گران غربی، نقش اصلی بنیاد N.E.D در پروژه تلاش جهت انقلاب رنگین در ایران در بعد سرمایه‌گذاری‌های مالی‌اش است.      <br />۴/۱- مؤسسه بروکینگز: کنت پولاک کارشناس علوم سیاسی و روابط بین‌المللی از جمله افرادی است که روی مسائل ایران تمرکز دارد. پولاک با تألیف کتابی سعی کرده، براندازی نرم در ایران را توجیه و اثبات کند که چرا جمهوری اسلامی تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه است و مرکز سابان وابسته به بروکینگز گزارش ۱۶۴ صفحه‌ای تحت عنوان &quot;کدام مسیر به سمت ایران&quot; ؟ منتشر کرد که در آن جنگ نرم بهترین گزینه برای براندازی جمهوری اسلامی ایران معرفی شده بود.      <br />تنها دو روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در این سند ۱۶۴ صفحه‌ای اقسام متعدد روش‌های براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران به تفصیل بیان شد.      <br />می‌توان ادعا کرد منسجم‌ترین و نزدیکترین رویکرد به آنچه که در ایران رخ داد همین محصول ۲۰۰۹ بنیاد بورکینگز است.      <br />بعد از انتخابات غرب جهت رسیدگی به آخرین وظیفه مدیریتی خود در فتنه ۸۸ به بازخوردگیری و تلاش جهت کنترل اوضاع ایران پرداخت.      <br />برگزاری میزگردهایی چون مشت بسته ایران توسط بنیاد بروکینگز و توان‌سنجی‌ها مؤسسه رند از ارکان نظام، تلاش جهت تحریک افکار عمومی به وسیله ابزار رسانه، موضع‌گیری‌ها و هشدارهای سیاست‌مدارانی چون کیسنجر در این راستا به نظر می‌رسد.      <br />دخالت و برنامه‌ریزی عوامل خارجی برای ایران مسئله‌ای نیست که آمریکا در پی پنهان کردن آن باشد، در نیمه اسفند ماه سال ۸۹ &quot;کاندولیزا رایس&quot; از فرایند تربیت نیرو در ایران راز گشایی کرد:      <br />در همین ازتباط به واسطه مؤسسه ملی دموکراسی آمریکا تاکنون توانسته‌ایم هزاران فعال را آموزش دهیم. ما تاکنون به اشکال بسیار مختلف در بحث آموزش، سرمایه‌گذاری کرده‌ایم تا یک لایه اجتماعی از لحاظ فکری سکولار را در عرصه‌های بین‌المللی رشد و پرورش دهیم.      <br />او در ادامه افزود: نیروهای سکولار ایران قوی‌تر از گذشته شده‌اند از این رو ما دیگر نباید به قیاس‌های اشتباه بسنده و تکیه کنیم.      <br />همچنین مرکز اطلاع‌رسانی اطلاعات و تروریسم وابسته به موساد از دیگر مؤسسات پیگر تحولات و اخبار پس از انتخابات ایران بود که گزارش آن را در قالب جزواتی به نام SPOT Light on iran منتشر می‌کرد.      <br />این مؤسسه در گزارش راهبردی خود در ۲۸ خرداد ماه ۸۸، با مناسب دانستن فرصت پیش آمده در ایران راهکارهایی جهت تشدید ناآرامی در ایران ارائه می‌کند که بخشی از راهکارهای فوق در تاریخ ۳۰ خرداد ۸۸ در سایت همدمی تحت عنوان سران اسرائیل از خیزش مردمی در ایران حمایت کرده منتشر شد.      <br />۲- رسانه‌های دیداری و شنیداری و سایت‌ها غربی      <br />رسانه‌های غربی در فرآیند فتنه دو موضوع اصلی را عملیاتی کردند:      <br />۱- دامن زدن به فضای آشوب      <br />۲- شکل دادن به سیاست‌های نظام سلطه بر اساس نوع تحلیل‌هایی که از داخل ایران ارائه می‌کردند.      <br />بنابراین موضع‌گیری رسانه‌های غرب را می‌توان در ۲ گروه بررسی کرد:      <br />رسانه‌های گروه اول:      <br />رسانه‌هایی که به طور مستقیم پیگیر ایجاد خط اغتشاش و دامن زدن به نام آرامی‌ها بوده‌اند شاخص‌ترین این دسته سایت BBC است. تأسیس شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی تنها ۶ ماه پیش از برگزاری انتخابات، افزایش برنامه‌های آن به ۲۴ ساعت در روزهای نزدیک به انتخابات و تأثیر فزاینده آن بر هدایت، کنترل، مهره‌چینی و بازی‌گردانی حوادث پیش و پس از انتخابات تنها یک مورد از موارد نشان‌دهنده تدوین سناریوی دشمنان خارجی و داخلی جهت براندازی نام است.      <br />فراخوان‌های سازگارا و نوری‌زاده در شبکه‌های VOA و BBC برای اغتشاشات روز عاشورا از دیگر مصادیق این امر هستند که بر تأثیر رسانه‌های خارجی بر وقایع و تحولات داخلی گواهی می‌دهند.      <br />انتقال فضای قبل از انتخابات به مقطع پس از انتخابات و ایجاد دوگانگی و تضعیف انسجام جامعه همراه با توهم تقلب در انتخابات از سوی معترضین به انتخابات، به شکل‌گیری فضای انتقام‌گیری در جامعه کمک کرد که این موارد از تاکتیک‌های مورد استفاده بی‌بی‌سی بوده است.      <br />جهت‌گیری بسیاری از رسانه‌های چون روزآنلاین، گویا، گذرا، VOA، bbc، رادیو فردا، رادیو زمانه، رادیو رژیم صهیونیستی، شبکه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب مانند منافقین، گروه‌های سلطنت‌طلب، پارس، رنگارنگ، کانال بک و سایت‌های اینترنتی ضد انقلاب و همسو با جریان فتنه مانند جرس، کلمه، بالاترین، قلم و &#8230; در جریان انتخابات و وقایع بعد از آن و تأثیر آن‌ها به عنوان عوامل مؤثر بر اعتراض و آشوب، ذیل عملکرد بی‌بی‌سی، مهندسی شده بود.      <br />بررسی فعالیت‌های خبری شبکه تلویزیونی CNN در روزهای پس از انتخابات نشان می‌دهد این شبکه تمام توان خود را در جهت بهره‌برداری از اغتشاشات بسیج کرده است.      <br />گردانندگان CNN با قطع برنامه‌های عادی به طور ویژه به انعکاس تحولات ایران پرداختند و با استفاده از تصاویر دریافتی از بینندگان که قابل استناد نیست، حتی کمترین معیارهای حرفه‌ای انتقال خبر را زیر پا گذاشتند.      <br />این شبکه حتی پا را فراتر گذارده و به آموزش اغتشاشگران روی آورد. شبکه مزبور در برنامه‌های مختلفی راه‌های هک کردن سایت‌های دولتی کشور مانند وزارت کشور و &#8230; را به بینندگان خود آموزش داد.      <br />تحریک و ترغیب اغتشاش‌گران به ادامه خشونت و درگیری، یکی دیگر از محورهایی است که توسط CNN دنبال شد.      <br />رسانه‌های گروه دوم:      <br />رسانه‌هایی که فرصت موجود را به عنوان بهترین فرصت آمریکا شناسایی کرده و دولت آمریکا را به استفاده از این فرصت تشویق کرده‌اند.      <br />رسانه‌هایی چون واشنگتن‌پست و وال‌استریت ژورنال در روزهای آغازین انتخابات حتی طرح تقلب را رد کرده و به نظرسنجی‌های خود برای تأیید صحت انتخابات ایران تکیه کردند و پس از مدتی فضای داخل ایران را به عنوان بهترین فرصت جهت عملی کردن اهداف آمریکا مطرح نموده و به دولت آمریکا در مقالات و تحلیل‌های خود پیگیری و استفاده از این فرصت را گوشزد کردند و سایر رسانه‌هایی که گاهاً حاوی مقالات افشاگرانه پیرامون عملکرد غرب بوده‌اند.      <br />۳- شبکه‌های اجتماعی:      <br />در سال‌های اخیر شبکه‌های اجتماعی با سرعتی بی‌نظیر گسترش یافته‌اند.      <br />این شبکه‌ها قبل از انتخابات تبدیل به صفحاتی برای تبلیغات کاندیداها شدند و به دنبال قطع شدن سیستم پیام کوتاه، شبکه‌هایی همچون فیس‌بوک، توئیتر، یوتیوپ، فرندفید و &#8230; به تقویت و تشدید فعالیت‌های خود پرداختند و پیوند میان آشوب‌گران و هدایت‌گران خارجی آن‌ها را برقرار کردند.      <br />گسترش اطلاعات درباره ایران شگفت‌آور بود به طوری که در برابر جستجوی ترکیب Iran election protests در توئیتر بیش از یک میلیون نتیجه به دست می‌آید.      <br />مرکز دیپلماسی عمومی دانشگاه کالیفرنیا در گزارشی درباره نقش وب‌سایت‌های توئیتر در ناآرامی‌های پس از انتخابات اعلام کرد ۹۸ درصد از لینک‌های توئیتر درباره انتخابات و ناارامی‌های پس از آن بوده است.      <br />نقش توئیتر در ناآرامی‌های ایران آنقدر محسوس بود که مؤسسه آمریکایی صلح از اندیشکده‌های آمریکایی در مقاله «پیش‌بینی چگونگی دیپلماسی شهروندی» در سال ۲۰۱۱ حوادث پس از انتخابات ایران را نمونه بارز کارکرد شبکه‌های اجتماعی بیان کرد.      <br />عقب انداختن به روز رسانی سایت که مستلزم قطع خبر چند روزه سایت بود، قرار دادن نرم‌افزار ترجمه انگلیسی به فارسی و آموزش دور زدن فیلترینگ از جمله اقدامات حمایتی تویتر از اغتشاش‌گران بود.      <br />۴- مواضع رسمی خارجی:      <br />روشن‌ترین دلیل حضور غرب پشت پرده آشوب‌های خیابانی در سال ۸۸ می‌تواند مواضع رسمی مقامات آمریکایی و اروپایی باشد.      <br />علاوه بر افزایش فشارهای اقتصادی و بین‌المللی در آن برهه، اکثر غربی‌ها علناً اقدام به موضع‌گیری علیه نظام جمهوری اسلامی نموده، به حمایت از ناآرامی‌ها پرداخته و به این حد نیز بسنده نکرد.      <br />در مواردی حتی اعلام کردند آنچه توانسته‌اند برای حمایت و عملاً هدایت ناآرامی‌ها انجام داده‌اند. مستندات موجود پیرامون این موضوع در پیوست به تفصیل بیشتر موجود است. صرفاً به نمونه‌هایی اشاره می‌شود.      <br />مهمترین مواضع آمریکایی‌ها:      <br />با وجود تعدد موضع‌گیری‌های رسمی پیرامون ناآرامی‌های پس از انتخابات در ایران تنها با توجه به ۲ موضع هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، مدیریت آمریکا در فتنه ۸۸ قابل ملاحظه است که حتی نه به عنوان یک حمایت بلکه به عنوان یک دستور صادر شده است، من جمله:      <br />* آمریکا در تلاش است تا به طریقی که فعالیت نیروهای دموکراتیک در ایران تضعیف نشود و همچنین این نیروها به خطر نیفتند، از آنها حمایت کند.      <br />* دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش برمی‌آ‌مد از معترضان (جریان فتنه) ‌کرد.      <br />* همه ایرانیانی که در تلاش برای شنیده شدن صدایتان و دفاع از آزادی‌های بنیادی و حقوق بشر هستید، بدانید تنها نیستید. ایالات متحده آمریکا و جامعه جهانی پشتیبان شماست.      <br />* مردم ایران باید با افزایش قدرت نظامیان در ایران مخالفت کنند.      <br />باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا نیز که سعی می‌کرد از مواضع علنی بپرهیزد نیز نتوانست چنین تاکتیکی را تا انتها پی بگیرد. وی که در ابتدا صرفاً از انزجار جامعه جهانی پیرامون تحولات ایران سخن می‌گفت، پس از ۲۵ بهمن ۸۸ خواسته خود را برای از سرگیری فتنه به نمایش گذاشت:      <br />* ایرانی‌ها باید شجاعت لازم برای بیان آزادی را داشته باشند و به اعتراضات خود ادامه دهند. (&quot;امیدواری و توقع من این است که کماکان شاهد این باشیم مردم ایران شجاعت ابراز اشتیاق برای به دست آوردن آزادی بیشتر و حکومتی مبتنی بر مردم‌سالاری بیشتر را داشته باشند.&quot;)      <br />رئیس‌جمهور پیشین ایالت متحده نیز در سخنرانی افتتاح &quot;بنیاد بوش&quot; حمایت خود را اعلام کرد: &quot;آنها با چالش‌های فراوانی رو به رو هستند و چشم امیدشان به ماست&#8230; من از تمام فعالان سیاسی سراسر جهان حمایت خواهم کرد.&quot;      <br />گذشته از موارد یاد شده اعترافاتی میان مقامات آمریکا پیرامون دست داشتن آمریکا در آشوب‌های تهران وجود دارد:      <br />* مقاله نوشته شده توسط لاری فرانکلین رئیس اتاق ایران در پنتاگون با عنوان &quot;برنامه سری من برای سرنگونی جمهوری اسلامی&quot; به روشنی مؤید وجود برنامه در دستگاه‌های مسئول دولت آمریکا برای ایران است.      <br />*‌پاول رابرتس معاون اسبق وزارت خزانه‌داری آمریکا: &quot;تقلب در انتخابات ایران دروغ است و همه آشوب‌های ایجاد شده در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری، توطئه آمریکا برای بی‌اعتبار و منزوی کردن ایران بود تا این کشور را به زانو در آورد.&quot;      <br />مهمترین مواضع بعضی مسئولین اروپایی:      <br />* آنانی که در ایران دست به تظاهرات زدند، بدانند تنها نیستند      <br />* بیانیه جداگانه اتحادیه اروپا و بریتانیا، جهت محکوم کردن سرکوب اغتشاشگران توسط جمهوری اسلامی ایران      <br />* راه‌اندازی وبلاگ پیرامون انتخابات ایران توسط وزیر امور خارجه انگلستان دیوید میلیبند      <br />* وسعت تقلب با واکنش‌های خشونتی که اعمال می‌شود تناسب دارد. مردم ایران مستحق چیز دیگری هستند.      <br />مهمترین مواضع اسرائیل:      <br />*‌مبارزه با رهبران ایران مهمتر از برنامه هسته‌ای این کشور است. امید آن است که نخست رژیم ناپدید شود.      <br />* موسوی و همسرش روح جدیدی به آزادی بخشیده‌اند، بنابراین من تکرار می‌کنم انقلابی در ایران روی خواهد داد.      <br />* در تمام ایام فتنه ۸۸،‌ فتنه‌گران از حمایت بی‌دریغ غرب به ویژه آمریکا، انگلیس و اسرائیل برخوردار بودند. در وهله اول، مذاکرات هسته‌ای با ایران که دور اول آن در ژوئن ۲۰۰۸ آغاز شده بود و غربی‌ها در آن به صراحت گفته بودند چاره‌ای جز پذیرش برنامه غنی‌سازی ایران نمی‌بینند برای مدتی حدود دو سال متوقف شد.      <br />این امر علتی نداشت جز این که مطابق مستندات اطلاعاتی موجود غربی‌ها پیام‌هایی از داخل ایران دریافت کرده بودند مبنی بر اینکه اصلاح‌طلبان مجدداً در ایران روی کار خواهند آمد.      <br />بنابراین بهتر است مذاکرات با ایران تا بعد از انتخابات متوقف شود. در ایام انتخابات، باراک اوباما صریح‌ترین موضع‌گیری‌ها را به نفع جریان فتنه و با اسم بردن از سران آن داشته است.      <br />اوباما در مقطعی میرحسین موسوی را نماد غرب‌گرایی در ایران خواند و بارها برخورد نظام با آشوبگران را تقبیح کرد و گفت: سیاست ایران در این مورد روی سیاست آمریکا تأثیر جدی خواهد گذاشت.      <br />* هیلاری کلینتون وزیر خارجه وی نیز به طور ثابت از آشوب‌گران حمایت می‌کرد. کلینتون در یکی از اظهارنظرهای خود در این مورد می‌گوید آمریکا علاوه بر اظهارات علنی، اقدامات پنهانی فراوانی برای حمایت از سبزها در ایران انجام داده که نمی‌تواند آن‌ها را بازگو کند.      <br />همچنین بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم غاصب صهیونیستی نیز بارها رفتارهای میرحسین موسوی را ستود و حتی در یک مورد به صراحت گفت وی را سرمایه‌ بزرگ خود در ایران می‌داند.      <br />* &quot;آدام ارلی&quot; (سفیر آمریکا در بحرین که پیش از این و در دوران ریاست جمهوری جرج بوش سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بوده است) نیز در جلسه‌ای با برخی از مسئولان کشورهای عربی در منامه تأکید کرد که آمریکا قصد دارد در ماه‌های آینده حمایت خود از اصلاح‌طلبان در ایران را &quot;رسمی و علنی&quot; کند.      <br />ارلی در این جلسه که به تشریح راهبرد تدوین شده دولت اوباما درباره ایران اختصاص داشته، گفته است: &quot;کاخ سفید همزمان با انجام مذاکرات ایران و ۱+۵ نحوه حمایت از &quot;رهبران معارض جدید&quot; در ایران را پی‌گیری می‌کند&quot;.      <br />ارلی در این سخنان که پیش از اول اکتبر ۲۰۰۹ و برگزاری مذاکرات ژنو بیان شده تصریح کرده است: &quot;تحت هر شرایطی حمایت از اصلاح‌طلبان در ایران جزو گزینه‌های اصلی سیاست اوباما باقی خواهد ماند و ما روز به روز آن را پرقدرت‌تر خواهیم کرد&quot;.      <br />ارلی سپس به توصیف دقیق &quot;گام بعدی&quot; آمریکا پرداخته و گفته است: &quot;اگر مذاکرات ژنو موفقیت‌آمیز نباشد و در آن پیشرفتی حاصل نشود، آمریکا قصد دارد همزمان با تشدید تحریم‌ها، اعمال فشار سیاسی علیه تهران را با حمایت &quot;رسمی&quot;، &quot;علنی&quot; و &quot;گسترده&quot; از موسوی و خاتمی وسعت بخشد چرا که هیچ فشاری به دولت ایران بدون تقویت جریان‌های طرفدار غرب در ایران کارساز نیست&quot;.      <br />وی در بخش پایانی سخنانش می‌گوید: &quot;همین حالا هم این موضوع پنهانی نیست که ما از موسوی و خاتمی حمایت می‌کنیم اما علنی شدن این حمایت، همزمان با اعمال تحریم‌ها می‌تواند این فایده را داشته باشد که مردم ایران به این نتیجه برسند که تنها راه رهایی از تحریم‌ها گرایش به این افراد است.&quot;      <br />* طبق گزارش وزارت امور خارجه به کمیسیون اصل نود مجلس، حملات به سفارتخانه‌ها، راهپیمایی‌های معاندانه، کارگردانی و لابی در پارلمان اروپا، از دیگر پروژه‌های کشورهای غربی در ایام پس از انتخابات بوده است. برخی از نمونه‌های اقدامات غرب در این رابطه عبارتست از:      <br />* نیروگیری و سازمان‌دهی گروه‌های ۸ تا ۱۰ نفره در هلند و بلژیک با نام &quot;راهیان سبز&quot; و &#8230; با پرچم‌های مختلف      <br />* برگزاری راهپیمایی اعتراضی علیه ایران در کلمبیا که پس از بررسی مشخص شد که به هر نفر از شرکت‌کنندگان مبالغی پرداخت شده بود.      <br />* فعالیت هسته‌های دانشجویی در ژاپن و استرالیا که حلقه‌هایی از منافقین و بهایی‌ها با آنها پیوند دارند.      <br />* تعرض و تهاجم به سفارتخانه‌های ایران در دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد.      <br />*‌پرتاب کوکتل مولوتف از منزل همسایه آمریکایی سفارت ایران در سوئد.      <br />* انجام اقدامات ضد ایرانی در هلند، انگلیس، فرانسه و نروژ که شدیدترین آن‌ها در هلند و پاریس بود.      <br />* برگزاری تجمع اعتراضی مقابل سفارت ایران در پراگ      <br />* همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد مجموعه تحریم‌های جدید علیه ایران بویژه در بخش هواپیمایی با مشورت جریان فتنه و به قصد حمایت از آنها از طریق ناراضی سازی مردم انجام شده است.      <br />ب &#8211; زمینه‌ها و عوامل داخلی:      <br />اما در صحنه‌ داخلی، پیشینه وقایعی را که منجر به فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شد باید حداقل در ۲۰ سال قبل جست‌وجو کرد. پس از رحلت حضرت امام خمینی‌(ره) بعضی عدالت را پیش پای توسعه قربانی کردند و سپس با ترویج روحیه مصرف‌گرایی و تجمل، از ادبیات و آرمان‌های انقلاب فاصله گرفته و زمینه را برای حمله وسیع فرهنگی و اعتقادی دشمن علیه ایران اسلامی آماده ساختند.      <br />با وجود تصریح مکرر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) مبنی بر شدت تهاجم فرهنگی دشمن، مرعوبین غرب با اعمال برخی سیاست‌های مشکوک فرهنگی و امنیتی &#8211; سیاسی، زمینه برای بازگشت بسیاری از عناصر ضد انقلاب گریخته از کشور، مهیا شد و با افزایش زاویه‌گیری از اهداف نظام، همان‌گونه که خاتمی در اولین نطق خود پس از ریاست جمهوری مطرح کرد، دولت کارگزاران مسیر روی کار آمدن دولت اصلاحات را هموار ساخت.      <br />زاویه‌گیری از اهداف نظام توسط افراطیون دوم خردادی به اوج خود رسید و حالتی بسیار صریح‌تر و علنی‌تر پیدا کرد. مدعیان گفتمان توسعه سیاسی نیز در عرصه‌های مختلف سیاست، امام‌زدایی و انقلاب‌زدایی را در دستور کار خود قرار دادند و با حاکم شدن نوعی لیبرالیسم جزمی و منحط عرصه فرهنگی کشور، بسیار از منابع دولتی، در اختیار منحرف‌ترین جریان‌های مدعی روشنفکری قرار گرفت، تا آنجا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی)، انبوهی از مطبوعات کشور به پایگاه‌های دشمن تبدیل شد.      <br />تلاش وسیع برای هتک و هدم مبانی ارزشی و باورهای انقلابی مردم نتیجه حضور همین عناصر در عرصه‌های تولید فکر و حمایت و پشتیبانی بی‌دریغ دولت از آن‌ها بود.      <br />به این ترتیب برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی، دولت و دستگاه اجرایی در قامت اپوزیسیون نظام ظاهر شد.      <br />در عرصه سیاست خارجی نیز در این دوران قبح رابطه با کشورهایی که دشمنی آن‌ها با انقلاب اسلامی و میراث امام ثابت شده بود، مورد نفی و انکار قرار گرفت. و حتی کسانی از مشاوران دولت به صراحت گفتند باید هژمونی آمریکا را پذیرفت و به آن عادت کرد و سودای ایستادن در مقابل آمریکا را از سر بیرون برد؛ چرا که اساساً امکان پیروزی بر آمریکا در جهان کنونی وجود ندارد. در این برهه یکی از مشاوران دبیر شورای عالی امنیت ملی این ایده را حتی به اسرائیل هم بسط داد و گفت باید مسئله رابطه با اسرائیل را از سطح ایدئولوژیک فروتر آورد و آن را در سطح منافع ملی ارزیابی کرد! همین طرز تفکر بود که باعث شد در مقطعی کل برنامه هسته‌ای فقط به خاطر خوشایند غرب تعطیل شود.      <br />با ظهور دولت نهم در تیرماه ۱۳۸۴ به یکباره این سیستم دچار لرزشی اساسی شد ویژگی‌های فضای اصولگرایی موجب شد که پیوند آسیب‌دیده دولت &#8211; ملت به سرعت ترمیم شود و در کنار برخی از زخم‌خوردگان داخلی، حتی برخی قدرت‌های خارجی هم نگران شوند که با تداوم این روند دیگر هرگز نخواهند توانست جلو راه تبدیل شدن ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و جهانی را سد کنند.      <br />حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از کلیت مشی دستگاه اجرائی کشور که البته نه حمایت از یک شخص یا جریان خاص بلکه حمایت از گفتمان مردمی، انقلابی و خدمتگذار بودن دولت بود، بر نگرانی دشمنان خارجی و داخلی می‌افزود.      <br />مطابق مجموعه اطلاعات موجود، خشم و سرخوردگی مجموعه عوامل داخلی و خارجی علیه این وضعیت چنان شدت گرفت که در ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حالی که سرویس‌های اطلاعاتی غربی هیچ برآورد روشنی از عواقب طراحی‌های خود نداشتند به دلیل اصرار برخی عناصر فعال داخلی و لابی عناصر خارج‌نشین فعال در مؤسسات بین‌المللی، سناریوی کودتای مخملی در دستور کار دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفت.      <br />هدف بنیادی این سناریو، براندازی دولت و متعاقب آن، زمین زدن رهبری نظام جمهوری اسلامی بود و در اثر تلاش‌هایی که انجام شد، برای نخستین‌بار سنگین‌ترین طراحی ممکن برای تحقق این هدف در دستور کار همه نیروهای داخلی و خارجی قرار گرفت که توانسته بودند روی شعار محوری &quot;نه، به گفتمان انقلاب&quot; توافق کنند. منابع و اسناد، نشان‌دهنده آن است که جریان برانداز داخلی در یک هماهنگ استراتژیک با غرب و به ویژه امریکا، در تحقق هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی می‌اندیشیده است.      <br />یکی از نزدیک‌ترین افراد به سران فتنه ۸۸ در اعترافات خود می‌گوید: &quot;جریان اصلی طراحی کننده فتنه در داخل، آماده بود برای زمین زدن دولت هر مقدار منابع مالی که لازم است فراهم بیاورد و با هر کسی حتی ضد انقلاب یا هر گروه دیگری ائتلاف و همکاری کند.      <br />به این ترتیب صحنه گردانان نظام سلطه، جبهه گسترده‌ای را شکل دادند که از هیچ اقدامی برای وارد آوردن یک ضربه کاری به رهبری نظام فروگذار نمی‌کرد. برای ایجاد هماهنگی در میان این طیف وسیع، جلسات و حلقه‌های متعددی شکل گرفت که نقش اتاق فکر فتنه را ایفا می‌کردند.      <br />از جمله قدیمی‌ترین این جلسات جلسه صبحانه ۲۲ است که از سال ۸۶ به صورت هفتگی با حضور طیف کثیری از اصلاح طلبان و با هدف اقناع خاتمی جهت پذیرفتن کاندیداتوری و زمینه‌سازی برای حضور در انتخابات تشکیل می‌شد.      <br />سلسله جلسات بنیاد باران نیز با حضور خاتمی و ۱۰۰ نفر از وزرا و معاونین دولت سازندگی و دوره اصلاحات تشکیل می‌شد و در آن موضوعاتی مانند سیاست‌های کلان و پشتیبانی‌های تدارکاتی از قبیل راه‌های جذب سرمایه از داخل و خارج برای ستادهای تبلیغاتی، مورد بحث قرار می‌گرفت.      <br />علاوه بر این می‌توان از سلسله جلسات دفتر مهدی هاشمی نیز که با هدف حضور و مهیا کردن شرایط پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات تشکیل می‌شد یاد کرد که به تعبیر خودش توانسته بود از طریق این جلسات، یک اتاق جنگ کامل به وجود بیاورد.      <br />گروه مشاوران موسوی نیز جلسات منظمی را برای سازماندهی تیم خود برگزار می‌کردند این گروه شامل بهزادیان نژاد، محمدرضا حسینی بهشتی، علیرضا حسینی بهشتی، عرب مازار، باقریان، حاضری، مومنی، امیرارجمند، عابدی جعفری، علیرضا بهشتی شیرازی و فروزنده پور بود.      <br />مشاوران موسوی با حمایت و نظرات وی موسسات و گروه‌های مختلفی را راه‌اندازی کرده بودند که عبارتند از:      <br />-توسعه دانش و پژوهش ایران      <br />-تحقیقات و توسعه علوم انسانی      <br />-مطالعات فرهنگی و تمدن ایران زمین      <br />-دین و اقتصاد       <br />-مؤسسه گفتمان جهانی مسلمانان       <br />-جمعیت توحید و تعاون      <br />جمعیت توحید و تعاون یکی از فعال‌ترین گروه‌های تأسیس شده توسط موسوی بود که با هدف تدوین گفتمان انقلاب اسلامی و پاسخ به این سؤال‌ها که انقلاب اسلامی چه اهدافی داشت و به چه میزان در دستیابی به این هدف موفق بوده، شکل گرفت.      <br />فعالیت این جمعیت در انتخابات ۸۴ به اوج خود رسید که محصول آن یک بسته نظری تحت عنوان &quot;الگوی زیست مسلمانی&quot;‌بود. این بسته راه‌کاری برای تبدیل تئوری تهیه‌کنندگان آن به حرکت اجتماعی بود که با بررسی عملکرد سه دهه جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام را نیازمند تغییرات بنیادین اعلام کرده و هدف گفتمان زیست مسلمانی، را هم تبیین و پیشبرد چنین تغییراتی دانسته بود.      <br />اعضای گروه مشاوران موسوی علاوه بر حضور و همکاری در موسسات مذکور، دارای محافل و جلسات اختصاصی نیز بودند که مهمترین محفل این گروه در سال‌های منتهی به انتخاباتت ریاست جمهوری دهم جلسات پنجشنبه‌ها و اصلی‌ترین جلسات آن در ایام پس از انتخابات جلسات گروه مشاوران نام داشت.      <br />در پی برگزاری همایشی با عنوان ایران در قرن ۲۱ توسط موسسه دانش و پژوهش ایران و بازتاب‌های منفی این همایش در محافل سیاسی، موسوی (در یک جلسه خصوصی) از بهزادیان نژاد درخواست کرد تا جمعی از همفکرانش را سازماندهی کند تا درباره مسائل کشور به بحث و تبادل‌نظر بپردازند. بهزادیان‌نژاد جمع ۱۴ نفره‌ای را سازماندهی و جلسات مستمری را دراین موسسه پایه‌گذاری می‌کند که به جلسات پنجشنبه‌ها معروف شد.      <br />عناصر تشکیل‌دهنده این جلسات از اعضای مؤسسات و گروه‌ها بود و در واقع نقطه تلاقی آنها محسوب می‌شدند. گردانندگان این جلسات، آنها را به چند دوره تقسیم کرده بودند. دوره‌های چهارم و پنجم جلسات موسوم به پنجشنبه‌ها از مهمترین دوره‌های برگزاری این جلسات از نظر سیاسی بود که به ترغیب میرحسین موسوی جهت حضور در صحنه انتخابات اختصاص داشت.      <br />مطابق مستندات موجود، مهمترین مباحث مطرح شده در این دو دوره شامل محورهای زیر بوده است:      <br />نقد عملکرد نظام در طی سالیان گذشته       <br />بررسی جریان‌های فکری (سروش، شریعتی، فردید، گروه‌های چپ غیرمذهبی در ایران و ..)      <br />بررسی اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی       <br />بررسی قرائتی از اسلام که با چپ جدید همخوانی داشته باشد      <br />بررسی امکان ایجاد چپ جدید در کشور      <br />در جلسات بعدی موسوی بحث جدید و موقعیت آن در ایران را مطرح کرد و با فرض این نکته که جمهوری اسلامی بعد از رحلت امام خمینی (ره) از آرمان‌های اساسی خود فاصله گرفته اعضا به دنبال ارائه مدل جدیدی از حکومت با نگاه سوسیالیسم مذهبی افتاده و در عمل با طرح دیدگاه‌های چپ جدید درصدد عملیاتی کردن این ایده برآمدند.این مباحث مبنای تهیه الگوی زیست مسلمانی قرار گرفت و پیشنهاد شد که به جای استفاده از عبارت چپ جدید از قرائت امام خمینی از اسلام استفاده شود.      <br />نکته بسیار مهم این است که سنگ بنای پروژه کودتای مخملی دقیقا در همین جلسات گذاشته شد. یکی از اعضای حاضر در این جلسه در یکی از اولین جلسات به لزوم بازپس‌گیری مواضع از دست رفته اصلاح طلبان از جمله بسیج، مردم، مساجد و دانشجویان اشاره کرد و برای این منظور ساماندهی جنبشی جدید را پیشنهاد می‌کند.      <br />در جلسات بعدی بر مبنای این پیشنهاد اعضا به تحلیل انقلاب‌های رنگین پرداخته و سقوط نظام جمهوری اسلامی را از طریق انقلابی همانند انقلاب سال ۵۷ ناممکن دانسته و در نهایت انقلاب نرم را نقطه آسیب نظام معرفی می‌کنند. بنابر مستندات موجود در این زمینه تیم میرحسین موسوی از مدت‌ها قبل از حدود سال ۸۵ روی موضوع کودتای رنگی ومخملی در ایران فکر و برای عملیاتی کردن آن برنامه‌ریزی کرده بودند.      <br />مجموعه این جلسات که اغلب آنها در زمانی کوتاه و با هدف پیروزی در انتخابات نهم برگزار شد و اصلاح طلبان مدت‌ها قبل از آن تعبیر به مرگ و زندگی کرده بودند، به یک سلسله طراحی‌های سیاسی و امنیتی انجامید که فتنه ۸۸ در واقع سرجمع آنها بوده است. خلاصه برخی از مهمترین طراحی‌های انجام گرفته در این جلسات چنین است:      <br />۱- تدوین مانیفست براندازی در حزب مشارکت:      <br />پس از انتخابات ۲۲ خرداد سندی محرمانه با عنوان سند تأملات راهبردی در منزل یکی از اعضای حزب مشارکت کشف شد که تمامی صفحات آن مهمور به مهر حزب مشارکت بود. سند تاملات راهبردی نظام، سندی رسمی و دربرگیرنده نگاه حزب منحله مشارکت به نظام جمهوری اسلامی و برنامه‌های آینده آن به عنوان یک حزب سیاسی است.      <br />محتوای این سند نشان دهنده بی‌اعتقادی عمیق حزب مشارکت به مبانی نظام و برنامه‌ریزی تفصیلی آن جهت ضربه زدن به ساختار نظام است.      <br />به گونه‌ای که می‌توان فتنه ۸۸ را نسخه اجرایی آن دانست. سند تاملات راهبردی ساختار حقوقی و حقیقی قدرت در نظام را به مثابه نظام سلطانی و دیکتاتوری ارزیابی و تاکید می‌کند که باید به این ساختار ضربه زد و آن را شکست. همچنین تاکید می‌کند که به وجود آمدن هر گونه تهدید برای کلیت نظام جمهوری اسلامی برای حزب مشارکت و مجموعه اصلاح طلبان فرصتی است که باید از آن برای چانه‌زنی با نظام و گرفتن امتیازهای بیشتر استفاده کنند.      <br />۲- زیر سؤال بردن پیشاپیش سلامت انتخابات با مطرح کردن احتمال وقوع تقلب: در همین راستا و با هدف اعتماد زدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات، کمیته صیانت از آرا تشکیل و توسط افرادی چون مهدی هاشمی به فناوری‌های پیشرفته مجهز شد.      <br />بهزاد نبوی در این مورد گفته است بحث صیانت از آرا همیشه و خصوصاً پس از آنکه احساس می‌شد وزارت کشور و شورای نگهبان هم موضع نیسنند در بین اصلاح طلبان مطرح بود.      <br />مصطفی تاج‌زاده نیز در نمایشگاه مطبوعات ۱۳۸۷ طی اظهاراتی علنی می‌گوید: چنانچه فاصله آرا کاندیداها زیاد باشد قطعا تقلب رخ داده است. در همین راستا ابطحی نیز در اعترافات خود گفته است اصلاح طلبان برای باخت احتمالی برنامه‌ریزی کرده بودند که از ماه‌ها قبل مسئله تقلب را مطرح کنند. کمیته صیانت از آرا تشکیل دهند که اگر رای نیاوردند از آن استفاده کنند تاحداقلی انتخابات را به مرحله دوم بکشانند. جالب‌تر از همه اظهارنظر مربوط به مهدی هاشمی است که در ۲۰ خرداد ۸۸ است که به زنگنه می‌گوید همه چیز را برای صیانت از آراء آماده کرده و یک اتاق جنگ درست کرده‌ام.      <br />مقصود مهدی هاشمی در این جا پروژه‌ای است که می‌توان آن را پروژه ارتباط پیامکی خواند چند روز پیش از انتخابات پروژه‌ای منبی بر اینکه پیامکی لحظه به لحظه با نمایندگان موسوی حاضر در پای صندوق‌های رای که توسط مهدی هاشمی طراحی و نرم افزاری هم برای آن نوشته شده بود کشف شد.      <br />این پروژه جهت رصد مستمر و دائمی حوزه‌های اخذ رای و ابطال آرای صندوق‌هایی که رای موسوی در این پایین بود پیش‌بینی شده بود که در شب ۲۱ خرداد مورد ضربه اطلاعاتی قرار گرفت و خنثی شد. نکته مهم در اینجا این است که جریان فتنه در ایام انتخابات سال ۸۸ کاملا نسبت به این موضوع که تقلبی صورت نگرفته و باخت موسوی محصول عدم اقبال مردم به او بوده علم کامل داشت اما با هدف استفاده از ظرفیت وی برای انجام پروژه کودتای مخملی و به خیابان کشاندن بخشی از مردم به طور سیستماتیک و سازماندهی شده بحث تقلب را به وی القا کرد.      <br />به عنوان نمونه یافته‌های اطلاعاتی مفصلی وجود دارد که نشان می‌دهد مجموعه نظرسنجی‌های ارائه شده به موسوی از جانب مهدی هاشمی جعلی و با هدف آماده کردن ذهن وی برای طرح بحث تقلب بوده است.      <br />همچنین یک کد اطلاعاتی دیگری وجوددارد که نشان می‌دهد یکی از استراتژیست‌های برجسته جریان دوم خرداد یک هفته قبل از انتخابات می‌گوید: علاوه بر این افرادی مانند محمد خاتمی و موسوی خویینی‌ها قبل از انتخابات به صراحت گفته بودند که عقیده ندارند نه موسوی و نه هیچ کس دیگر قادر به پیروزی بر احمدی‌نژاد باشد و تاکید کرده بودند که دولت وی تکرار خواهد شد.      <br />بنابر این طرح موضوع تقلب از جانب سران جریان اصلاحات یک دروغ گویی عمدی با هدف پیشبرد پروژه کودتای مخملی بوده است نه شبهه‌ای که آنها مایل به رفع آن باشند.      <br />۳- حذف احمدی‌نژاد به هر قیمت: یکی از استراتژی‌های توافق شده در جلسات محفلی جریان فتنه این بود که به هر قیمت ممکن مانع تکرار دولت نهم شوند. ادبیات فتنه‌گران در این مورد به گونه‌ای است که می‌توان از آن نتیجه گرفت هدف نهایی آن ها این است که به دولت بسنده نکنند و نظام را به تسلیم در مورد مطامع خود وادار نمایند. در واقع حذف احمدی‌نژاد اساسا به این دلیل به عنوان هدف اصلی انتخاب شد که تصور می‌کردنتد حذف او به معنای ارد آمدن یک ضربه اساسی به نظام است. حسین مرعشی در این مورد میگوید: تنها چیزی که برای ما اهمیت دارد فقط رای نیاوردن احمدی‌نژاد است تاج‌زاده نیز در گفت‌وگو با ابطحی گفته است: ‌اگر هیچ کدام (کروبی و موسوی) قبول نکردند که به نفع دیگری کنار بروند مهم نیست. ما فقط اگر بتوانیم احمدی‌نژاد را از صحنه خارج کنیم، کار خوبی کرده‌ایم.      <br />۴- سیاه نمایی و تخریب کلیت نظام و ارائه فضای یاس‌آلود توسط کاندیداهای معترض      <br />مهمترین جبنه این محور از سند تاملات حزب مشارکت این بود که با اتهام زنی سازمان یافته و دروغ گو خواندن دولت آن را نزد افکار عمومی ناکارآمد و بی‌اعتبار جلوه دهند و زمینه را برای باور پدیر کردن دروغ بزرگ تقلب که بنا بود که بعدا گفته می‌شود فراهم آورند. علاوه بر این مطابق مستندات موجود برخی از چهره‌های شاخص جریان اصلاحات مکرار به میر جسین موسوی القا می‌کردند که دولت را دروغگو خطاب کند تا به تعبیر یکی از آنها (سعید حجاریان) کار به جایی برسد که حتی اگر دولت گفت ماست سفید است هم کسی باور نکند.      <br />۵- برنامه‌ریزی منسجم جهت ایجاد جنبش‌های اجتماعی فراگیر و خیابانی کردن آنها      <br />این امر با هدف توانمندسازی جبهه معارض نظام و تشدید بحران‌های امنیتی به گونه‌ای که نظا ناچار شود برای مهار آن به مخالفان امتیاز بدهد انجام شد. گواه این مطلب درج مقاله‌ای در روزنامه کلمه در تاریخ ۶/۳/۸۸ با عنوان &quot;آن موج که به هوا خاست&quot; به قلم محمدرضا تاجیک است که صراحتا به تائید آشوب‌های خیابانی می‌پردازد.      <br />وی در این مقاله و در پوشش بحثی نظری نوشته است:‌خیابان جایی است که در آن نظم و نظام مسلط به چالش کشیده می‌شود و مشروعیت و مقبولیت آن مخدوش می‌شود.      <br />اعترافات برخی از طراحان این موضوع نشان می‌أهد که باور سران فتنه این بوده است که فقط در صورتی که فضا را امنیتی کرده وحجم زیادی از مردم را به خیابان بکشانند می‌توانند از نظام امتیاز بگیرند لذا بنا داشتند به هر قیمت ممکن این کار را انجام بدهند.       <br />تعبیر یکی از بازداشت‌شدگان در این مورد این است که بنا داشتیم به هر قیمت ممکن اینکار را انجام بدهند. تعبیر یکی از بازداشت‌شدگان در این مورد این است: که بنا داشتیم به هر قیمت ممکن مردم را به خیابان بیاوریم حالا اگر باختیم به بهانه تقلب و اگر بردیم به بهانه جشن.      <br />یافته‌های نهادهای مسئول نشان می‌دهد که موضوع مناظره‌های انتخاباتی- اگرچه در آنها خطاهایی رخ داد فقط یک عامل فرعی بوده و جریان اصلاح طلب با اهدافی که به آنها اشاره کردیم بنا داشته به هر شکل ممکن بخشی از مردم را به خیابان بکشانند و آن را به سمت درگیری با نظام سوق دهد.      <br />بر اساس شواهد و اعتراف مستدل متهمین کودتای انتخاباتی در ایران کاملا از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته بود به گونه‌ای که بیش از ۱۰۰ مورد ۱۹۸ مورد دستورالعمل‌های جین شارپ، برای کودتای مخملی اجرا شده بود با بررسی کلی جریان فتنه مشخص می‌گردد یکسری افراد در این سناریو نقش فعال‌تری را ایفا می‌کردند.      <br />یک آمار کاملا مستند موجود نشان می‌دهد دستگاه‌های اطلاعاتی و قضایی در چند ماه اوج فتنه ۳۲ عضو موثر نفاق، ۱۲ عضو فعال نهضت آزادی، ۱۵ عضو برجسته بهائیت، ۷ چپ مسلح مارکسیست، ۹ جاسوس بسیار فعال، ۳ عضو گروهک تندر، ۲ سلطنت طلب، ۳ تروریست مرتبط با رادیو فردا و یک ملی مذهبی را دستگیر کرده‌اند که همه آنها تاکید دارند به دلیل مناسب دیدن شرایط در اثر اقدامات موسوی، کروبی،‌خاتمی و&#8230; دست به ارتکاب جنایت علیه ملت ایران زده‌اند.      <br />و آخرین نکته تلاش برای برقراری پیوند ارگانیک با خارج از ایران از جانب سران فتنه است. مستندات قطعی اطلاعاتی موجود نشان می‌دهد موسوی، کروبی و خاتمی در جلساتی که در تابستان ۱۳۸۹ برگزار شده رسما افرادی را به نمایندگی از خود در خارج از ایران معرفی نموده‌اند و این افراد اکنون در چارچوب تشکلی به نام شورای هماهنگی راه سبز امید در ارتباط مستمر و دائم با سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه هستند.      <br />تشکیک در سلامت انتخابات دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه بهترین زمینه برای بهره‌برداری جریان فتنه بود.      <br />میرحسین موسوی از عواملی بود که بیشترین نقش را در اجرای فتنه داشت در آستانه انتخابات طی مصاحبه‌ای با مجله تایم با اشاره به اینکه هدف فراتر از پیروزی در انتخابات است موضع خود مبنی بر عناد با نظام را نشان داد و اعلام کرد: تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالا ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت.      <br />در واقع دگرگونی و تغییر در ساختار قدرت با فشار بر رهبری در جهت پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهدداد. وی همچنین ادامه می‌دهد: تغییرات مدت‌هاست که آغاز شده است.      <br />تنها گوشه‌ای از این تغییرات به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر تغییر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب گردی در کار نخواهد بود.      <br />موسوی در راستای برنامه‌های از پیش طراحی شده به ابیاری بذر تردید کاشته شده در دل مردم توسط دیگران پرداخت و با هدف القای جعل و تقلب در انتخابات و تشویش اذهان عمومی طبق یک الگوی انقلاب رنگی، خود را پیروز انتخابات معرفی کرد و هر نتیجه‌ای غیر از آن را نشان دهنده تقلب مطرح کرد و از هیچ تلاشی جهت آماده سازی اذهان برای درگیری و آشوب فراگذار نکرد آنچنمان که در بیانیه ستاد انتخابات وی قبل از برگزاری انتخابات آمده است: پیروزمندان انتخابات آینده نیازی به ایجاد درگیری و تشنج ندارند.      <br />همچنین بر اساس اعترافات بدست آمده از متهمین مجریان این جریان با اعتقاد به عدم امکان تقلب از چند ماه پیش از برگزاری انتخابات خط تقلب در انتخابات را در کانون توجهات خود قرار دادند و به گونه‌ای زمینه چینی کردند که اگر کاندیدای مورد نظر آنان در انتخابات پیروز نشد این حرکت را یک کودتا در آرای مردم تلقی کنند.      <br />موسوی خوئینی‌ها در تصریح هدف از این برنامه بیان کرده است: ما نباید فتیله‌ای بحث تقلب در انتخابات را پایین بکشیم چون موقع جر زدن لازم می‌شود. در این راستا می‌توان به تشکیل کمیته صیانت از ارا توسط مهدی هاشمی با هدف اعتماد زدایی از نهادهای رسمی ناظر بر انتخابات و مصاحبه تلویزیونی نزدیکان هاشمی یک روز قبل از انتخابات و غیره اشاره نمود.      <br />موسوی بلافاصله بعداز انتخابات به مدد رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون و شبکه‌های اجتماعی خود با کوبیدن بر طبل خط امامی بودن با انتشار بیانیه‌های متعدد غیرقانونی و کذب اقدام به زیر سؤال بردن انتخابات و دولت قانونی دعوت به ادامه آشوب‌ها، القای بی‌اعتمادی به نظام آموزش و مدیریت شبکه سازی اجتماعی نمود.      <br />به نظر می‌رسد یکی از اهداف انتخاب موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم از سوی جبهه طرفدار موسوی با توجه به تجربه استعفا موسوی در زمان حضرت امام خمینی مبنی بر مقابله با رهبری این بود که وی در صورت شکست در پرده آخر با طرح ادعای تقلب باز هم عده‌آی (هر چند اندک) را فریب داده و به خیابان بکشد تا با متشنج کردن اوضاع و کشته گرفتن از مردم بی‌گناه و مسائل بعدی آن به بهانه خون خواهی و قیام برای دفاع از مظلوم، اغتشاشات را دامن زده تا به فتنه‌ای تبدیل شود.      <br />سپس از این راه رهبری را تحت فشار قرار داده و در این میان افراد موجه نیز با نامه‌های سرگشاده و یا سکوت خود آتش این فتنه را شعله‌ور کرده و رهبری را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کنند.      <br />با وجود آنکه موضع محمد خاتمی پیش از انتخابات مبنی بر این بود که در ایران تقلب ممکن نیست با اقدامی زیرکانه در راستای تحقق پروژه القای تقلب روز جمعه ۲۲ خرداد هنگام انداختن رای خود به صندوق یعنی در حالی که هنوز چند ساعت بیشتر از آغاز رای‌گیری نمی‌گذشت ذهن‌ها را برای پذیرش ادعای تقلب آماده کرد: همه شواهد امر حاکی است موسوی انتخابات را برده است اما من پیش گو نیستم.      <br />از این زمان به بعد خاتمی مطابق الگوی رفتاری پیشین خود با وجود پیاده سازی سناریوی غرب خود را از مظان اتهام دور نگه داشت.      <br />وی هیچ گاه در مواضع سخنرانی‌ها و بیانیه‌هایش از واژه تقلب استفاده نکرد اما با پیشنهاد تشکیل کمیته بی‌طرف که بعدها با عنوان طرح رفراندوم ارائه کرد بخش دیگری از این سناریو را به اجرا درآورد.      <br />پس از حوادث روز عاشورا که شکست فتنه بر همگان مبرهن گشت، خاتمی با ادبیات متفاوتی سخن گفت: انشاءالله امسال هم ایرانیان با هر گرایش و موقعیتی سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی راگرامی خواهند داشت امری که به طور قطع متعلق به یک جناح یا بخش خاصی از جامعه نیست.» این سخنان خاتمی در حقیقت اجرای یکی از دستور‌العمل‌های ارائه شده در فرمول &#8216;جین شارپ&#8217; مبنی بر عقب‌نشینی بعد از ناکامی فتنه است.      <br />«مهدی کروبی» نیز یکی دیگر از بازیگران اصلی فتنه ۸۸ بود، گر چه نمی‌توان او را از طراحان اصلی &quot;فتنه&quot; نام برد ولی وی نقش مهمی در اجرای این سناریو جهت براندازی نرم ایفا نمود.      <br />تا حدود دو ماه پیش از انتخابات، کروبی عمده تلاش سیاسی خود را بر مرزبندی با جناح تندرو جبهه اصلاحات قرار داد و تلاش می‌کرد تمایز میان خود و آنها را شفاف کند اما با نزدیک شدن به انتخابات وضعیتی کاملاً متفاوت پیدا کرد و با وجود آنکه خود یکی از کاندیداتورهای ریاست جمهوری دهم بود، در جبهه حامیان موسوی قرار گرفت.      <br />مبارزه کروبی در این جبهه پس از انتخابات شدت گرفت، او که تا هنگام رأی‌گیری هم تأکید بر سلامت انتخابات داشت، پس از انتخابات به عنوان یکی از عاملان همیشه در صحنه فتنه، با نامه‌ها و بیانیه‌های خود مبنی بر شبهه‌افکنی و تردید‌افکنی در خصوص سلامت انتخابات، القای عدم مقبولیت و مشروعیت دولت و ابطال انتخابات، آتش بیار معرکه شد.      <br />علاوه بر این کروبی در طرح کشته‌سازی فتنه و حمایت از اغتشاشگران بازداشت شده به منظور موج‌سواری بر احساسات مردم به خوبی نقش‌آفرینی نمود.      <br />بررسی‌ها حاکی از آن است که تلاش‌های کروبی و برخی اطرافیان وی در حوادث پس از انتخابات، به منظور خروج کروبی از انزوای شدید برآمده از انتخابات (۳۳۰ هزار رأی) و نشان دادن این موضوع بود که او هم‌چنان مهم و اثرگذار است.      <br />۳- تحلیل محتوای مواضع و اقدامات مجرمانه جریان فتنه و راهبرد آنها:      <br />مجرمانه بودن مواضع و اقدامات جریان فتنه را می‌توان از طریق مواضع اصحاب فتنه در مطبوعات و بیانیه‌ها و مصاحبه‌های ایشان، به اثبات رساند و در این گزارش به چند راهبرد اصلی آنها بسنده می‌کنیم:      <br />۱- راهبرد ابطال انتخابات و اغتشاش‌گری در خیابان‌ها      <br />با پایان یافتن انتخابات و شکست موسوی، این گروه راهبرد ابطال انتخابات را در پیش گرفتند و با استفاده از ترفندها و فشارهای گوناگون از جمله موارد زیر، سعی در رسیدن به خواسته‌های خود داشتند:      <br />۱- تحریک مردم به ادامه اعتراضات خیابانی      <br />۲- تلاش برای گسترش اعتراضات به شهرهای دیگر      <br />۳- تحریک علما و مراجع نظام تقلید و تلاش برای تأثیر‌گذاری بر نظرات آنان       <br />۴- استفاده از اهرم حمایت برخی دول غربی       <br />۲- راهبرد شبکه‌سازی اجتماعی      <br />در ادامه مسیر اعتراضی، علیرضا بهشتی از عناصر اصلی گروه مشاوران موسوی، مسئولیت بررسی وضعیت جنبش و تهیه راهبردهای جدید را برعهده گرفته و پس از انجام یک کار منسجم اطلاعاتی جزوه‌ای در ۴۳ صفحه تهیه و آن را در آذر ماه سال ۸۸ تحویل گروه می‌دهد تهیه‌کنندگان این جزوه، شبکه‌سازی اجتماعی را بهترین روش ادامه مبارزه عنوان نمودند.      <br />جزوه مذکور برای تعدادی از عناصر اصلی گروه مشاوران تشریح در اختیار آنان قرار داده شده و از تمامی روش‌های پیشنهادی در ایام پس از انتخابات استفاده شده است.      <br />به طور کلی کارآمدی شبکه‌سازی اجتماعی از آن روست که اعضای شبکه ارتباط نزدیک برقرار می‌کنند؛ به همین جهت پذیرش نظرات و اخبار منتشر شده در شبکه بدون در نظر گرفتن درصد صحت آن بسیار آسان است و عمدتا طراحی چنین شبکه‌هایی با اهداف خاص سران آن صورت می‌گیرد.      <br />نوع طراحی و شبکه‌سازی جریان فتنه به نحوی بود که اولاً در صورت وجود اخلال در وسایل ارتباطی جریان می‌توانست برای انتشار و بزرگ‌نمایی اخبار از این شبکه استفاده کنند و ثانیاً انتشار شایعه پذیرش اخبار در این شبکه به جهت انسانی بودن آن سهل‌تر بود.      <br />از آن رو که این شبکه با هدف تخریب نظام و کمک به تشنج‌آفرینی طراحی شده بود، در زمره اقدامات مغایر با قانون قرار می‌گیرد.      <br />۳- راهبرد تداوم اغتشاشات خیابانی      <br />با گسترش اغتشاشات خیابانی، ضرورت تحلیل روند و سازمان‌دهی اغتشاش‌گران و همچنین تحرکات ایذایی آنان، در میان عناصر جریان فتنه دنبال می‌گردد.      <br />در همین ایام «محمدرضا تاجیک» اقدام به تهیه جزوه‌ای با عنوان «چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما» می‌نماید که در آن جزوه، ضمن بررسی وضعیت جنبش موسوم به سبز در ایام پس از انتخابات، راهکارهای متعددی را نیز برای ادامه جنبش پیشنهاد نموده است، برخی از مهم‌ترین این راه‌کارها عبارتست از:      <br />۱- پذیرش رهبری متکثر      <br />۲- سامان‌دهی انبوهی از رسانه‌های حقیقی و مجازی      <br />۳- راه‌اندازی جنگ قرائت‌ها از دین و قانون      <br />۴- سازمان‌دهی افراد و شخصیت‌های مؤثر سراسر کشور      <br />۵- استفاده از امکانات و مقدورات انسانی و غیرانسانی خارج از کشور      <br />۶- هدایت اعتراض‌های مختلف در یک مسیر      <br />۷- پی‌گیری حقوقی وضعیت زندانیان      <br />۸- راه‌اندازی کمپین امضای میلیونی      <br />۹- ارتباط با مراجع و روحانیون ذی نفوذ      <br />۱۰- خلق مناسبت‌ها و برنامه‌ریزی‌ برای بهره‌برداری از آن      <br />۴- اقدامات و فعالیت‌های گروه مشاوران فتنه‌گران      <br />گروه مشاوران «میر حسین موسوی» در ایام منتهی به انتخابات و ماه‌های پس از آن، فعالیت‌های و اقدامات جمعی و مجرمانه مختلفی انجام دادند که از جمله مهم‌ترین این فعالیت‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:      <br />۱- تشکیل کمیته صیانت از آراء      <br />۲- صدور بیانیه‌های میرحسین موسوی       <br />۳- تشکیل کمیته پی‌گیری امور آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات با علم به دروغ بودن بسیاری از ادعاها       <br />۴- اقدامات رسانه‌ای با هدف ایجاد اغتشاش      <br />۵- برگزاری جلسات گروه مشاوران با هدف طراحی عملیات ناامنی و فریب      <br />۶- تهیه گزارش موسوم به ۳۷۰ صفحه‌ای      <br />این گزارش، توسط گروه دیده‌بانان سبز انتخابات، ده روز پس از سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر این که انتخابات تمام شده است و معترضان نتوانسته‌اند دلیلی برای وقوع تقلب در انتخابات ارائه دهند، تهیه شد.      <br />این گروه بیش از سیصد و هفتاد صفحه از مستندات خود را در اثبات تقلب و تخلف‌های گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری منتشر کردند.      <br />۴ـ الگو‌پذیری فتنه ۸۸ از مدل‌های براندازانه جنگ نرم( فتنه ۸۸، مصداقی از مدل نافرمانی مدنی جین شارپ)      <br />بررسی دقیق و تطبیقی مجموعه سخنان و عملکرد سران معترض به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، نشان می‌دهد الگوی رفتاری آنها از تئوری‌های نظریه پردازان حکومت‌ها در غرب برداشت شده بود که از آن به انقلاب‌های رنگی یا مخملی یاد می‌شود. بنابر اسناد و اعترافات متهمین جریانات پس از انتخابات، در اغلب موارد از ۱۹۸ دستورالعمل جین شارپ برای مبارزات خشونت پرهیز و نافرمانی مدنی الگوبرداری شده است.      <br />اسناد درون گروهی حزب مشارکت واقعیت‌های تلخی را روشن می‌سازد. در جلسه کمیسیون تدوین استراتژی حزب که در تاریخ ۱۹ تیرماه ۱۳۷۸ تشکیل گردید پس از بیان مدل‌های مختلف برای در دست گرفتن قدرت آقای حجاریان با اشاره به مدل جین شارپ برای کودتای مخملی با تاکید بر فشار از پایین و استفاده توده‌ای، آن را این گونه تبیین می‌کند:      <br />این راه که یعنی جلوی پارک ملت و این طور جاها شلوغ راه بیفتد و کم‌کم از این گوشه و آن گوشه شروع بشود و یک کارگر بشود رهبر برود با رژیم چنانه بزند. آقای تاج‌زاده ضمن برشماری مدل‌های در دست گرفتن قدرت در کشور می‌گوید: راه چهارم هم سلاح آمریکاست و انقلاب مخملی که من موافق راه چهارم هستم، تئوری جین شارپ و براندازی نرم خارجی و اینها هم در همین راه چهارم است محمدرضا خاتمی می‌گوید: در عین اینکه پشتوانه داخلی را حساب می‌کنیم پشتوانه خارجی را هم حساب کنیم. تاج‌زاده می‌گوید: این همان مدل چهارم است، مدلی که در برخی از کشورها به صورت مخملی اتفاق افتاد و دو تا کار می‌کنند یعنی اینکه شما در جامعه چطوری NGO بزنید و دوم اینکه آمریکا چه کمک‌هایی برای گسترش روند دموکراسی خواهد کرد.      <br />علاوه بر این همانطور که گفته شد و مستندات آن در پیوست این گزارش موجود است موسوی در جلسات داخلی خود از سال ۱۳۸۵ روی مدل براندازی مخملی با الگو‌گیری از انقلاب‌های رنگی کار می‌کرده است.      <br />به عنوان نمونه &quot;جین شارپ&quot; در کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی به بیان روش‌های مبارزه‌های خشونت پرهیز و روش‌های براندازی مسالمت‌آمیز دولت‌ها اشاره می‌کند. تمرکز بر روی تئوری شارپ مبنی بر ضرورت ایجاد همبستگی اجتماعی و تشکیل هسته‌های به هم پیوسته‌ی حاصل از پیوند خرده جنبش‌های اجتماعی همان موضوعی است که موسوی نیز با رونوشت‌برداری کامل از نسخه‌ی وی در بیانیه شماره ۱۱ خود نوشته است:      <br />اولین قدم در راه حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‌های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم.      <br />باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، &#8230; یعنی اگر تا بیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته‌ای دو بار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه‌های اجتماعی ما در این امر است.      <br />جمع‌های خویشاوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئت مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی&#8230;، هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیر مجموعه‌های کوچک عضویت داریم&#8230; تجربه‌های اخیر نشان داد خورده رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند، می‌توانند سریع‌تر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آنکه ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق برروی یک آرمان بزرگ به فعالیت برسد.      <br />آموزش شیوه‌های عملیاتی مبارزه بدون خشونت پیش از انتخابات در سایت‌های متعدد وابسته به فتنه‌گران از جمله گذار، بی‌شمار، ارتش سبز، گرین سوروس و &#8230;. و نحوه اغتشاش و آشوب‌ آنها در حوادث پس از انتخابات، کپی‌برداری‌ آنها از آموزه‌های شارپ در جزوه ۱۹۸ روش نافرمانی مدنی را به وضوح نشان می‌دهد.      <br />هم زمان با تئوری‌سازی منطبق با براندازی در داخل کشور عده‌ای ضد انقلاب خارج‌نشین نظیر عطاء‌الله مهاجرانی، محسن کدیور، اکبر گنجی، عبدالکریم سروش، ابوالفضل بازرگان در مجموعه اقداماتی هماهنگ در راستای پروژه بی ثبات‌سازی امنیت داخل کشور سناریویی را مبنی بر اجماع نهادهای بین‌المللی علیه نظام اسلامی به اجرا درآوردند.      <br />در بخش‌هایی از این سناریو صدور بیانیه‌های متعدد دال به وجود خفقان و دیکتاتوری در نظام اسلامی، نقض گسترده حقوق‌بشر، سلب آزادی عمومی، پایمال شدن حقوق مردم انتخاب نماد رنگی یعنی رنگ سبز در تبلیغات انتخاباتی، پیش‌بینی وقوع تقلب در انتخابات، درخواست ابطال انتخابات و لشکر‌کشی خیابانی، تقویت شبکه‌های اجتماعی و بر هم زدن نظم و امنیت کشور وجود داشت.      <br />همگی موارد منطبق با رخدادهای منتهی به وقوع انقلاب‌های مخملی در کشورهای دیگر است که به وضوح گویای پیروی معترضان از نظریات تئوری پردازان براندازی در غرب به خصوص جین شارپ می‌باشد.      <br />نکته کلیدی در این میان آن است که صرف نظر از الگوی شارپ و تطبیق صد درصدی وقایع فتنه ۸۸ با آن، الگوی رفتار فتنه گران با الگوهای کلاسیک کودتای مخملی هم کاملا تطبیق داشته است. در تمامی نمونه‌های شناخته شده کودتای مخملی به کمک عوامل رسانه‌ای و اطلاعاتی غرب از قبل از انتخابات مردم را به خیابان می‌کشاند و اعلام می‌کند که اگر نام کسی غیر غز وی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود حتما در انتخابات تقلب شده است.      <br />پس از انتخابات نیز کاندیدای مأمور کودتای مخملی سعی می‌کند نظام را وادار به خشونت وسیع کند و به این ترتیب زمینه لازم برای حضور بیشتر مردم در خیابان و تبدیل ان به اعتصاب و تحصن فراهم آورد و نهایتا دولت پیروز در انتخابات را ساقط نماید.      <br />این دقیقاً همان فرایندی است که پس از انتخابات رخ داد و با مستندات موجود می‌توان مورد به مورد آن را تشریح کرد. تمرین‌های خیابانی هواداران موسوی که در قالب گروه‌های مختلف جذب ستادها شده بودند با فرماندهی ستاد فیطریه و با هدف آمادگی برای آشوب‌های پس از انتخابات در طول دهه آخر منتهی به ۲۲ خرداد انجام گرفت. آمار جذب هواداران ستادها حدود ۳۰۰ هزار نفر بوده است.      <br />۵ ـ نتیجه‌گیری:      <br />بررسی سطح گسترده و عمق حوادث پس از انتخابات بیانگر هدف قراردادن اسلامیت و جمهوریت نظام و منافع و وحدت ملی است که در ردس آن هدف قرار دادن ولایت فقیه و شخص ولی فقیه می‌باشد. ماجرای فتنه، شیرینی و حضور مشارکت ۸۰ درصدی ملت بزرگ ایران در انتخابات سال ۸۸ را به تلخ کامی مبدل کرد.      <br />در واقع نظام سلطه و ضد انقلاب و فتنه‌گران از ملت ایران انتقام گرفتند که البته ملت ایران در ۹ دی‌ماه پاسخ آنها را دادند.      <br />هر چه به واکاوی این توطئه بزرگ می‌پردازیم به ظلم عظیمی که در حق اسلام، انقلاب، نظام اسلامی، امام، رهبری، شهدا، مردم، مسلمانان جهان، آزادگان بیشتر پی می‌بریم که در گزارش مشروحا به ابعادآن پرداخته شده بر این اساس است که حضور هوشمندانه ملت بزرگ ایران در صحنه‌های مختلف همچون روز قدس ۱۳ آبان و یوم‌الله ۹ دی ماه و ۲۲ بهمن سال ۸۸ معنا پیدا می‌کند.      <br />یوم‌الله ۹ دی‌ماه یعنی روز بصیرت و وحدت ملت ایران در سایه ولایت.      <br />یوم‌الله ۹ دی ماه یعنی تجلی عشق ورزیدن آحاد ملت ایران به امام و شهدا و رهبری و روز میثاق با آنها و اعلان برائت از دشمن، روز فرصت شناسی و دشمن ستیزی ملت بزرگ ایران جا دارد که از نعمت بزرگ رهبری این سکاندار کشتی انقلاب به درگاه خداوند کریم شکرگذاری نموده و از قادر متعال تا انقلاب حضرت مهدی(عج) برای رهبر فرزانه، حکیم، بصیر و شجاع حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای طول عمر خواستار باشیم و از خداوند مسئلت داریم به ما توفیق دهد سربازی صادق در رکاب ایشان برای خدمت صادقانه به ملت بزرگ ایران باشیم.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/10/08/9592/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جزئیات کامل جلسه دادگاه جاسوس آمریکایی بازداشت شده در ایران</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/10/06/9588/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/10/06/9588/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Dec 2011 15:37:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/10/06/9588/</guid>
		<description><![CDATA[به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در کیفرخواست صادره برای امیر میرزایی حکمتی که توسط نماینده دادستان قرائت شد با استناد به گزارشات مدیرکل حقوقی قضایی معاونت جاسوسی وزارت اطلاعات آمده است که حکمتی با هدف نفوذ اطلاعاتی به سیستم اطلاعاتی کشور وارد ایران شده و با بررسی دقیق‌تر مشخص شد که هدف وی متهم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/12/image16.png" width="300" height="150" /></p>
<p><span id="more-9588"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در کیفرخواست صادره برای امیر میرزایی حکمتی که توسط نماینده دادستان قرائت شد با استناد به گزارشات مدیرکل حقوقی قضایی معاونت جاسوسی وزارت اطلاعات آمده است که حکمتی با هدف نفوذ اطلاعاتی به سیستم اطلاعاتی کشور وارد ایران شده و با بررسی دقیق‌تر مشخص شد که هدف وی متهم سازی ایران به دست داشتن در تروریسم است.      <br />در این کیفرخواست همچنین آمده است که متهم از ماه می ۲۰۰۹ میلادی توسط سازمان جاسوسی آمریکا CIA استخدام شده و مأموریت‌هایی را برای جاسوسی در ایران داشته است.       <br />در این کیفرخواست با اشاره به اعزام حکمتی به پادگان بگرام افغانستان و دسترسی وی به اسناد سری و سپس اخذ مأموریت برای حضور در ایران و سپس مراجعه به وزارت اطلاعات و برقراری رابطه با کارشناسان این وزارت به عنوان مراحل انجمن مأموریت متهم ، آمده است. اقرار صریح و مقرون به واقع متهم، ارتباط با سازمان سیا و اقدام علیه امنیت کشور بوده&#160; و انگیزه‌های همکاری با سیا محرز است؛ از این رو تقاضای کیفر برای متهم خواستار می‌شود.       <br /></font><font face="Tahoma"><strong>* دفاعیات متهم        <br /></strong>      <br />پس از قرائت کیفرخواست، متهم خود را امیر میرزایی حکمتی متولد ۱۹۸۳ میلادی، مجرد، دارای لیسانس اقتصاد معرفی کرد و گفت: سال ۲۰۰۱ برای تأمین هزینه‌های دانشگاه وارد ارتش آمریکا شدم و قصدداشتم چندسال سربازی کنم تا هزینه‌های دانشگاهم فراهم شود چراکه پدرم نمی‌توانست هزینه‌های دانشگاهم را پرداخت کند.       <br />حکمتی ادامه داد: من ۴سال سرباز بودم و ۹ ماه در عراق حضور داشتم. بعداز سربازی در یک سازمان پژوهشی برای وزارت دفاع آمریکا استخدام شدم که کارم ترجمه و پژوهش فرهنگ و زبان عربی بود.       <br />حکمتی ادامه داد: بعداز آن برای یک شرکت به منظور آموزش زبان و فرهنگ عربی و اسلامی استخدام شدم. من به سربازان آمریکایی یاد می‌دادم که چطور با مردم عرب رفتار کنند ضمن اینکه یکسری تاکتیک‌های سربازی را نیز به آنها آموزش می‌دادم.&#160; <br />وی خاطرنشان کرد: سال ۲۰۰۹ مصاحبه‌ای با سازمان جاسوسی آمریکا CIA داشتم؛ بعداز این مصاحبه به من زنگ زدند و گفتند که می‌خواهیم رزومه شما را ببینیم؛ بعد از ارائه رزومه و چند مصاحبه دیگر با من تماس گرفتند و من برای همکاری با DAE درنظر گرفته شدم که در این شرکت ۵ماه آموزش اطلاعاتی داشتم و پس از آن به عراق رفتم و ۹ ماه آنجا بودم؛ در این مدت کارم این بود که نحوه رفتار با سربازان عراقی را به سربازان آمریکایی یاد می‌دادم.&#160; <br />این متهم خاطرنشان کرد: بعداز عراق به مدت دو سه ماه در پادگان بادران افغانستان به عنوان تحلیلگر اطلاعات مشغول شدم.&#160; <br />حکمتی در ادامه و در توضیح مأموریتی که به وی در رابطه با ایران سپرده شده بود گفت:‌ به من گفتند یکسری اطلاعات را به ایران ببر و به وزارت اطلاعات بده و پول هم بگیر. این اطلاعات البته اطلاعات درستی بود. من هم فکر کردم که هیچ ضرری به ایران از این ناحیه وارد نمی‌شود و من نیز قصد نداشتم که ضرر بزنم. من فریب خوردم و قصد خودم این بود که در ایران زندگی کنم و به آمریکا برنگردم.       <br />وی در پاسخ به این سؤال قاضی صلواتی که میزان حقوق دریافتی شما از ارتش آمریکا چقدر بود؟ مبلغ دوهزار دلار در ماه را به عنوان حقوق خود ذکر کرد و در پاسخ به این سؤال که اولین افسر CIA که با شما ملاقات کرد چه کسی بود، از &quot;مارک&quot; به عنوان اولین افسر رابط خود با CIA نام برد و گفت: مارک یکسری سؤال از من کرد که بیشتر در رابطه با شخصیت من و علاقه‌ام به کار اطلاعاتی بود.       <br />حکمتی در پاسخ به این سؤال قاضی صلواتی که به شما چه آموزش‌هایی در رابطه با مأموریتت در ایران داده بودند، اظهار داشت:‌ در واشنگتن در مصاحبه‌ای که با مأمور CIA داشتم به بنده آموزش دادند که از کجا و چگونه وارد ایران شوم و چه اطلاعاتی بدهم و چگونه فعالیت کنم.       <br />قاضی صلواتی به متهم گفت که به شما نقشه وزارت اطلاعات و خیابان‌های اطراف آن و همچنین نحوه برخورد با کارشناسان وزارت اطلاعات را نیز آموزش داده بودند که حکمتی پاسخ داد: به من نقشه ای که گفتید را نشان داده بودند و گفته بودند که از دبی با هواپیما به ایران بیایم و اطلاعاتی که داده بودند را به مأموران وزارت اطلاعات ایران تحویل دهم.       <br />حکمتی د رپاسخ به سؤال قاضی صلواتی مبنی بر مدت حضورش در بگرام افغانستان ، مدت زمان دو ماه حدواسط ژوئن ۲۰۰۱ تا آگوست ۲۰۰۱ را میزان اقامتش در بگرام افغانستان ذکر کرد و در پاسخ به این سؤال که در بگرام چه می‌کردی؟ گفت: من تحلیلگر اطلاعات بودم و تخصصم طالبان بود. بیشتر گزارش می‌خواندم و می‌نوشتم و خودم نیز به گزارش‌های جاسوسی درباره ایران دسترسی داشتم.