نگاه نو.: شهر شرف اشرف!!!
گزارش تناقضات گذشته
فاکتهای زیر را نمی خواستم بنویسم و خیلی سختم بود و فقط بخاطر ترک آن برای همیشه خودم را حاضر کردم تا این حد روسیاه کنم.
1- در سال 60 در پاریس یکی از بچه ها به یکی دیگر گفت فلانی خوش تیپ است و این موضوع طی چند سال چند بار توسط بچه های مختلف تکرار شد. من هر وقت جلوی آئینه می ایستادم بخودم نگاه میکردم و همان حرف را تکرار میکردم.
2- در سای 72 در انبار بغداد مسئول فروش اجناس اضافی سازمان بودم. زنی که برای خرید آمده بود گفت شما مرد خوش تیپی هستی. این مسئله هم مزید بر علت شد و آنرا گزارش نکردم.
3- طی سالیانی که خارجه بودم و در بغداد 9 زن با حرفها و حرکات فریبنده میخواستند رابطه برقرار کنند. من فقط 2 مورد از آنها را گزارش کردم و بقیه را بخاطر اینکه مبادا مسئولیت تولید سرود را که وسیله ای بود برای کار و سفر در خارج از پادگان و ارضای جیم از من نگیرند، گزارش نکردم.
4- من از سال 70 تا 79 بخصوص مواقعی که خارجه بودم چندین بار خود ارضایی کردم. در سرفصلهای ایدئولوژیک، پس از نشستهای رهبری با خودم عهد بستم که خیانتهایم را ترک کنم اما پس از چند هفته عهدم را میشکستم و کارهای زشتم را از سر میگرفتم.
[ اگر میخواهید توجیهاتی را که میکردم برای این کارها / بخوانم؟ میگفتم آدم وقتی اسکان ندارد و حول و حوشش هم زنان هستند چاره ای جز این ندارد. انسان زیبایی طلب است وقتی راههای طبیعی برویش بسته باشد به راههای غیر طبیعی متوسل میشود.]
سند
