نگاه نو: شهر شرف اشرف!!!
شیرجه هفتگی
خسرو رحیمی
ت : 2 مهر 80
ر : سه شنبه
با توجه به اینکه من در سال 58 از طریق یکی از اقواممان در همسایه ما بود با مقوله جفت گیری با سگ آشنا شدم.
و این کار را تا سال 68 ادامه دادم. موقعی که از دهات خودمان به شهر آمدیم نتوانستم این کار را بکنم ولی در کرمانشاه بعلت وجود آن چندین بار این کار را کردم.
و در سال 69 در انزلی چندین بار با گذاشتن نان در جیب مواقعی که پست تک نفره بود که بتوانم دوباره این عمل را تکرار کنم ولی بدلیل گیر نیاوردن و نتوانستن موفق به این عمل نشدم.
حتی در سالهای در 79 - 78 هم وقتی در پست 7 A شبها نگهبانی می دادیم به سگ ماده ایی که در آن جا بود نان می دادم و با پا با او بازی می کردم ولی مطلقا وارد عمل نشدم و نمی خواستم هم بشوم و این کار را هم نمیکردم ولی یادآوری سالهای قبل برای من بود و به نوعی از این خوشم می آمد.
و یا مواقعی بود وقتی با گربه ور می رفتم و بازی می کردم دچار هوس می شدم و از شرمگاه خودم می فهمیدم تا اینکه اراده کردم آن را کنار گذاشتم.
ولی مدتی بود از این کار خوشم می آمد و به عمد انجام می دادم.
سند