&#160; <br />متهم در پاسخ به این سؤال که آیا شما&#160; به اطلاعات محرمانه درباره ایران دسترسی داشتید، با تأیید این موضوع گفت: از طریق سیستم محرمانه‌ای که وجود دارد می‌توانستم درباره تمام کشورهای دنیا گزارش‌های سری را بخوانم. یکی از منابع این سیستم سازمان CIA‌ بود همچنین از طریق منبع NSA شماره تلفن‌هایی که شنود می‌شوند را می‌توانستم مکالماتشان را بخوانم؛ بیشتر از منبع NSA و CIA گزارشات را می‌خواندم و یادداشت می‌کردم و بخشی از آنها را به ایران آوردم.&#160;&#160; <br />حکمتی همچنین گفت: قبل از استخدام در سازمان CIA سه مصاحبه داشتم که اولین ‌آنها با آقای مارک بود که درباره شخصیتم و علاقه‌ام به کار اطلاعاتی پرسید؛ مصاحبه دومم در واشنگتن بود که به دروغ سنج نیز متصل شدم و از نظر روانی من را آزمایش کردند؛ مصاحبه سومم نیز در واشنگتن بود که درباره کار در CIA و حقوق و بیمه و مزایای کارمندان آن با من صحبت شد.       <br />متهم همچنین در پاسخ به سؤال قاضی صلواتی مبنی بر اینکه طبق گزارشات و اسناد شما با شرکت پژوهشی اطلاعاتی کوبیک CUBIC از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ همکاری داشته و سالانه ۸۵هزار دلار دریافت کرده‌ای، گفت: شرکت کوبیک یک شرکت خصوصی دفاعی است. من کارم در این شرکت معلمی آموزشی برای سربازان آمریکایی بود که خود این سربازان مربی سربازان عراقی و افغانی می‌شدند. مسئولیت من این بود که از نظر فرهنگی و زبانی به آنها آموزش دهم که چطور با سربازان عراقی و افغانی ارتباط برقرار کنم.       <br />قاضی صلواتی به متهم گفت که شما در شرکت بای سیستم(BAESYSTEMS) انگلیسی نیز دوره ۵ماهه آموزشی طی کردی؛ حکمتی جواب داد: من ۵ ماه دوره آموزشی در شعبه آمریکایی این شرکت داشتم. کسی که تجربه‌ای در تحلیلگری اطلاعات ندارد این دره را می گذراند و من نیز در این دوره یاد گرفتام که چگونه با سیستم‌های محرمانه کار کنم و چگونه گزارش بنویسم و تخلیه اطلاعاتی کنم.       <br />حکمتی در پاسخ به این سؤال که در این شرکت چه آموزش هایی در رابطه با ایران به شما داده شد گفت: درباره ایران هیچ آموزشی در این شرکت نداشتم و فقط یک دوره تحلیلگری گذراندم؛ بعد از اتمام این دوره آموزشی ۹ ماه به عراق رفتم و در آنجا کارم تحلیلگری و مصاحبه با سربازان عراقی بود.       <br />متهم همچنین در پاسخ به این گفته قاضی صلواتی که شما به دستور CIA در شرکت X3 که در ساخت تجهیزات نظامی فعالیت دارد استخدام شدی، گفت: این شرکت یک شرکت خصوصی دفاعی است که با نیروهای آمریکایی در افغانستان قرارداد دارد و خدمات اطلاعاتی به آنها ارائه می‌دهد و من نیز به عنوان تحلیلگر در این شرکت استخدام شدم.       <br />حکمتی در پاسخ به این سؤال که از چه زمان مأموریت ایران به شما داده شد گفت: وقتی از عراق برگشتم از CIA با من تماس گرفتند و گفتند که به هتلی در واشنگتن می‌رود تا با آنها ملاقاتی داشته باشم؛ در این هتل بامأموران CIA سه روز جلسه داشتم و هر جلسه چندین ساعت طول کشید. آنها به من گفتند که می‌خواهیم شما بروی در بگرام اطلاعات جمع کنی و سپس به ایران رفته و آنها را به وزارت اطلاعات بدهی و پول هم بگیری و وقتی برگشتی بیشتر توضیح می‌دهیم و مأموریت دیگری می‌سپاریم.       <br />وقتی قاضی صلواتی پرسید انگیزه شما از این مأموریت و اقدام علیه مملکت خودت چه بود؟ حکمتی پاسخ داد: من نمی‌دانستم کاری علیه ایران انجام می‌دهم؛ من نیاز به کار داشتم؛ آنها به من گفتند برو اطلاعات بده و من هم دیدم این چیزی نیست که به ایران ضرر بزند ضمن اینکه پول هم می‌گیرم. البته قصدم این بود که در ایران ادامه زندگی بدهم و به آمریکا برنگردم چرا که من ایران را دوست دارم. اگر به من می‌گفتند مثلا برو و یک نفر را در ایران ترور کن هیچ وقت این کار را نمی‌کردم.       <br />حکمتی در پاسخ به این سؤال که در قبال این مأموریت چقدر پول به شما پیشنهاد شد گفت: ۵۰۰ هزار دلار به من پیشنهاد کردند اما گفتند این پول را موقع برگشتن به من می‌دهند.       <br />وی ادامه داد: در جلسه‌ای که در واشنگتن داشتم نحوه برخورد با کارشناسان وزارت اطلاعات ایران را به من آموزش داده و گفته بودند برو به مأموران اطلاعاتی ایران بگو که سرباز بودی و عملکرد دولت آمریکا را قبول نداری به همین خاطر آمدی اطلاعات بدهی و پول بگیری.       <br />حکمتی افزود: به من گفتند اطلاعات را از طریق اینترنت در ایران تحویل بگیر چون اگر لپ تاپت باشد ممکن است آن را ببینند و بگیرند. ضمنا اطلاعات را جدا کن، یکسری از اطلاعات را به مأموران وزارت اطلاعات بده و بگو بررسی کنند اگر استقبال کردند قسمت بعدی را به آنها بده.       <br />متهم خاطرنشان کرد: من به مأموران وزارت اطلاعات ایران گفتم که از سیاست‌های آمریکا و فشارهای این کشور علیه ایران ناراضی هستم و از کارم هم رضایت ندارم و می‌خواهم با شما همکاری کنم. البته واقعا این چیزها که گفتم (نارضایتی از سیاست‌های آمریکا و کار) حقیقت دارد.       <br />حکمتی خاطرنشان کرد: هم من و هم سربازان دیگر سیاست‌های آمریکا را قبول ندارند؛ البته قرار بود از این داستان به عنوان پوشش نیز استفاده کنم ضمن اینکه به من گفته بودند این حرفها را بزنم و پس از آن هیچ مشکلی نخواهم داشت و نباید نگران باشیم.       <br />وی افزود: به من گفتند پس از این که از این مأموریت برگشتی در هر شرکتی که خواستی می‌توانی استخدام شوی.       <br />متهم در پاسخ به سوال قاضی صلواتی مبنی بر اینکه در قبال اطلاعات چقدر از مأموران وزارت اطلاعات پول درخواست کرده بودی؟ گفت: من اول نصف مدارک را دادم و گفتم پول نمی‌خواهم. اگر راضی بودید بقیه را هم می‌دهم و ۵۰۰هزار دلار می‌گیرم اما اگر هم پولی به من نمی‌دادند مشکلی نبود چرا که هدفم نبود.      <br />حکمتی با بیان اینکه به من گفته بودند این پول باید در ایران بماند و به آمریکا آورده نشود اظهار داشت: خودم قصدم این بود که پول در ایران بماند و خودم هم در ایران بمانم و برنگردم.       <br />وی در پاسخ به این سؤال قاضی صلواتی مبنی بر اینکه آیا قرار بود در ازای پولی که از وزارت اطلاعات دریافت می‌کنی مدرکی هم بگیری تا پس از آن هیئت حاکمه آمریکا از این مدارک علیه ایران استفاده و جو سنگینی علیه کشورمان راه بیندازند و ایران را به ارتباط با تروریسم متهم کنند گفت: قرار بود در ازای این کارم صورتحسابی از وزارت اطلاعات دریافت کنم.       <br />متهم در پاسخ به این سؤال که چطور ریسک این مأموریت را پذیرفتی گفت: من فریب خوردم و به آنها اعتماد کردم چراکه به من گفتند هیچ مشکلی وجود ندارد و من هم پیش خودم می‌گفتم آنها کارشان همین است و نمی‌گذارند یک مأمور سازمان سیا دستگیر شود. آنها اصلا به من نگفتند که احتمال دستگیری وجود دارد.       <br />حکمتی در پاسخ به این سؤال که چند جلسه با مأموران وزارت اطلاعات داشتی گفت: سه جلسه با مأموران وزات اطلاعات برقرار کردم در اولین جلسه یکسری اطلاعات دادم؛ در جلسه دوم از من یکسری سؤال پرسیدند که از کجا ‌آمده‌ام و چه کسی هستم و من گفتم که رزومه ارائه کنم. در جلسه سوم به من گفتند رزومه خود را بنویس و امضا بده و پس از اینکه امضا دادم از آنجا که متوجه مأموریت من شده بودند گفتند یا صادقانه با ما همکاری کن یا می فرستیمت زندان.       <br />وی در پاسخ به سؤال قاضی صلواتی مبنی بر اینکه شما که می گویی قصد نداشتی به ایران ضربه بزنی چطور می‌خواستی صورتحسابی تهیه کنی تا از آن برای شانتاژ تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده شود گفت: در این سه جلسه اصلا نگفتم که صورتجلسه می‌خواهم فقط خواستم اطلاعات به آنها بدهم و اگر دوست داشتند پول بدهند و اگر نداشتند ندهند. قصد خودم ضربه زدن نبود اما مأموریتم این بود.       <br />متهم در پاسخ به این گفته قاضی صلواتی مبنی بر اینکه اگر دستگیر نمی‌شدی همه مراحل مأموریتت را انجام می‌دادی؛ گفت: اگر دستگیر نمیشدم یک پولی می‌گرفتم و در ایران زندگی می‌کردم.      <br /> قاضی صلواتی خطاب به حکمتی گفت: این تیزهوشی کارشناسان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران را نشان می‌دهد که شما را دستگیر کردند اما شما آموزش‌های لازم را دیده بودید که مأموریتت را انجام بدهی و از ایران از طریق دبی با آمریکا برگردی و آنجا قرار بود با شما تماس بگیرند که آیا مأموریتت را درست انجام دادی یا خیر.      <br /> حکمتی در پاسخ به خواسته قاضی صلواتی برای توضیح دادن درباره در اختیار گرفتن نقشه وزارت اطلاعات ایران از مأموران سیا گفت: یک نقشه به من نشان دادند که در آن وزارت اطلاعات و خیابان‌های اطراف و همچنین پارک شریعتی مشخص بود؛ سپس سناریویی که نوشته بودند را به من نشان دادند تا بدانم چه باید بگویم و بقیه را نیز شفاهی به من گفتند. روز آخر نیز به من مراجعه کردند تا مطمئن شوند همه چیز را خوب فراگرفته‌ام.       <br />وی در پاسخ به این سؤال قاضی که آیا در برنامه توجیهی افسران CIA شما را با عظمت و رده تشکیلاتی وزارت اطلاعات ایران آشنا نکرده بودند اظهار داشت:‌خودم اصلا انتظار نداشتم که دستگیر شوم.&#160; <br /></font><font face="Tahoma"><strong>* دفاعیات وکیل مدافع       <br /></strong>      <br />پس از اظهارات متهم، صمدی وکیل وی با بیان اینکه دو بار با متهم ملاقات کرده است، به دفاع از متهم پرداخت و گفت: شنیده دارم که شیطان دشمن قسم خورده‌ای است برای اغوای انسان و در محضر رب العالمین قسم خورده به عزت و جلالش که همه را فریب می‌دهد مگر عده‌ای خاص که مخلص هستند و الا هیچ انسانی از وسوسه‌های شیطان نمی‌تواند دوری کند.&#160; <br />صمدی با بیان اینکه امام خمینی (ره) در یک کلام زیبا ، ظریف و بی‌بدیل گفتند که آمریکا شیطان بزرگ است خاطرنشان کرد: آمریکا ، این روباه مکار و این عقرب جرار، فریب می‌دهد و موکل من هم می‌گوید که فریب خورده‌ام. الان هم جایی نیست که بخواهد حقایق را کتمان کند؛ اینجا محضر دادگاه عدل اسلامی است و همه چیز بر مبنای موازین قانونی و اصول است.&#160; <br />وکیل مدافع حکمتی ادامه داد: امثال موکل من را آمریکایی ها به دام می اندازند اما وقتی پرنده تیزپرواز هزارچشم هزار گوش مستور و پوشیده از انظار را مأموران ما ، جوانان ما و چشم و گوش های ما صید می‌کنند آمریکا در تلاش برای چه چیزی است؟ جایی که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد؟ موکل من چطور می‌توانسته در سیستمی نفوذ کند که هیچ احدی راه به آنجا ندارد. میکده حمام نیست، سرزده وارد نشو.&#160; <br />صمدی با بیان اینکه در کیفرخواست صادره اتهام موکل من را همکاری با دولت متخاصم آمریکا به وسیله سازمان جاسوسی CIA علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی قید کرده‌اند تصریح کرد: دلایل انتصاب این اتهام چیست؟ گزارش وزارت اطلاعات و اقاریر متهم و اعمال و افعالی که وی انجام داد آمده است. چون شالوده و پایه و اساس پرونده از باب انتصاب اتهام گزارش وزارت اطاعات است اتخاذ سند می‌کند به گزارش نامه مدیرکل حقوق قضایی معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات که مأمور به رسیدگی به پرونده بوده.&#160;&#160; <br />وکیل مدافع حکمتی خاطرنشان کرد: در این گزارش می‌گوید حکمتی جاسوسی آمریکاست که با قصد نفوذ در سیستم اطلاعاتی کشور و با هدایت مستقیم CIA وارد ایران شده است. در بحث اقرار قابلیت تجزیه وجود ندارد نمی‌شود آنچه به نفع متهم است را رها کنیم و ‌آنجا که علیهش است را بچسبیم. متهم می‌گوید اصل مأموریتش نفوذ در سیستم اطلاعاتی ایران و تبدیل شدن به منبع اطلاعاتی CIA بوده و انگیزه‌اش این بوده که پول بگیرد تا بتواند زندگی کند.      <br />صمدی با طرح این پرسش که آیا قصد جرم ، جرم است؟ گفت: اگر تهیه مقدماتی انجام داد برای اینکه موصله متصله به ارکان جرم باشد، آیا می‌تواند جرم تلقی شود؟ خیلیها خیلی قصد می‌کنند اما در اینجا قصد ایشان برای نفوذ در وزارت اطلاعات، جرم محال است؛ مگر می‌شود در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران که مأموران زبده و کارشناسان ورزیده دارد نفوذ کرد؟ وزارت اطلاعات ایران هزاران فیلتر دارد وگرنه با این سیستم‌های متخاصم در جهان اساس کشور بر باد می‌رفت.       <br />وکیل مدافع حکمتی افزود: در هرکجا جنبده‌ای علیه نظام جمهوری اسلامی وجود دارد و توطئه می‌کند توسط سربازان و جان برکفان خوشنام پوشیده مرام بسیار خوش مرام کشف می‌شود. لذا آیا می‌توان در چنین سیستمی نفوذ کرد؟ لذا اینجا فقط صرف قصد جرم مطرح است و ارتکاب این جرم به نظر من جرم محال است.       <br />صمدی ادامه داد: آموزش هایی که موکلم دیده نیز جرم نیست؛ آیا می‌توان آموزش دیدن برای جرم را جرم تلقی کرد؟       <br />وی همچنین با بیان اینکه با آموزش‌های بچه‌گانه‌ای که به موکل من داده بودند نمی‌شد در چنین سیستمی نفوذ کرد گفت: موکل من غافل از این بوده که از بدو ورود تحت نظر بوده و شناسایی شده بود.       <br />صمدی با تأکید مجدد بر اینکه عمل موکلش جرم محال بوده گفت: طبق تبصره یک ماده ۲۴۱ مجرد قصد ارتکاب جرم و عملیات اقدام که فقط مقدمه جرم است و ارتباط مستیم با وقوع جرم نداشته جرم نیست. وقتی هنوز نفوذ نشده و قط با کارشناسان حرف زده شده این شروع جرم نیست.      <br />وی با بیان اینکه آمریکایی ها موکل من را فریب داده‌اند و خود او را قربانی و نابود کرده‌اند اظهار داشت: موکلم ده ها بار گفته فریب خورده‌ام و اظهار ندامت و توبه کرده و ماده قانونی ۵۰۸ هیچگونه تطابق و تناسبی با اعمال موکلم ندارد.       <br />حکمتی در پایان این بخش از دفاعیاتش از محضر دادگاه استدعای صدور حکم با رحمت و عطوفت اسلامی کرد.      <br />* توضیحات نماینده دادستان      <br />در ادامه این دادگاه نماینده دادستان در پاسخ به دفاعیات وکیل گفت:‌ آقای وکیل می گوید که متهم فقط قصد جرم داشته اما متهم در واشنگتن سه مرحله آموزش دیده و سوء نیت و انگیزه تخریبی او علیه نظام محرز است و وی قصد داشته پس ازبازگشت به آمریکا از مستندات خود علیه نظام استفاده کند و بگوید ایران در فعالیت‌های تروریستی خارج از کشور دست دارد.       <br />نماینده دادستان افزود: اقدامات خصمانه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بسیار واضح است و از آن جمله می‌توان به اعزام هواپیمای جاسوسی به ایران و اعزام جاسوسان انسانی متعدد اشاره کرد و لذا من تقاضای اشد مجازات برای این متهم دارم.       <br /></font><font face="Tahoma"><strong>* توضیحات قاضی صلواتی       <br /></strong>در ادامه جلسه دادگاه قاضی صلواتی اظهار داشت: باتوجه به اقدامات هیئت حاکمه آمریکا و CIA علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در ۳۰ سال گذشته از جمله تحریمها ، جنگ تحمیلی، واقعه طبس، حمایت از فتنه ۸۸ و تخصیص بودجه برای آن، اعزام جاسوسان مختلف به ایران و اقدام برای برگزاری خصومت آمریکا با ایران واضح است.       <br />صلواتی در ادامه با طرح این پرسش که آیا اتهامات متهم همکاری با دولت متخاصم نیست که مطابق با ماده ۵۰۸ باشد گفت: اگر اینگونه نیست این فرد چه ارزشی برای آمریکا داشته که چندین سال وی را آموزش بدهند و کارشناسان CIA با او جلسات متعدد آموزشی و کاری بگذارند و او را به ایران اعزام کنند.      <br /></font><font face="Tahoma"><strong>* دفاعیه نهایی وکیل       <br /></strong>      <br />در ادامه این جلسه دادگاه صمدی وکیل مدافع متهم با بیان اینکه بنده نیز قبول دارم که سوءنیت محرز است اظهار داشت: بحث درباره عنصر مادی جرم است. وگرنه در متخاصم بودن آمریکاهیچ شکی نیست. کجا از نیش آمریکا در امان است؟ افعانستان، عراق، پاکستان یا &#8230;؟      <br />وی با بیان اینکه ظلم و ستم آمریکا در جهان اظهر من الشمس بوده و تنها کشوری که جلوی این رژیم قد برافراشته ایران اسلامی است اظهار داشت: سوء نیست محرز است اما آیا مقدمات آموزشی که موکل دریافت کرده خود جرم است؟ من اگر آموزش ببینم که ترور کنم ولی ترور نکنم آیا باز هم باید به اتهام ترور من را بگیرند؟‌      <br />وکیل مدافع حکمتی ادامه داد: در کیفرخواست یکی از اتهامات موکلم &quot;اتهام سازی و مرتبط نمودن ایران با فعالیت‌های تروریستی خارج از کشور&quot; قید شده است اما آیا متهم این کار را کرده و توانسته در وزارت اطلاعات نفوذ کند؟‌بنابراین به نظر من عنصر مادی جرم در اینجا مفقود و فشل و ابتر است.       <br />وکیل مدافع حکمتی در پاسخ به این سؤال نماینده دادستان که آیا قبول دارید متهم با آمریکا همکاری کرده گفت: موکلم می‌گوید من فریب خورده ام و به این هدف امده‌ام اما هدفم را انجام نداده‌ام.       <br />وکیل مدافع حکمتی در پایان تأکید کرد که طی روزهای آتی لایحه دفاعی خودرا تقدیم دادگاه خواهد کرد.       <br />پس از سخنان وکیل مدافع، نماینده دادستان گفت متهم به همکاری با&#160; آمریکا اقرار کرده و در پرونده نیز درج شده است و عنصر مادی هم همان دوره آموزشی است چرا که با این دوره‌ها، متهم همکاری خود را ثابت کرده و سه جلسه نیز در وزارت اطلاعات حضور یافته و در راستای مأموریتش پیش رفته است اما غافل از اینکه از قبل شناسایی شده بوده است.       <br />نماینده دادستان تأکید کرد: انگیزه وی نفوذ بوده و آموزش های لازم را هم دیده بود لذا انیگزه وی کاملا محرز است.      <br />قاضی صلوتی در انتهای این دادگاه گفت: برخود لازم می‌دانم که از زحمات و تیزهوشی‌های سربازان گمنام امام زمان بویژه معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات تشکر کنم.      <br />گفتنی است، در پایان این دادگاه، وکیل مدافع متهم از قاضی صلواتی به دلیل آزادی کامل در دادگاه برای ایراد دفاعیات تشکر و همچنین امیر میرزایی حکمتی نیز از دفاعایت وکیل ابراز رضایت کرد.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/10/06/9588/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشگ تمساح نیم پهلوی برای تروریستهای شهربدنام اشرف</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/09/21/9561/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/09/21/9561/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 19:42:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/09/21/9561/</guid>
		<description><![CDATA[هرچند که رضا پهلوی &#8211; فرزند شاه مخلوع است اما اگر قرار باشد در مورد او صحبت شود اول نیاز به معرفی دارد زیرا که باقی مانده پهلوی که سالهاست به دامان آمریکا خزیده، آنقدر در انزوا و بی توجهی قرار داشته که بسیاری در ایران او را نمی شناسند و البته در میان عده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="mohamad" border="0" alt="mohamad" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/12/mohamad.jpg" width="300" height="160" /></p>
<p><span id="more-9561"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">هرچند که رضا پهلوی &#8211; فرزند شاه مخلوع است اما اگر قرار باشد در مورد او صحبت شود اول نیاز به معرفی دارد زیرا که باقی مانده پهلوی که سالهاست به دامان آمریکا خزیده، آنقدر در انزوا و بی توجهی قرار داشته که بسیاری در ایران او را نمی شناسند و البته در میان عده ای به «ربع پهلوی» مشهور است!</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">او کسی است که خود را وارث تاج و تخت سلطنت در ایران می داند و البته برای معرفی و اثبات این ادعا سعی بسیاری هم کرده است. به عنوان نمونه، در برهه ای از زمان منافعش را در گرفتن موضعی می دانست که بر علیه سلطنت پدرش در ایران بود و در مصاحبه با صدای آمریکا، براندازی نظام پهلوی و سرنگونی پدرش را حق ملت ایران دانست و او را به عنوان یک دیکتاتور، مستحق برخورد قاطع مردم ایران ارزیابی کرد. البته در ادامه، خود را نیز خواهان برقراری «نظامی دموکراتیک در ایران» معرفی نمود تا لگدی را که زیر کاسه و کوزه پدر مخلوعش زده بود به نفع خودش به ثمر برساند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اما آن چه که واضح است، او هیچ گاه نتوانست در سالهای پس از انقلاب، خود را مطرح سازد و حتی به اپوزیسیون و مخالفان خارج از ایران، به عنوان کسی که وارث تاج و تخت و سلطنتی است،بقبولاند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اظهار نظر منتقدانه،آن هم با این شدت و حدّت رضا پهلوی در مورد پدر مخلوعش، آخرین فعالیت او برای معرفی شدن در صحنه سیاسی نبوده و نیست و نامه اخیر رضا پهلوی به اوباما در خصوص حفاظت از اشرف، اردوگاه غصبی منافقین در عراق، جدید ترین تحرک او در این زمینه محسوب می گردد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">این «کودک بحبوحه انقلاب» که گویا رشدش به لحاظ سیاسی و وجاهت قانونی از همان سال سرنگونی پدرش متوقف شده به مانند کسی است که گویا منافقین را نمی شناسد و کاملاً بی پروا، از گروهی حمایت کرده که تبعات آن کم از خودکشی ندارد. باقی مانده سلطنت،در بخش هایی از نامه اش سعی کرده با رویکرد حقوق بشری، برای حفاظت از جان و آینده کودکان و خانواده های ساکن در اردوگاه اشرف زنهار دهد! در حالی که اگر فقط چند دقیقه از وقتش را به مطالعه در مورد منافقین و شناخت آنها اختصاص می داد و یکی از هزاران سند و گزارشی را که از اردوگاه اشرف توسط خود آمریکایی ها مبنی بر عدم وجود خانواده و کودک در این اردوگاه تنظیم شده بود را می دید اینگونه نمی گفت!</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">«سیاست های تروریستی این گروهک»، «نقض آشکار حقوق بشر در این اردوگاه» و هزاران مورد دیگر، که جایی در نامه نگاری او نداشت، به همین ترتیب است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">تلاش برای کسب شهرت برای کسی که خاطرات مردم ایران از او مربوط می شود به عکس های باقی مانده از دوران نوجوانی اش که در کنار پدر و مادرش گرفته است، امری عجیب نیست، اما در پس پرده این مطلب نکاتی است که خبر از ماهیت منزوی و منفور امروز مخالفان نظام ایران می دهد؛</font></p>
<p align="justify"><strong><font face="Tahoma">همدستی؛ رمز زنده ماندن!</font></strong></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">اما نکته نهفته در این درخواست، حکایت از ناتوانی و ذلتی است که اپوزیسیون ایران را فرا گرفته است. امروز نه تنها رضای پهلوی، که همه اپوزیسیون تلاش دارند به نوعی در مسیر اتحادی گام بردارند که شاید آن را اسبابی برای ابراز وجود و تولید ظرفیتی می دانند که باید ۳۲ سال انزوا و ناکامی را در اهدافی دست نیافتنی جبران کند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">باید دید که دو جریان باقی مانده پهلوی و منافقین که سالهای پیش از انقلاب با یکدیگر مبارزه می کردند چگونه است که امروز از یکدیگر حمایت می کنند؟ آیا می توان پذیرفت که ۳۲ سال گذشت زمان باعث شده تا دشمنی ها از میان برود و گذر زمان، خط فکری این دو جریان و تفکر را به هم اتصال بدهد؟!</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شاید هم باید قبول کنیم که این دو هیچ گاه بر سر اصول و عقاید با یکدیگر در تضاد نبوده اند، چرا که می دانیم مبارزات منافقین در سالهای پیش از انقلاب با رژیم پهلوی و با ادعای «قطع ید استکبار» و سلطه امپریالیسم دروغی بیش نبوده، بلکه فقط انگیزه کسب قدرت، این تحرک را به جلو هدایت می کرده است و در شاهد این ادعا همین بس که انقلاب اسلامی با پشتوانه مردمی، هم سلطه هر گونه بیگانه را بی قید و شرط از کشور قطع کرد و هم اسلام را که مورد ادعای منافقین بود در ایران برپا ساخت. پس چرا همین جریان نفاق از همان ابتدا، به مقابله با این نظام پرداخت و امروز وقتی بررسی می کنیم می بینیم که بیشترین ترورها (ترور ۱۲۰۰۰ نفر) و خرابکاری های این گروهک در سالهای پس از انقلاب و بر علیه مردم عادی کوچه و بازار انجام گرفته است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">پهلوی نیز در آن زمان در تفکر حفظ قدرت بود و هر جریان مخالفی را فارغ از ماهیت و اهدافش سرکوب می کرد. و امروز نیز سلطنت طلبان به مانند دیگر جریانات معاند نظام به ماهیت همدستان خود اهمیت نمی دهند و فقط به دنبال این مسئله هستند که با برقراری اتحاد،ناکامی گذشته را به فراموشی بسپارند؛ «بهایی» یا «دموکرات بودن»،&#8230;«لائیک» یا حتی منافق بودن هیچ اهمیتی ندارد همه باید جمع شوند تا شاید حرکتی موثرتر از گذشته صورت پذیرد.</font></p>
<p align="justify"><strong><font face="Tahoma">جمع اضداد؛ بیانگر ناامیدی از آینده</font></strong></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">نکته دیگر اینکه امروز تبعات حمایت از منافقین که به پایان شوم خود بیش از پیش نزدیک شده اند برای همه مخالفان جمهوری اسلامی اظهر من الشمس است. ارتباط جنبش سبز با منافقین آخرین تحرک یک جریان معاند نظام در این زمینه بود که در واقع برای جریان فتنه یک خودکشی محسوب شد و بعد که متوجه شدند چه اشتباهی کرده اند نتوانستند سر و ته این قضیه را جمع کنند. اما اینکه بقیه چرا از بازخورد این تحرکات درس نمی گیرند موضوعی است که جای بحث دارد.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">باید توجه داشت که مخالفان امروز ایران از جمله همین سلطنت طلبان (البته اگر بتوان رضا پهلوی را به عنوان نماینده سلطنت طلبان به شمار آورد) هیچ مایه و محتوایی ندارند که بر اساس آن صف آرایی کنند&#8230;ضمن اینکه به آینده هم امیدی ندارند وگرنه اینگونه دست به تجمیع اضداد نمی زدند. اگر آنها فقط ۱۰% به موفقیت در آینده امید داشتند امروز دست به این خودکشی سیاسی نمی زدند. آنها حتی نگران از دست رفتن آبرو در منظر ملت ایران نیز نیستند زیرا می دانند که آبرویی وجود ندارد و اتفاقاً به خوبی از ماهیت منفور خود اطلاع دارند و به خوبی می دانند که این نوع موضع گیری هیچ واکنشی را در داخل کشور به وجود نمی آورد و این اتحاد فقط به منظور جلب توجه کشورهای غربی است که تامین کننده مالی این گونه تحرکات هستند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">و نکته آخر اینکه گمان می رود، این درخواست خود منافقین است که از باقی مانده پهلوی برای اظهار نظر در مورد پادگان اشرف بهره گیرند که خود بیانگر ماهیت منافق و خیانتکار این گروه است….</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/09/21/9561/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>باند جاسوس پیشه رجوی ابزار دست موساد و سیا برای خرابکاری در ایران</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/09/16/9531/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/09/16/9531/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Dec 2011 21:29:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/09/16/9531/</guid>
		<description><![CDATA[امریکا و اسرائیل درگیر جنگ‌مخفی علیه ایران مارک دانکوف، ترور دانشمندان هسته‌ای ایرانی به دست عوامل رژیم اسرائیل، نقض حریم هوایی ایران با هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی، و تحریم‌های یک‌جانبه امریکا علیه ایران را جنگی مخفی خواند و گفت: &#34;جنگ در حقیقت آغاز شده است.&#34; وی افزود، موساد و سیا این اقدامات مخفیانه را با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/12/image7.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-9531"></span>
<p align="justify"><font face="Tahoma">امریکا و اسرائیل درگیر جنگ‌مخفی علیه ایران</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">مارک دانکوف، ترور دانشمندان هسته‌ای ایرانی به دست عوامل رژیم اسرائیل، نقض حریم هوایی ایران با هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی، و تحریم‌های یک‌جانبه امریکا علیه ایران را جنگی مخفی خواند و گفت: &quot;جنگ در حقیقت آغاز شده است.&quot;</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">وی افزود، موساد و سیا این اقدامات مخفیانه را با کمک گروهک‌های تروریستی از جمله مجاهدین خلق (منافقین)، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، و شبه‌نظامیان جندالله، انجام می‌دهند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">دانکوف در ادامه اظهار داشت، روی‌کرد خصمانه امریکا و اسرائیل علیه ایران با برنامه هسته‌ای تهران رابطه‌ای ندارد و هدف اصلی آن اطمینان حاصل‌ کردن از حفظ برتری نظامی اسرائیل در خاورمیانه است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">وی همچنین اسرائیل را که تحت حمایت سیاسی و مالی واشنگتن قرار دارد، &quot;باری&quot; بر دوش مالیات‌دهندگان امریکایی دانست.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">در مناظره ماه گذشته کاندیداهای جمهوری‌خواه انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا، آنان خواستار گسترش انواع عملیات مخفیانه از جمله ترور و همچنین اقدام نظامی علیه ایران شدند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">این سخنان در حالی مطرح می‌شود که، دانشمندان ایرانی در سال‌های اخیر هدف حمله‌های تروریستی قرار گرفته‌اند. از جمله متخصصان ایرانی که هدف حملات تروریستی قرار گفته‌اند، مسعود علی محمدی، مجید شهریاری و فریدون عباسی، از اساتید دانشگاه‌های ایران هستند که در نتیجه این حملات شهریاری و علی‌محمدی کشته شدند اما دکتر عباسی و همسر وی جراحاتی برداشته و روانه بیمارستان شدند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرده است، تهران اسناد غیرقابل‌انکاری در دست دارد که نشان می‌دهد که دولت امریکا در توطئه‌ها علیه ایران و اعزام عناصر خود برای انجام اعمال خرابکارانه و تروریستی در ایران و دیگر کشورهای منطقه نقش داشته است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">امریکا و برخی از هم‌پیمانان غربی این کشور به همراه رژیم اسرائیل، تهران را به پیگیری برنامه هسته‌ای خود با اهداف نظامی متهم و از این مسئله به عنوان بهانه‌ای برای اعمال تحریم‌های بیشتر و همچنین درخواست برای حمله به ایران استفاده می‌کنند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">ایران با رد این اتهامات تاکید می‌کند که به عنوان یکی از امضاکنندگان پیمان منع گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای و یکی از اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از حق توسعه و دستیابی به فن‌آوری صلح‌آمیز هسته‌ای برخوردار است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">مقامات ایران قویا نسبت به لفاظی‌های جنگ‌طلبانه و تحریک‌کننده امریکا و اسرائیل واکنش نشان داده‌اند و تاکید می‌کنند که جمهوری اسلامی به هرگونه حمله نظامی به این کشور پاسخ سنگینی خواهد داد. همچنین تهران هشدار داده ‌است که حمله به ایران می‌تواند به گسترش دامنه جنگ به فراتر از منطقه خاورمیانه منجر شود.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/09/16/9531/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علامه قلابی حامی باند تروریستی رجوی، جاسوس اسرائیل از آب درآمد</title>
		<link>http://www.negaheno.net/1390/09/08/9511/</link>
		<comments>http://www.negaheno.net/1390/09/08/9511/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 16:25:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>جعفر خوئی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.negaheno.net/1390/09/08/9511/</guid>
		<description><![CDATA[محمد علی حسینی، روحانی نمای متوهم لبنانی که خود را برای رهبری نیروهای انقلابی لبنان شایسته تر از سیدحسن نصرالله می داند، پس از دستگیری توسط ارتش لبنان به جرم جاسوسی برای موساد، به خبرچینی منافقین طی سالیان اخیر برای سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی اعتراف کرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="background-image: none; border-bottom: 0px; border-left: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; display: inline; border-top: 0px; border-right: 0px; padding-top: 0px" title="image" border="0" alt="image" src="http://www.negaheno.net/wp-content/uploads/2011/11/image18.png" width="300" height="170" /></p>
<p><span id="more-9511"></span>
<p><font face="Tahoma">محمد علی حسینی، روحانی نمای متوهم لبنانی که خود را برای رهبری نیروهای انقلابی لبنان شایسته تر از سیدحسن نصرالله می داند، پس از دستگیری توسط ارتش لبنان به جرم جاسوسی برای موساد، به خبرچینی منافقین طی سالیان اخیر برای سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی اعتراف کرد.</font></p>
<p><font face="Tahoma">به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور)، محمد علی لبنانی که در خرداد ماه سال جاری به جرم جاسوسی برای موساد دستگیر شد، در جلسه دادگاه خود که به تازگی برگزار شد، با اشاره به ابعاد دیگری از جاسوسی منافقین برای موساد گفت: منافقین از سال ها قبل با سازمان جاسوسی اسرائیل همکاری دارند و من در جریان این ارتباط هستم.</font></p>
<p><font face="Tahoma">به گزارش هابیلیان متن گفتگوهای رئیس دادگاه با وی و در اولین جلسه محاکمه به قرار زیر است؛</font></p>
<p><font face="Tahoma">رئیس دادگاه: شما در بازگشت از بلژیک، تماسی از یک شماره دریافت کردید و این ارتباط ۴ ماه به طول انجامید.</font></p>
<p><font face="Tahoma">محمد علی حسینی: من ارتباط مستقیم و توافق نامه ای مشخص با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و با مسئول کمیته سیاسی آنها دارم و این شماره مربوط به اوست.</font></p>
<p><font face="Tahoma">رئیس دادگاه: این شماره از بلژیک و مربوط به سازمان موساد است، در این مورد چه توضیحی دارید؟</font></p>
<p><font face="Tahoma">محمد علی حسینی: من با محمد علیزاده که یکی از مسئولان این سازمان است در تماس هستم اما برایم ثابت نشده بود که این شماره مربوط به موساد است.</font></p>
<p><font face="Tahoma">رئیس دادگاه: شما از شماره ای در انگلستان نیز در سال ۲۰۰۸ تماس هایی داشته اید که مربوط به موساد است.</font></p>
<p><font face="Tahoma">محمد علی حسینی: این شماره مربوط به مجاهدین(منافقین) است.</font></p>
<p><font face="Tahoma">رئیس دادگاه: آیا شما میان مجاهدین و موساد ارتباطی قائل هستید؟</font></p>
<p><font face="Tahoma">محمد علی حسینی: بله، تا آنجا که من می دانم این گروه سال هاست که با اسرائیل همکاری می کند و تاکنون تعاملات گسترده ای با موساد داشته است.</font></p>
<p><font face="Tahoma">سوابق علامه قلابی</font></p>
<p><font face="Tahoma">محمد علی حسینی از حامیان سرسخت منافقین است که در خرداد ماه امسال و پس از یک سال بررسی فعالیت‌های وی از سوی اطلاعات ارتش لبنان، سرانجام به خاطر جاسوسی برای رژیم صهیونیستی دستگیر شد.</font></p>
<p><font face="Tahoma">وی که به خاطر مواضع تند علیه حزب الله لبنان و ایران، به شدت مورد علاقه رسانه‌های غربی است، اعلام کرده بود که نیروی «مقاومت اسلامی عربی» را برای مقابله با اسرائیل تشکیل داده که هزار و پانصد نفر نیروی مسلح دارد اما تصاویری که از این «نیروها» در فضای اینترنت منتشر شده بود، بیش از ۵ نفر با ژست‌های مختلف را نشان نمی‌داد!</font></p>
<p><font face="Tahoma">این جاسوس رژیم صهیونیستی همچنین ید طولایی در موضعگیری علیه جمهوری اسلامی در لباس یک روحانی شیعه دارد و مواضع ضد ایرانی وی به سرعت در رسانه های غربی بازتاب پیدا می کند.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">حسینی در جریان حضور ارتش عراق در پادگان اشرف به عنوان مرکز تجمع گروهک تروریستی منافقین، از این حضور به عنوان حمله یاد کرده و ضمن محکوم کردن آن، کسانی را که در این حمله کشته شدند شهید خواند و خواهان حمایت از جدایی‌طلبان خوزستان نیز شد!</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">تنها مدرک تحصیلی از این جاسوس لبنانی، گواهی است که نشان می‌دهد وی در سال تحصیلی ۸۱ – ۸۲ از طلبه‌های یکی از مدارس علمیه در قم بوده است.</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">مطبوعات لبنان به نقل از منابع امنیتی گزارش دادند سفرهای متعدد محمد علی حسینی به کشورهای اروپایی و تماس‌های تلفنی مشکوک او برای نهادهای امنیتی این کشور شک‌برانگیز شده بود و اداره امنیت لبنان، اطلاعات ارتش و اطلاعات حزب الله از یک سال پیش وی را تحت نظر داشته‌اند تا اینکه سرانجام نیروهای اطلاعات ارتش لبنان با مراجعه به آپارتمانش در شهر صور ضمن دستگیری وی از خانه‌اش مقادیر زیادی سلاح کشف نمودند.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.negaheno.net/1390/09/08/9511/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

